***** http://bio4u.blogfa.com آدرس جديد اين وبلاگ===http://bio4u.blogfa.com آدرس جديد اين وبلاگ===http://bio4u.blogfa.com آدرس جديد اين وبلاگ===http://bio4u.blogfa.com آدرس جديد اين وبلاگ *****

بیوگرافی هنرمندان
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بیوگرافی DJ Aligator

  علی مساوات که شاید به اسم اصلیش نشناسینش ولی خوب اگه بگم DJ Aligator همتون میشناسینش.

  در 10 مارس 1975 در ایران/تهران متولد شد.

او جوان ترین عضو خانواده بود و از پدر و مادرش لذت میبرد و حالا او خوشحال هست و بچگی اش را توصیف میکند
.

او به یاد میاورد که تمام اجتماعها و مهمانی هایی را که پدر و مادرش در خانه تدارک میدیدند (دوستان،خوشاوندان،همسایه ها ) تا با هم مخلوط بشوند ، دوست داشت
.

علی دوست داشت در این مهمانی ها بخواند و مردم برقصند
.

او تا موقعی که با بچه های هم سنش بازی میکرد ، کشتی را خیلی دوست داشت
.

علی یک صفحه کلید اسباب بازی برای روز تولدش ، از پدرش هدیه گرفت
.

عشق برای موسیقی به سرعت در علی جوانه زد و او شور و شوق زیادی داشت
.

او به زودی موفق شد که مقداری شهرت کسب کند
.

علی به زودی توانست در مهمانی ها و تولد ها و عروسی ها آهنگ بنوازد
.

3
سال بعد خانواده ی علی تصمیم گرفتند به دانمارک برودند و در Copenhagen دانمارک اقامت کردند
.

و علی در 13 سالگی مجبور شد یک زبان جدید را یاد بگیرد و این برای علی یک چالش باور نکردنی بود
.

و علی تصمیم گرفته بود که یک موسیقی دان حرفه ای شود و رویایش را دنبال کند
.

او ابتدا با دوره های مقدماتی جاز کارش رو شروع کرد
.

بعد ازفارغ التحصیل شدن دبیرستان ،علی تردید داشت که وارد موسیقی دانمارکی شود
.

او در ادامه ی تحصیل خود برنامه ریزی کاملی کرد و به سرعت پیشرفت کرد
.

او مجبور بود برای آهنگ سازی به صفحه کلید ساده T Wouldn کفایت کند
.

به این ترتیب و با غرض توانست چند دستگاه دیگر بخرد
.

او مجبور بود یکسره کار کند تا غرض ها را بپردازد
.

سپس علی یک کلوپ شبانه محلی را پیدا کرد که نیاز به یک DJ داشت و او گرداننده آنجا شد
.

به این ترتیب علی علاقه مند به موسیقی جدیدی ( موسیقی کلوپی ) شد
.

او در سبک موسیقی کلوپی آلبوم اولش را آماده کرد و این سکویی برای پیشرفت علی بود
.

در یکی از شبهای نوامبر 1999 هنگامی که علی در کلوپ محلی سرگرم هنرنمایی بود ،چند نفر وارد کلوپ شدند و با سوت میسیقی زیبایی را نواختند
.

و به طور ناگهانی این فکر در سر علی افتاد که موسیقی تکنو را با سوت مخلوط کند
.

و به سرعت به استدیو ضبط رفت و بیشتر از 5 ساعت تمرین کرد
.

او ایمان داشت این این کار ممکن است و با استفاده از تمرینات قبلیش توانست موزیک جذابی بسازد
.

و موسیقی خودش را با نام Whistle به بیشتر شرکتهای باسابقه در دانمارک نشان داد ،ولی هیچ کدام ارزش این کار را درک نکردند
.

ولی او یک نقشه داشت ،او بیش از 180 نسخه از Whistle را روی یک لوح فشرده (MP3) ضبط کرد و این محصول را به تمام دی جی های معروف دانمارک فرستاد و نظر آنها را پرسید
.

و به سرعت همین موزیک او معروف شد و مردم خیلی این ترانه ی او را دوست داشتند
.

و حالا زمان آن رسیده بود که که ترانه ی Whistle او معروف شود
.

Kenneth Bager (
اسپانسر علی) تردید داشت که کار با علی راشروع کند و با او تماس بگیرد
.

Kenneth
بالاخره تصمیم خودش را گرفت و یک برچسب جزئی FLEX (صدا) تهیه کرد که توسط EMI Records که با سابقه ترین شرک در دنیا بود آماده شد
.

و در آن زمان خیلی از شرکتها به پیشنهادهای رنگارنگ به علی نظر دادند که مورد توجه او واقع نشدند چون او باید بهترین پیشنهادها را میگرفت
.

سرانجام Kenneth بهترین پیشنهاد را به او داد بنابراین او قرار داد با FLEX/EMI Records را امضا کرد
.

دی جی علی گیتور برای آولین بار به طور رسمی و بین المللی موزیک Whistle را اجرا کرد و تمامی رکوردها شکسته شد
.

در نمودار فروش موزیک های دانمارکی در 14 و 16 و 8 هفته دی جی علی گیتور اول و دی جی های مجرد دوم و سایر دی جی ها سوم شدند
.

به علاوه در نمودارهای دیگر در بیشتر کشورهای اروپایی ترانه های Whistle و LoIIipop و Turn بالاترین آمار را در کل اروپا از آن خود کردند
.

و علی این گونه خیلی محبوبیت کسب کرد و آلبومش را PayBack نامید و از این آلبوم او بیش از 1000 نسخه منتشر شد
.a

از زمانی که پروژه دی جی علی گیتور محبوبیت بسیاری کسب کرد او در بیش از 30 کشور جهان این ترانه ها را دوباره اجرا کرد
.

ترانه ی Whistle در انگلستان به دست دی جی مجرد بین المللی شد و ثبت گردید
.

علی برای آخرین بار ترانه ی Whistle را در انگلستان به همراه خواننده های معروف انگلیسی (Pink ، Celebes ، Enrique ، Brithey ) اجرا کرد
.

با این موفقیت علی تصمیم گرفت تا آلبوم دوم خودش رو با نام Sound Of Ccandinavia منتشر کند
.

این آلبوم موفقیت هانی پیدا کرد و در زمان Payback2 فروشی بیش از میلیونها نسخه جهانی داشت
.

این پروژه بیش از 6 میلیون نسخه از همه جای کره ی زمین فروش داشته است
.


دی جی علی گیتور چندین بار دی دانمارک به خاطر ساختن آهنگ های کلوپی از طرف MTV جایزه گرفته است
.

امروزه علی به صورت یک هنرمند بین المللی در آمده است
.

و حالا هم میبینیم که چگونه یک پسر 13 ساله به هدفهایی که در سر داشته در یک کشور بیگانه رسیده است
.

حالا علی در جنوب سوئد در ویلای جدیدش زندگی میکند که نزدیک به یک استدیو ضبط هست
.

علی نقشه های بسیاری برای شرکتهای جدیدش دارد.

 

زندگی نامه ی دی جی علی گیتور

اینم خلاصه زندگی علی گیتور از 10 سالگی تا حالا

توجه : تمام مطالب رو خود دی جی علی گیتور عزیز در مصاحبه با شبکه تپش (pdc ) گفته

اسم من علی مواساط هست به همین دلیل اسممو دی جی علی گیتور گذاشتیم (علی گیتور یعنی سوسمار) 29 سالمه و در ۱۰ مارس ۱۹۷۵ در تهران متولد شدم
.

لنز پیشنهاد اسپانسرم بود که با این لنزها چشمهای من شبیه به سوسمار بشه
!!!

تو یازده سالگی تو عروسی ها مجلس گرمی میکردم
.

تو 13 سالگی از ایران خارج شدم و به دانمارک رفتم ، بعد چند سالی کلاس پیانو رفتم و بعد از تموم شدن دبیرستان به دانشگاه موسیقی رفتم و بعد از اون هم دکترا موزیک (رهبری) رو گرفتم
.

من هم آهنگسازم و هم دی جی و رهبری گروه رو هم دارم
.

در موقعی که تو دانشگاه بودم یه اتاق کوچیک دانشگاهی داشتم و درآمدم خیلی کم بود و چند تا دستگاه خریدم که توی همون اتاقم بود و من یادم بعضی موقه ها زیر همون دستگاها (میکس ) میخوابیدم (چون جا نبود تو اقاقم) بعد با همین در آمد کم با این که دانشگاه میرفتم 3 تا کار داشتم که پولم برسه بتونم پول این دستگاها رو بدم
.

خلاصه با یکی از دوستام صحبت کردم و اون گفت یه دیسکو میشناسم که یه دی جی لازم داره به من گفت اگه درآمدت کمه میتونی اینجوری بیای پول در بیاری!!! خلاصه به علاوه ی کارهایی که داشتم ، جمعه ها و شنبه ها به این دیسکو میرفتم و اونجا دی جی بودم.بعد یواش یواش علاقم به آهنگهای دیسکویی و تکنو و کلوپی زیاد شد
.

البته من خودم به آهنگهای ایرانی علاقه دارم ولی دوست داشتم از همون اول بیام در میون اینا و در موزیک خودشون دوست داشتم که بزنم بالا که شکر خدا همین اتفاق هم افتاد ، سال پيش هم به من جایزه ای دادن از طرف دانمارک بخاطر بهترین آهنگساز اونجا و بهترین دی جی اروپا ، و همین الان هم خواننده های بزرگ اروپا دارن زنگ میزنم و از من میخوان براشون آهنگ بسازن
!!!!!!!!

من 15 سال تو دانمارک بودم وسال پیش از دانمارک اومدم بیرون و الان هم 5/2 هست که در جنوب سوئد هستم؟؟!!؟؟!!؟؟


سوال و جواب از دی جی علی گیتور

فکر میکردی این آهنگها اینقدر در ایران سروصدا کنه و مردم بدون اینکه بدونن تو یک ایرانی هستی اینجوری با این آهنگها رابطه برقرار کنن؟

اصلا، هیچ وقت و من خیلی خوشحالم . البته خیلی ها اول فکر میکردن که من عرب هستم چون توی آلبوم اولم که آهنگ عربی درست کرده بودم و میکسش کرده بودم به یه آهنگ تکنو و بعضی ها هم فکر میکردن من هندی هستم. ولی من یک ایرانی هستم و به این افتخار میکردم و هیچ وقت فکر نمی کردم این آهنکها داخل ایران و خاورمیانه گل کن.

تا حالا به این فکر کردی که یه آهنگ عربی درست کنی با ریتم تنپو و تکنو؟


بله ، من الان دارم آلبوم سومم رو درست میکنم و در آخر کار آلبوم سومم هستم و در یکی از این آهنگها فارسی توش خونده شده و من اولین بار اینو تو دوبی که سال پیش رفته بودم اجرا کردم و ملت خیلی خیلی خوششون اومد که این آهنگ میاد توی آلبوم سوم من.

اسمش چیه؟


Music Is My Language



خودت فارسی شو خوندی؟

نه ، یه آقایی هستن که خواننده ی ایرانی هستن و آلبوم خودشونم یواش یواش داره میاد ، که یعنی من با این آهنگ خودم این آقا رو دارم معرفی میکنم ، در واقع ایشون فارسی شو میخوانه و من انگلیسی شو.

آلبوم سومت کی میاد بیرون؟


آلبوم سوم داره تموم فکر کنم که 2 ماه دیگه بیاد بیرون و دلیل اینکه آلبوم سومم اینقدر طول کشیده یعنی من 2 سال روی این آهنگها کار کردم به خاطر این بود که داشتم برای یه سری ار خواننده های انگلیسی ، سوئدی ، آمریکایی آهنگ درست میکردم.

فکر اومدن به آمریکا رو داری؟


من خیلی دوست دارم بیام آمریکا که سرم خلوت تر شه من میام.

تو که از دوازده سیزده سالگی از ایران اومدی بیرون چطوری خوب فارسی صحبت میکنی؟؟؟


من یه خواهر بزرگ دارم که در دانمارک زندگی میکنه ، و دو تا خواهر و یه برادر دیگه دارم که در آلمان زندگی میکنن و چون دوست فارسی زبان هم نداشتم تنها کسی که من باهاشون فارسی صحبت میکردم همین خواهر و برادم بودن و یه چیزی برای من خیلی مهم بود که آدم هر چی میخود باشه ( ملیونر باشه و...) نباید فراموش کنه که از کجا اومده و هر وقت که با خواهرام و برادرم حرف میزدم برای من یه تمرین بود که فارسی رو از یاد نبرم.

الان جایی برنامه اجرا می کنی؟


بله من به تازگی در روسیه ، مسکو برنامه داشتم و به طور کلی کنسرتهای من در اروپا هست.

این ریش و سیبیل رو همیشه همین طوری نگه میداری؟


آره دیگه من یاد گرفتم صبهای زود که از خواب پا میشم نباید ریش و سیبیلمو بزنم اگه بزنم خراب میشه. به هر حال آدم با ید نیم ساعت / یه ساعتی روش کار بزاره دیگه.

من شنیدم دفعه ی قبل که تو دوبی کنسرت داشتی فارسی صحبت کردی و سالن منفجر شده؟


یه آقایی که مسئولیت کنسرت رو به عهده داشت به من گفت که میدونی چقدر ایرانی امشب میان ، گفتم نه به خدا ، گفت هر هواپیمایی که از تهران اومده دوبی همه بچه های ایرانی هستن که از تهران اومدن اینجا و بیشترینشون هم نمی ودونن که تو یه ایرانی هستی ، من خوشحال شدم و تصمیم گرفتم تا ایناره سورپرایز کنم بعد وسط کار موسیقی رو Stop کردم و به اینگلیسی گفتم اینجا ایرانی هست همه ی دستها رفت بالا و دفعه ی دوم هم این سوال رو کردم و لباسم رو در آوردم و روی لباس زیری من نوشته شده بود ایران که خیلی مرددم خشححال شدن ولی اونجا هم هنوز مردم نمی دونستن که من میتونم فارسی صحبت کنم. خلاصه دوباره کنسرت رو ادامه دادیم و کنسرتم تموم شد دوباره صدا رو Stop کردیم و اول برای کسانی که انگلیسی بودم و اومده بودم به انگلیسی گفتم دیگه میخوام یه چند کلمه ای حرف بزنم. و وقتی که من ( به فارسی ) گفتم سلام به همه ی بچه های ایرانی که امشب تشریف آوردن دیگه شما باید استدیو رو میدیدین یعنی اگه اون استدیو سقف داشت سقفش میومد پایین . که بعضی ها شروع کردن به گریه کردن که من اشک اوناره دیدم اشک تو چشمام جمع شد و خودم برای اولین بار رو صحنه اشکم در اومد . و این دفعه ی اولی بود برای من که 80 در صد از تماشا چیا ایرانی بودن.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 16:20 | 
بیوگرافی هنگامه

 

 هنگامه در لاهیجان-ایران متولد شد.او به همراه خانواده و خواهر بزرگترش از سه سالگی به تهران آمدند. 

از همان دوران کودکی او هیجان و شوق زیادی در خوانندگی و نمایش داشت که پدرش اولین کسی بود که 

این شوق و هیجان را آشکار کرد. عشق بی پایان و حمایت پدرش سبب تقویت مراحل اولیه ی زندگی به صورت نسبتا آشکاری شد و او را برای شرکت در کلاس های موسیقی به همراه تعدادی از استادان 

موسیقی کلاسیک فارسی تشویق کرد. مهارت او در نواختن نی و فلوت سبب شد تا پدرش برای یادگیری مد 

های موسیقی کلاسیک فارسی "ردیف" اعتقاد پیدا کند و شالوده ی علمی او به صورت موثری پیشرفت کند 

همانند خودش که به این سبک موسیقی بسیار علاقه مند و باسواد است . هنگامه از حمایت خانواده و دوستانش ،همانطور که بزرگ می شد ،لذت می برد. او در سراسر دوران

تحصیلی اش درتعداد متعددی مسابقات ناحیه ای و محلی شرکت کرد و همیشه در زمره ی بی نظیران بود .

او همواره بعد از پایان تحصیلش آرزو داشت خواننده ای حرفه ای شود، اما این آرزو بعد از تغییرات تحمیل

شده توسط دولت جمهوری اسلامی نمی توانست به حقیقت بپیوندد. بعد از پایان دوره ی دبیرستان ، 

ازدواج کرده و صاحب فرزند دختری شد ،اما هرگز تصور درباره ی آرزوی زندگی خود را که خواننده شدن

بود ، فراموش نکرد. سر انجام هنگامه به این نتیجه رسد که برای رسیدن به آرزویش ، راهی به جز 

ترک وطن و مهاجرت به خارج را ندارد.ه در دوره ی بسیار کوتاهی طرفداران بسیاری به دست آوردند. محبوبیت آنها

در حال حاضر فراتر از وانکوور توسعه پیدا کرده است و جمعیت ایرانی بسیاری در لس آنجلس به

صورت ناگهانی به استعداد و ذوق آن ها علاقه مند شدند. آلبوم جدید

بدون شک فصل جدیدی را در خط مشی خوانندگی هنگامه باز کرد .آرزوی سال های گذشته هم اکنون به

واقعیت تبدیل شده است . عشق بی نهایت و حمایت توسط طرفداران و احترام ار جامعه ی موسیقی ایرانیان

آرزو را در هنگامه تقویت کرد و او برای تبدیل شدن میراث تاریخ موزیک ایرانیان گام برداشت.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت 5:53 | 
بیوگرافی امید

نام کامل:امید سلطانی  تولد: ششم مرداد هزار و سیصد و چهل و پنج

محل تولد: چهار محال و بختیاری“ پل چوبی“ و بزرگ شده ی تهران

از ده سالگی در کنار هنرهایی مثل خطا طی و نقاشی احساس کرد که صدایی برای

خواندن نیز دارد. روزگار گذشت و امید در 18 سالگی در جبهه جنگ حضور یافت

سپس برای تحصیل در سالیان بعد به ترکیه مهاجرت کرد و در آنجا برای تامین نیاز

مالی برای تحصیل تصمیم به استفاده از استعدادش در زمینه خواندن کرد و در

کاباره ها به خواندن پرداخت

امید تحصیلات خود را نیز تا مهندسی معماری ادامه داد و پس از آن و وقتی که در

خواندن نیز به موفقیت دست یافت و تجربه کسب کرد تصمیم گرفت تا اولین آلبوم

خود را روانه بازار کند.اولین آلبوم امید باران نام دارد که تمام مراحل ضبط آن در

ترکیه انجام شد و به وسیله کمپانی معتبر ترانهبه مدیریت وارطان آوانسیان و

جهانگیر طبریایی در سال 1992 میلادی در سراسر جهان پخش شد و به فاصله

اندکی پس از پخش این آلبوم صدای امید برای همیشه در موزیک ایران جاودانه شد

ترانه باران با آهنگسازی کیومرث سلیم پور و ترانه زیبای رحمان شکوفه پور به زیباترین و بدیع ترین

آهنگهای امید و حتی موسیقی ایران تبدیل شد

بعد از موفقیت این آلبوم امید راهی آمریکا شد تا در شهر فرشتگان به فعالیت هنری اش

ادامه دهد. 

و ثمره تلاش او در آن سالها چهار آلبوم دیگر به نامهای 

(( هردوعاشق 1994)) و ((حضرت عشق 1995 )) 

(( پرسه های عاشقانه1997)) و ((سربلند 2000))

ار امید متفاوت تر از همیشه با استفاده و ترانه های زیبا بر روی آهنگها و ریتمهای مدرن و به روز و تسلط مثال زدنی خود در اجرا همه را غافلگیر میکند.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت 5:51 | 
بیوگرافی هلن

هلن در شهر تهران به دنیا آمده است. او خوانندگی را از همان دوران بچگی شروع کرد. او در سن 15 سالگی، تحصیلاتش را در هنرستان موسیقی به ویژه در زمینه اپرا و پیانو آغاز کرد. او در سال 1364 به آلمان رفته و شروع به سازماندهی کنسرتها و اجراهای زنده در شهرهای مختلف آلمان به همراه دیگر خوانندگان مشهور ایرانی نمود. هلن در سال 1374 به آمریکا رفت و خوانندگی را به صورت حرفه ای ادامه داد. تا کنون، هلن 4 آلبوم در زمینه موسیقی پاپ منتشر کرده است. وی میتواند به زبانهای فارسی، ارمنی، انگلیسی، اسپانیایی و عربی بخواند.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت 5:50 | 
بیوگرافی گلشیفته فراهانی و پیوستنش به سینمای هالیوود

نام: گلشیفته فراهانی
تاریخ تولد: 1362
دختر بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا
خواهر شقایق فراهانی

-------------------------------

گلشیفته فراهانی در ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران متولد شد. وی فرزند «بهزاد فراهانی» و «فهیمه رحیم نیا»، خواهر «شقایق فراهانی»، بازیگران سینما و تلویزیون می‌باشد. او دانشجوی رشته موسیقی از دانشگاه جامع علمی کاربردی است. همچنین بازی در سینما را از سال ۱۳۷۶ با فیلم «درخت گلابی» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» آغاز کرد.

در فیلم‌های «درخت گلابی»، «زمانه»، «بوتیک»، «اشک سرما»، «به نام پدر»، «میم مثل مادر»، «گیس بریده» و «سنتوری» به ایفای نقش پرداخته که با درخت گلابی بهترین بازیگر نقش اول جشنواره ۷۶ شد و برای بوتیک و اشک سرما سومین بازیگر جشنواره ۸۲ بهترین بازیگر هشتمین دوره جشن خانه سینما و بهترین بازیگر زن جشنواره بزرگ سه قاره (نانت فرانسه) رابدست آورد.

فیلم «میم مثل مادر» با هنرمندی وی از استقبال فراوان تماشاگران و منتقدان برخوردار گشت. در این فیلم وی نقش مادری شیمیایی شده در جنگ ایران و عراق و صاحب فرزندی که دچار مشکلات تنفسی است را ایفا می‌کند.

-------------------------------

- تنها خوش شانسی بزرگ او بازی در فیلم درخت گلابی - یکی از بهترین فیلم های مهرجویی - است.
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از بخش بین الملل شانزدهمین جشنواره فیلم فجر.
- بهترین بازیگر جشنواره بیست و دوم فیلم فجر برای بازیهای خیره کننده اش در دو فیلم « بوتیک » و « اشک سرما » به انتخاب نویسندگان و منتقدان
- برنده تندیس زرین هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « اشک سرما »
- درخت گلابی (داریوش مهرجویی - 1376)
- هفت پرده (فرزاد مؤتمن - 1379)
- زمانه (حمیدرضا صلاحمند - 1379)
- جایی دیگر (مهدی کرم پور - 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله - 1381)
- دو فرشته (محمد حقیقت - 1381)
- اشک سرما (عزیز الله حمید نژاد - 1381)
- بابا عزیز (محمد ناصر خمیر - 1382)
- ماهی ها هم عاشق می شوند (علی رفیعی - 1383)
- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)
- گیس بریده (جمشید حیدری، 1384)
- میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، 1385)
- سنتوری (داریوش مهرجویی، 1385)

-------------------------------
جوایز
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر از بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فيلم فجر.
بهترين بازيگر بيست و دومین جشنواره فيلم فجر برای بازيهای خيره كننده اش در دو فيلم « بوتيك » و « اشك سرما » به انتخاب نويسندگان و منتقدان
برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما برای بازی در فيلم « اشك سرما

برای دیدن  مشخصات کامل فیلم Body of Lies  به لینک زیر مراجه کنید

http://www.imdb.com/title/tt0758774

 

از جمله بازیگرهای معروف این فیلم Leonardo DiCaprio و Russell Crowe اکران این فیلم در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ میباشد.

 

برای دانلود تبلیغ فیلم Body of Lies به لینک زیر مراجعه کنید.

 

روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمایش فیلمی در سینماهای امریکا و انگلستان آغاز می شود که به واسطه یک ویژگی مهم برای ایرانیان جذاب و مهم است. «مجموعه دروغ ها» جدیدترین فیلم کارگردان کهنه کار سینمای امریکا ریدلی اسکات در این روز به پرده سینماها می رود که نام یک بازیگر شناخته شده سینمای ایران در میان اسامی دست اندرکاران آن به چشم می خورد؛ گلشیفته فراهانی.

به گزارش سینمای ما؛ پس از آنکه سایت سینمایی معتبر imdb حدود 10 روز پیش نام گلشیفته فراهانی را به جمع بازیگران این فیلم اضافه کرد، کمپانی برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تریلر جدیدی که از فیلم منتشر کرد تصاویری از بازی فراهانی را قرار داد تا سرانجام شایعه یی که یک سال است در محافل سینمایی و رسانه یی به گوش می رسد، تایید شود. سایت imdb هنوز توضیحی درباره نقش فراهانی و نام شخصیتی که او آن را ایفا می کند ارائه نداده است اما تا پیش از این از درج نام این بازیگر در لیست دست اندرکاران فیلم «مجموعه دروغ ها» با نام اصلی Body of lies خودداری می کرد.

فیلم بر مبنای کتابی به همین نام نوشته دیوید ایگناتیوس یادداشت نویس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. این کتاب آوریل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سینمایی آن توسط کمپانی معروف برادران وارنر خریداری شد.

رمان «مجموعه دروغ ها» مضمونی در ارتباط با مبارزه با تروریسم دارد و داستان یک مامور سیا به نام راجر فریس است که برای پیدا کردن یک تروریست مهم از سران القاعده به نام «سلیمان» به اردن می رود. کتاب تا حدودی به نقد سیاست های مداخله گرایانه آمریکا می پردازد و در مجموع اثر منتقدانه یی محسوب می شود. در برگردان سینمایی این رمان تغییراتی ایجاد می شود که یکی از مهم ترین آنها اضافه شدن شخصیتی به نام «عایشه» است که در داستان اصلی با نام «آلیس» وجود داشت. شخصیتی که قهرمان داستان در جریان پیدا کردن سلیمان دلباخته اش می شود. ویلیام موناهان فیلمنامه نویس اسکاربرده به خاطر فیلم معروف «مردگان» مارتین اسکورسیزی که کار بازنویسی و اقتباس از داستان اصلی را برعهده داشته، شخصیت عایشه را در قالب یک پرستار تصویر کرده که البته هنوز جزئیات کامل آن مشخص نیست.



گلشیفته فراهانی ایفاگر این نقش است در حالی که نقش نخست فیلم را لئوناردو دی کاپریو بازی می کند و راسل کرو هم بازیگر نقش مهم دیگری در فیلم است. فیلمبرداری فیلم سال گذشته آغاز شد و بخش های مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فیلمبرداری شده است. گفته می شود بعد از انتخاب گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم سازندگان آن تغییراتی در فیلمنامه اولیه انجام داده اند تا حضور فراهانی در فیلم با موازین خاص حقوقی و قانونی کشور در تضاد نباشد. ریدلی اسکات کارگردان کهنه کار انگلیسی در فیلم هایش همواره تلاش داشته نگاهی چندجانبه به مضامین داشته باشد و گواه آن فیلم معروف «ملکوت آسمان» است که در آن تصویری واقع گرایانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمنی از صلاح الدین ایوبی ستایش می شود.

حضور بازیگران ایرانی در فیلم های هالیوودی سابقه طولانی دارد اما در چند سال اخیر تعدادی از بازیگران فعال فعلی سینمای ایران امکان حضور در چند فیلم مهم هالیوود را یافته اند که مهم ترین آنها همایون ارشادی است که سال گذشته فیلم «بادبادک باز» با بازی او در سینماهای جهان اکران شد.

او هم اینک مشغول بازی در فیلم جدید الخاندرو آمه نابار با نام «آگورا» است. با این همه حضور فراهانی در فیلم جدید ریدلی اسکات که بسیاری از اکنون آن را از شانس های مسلم اسکار 2009 می دانند سرفصل جدیدی در حضور بازیگران سینمای ایران در عرصه های بین المللی خواهد گشود.


 

گلشیفته فراهانی نخستين بازيگر زن لژيونر ایرانی است که پس از انقلاب اسلامی به سینمای هالیوود راه یافته است
  هنوز چند روز از انتشار خبر غافلگير کننده بازی گلشيفته فراهانی، بازيگر جوان سينمای ايران در فيلم جديد ريدلی اسکات نگذشته است که اکنون خبر ممانعت از خروج اين بازيگر از کشور به منظور بررسی پيشنهادهای تازه هاليوود، به گوش می رسد.

خبر بازی گلشيفته فراهانی در کنار لئوناردو دی کاپريو و راسل کرو در فيلم «مجموعه دروغ ها»، آخرين اثر ريدلی اسکات، برنده سه جايزه اسکار، نخستين بار توسط سايت سينمايی معتبر imdb   انتشار يافت و سپس علاقمندان با ديدن تيزر فيلم در سايت های مختلف صحت خبر را هنگامی که در صحنه ای از آن گلشيفته فراهانی در کنار دی کاپريو قرار دارد، به چشم ديدند.

اگر چه اين فيلم قرار است روز جمعه ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ برابر با ۱۹ مهرماه سال ۱۳۸۷ به روی پرده سينماهای آمريکا و انگلستان برود اما به واسطه حضور بازيگران معروف در فيلمی از يک سينماگر کهنه کار، از هم اکنون منتقدين و تماشاگران انتظار ديدن اين فيلم را می کشند.

انتشار گسترده خبر بازی گلشيفته فراهانی در اين فيلم در ميان ايرانيان نشان از استقبال آن ها از اين موضوع می داد؛ استقبالی که به نظر می رسد چندان خوشايند مسئولين امور سينمايی جمهوری اسلامی نبوده است.


«گلشيفته فراهاني» به آمريكا سفر كرد
 به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، صبح امروز شايعه‌اي مبني بر خروج «گلشيفته فراهاني» از ايران شنيده شد كه پيگيري‌هاي خبرنگار فارس از خانواده اين بازيگر بي‌نتيجه ماند، اما اين خبر توسط «محمدرضا شريفي‌نيا» دستيار كارگردان و مسؤول انتخاب بازيگران در چند فيلم «فراهاني» تأييد شد.
شريفي‌نيا در اين باره به فارس گفت: اين سفر پنجشنبه گذشته انجام شده و وي سفري شخصي به آمريكا داشته كه اين سفر به خاطر بازي در پروژه ديگر خارجي كه به وي پيشنهاد شده، نبوده است.
وي ادامه داد: در حقيقت همكاري خانم فراهاني با اين پروژه خارجي به دليل تداخل آن با فيلم «درباره الي...»،منتفي شد، چون دست‌اندركاران آن پروژه خارجي قصد داشتند هر چه زودتر كار را كليد بزنند.
وي خبر ممنوع‌الخروج بودن اين بازيگر سينما را تكذيب كرد و گفت: اين خبرها چيزي جز شايعه نيست و همين سفر، نشانه كذب بودن اين شايعات است.
«گلشيفته فراهاني» سال گذشته در فيلم «مجموعه دروغ ها» به كارگرداني ريدلي اسكات در كنار بازيگراني چون لئوناردو دي كاپريو و راسل كرو ايفاي نقش كرد و با انتشار خبر اين همكاري اخباري مبني بر ممنوع‌الخروج بودن وي از رسانه‌هاي معتبر داخلي منتشر شد

 
ممنوع‌الخروجی گلشیفته و حق انسانی و ملی هنرمندان

چندی پیش در جلسه‌ای با آقای بهزاد فراهانی، هنرمند نامی کشورمان هم‌صحبت شدم. با هم در رادیو همکار بودیم و همیشه خیلی به من ابراز لطف می‌کرد.

آن‌جا خبر داد که گلشیفته، دخترهنرمندش، بعد از فیلمی که در هالیوود کار کرده، قرار است در کنار لئوناردو (دی‌کاپریو) بازیگر یکی از مشهورترین و پربیننده‌ترین فیلم‌های سینمای جهان - تایتانیک - در هالیوود در فیلمی با کارگردانی ریدلی اسکات بازی کند. خبر خوبی بود.

آن روز بهزاد کمی نگران بود و نمی‌دانست که در ایران چه برخوردی با این مسأله خواهند داشت. من گفتم در همه ی دنیا حکومت‌ها هزینه می‌کنند تا هم‌وطنانشان جزء چهره‌های جهانی شوند.

اگر یک هنرمند جوان ایرانی که در داخل کار می‌کند و فیلم‌هایش در سینماهای ایرانی روی اکران می‌رود، بتواند در کنار چهره‌های جهانی سینما بازی کند که برای آن کشور افتخارآفرین و غرورانگیز است.

مردم و هنردوستان وعلاقه‌مندان به ایران هم طبعاً از این‌که هموطن هنرمندشان در این جایگاه قرار گرفته، احساس خوب و مغرورانه‌ای پیدا می‌کنند. وظیفه‌ی هر حکومتی هم این است که زمینه و جایگاه این ارزش‌های بین‌المللی را برای مردمشان فراهم کنند.

اما با اعلام ممنوع‌الخروج شدن خانم فراهانی، احساس کردم که چه نگرانی بجایی داشت بهزاد فراهانی. این حرف غیر حقوقی است که هنرمندان که مثل دیگران باید از حقوق مدنی برخوردار باشند، برای بازی در فیلمی در خارج کشور باید از ارشاد اجازه بگیرند. (این) اهانت مستقیم به انسان بودن و آزاد بودن و حقوق اجتماعی آنان است.

غیر از مباحث عام کرامت انسان و حقوق مدنی و شرعی انسان‌ها، قانون اساسی خودمان هم اجازه نمی‌دهد که این حقوق انسانی را از افراد سلب نمایند و دولت و وزارت ارشاد این قیمومیت را، که بر اطفال هم روا نمی‌دارند، بر هنرمندان روا دارند.

این کار، و یا بخشنامه‌ای که چندی پیش برای هنرمندان صادر کردند که نباید حضور تبلیغاتی داشته باشند و یا دستورالعمل‌های دولتی برای نحوه‌ی ریش و موی بازیگران و مواردی از این گونه، خلاف روح قانون اساسی و قوانین انسانی است.

دولت و حاکمیت، امکانات عمومی هنر کشور را در اختیار دارد که باعث رشد و تشویق هنر شود؛ نه آن که باعث رنجش و دلخوری و یأس هنرمندان گردد.

این کارها اگر چه خلاف قانون و اخلاق و حقوق انسانی هنرمندان است و نباید بکنند، اما گویا می‌کنند و می‌شود! امیدوارم که هنر ایرانی با هنرمندان پراستعدادی که دارد، جایگاه خودش را به دست آورد و بی آن که چشمه‌های جوشان هنر در وجودشان خشک شود، از این مرحله گذر کنند.

ده نمکی : به زودی جواب گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو را می دهم

مسعود ده نمکی اعلام کرد به زودی جواب گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو را می دهم.
گفته می شود به تازگی گلشیفته فراهانی در فیلمی با عنوان مجموعه دروغها Body of Lies با کارگردانی کارگردان مشهور هالیوود ریدلی اسکات و در کنار لئوناردو دی کاپریو حضور یافته است.
ده نمکی در واکنش به این خبر اعلام کرد قصد دارم به زودی در جواب این حرکت استکبار جهانی فیلمی بسازم با عنوان بالاتر از دروغ “فی ماورا الکذب” . وی گفت اگر انها با گلشیفته و دی کاپریو به ارزشهای ما تجاوز می کنند من هم با ال پاچینو و جنیفر جوابشان را می دهم.
وی گفت در مورد داستان فیلم بالاتر از دروغ گفت: در این فیلم ال پاچینو یک برادر متعهد است که در همسایگی جنیفر زندگی می کند اما متاسفانه جنیفر که تحت تاثیر برنامه های ماهواره قرار گرفته به برگزاری پارتی های مستهجن علاقه دارد اما در نهایت ال پاچینو موفق می شود او را هدایت کند و در پایان فیلم جنیفر پس از مرخص شدن از بیمارستان زندگی پاک و جدیدی را شروع می کند.
این کارگردان نام اشنا که پیش از ورود به عالم سینما به بر هم زدن تجمعات و ارشاد فیزیکی اشتغال داشت گفت: چماق ، قلم و دوربین هر سه مقدس هستند و باید از همه این ابزارها در جهت ترویج ارزشها استفاده کرد

خبر بازیگری گلشیفته فراهانی در ياهو

خبر بازیگری گلشیفته فراهانی در فیلمی به کارگردانی رایدلی اسکات که در انگلیس لقب شوالیه گرفته، در بسیاری از سایت های سینمای غرب ازجمله بخش فیلم «یاهو» توجه همگان را به خود جلب کرده است.

بازی یک هنرمند ایرانی در فیلم اسکات یک امتیاز هنری در کارنامه او محسوب می‌شود زیرا اسکات کارگردان فیلم های برتر و پرفروش «گلادیاتور» ، «اجنبی» و «گنگستر آمریکایی» است که ازجمله پرفروش ترین فیلم های سینمای هالیوود هستند.

علاوه بر گلشیفته، بیژن دانشمند در نقش پزشک سفارت و جانان فردوسی در نقش شاهزاده امارات متحده عربی در این فیلم بازی کرده اند.

اگرچه راسل کرو اعلام کرده با توجه به نقش دولت و سیاست خارجی آمریکا در فیلم، بعید است که این فیلم از محبوبیت بالا برخوردار شود اما اکران این فیلم در سینماهای آمریکا با استقبال ایرانیان روبه‌رو خواهد شد و این امر فروش فیلم را بالا خواهد برد.

پیش از گلشیفته، شهره آغداشلو با بازی در فیم «خانه‌ای از ماسه و شن» در کنار «بن کینگز لی» هنرپیشه نام آشنای هالیوود خبرداغ دنیای سینمای دخل و خارج از کشور بود.

حضور آغداشلو در این فیلم راه او را برای بازی در فیلم ها و سریال های تلویزیونی و مجری‌گری تلویزیون در آمریکا هموار کرد.

فراهانی اولین بازیگر کشور است که درعین حال که در ایران سکونت دارد در یک فیلم هالیوودی ایفای نقش کرده است.

کمپانی «وارنر برادرز پیکچرز» هفته گذشته تیزرجدید فیلم مجموعه دروغ را پخش کرد.

این فیلم درمورد یک روزنامه نگار آمریکایی است که در عراق زخمی شده و سازمان اطلاعات جاسوسی آمریکا، سیا، او را برای ردیابی یکی از رهبران القاعده در اردن استخدام کرده است.

در این فیلم دی کاپریو در نقش مامور سیا که به تازگی با پای شکسته از جنگ در عراق بازگشته، برای نفوذ در شبکه تروریستی «سلیمان» باید ابتدا حمایت مامور کهنه کار و زیرک سیا با بازیگری «راسل کرو» و هم دوره‌ای دانشگاه او را جلب کند که رئیس اطلاعات جاسوسی اردن و مظنون به تروریست است.

گلشیفته در این فیلم نقش یک پرستار را در عراق بازی کرده و سلیمان مامور القاعده به او دل بسته است

فیلمی درمورد اسلام

اسکات رایدلی کارگردان این فیلم اعلام کرد: این فیلم درمورد اسلام است. یک فیلم جالب با بهره گیری از خلاقیت است که تمام موضوع داستان را به نمایش می گذارد.

در این فیلم از زبان خشونت، صحنه های شکنجه، قتل و انفجار برای مبارزه با تروریست ها استفاده شده است.

داستان فیلم براساس کتاب «دیوید ایناتیوس» Ignatius مقاله نویس واشنگتن پست نوشته شده که نام آن را از «خانه دروغ» (House of Lies) به مجموعه دروغ تغییر دادند. ساخت آن از سال 2006 در واشنگتن دی سی، بخش هایی از اروپا و کشور مغرب شروع شد.

فیلمبرداری این فیلم با بازی دی کاپریو در نقش اصلی و کرو در نقش دوم دسامبر سال گذشته میلادی پایان یافت.

قرار است این فیلم ماه آینده در شست و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم ونیز نمایش داده شود.

سیستم پخش ترنر امتیاز فیلم را برای پخش در شبکه های «تی بی اس» و «شبکه تلویزیونی ترنر» خریده است.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 22:19 | 
بیوگرافی لادن مستوفي

لادن مستوفي


نام اصلي: زهرا مستوفي

تولد:1351،تنکابن همسر:شهرام اسدي(کارگردان)

انتخاب او براي بازي در نقش راحله اتفاق مهمي بود بازيگران و داوطلبان بسياري براي از آن خود کردن اين نقش در فيلم پر سر و صداي روز واقعه آزمايش شدند اما سر انجام لادن مستوفي انتخاب شد اين نقش محوريت خاصي نداشت اما زمينه اي براي ورود لادن به سينما شد.

او تحصيل در دانشگاه را به صورت نا تمام رها کرد و به رشته مورد علاقه ي خود يعني بازيگري پرداخت.در چند سال اول ورودش به سينما بسيار کم کار بود به طوري که تا سال 1379 تنها در سه فيلم بازي کرده بود اما ازدواج با شهرام اسدي سبب شدد او در کارش مصمم تر شود و در فيلم هاي بيشتري ايفاي نقش کند.

يعد دو فيلم دختري به نام تندر و به من نگاه کن (ساخته ي همسرش) ايفاي نقش کرد بعد اين فرصت را پيدا کرد تا مجموعه ي تلويزيوني به من نگاه کن ايفاي نقش کند.

ويژگي او جديت خاصي است که حين بازيگري در جهره ي او مي بينيم .

لادن کسي است پس از گذشت سالها خود را مديون آموزش هاي زنده ياد مهدي فتحي در روز واقعه مي داند.

مجموعه هاي تلويزيوني :

دوران سرکشي 1380

سفر سبز 1381

خانهاي در تاريکي 1381

فيلم ها:

روز واقعه 1372

ماه و خورشيد 1374

توفان 1374

دختري به نام تندر 1379

به من نگاه کن 1379

وقت چيدن گردو هاست 1381

تارا و نب توت فرنگي 1382

غروب شد بيا 1383

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 16:14 | 
بیوگرافی سروش گودرزي

سروش گودرزي
او به همان سرعت که آمد به همان سرعت نيز رفت اما نتوانست در اندک زمان حضور خود نقشي ماندگار از خود در سيماي بازيگران جوان بر جاي بگذارد. سروش گودرزي بيشتر با مجموعه هاي تلويزيوني که بازي کرد،شناخته شد،اما در حضورهاي اندک سينمايي اش هم موفق بود ، اگر چه هيچگاه فرصت عرض اندام به عنوان يک کار سينمايي بلند به صورت نقش اول را پيدا نکرد.

او يک جنوبي بود که در سال 1353 متولد شد و اندک زماني بعد به تهران آمد و توانست مدرک کامپيوتر خود در رشته سخت افزار از دانشگاه آزاد تهران دريافت کند.اولين حضور سينمايي او به سال 1379 و فيلم پارتي باز مي گردد. او در اين ساخته سامان مقدم که مرتبط با اوضاع و احوال سياسي دانشجويي همان سال ها بود در کنار دو چهره با تجربه هديه تهراني و علي مصفا قرار مي گيرد و با جنجالهايي که پيرامون موضوع و توقيف فيلم و در نهايت اکران مجدد اثر با حذف چند صحنه صورت مي گيرد او نيز همپاي ديگر عوامل فيلم شناخته مي شود.

بعد از پارتي به تلويزيون باز مي گردد و همراه با چند جوان ديگر از جمله شهرام حقيقت دوست ،علي منصوري،ايمان شراقي و پويا اميني در سريال خط قرمز ايفاي نقش مي کند. کارگرداني مجموعه را قاسم جعفري بر عهده داشت و اين کار با داستان قابل توجه اش درباره چند جوان عاصي و فراري که در مسير رفتن به ناکجا آباد با حوادث پيش بيني نشده دست و پنجه نرم مي کنند مورد استقبال فراواني قرار مي گيرد. و همه عوامل آن به شهرتي يک شبه مي رسند. که از آن جمله بايد به سروش گودرزي اشاره کرد.

چهره نجيب ،نگاه نافذ و صورت گرم گودرزي او را به چهره روز بدل مي کند و از اينجا راه براي موفقيتهاي بعدي او باز مي شود. پس از پايان يافتن مجموعه در سال 81 به بازي در اثر متفاوت و ديدني دنيا مي پردازد . که در آن با بزرگاني چون شريفي نيا و گوهر خيرانديش همبازي بود. اين دومين همکاري او با هديه تهراني به شمار مي رفت و اگر چه داستان فيلم حول حوش دو شخصيت تهراني و شريفي نيا مي گشت،اما او نيز در کنار الهام حميدي بازي قبولي از خود ارائه مي دهد.

او اين بار باز هم مقابل الهام حميدي قرار گرفته بود و توانست با بازي نسبتا خوب نظرها را به سوي خويش معطوف سازد. گودرزي در اين مجموعه نقش جواني را بر عهده داشت که در سفر به خارج با يک دختر هندي آشنا مي شود و به نيت ازدواج با او از نامزد پيشين خود (حميدي )جدا مي شود.

نقش اين دختر هندي بر عهده شيلا خداداد بود ،داستان ،بازي هاي جالب ،کارگرداني قابل تحسين جعفري و البته وام گيري از شعر و لهجه هندي باعث موفقيت بسيار زياد مسافري از هند مي شود و گودرزي به چهره اول مطبوعات تبديل مي شود.

پس از آن در تيک آف بازي مي کند که سرنوشت اين فيلم هنوز مشخص نيست. گودرزي در سفر به خارج از ايران براي هميشه از سينماي ايران خداحافظي مي کند.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 16:0 | 
بیوگرافی ماهايا پطروسيان

پطروسيان شايد تنها زني باشد که از اقليت ارمني باشد که تا حد يک ستاره اول سينماي ما جلو آمده است.او که ليسانس بازيگري از تئاتر هنرهاي زيباي دانشکده تهران را دارد در سال 1348 متولد شده است . او در دوران تحصيل در تئاترهاي تجربي و دانشجويي بازي کرد و به تدريج وارد حيطه تئاترهاي حرفه اي شد . بازي را با عشق و مرگ ساخته محمد رضا اعلامي و در سال 1368 در سينما تجربه کرد که جاي کار چنداني براي او نداشت . اما درست يک سال بعد و با فيلم دوم خود همه متوجه استعداد و توانايي هاي خود کرد. پرده آخر تنها ساخته واروژ کريم مسيحي چنان نقدهاي مثبتي دريافت مي کند که کسي باور نمي کرد با داستاني راز آلود و فضايي غريب مورد توجه منتقدان و سينما روها قرار گيرد و در اين ميان سهمي مناسبي ازتشويق ها نيز نصيب پطروسيان مي شود که يک نقش يک دختر لال را ايفا مي کرد . سال 70 تهمينه ميلاني با يک فانتزي کمدي عرصه جديدي را براي يک زن عنوان نقش اول کمدي فراهم مي آورد پطروسيان در کنار دانيال حکيمي در آن مي درخشد . فروش سرسام آور فيلم را بايد مديون و حضور پطروسيان دانست.
محسن مخملباف در سال 71 ساخته اي درخشان به نام هنرپيشه را روانه اکران مي کرد که بازيگر نقش اول آن را اکبر عبدي در مي آيد فيلم توانايي هاي بسياري از اين دختر جوان را به نمايش مي گذارد و او خودش را به عنوان يک چهره قابل اعتنا نثبيت مي کند . راز گل شب بود در حسرت، ديدار، نابخشوده ، قاصدک و کمکم کن کارهاي قابل اعتنايي نبودند و جاي کار چنداني براي او نداشت . قاسم جعفري در سال 77 دست به تهيه و ساخت يک مجموعه تلويزيوني به نام گل من گلي مي زند که بحث و جدل هاي فراواني را مي آفريند و ممانعت از پخش کاربه دلايلي نا مشخص آن را به يک پروژه جنجال بدل مي کند و بعد هم از پخش دو قسمت جلوي کار گرفته مي شود . بعد از ان دختري به نام تندر ساخته حميد رضا آشتياني پور (79) يک نقش دوگانه بر عهده مي گيرد و مي توانيد او را سوار بر موتور نيز مشاهده کنيد.

همان سال به خاطر بازي در هفت پرده به کارگرداني موتمن سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم را دريافت مي کند و پس از آن در ساخته بهرام کاظمي با عنوان از صميم قلب يکي از بهترين بازيهاي خود را ارايه مي دهد همراه با حسام نواب صفوي و امين حيايي در کمدي عروش خوش قدم به کارگرداني کاظم راست گفتار در سال 81 يک بازي ديدني از خود به نمايش مي گذارد . ملاقات با طوطي جاي کار چنداني نداشت و انتخاب همرا ه با مهران غفوريان يکي از آخرين کارهاي او است.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 22:24 | 
بیوگرافی سميرا مخملباف

سميرا مخملباف

متولد 26 بهمن 1358 در تهران. در 8 سالگي در فيلم بايسيكل‏ران ساخته پدرش بازي كرد.

در سن 17 سالگي فيلم سينمايي "سيب" را ساخت. و در 18 سالگي به عنوان جوان‏ترين كارگردان جهان در بخش رسمي فستيوال كن (1998) حضور يافت. فيلم سيب سميرا در ظرف دو سال به بيش از 100 فستيوال بين‏المللي دعوت شد و در بيش از 30 كشور جهان اكران شد. سميرا در سال 1999، دومين فيلم سينمايي خود را به نام "تخته‏سياه" ساخت و در سال 2000 دوباره به عنوان جوان‏ترين كارگردان جهان در بخش مسابقه فستيوال كن حضور يافت و جايزه ويژه هيات داوران را از آن خود ساخت.

سومين ساخته وي به نام "پنج عصر" در سال 2003 در بخش مسابقه اصلي کن پذيرفته شد و بار ديگر موفق به دريافت جايزه ويژه هيأت داوران از جشنواره کن شد. وي در جشنواره هاي مهمي چون کن، ونيز و برلين به عنوان داور حضور يافته است.

كارگرداني:

1. سيب

2. تخته سياه

3. 11 سپتامبر (فيلم كوتاه)

4. پنج عصر


داوري‏ها :

1-جشنواره بين المللي فيلم كن در فرانسه سال 2001

2-جشنواره بين المللي فيلم ونيز در ايتاليا سال 2000

3- جشنواره بين المللي فيلم برلين در سال 2004

4- جشنواره بين المللي فيلم مونترال در كانادا سال 2003

5- جشنواره بين المللي فيلم لوكارنو در سوئيس سال 1998

6- جشنواره بين المللي فيلم مسكو در روسيه سال 2000

7- جشنواره بين المللي فيلم ژنو در سوئيس سال 2000

8- جشنواره بين المللي فيلم قطر در دوحه سال 2001

جوايز بين‏المللي:

1-“جام ساترلند” از جشنواره فيلم لندن، انگلستان 1998، (بخاطر فيلم سيب)

2-“جايزه منتقدين بين المللي” از جشنواره فيلم لوكارنو، سوئيس 1998، (بخاطر فيلم سيب)

3-“جايزه ويژه هيئت داوران” از جشنواره فيلم تسالونيكي، يونان 1998، (بخاطر فيلم سيب)

4-“جايزه ويژه هيئت داوران” از جشنواره فيلم سائوپائولو، برزيل 1998، (بخاطر فيلم سيب)

5-“جايزه ويژه هيئت داوران” از جشنواره سينماي مستقل، آرژانتين 1999، (بخاطر فيلم سيب)

6-“جايزه منتقدين” از جشنواره سينماي مستقل، آرژانتين 1999، (بخاطر فيلم سيب)

7-“جايزه تماشاگران” از جشنواره سينماي مستقل، آرژانتين 1999، (بخاطر فيلم سيب)

8-“جايزه ويژه هيئت داوران” از جشنواره فيلم كن، فرانسه 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)

9-“جايزه مدال فدريكو فليني” از يونسكو، فرانسه 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)

10-“جايزه فرانسوا تروفو” از جشنواره فيلم جيفوني، ايتاليا 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)

11-“جايزه شهردار جيفوني” از جشنواره فيلم جيفوني، ايتاليا 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)

12-“جايزه صلح” از يونسكو، فرانسه 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)

13-“جايزه بزرگ” از موسسه فيلم آمريكا(AFI)، آمريكا 2000، (بخاطر فيلم تخته سياه)

14-"جايزه "ويژه هيات داوران" از بخش مسابقه اصلي فستيوال كن (2003) در فرانسه براي فيلم "پنج عصر"

15- جايزه بزرگ "كليساهاي جهان" از جشنواره فيلم كن (2003) در فرانسه براي فيلم "پنج عصر"

16- جايزه طاووس طلايي براي بهترين فيلم در بخش مسابقه سي و چهارمين جشنواره بين المللي فيلم هند, براي فيلم "پنج عصر"

17- جايزه ”سينماي جوان“ در بخش مسابقه پرده نقره اي هفدهمين جشنواره بين المللي فيلم سنگاپور 2004 , براي فيلم "پنج عصر"

18- سميرا به عنوان يکي از چهل فيلمساز برتر معاصر جهان ( و جوان ترين آنها) به انتخاب گاردين، انگليس 2004 و 2005

مرور بر آثار بين ‏المللي

1. جشنواره بين المللي كارلوويواري، جمهوري چك 2004

2. جشنواره بين المللي مونيخ، آلمان 2006

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 22:22 | 
بیوگرافی شبنم قلي خاني

شبنم قلي خاني در نوزدهم آبان سال 1356 در تهران به دنيا آمد، او داراي ديپلم رياضي فيزيك است، در دانشگاه در رشته ي تئاتر قبول شد و گرايش طراحي صحنه را انتخاب كرد. چندي بعد در كنكور كارشناسي ارشد در گرايش كارگرداني تئاتر مشغول به تحصيل شد و هم اكنون فارغ التحصيل اين رشته است، وي كارش را از سال 1375 با تئاتر آنتيگونه آغاز كرد و در سال 76 با همين تئاتر، در شهر تئاتر شهر بر روي صحنه رفت، اولين كار او باعث شد، وي با بازي در فيلم سينمايي «مريم مقدس» به كارگرداني شهريار بحراني چهره شود. به سال 79 بود كه او يك شبه ره صد ساله پيمود، از ديگر فيلم هاي سينمايي كه او ايفاي نقش كرد، مي توان به يك الف ناقابل، عطش، جوجه اردك من و وعده ديدار اشاره داشت، همچنين او در مجموعه هاي تلويزيوني زيادي ايفاي نقش كرده است كه از آن جمله مي توان به «اولين شب آرامش» اشاره كرد ...

جمعه 19 آبان تولد اين بازيگر تواناي سينما و تلويزيون است، او بجز مدرك تحصيلي كه اخذ كرده، يك دوره آموزش گريم سينمايي و چهره پردازي زير نظر استاد جلال الدين معيريان گذرانده و يك دوره آموزش فيلم نامه نويسي نيز دركلاس هاي حوزه هنري زير نظر فريدون جيراني ديده است، وي در حال حاضر غير از بازيگري و كارگرداني فيلم در دانشگاه آزاد مشغول تدريس رشته تئاتر به دانشجويان است، وي در زمينه ساخت فيلم كوتاه هم فعاليت مي كند، ابتدا فيلمي به نام «من تنها» را ساخت و سپس فيلم ديگري به نام «خونه» را كارگرداني كرد...

شبنم قلي خاني، در كنار مادرش در منطقه سعادت آباد تهران زندگي مي كند، چرا كه سال ها پيش پدرش دارفاني را وداع گفته است.آخرين كاري كه از او در نوبت پخش است، اثر «اگر عشق نبود» به كارگرداني فياض موسوي است، وي در اين مجموعه نقش دختري به نام پريسان را ايفا مي كند، پريسان دختري است كه مي تواند با مشكلات به تنهايي كنار بيايد، او به عرفان رو مي آورد و اين معنويت در زندگي اش باعث مي شود كه از پس مشكلات برآيد.

همان طور كه گفتيم، قلي خاني در سال 82 پدرش را از دست داد و حالا با مادرش زندگي مي كند، او فرزند سوم خانواده است، يك برادر و يك خواهر بزرگ تر از خود دارد كه هر دو متاهل و داراي فرزند هستند. او از لحاظ شخصيتي آدم جالبي است، آدم هاي مختلف را در زندگي به راحتي مي تواند تحمل كند و به قول معروف زود از كوره در نمي رود، اما ناگفته نماند كه گاهي اوقات محيط كار و زندگي خسته اش مي كند، با اينكه در قبال اطرافيان تحمل دارد، اما در رابطه با خودش اين گونه نيست.

قلي خاني در مورد مجموعه اولين شب آرامش مي گويد: «نقش آذر را دوست داشتم و از اينكه اين نقش را بازي كردم راضي ام، آذر بر پايه احساساتش فكر نمي كرد و از روي منطق عمل مي كرد، همان طور كه در مجموعه ديديم كه او در روز ازدواج از «سفره عقد» بلند مي شود و مي رود، به نظرم آذر تصميم درستي گرفت، او به حرف دلش گوش كرد.

علاقه او به «فرزاد» باعث مي شود كه وارد زندگي عليرضا نشود تا او را بدبخت كند او مي خواست مجبور نباشد تا يك عمر به طرف مقابل دروغ بگويد و وانمود كند كه دوستش دارد، اما خودش كس ديگري را در دل دوست داشته باشد. گرچه در آخرين لحظات به اين فكر افتاد، اما تصميم درست و منطقي همين بود.

قلي خاني درباره يك فيلم خوب مي گويد: يك فيلم يا مجموعه ابتدا به فيلمنامه قوي بر مي گردد، اگر چيزي غير از آن باشد، اثر خوب در نمي آيد... قلي خاني امروز 29 ساله شده كه براي يك بازيگر سن تجربه در سينما است، او خوشحال است كه در طول زندگي اش انسان مفيدي بوده است، دو مدرك تحصيلي، استاد دانشگاه، بازيگر قابل تئاتر، سينما و تلويزيون و از همه مهم تر انساني است كه از حاشيه به دور است، جشن تولد شبنم را تلفني به او تبريك مي گوييم.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 22:21 | 
بیوگرافی رضا كيانيان

رضا كيانيان

تاريخ تولد: 1330

مدرك تحصيلي: فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران.

از سال 1345 بازيگري تئاتر را آغاز كرد و در نمايش هاي آنتيگونه، خرده بورژوا، چهره هاي سيمون ماشا، ازدواج آقاي مي سي سي پي، يادگار سالهاي شن و... بازي كرد.

او علاوه بر بازيگري در زمينه طراحي صحنه و فيلمنامه نويسي هم كار كرده و چند سال پيش براي طراحي صحنه نمايش « نيلوفر آبي » برنده جايزه شد.

در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم آژانس شيشه اي جايزه بهترين بازيگر نقش دوم را گرفت و در سيزدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم كيميا كانديداي دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد نقش دوم بود. در ضمن او در فيلمهاي سينما سينماست و روبان قرمز بازيهاي فوق العاده اي ارائه داده است.

او براي بازي ماندگارش در فيلم خانه اي روي آب سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد را از بيستمين جشنواره بين المللي فيلم فجر بدست آورد.

فيلم شناسي:

تمام وسوسه هاي زمين (حميد سمندريان، 1368)

پاتال و آروزهاي كوچك (مسعود كرامتي، 1368)

مرد ناتمام (محرم زينال زاده، 1371)

درد مشترك (ياسمن ملك نصر، 1373)

كيميا (احمدرضا درويش، 1373)

مادرم گيسو (سيامك شايقي، 1374)

سلطان (مسعود كيميايي، 1375)

سينما سينماست (سيدضياء الدين دري، 1375)

آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي كيا، 1376)

روبان قرمز (ابراهيم حاتمي كيا، 1377)

بوي كافور عطر ياس (بهمن فرمان آرا، 1378)

چتري براي دو نفر (احمد اميني، 1379)

رومشكان (ناصر غلامرضايي، 80-1379)

عيسي مي آيد (علي ژكان، 80-1379)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 22:20 | 
بیوگرافی پارسا پيروزفر

پارسا پيروزفر

متولد: 1351
مدرک تحصيلي: ليسانس نقاشي از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران.
پس از تجربياتي در زمينه گرافيک و تصويرسازي، از سال 1370 در نمايش هاي عروسکي شرکت کرد و سپس به فعاليت در دوبله پرداخت.
از ديگر فعاليت هايش، شرکت در نمايشنامه هاي راديويي است.
در نمايش « بينوايان » و « بانو آئويي » بازي کرده و در تعدادي نمايش ويژه کودکان به صورت نوار کاست نيز همکاري داشته است.
او تا به حال در سه فيلم از فيلم هاي مسعود کيميايي خوش درخشيده است: ضيافت، مرسدس و اعتراض.
او اواسط آبان 1380 نمايش « هنر » را با بازي و کارگرداني خويش به روي صحنه برد.
سرانجام پس از ده سال، مزد زحماتش را براي بازي بسيار زيبايش در فيلم « مهمان مامان » از هشتمين جشن خانه سينما دريافت کرد
.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 22:3 | 
بیوگرافی یاس

نام:یاسر

نام خانوادگی:حجت یاری

تاریخ تولد یاسر:۳۰/۳/۱۳۶۱

نام پدر: رحمت

نام پدر بزرگ: حاج قدرت

تاریخ تولد پدر:۱۰/۴/۱۳۳۳

تاریخ وفات پدر:۱۶/۲/۱۳۷۹

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 16:24 | 
بیوگرافی مهران غفوریان

 متولد 1353 تهران

 دارای لیسانس نقاشی

 با مجموعه "حرف تو حرف" مشهور شد

 عاشق مادرش است

 اتومبیلش نیسان پیکاپ است

 زیاد به شکمش میرسد

 عاشق زیارت امام رضا(ع) است

 اعتماد به نفس بالائی دارد

 رفیق امین حیائی است

 در کار طنز ،کار جواد رضویان را قبول دارد

 ساکن اکباتان است

 رنگ سبز دوست دارد

 از حق الناس بسیار میترسد

 فقط یک برادر دارد به نام مهدی.

خودش فرزند دوم خانواده واز برادرش 15 سال بزرگتر است.

 برادرش اهنگساز است.

پدرش افسر نیروی دریایی بود و به دلیل ماموریتهای پدرش هفت سال در سیرجان زندگی میکردند.

در حال حاضر در شهرک اکباتان زندگی میکند.

عاشق نقاشی است و از در و دیوار خانه اش تابلو نقاشی اویزان است.

خیلی زود باور است واز این بابت ضربه های زیادی خورده است.

طی یک سال ونیم اخیر شایعات زیادی او را از مسیر اصلی زندگی اش دور کرد شایعاتی مثل خودخوشی و...

یکی از عاشقان امام حسین (ع) هیتهای مذهبی است و در محرم هر سال گوسفندی نذری به هیات میدهد.

هرسال روز عاشورا زیر علم میرود.

مدتهاست یک البوم اماده دارد و خوانندگی ان را انجام داده به نام  CDکه هنوز موجوز نگرفته.

کارگردانی را بیشتر از بازیگری دوست دارد.

یک قران کوچک همیشه همراهش هست.

بسیا مهربان وباگذشت هست و دور و بر دروغ نمیرود.

دست خطش زیاد جالب نیست.

از صدای رضا صادقی و شادمهر عقیلی خوشش میاید.

یکی از شاگردان زرنگ در رشته گرافیک بود و دراین رشته هم فارغ التحصیل شد.

پدرش در سال 72 فوت کرد.

رنگ ابی را دوست دارد اما پرسپولیس است!

با وجد جثه تنومندش کمربند مشکی کاراته رادارد.ان هم در سبک کیوکوشین.

نقاشی هایش دیدنی است.

عموی بسیارخوبی برای بچه های برادرش است.

مهران زود عصبانی میشود و زود هم همه چیز را فراموش میکند.

طنز موقعیت را دوست دارد.

مهران مدیری را خیلی دوست دارد.

در عرصه طنز.مهران مدیری.رضا عطاران. و حمید لولایی را خیلی قبول دارد.

بزرگترین ارزویش این است که یک روز با مستر بین هم بازی شود.

پدرش 35 سال درارتش خدمت کرد و طبع لطیفی هم داشت.

خودش میگوید وصیت نامه ام را 3سال پیش نوشته و به مادرم داده ام.

ساعت12 ظهر به دنیا امده و بزرگ شده ی تهرانسر و شهرک دریاست.

پدرش تهرانی است و مادرش تبریزی.

در دبیرستان از نمره فیزیک چهار!!!گرفت.

اصلا اهل فوتبال و تماشای ان نیست. اما با فوتبالیستهای مثل مهرداد میناوند.علی انصاریانو واحدی نیکبخت دوست است.

کفش خریدن را خیلی دوت دارد.

عاشق سفر است.

سال اول دبیرستان خرداد ماه یک ضرب مردود شد.

دوست دارد وقتی از دنیا میرود به کسی بد هکار نباشد.

عاشق کارتون (( تام و جری)) است.

برای اولین کارش در سال 70 ماهی 19 هزار تومان حقوق گرفت.

کارش را با داریوش کاردان شروع کرد.

با کارگردانی مجموعه ((زیر اسمان شهر)) به اوج رسید و محبوبیت فوق العاده ای پیدا کرد.

از عدس پلو خوشش میاید.

تهران را نسبت به شهرهای دیگر بیشتر دوست دارد.

اهل حساب و کتاب است و بسیار خوش حساب و حلال و حرام سرش میشه.

سال 84 اتوموبیلش را دزدیدند.

بسیار مهمان نواز و رفیق باز است.

خودش از میان کارهایی که انجام داده.( زیر اسمان شهر. حرف تو حرف واین چند نفررو بیشتر دوست داره).

 در مواقع بیکاری طراحی دکوراسیون هم انجام میده.

معتقد هست سینمای ما کمدی سازحرفه ای نداره ولی با وجود این اجاره نشینها رو دوست داره.

کمر بند مشکی کاراته اش را ازJAPON گرفته واسمش روی کمربندش به همون زبان نوشته اند.

از بی معرفتیهای برخی ازدوستانش به شدت ناراحتو دلتنگ است.

رابطه اش با برادرش خیلی خوبه.

یک سال و نیم کار تئاترانجام داده ودر چندین نمایش بازی کرده.

خیلی وقته میخواهد مجموعه ی طنز (این هم از زندگی) را اغاز کند.ولی هر دفعه بنا به دلایلی به تعویق می افتد.

مهران خودش می گوید در اینده منتظر باشید تا مرا بیشتر در کسوت کارگردانی ببینید.

 

وقتی در جمعی حاضر میشود سعی میکند همه را شاد کند.

اگر کسی به او محبتی کند تا جبران نکند ارام وقرار نمی گیرد.

به خاطر رفاقت با مهران غفوریان در مجموعه ((ارث بابام)) حضور یافت.

اصلا اهل خرافات نیست و با اعتقادات و تلاش زندگی میکند.

همیشه متشکر و سپاسگذار مادرش هست .

با موبایل زیاد صحبت میکند.

با مزه و بسیار دوست داشتنی است.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 2:31 | 
بیوگرافی عادل فردوسي پور

عادل فردوسي پور در بهترين موقعيت از فوتبال کشور ما، هم برنامه اش جذاب است حال حساب کنيد فوتبال ما موقعيت خوبي داشته باشد.
عادل ويژگي هاي خاص خود را دارد، عاشق گزارشگري است، فوق ليسانس مهندسي صنايع از دانشگاه صنعتي
شريف است، زبان انگليسي اش آن قدر خوب است، که سال هاست در دانشگاه تدريس مي کند، به عنوان يک استاد جوان...
عادل فردوسي پور چنان بر فوتبال احاطه دارد که شايد تصورش را نکنيد، دوستان نزديکش به او مي گويند که وي فوتبال را مي خورد، گوشه اي از زندگي شخصي و خلق و خوهاي او را در ذيل مي آوريم، بخوانيد:

* در سال 53 به دنيا آمده است.
*فرزند بزرگ خانواده است، يک خواهر و يک بردار دارد، برادرش هم دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف است.
*پدر و مادرش هر دو تحصيلکرده هستند.
*عادل با اينکه تهران به دنيا آمده است، اما اصليت پدري اش کرماني است.
*بچه خيابان گيشا تهران بود، در زمان نوجواني، با بچه محل هايش فوتبال بازي مي کرد.
*سپس به شهرک غرب تهران به همراه خانواده نقل مکان کردند، پس از ازدواج در همان محل ساکن شد.
*در سال هاي 75 تا77 در روزنامه ابرار ورزشي قلم مي زد، اما پس از اين که کارش در تلويزيون زياد شد، از فضاي مطبوعات ورزشي خارج شد.
*در کارش بسيار جدي است، تا سر از يک مطلب در نياورد، ول کن آن نيست.
* برنامه 90 را از گزارش فوتبال بيشتر دوست دارد.
* مي گويد از کارم لذت مي برم، مطمئن هستم اگر در اون رشته اي که درس مي واندم شاغل مي شدم، هيچ گاه اين لذت نصيبم نمي شد.
* هيچ کاري لذت گزارشگري را ندارد.
من هيچ گاه تاجر خوبي نبودم، حال و حوصله درس خواندن را هم ندارم، تا همين فوق ليسانس بس است.
* حال و حوصله درس خواندن در زمان تحصيل را نداشتم، معدلم حدود 10 بود، اما پس از فوق ليسانس ديگر براي درس خواندن انگيزه اي نداشتم.
* اگر در زمان گزارش، مشکلي به ذهنتان خطور کند، همه چيز از دست مي رود، اگر حواست پرت بشود، بازي ول مي شود و ديگر نمي توانيد جمعش کنيد.
* گوينده و گزارشگر، معمولا نمي تواند عادلانه حرف بزند، شايد بيننده بتواند در مورد بازي قضاوت ناعادلانه اي بکند، اماما محدوديم. کار ما شبيه داوري است،

*در بازي هاي تيم ملي خيلي دوست دارم به جاي تماشاگر باشم و مثل تماشاگران بالا و پايين بپرم.
گزارش در ورزشگاه نسبت به استوديو بيشتر مي چسبد.
*اگر فوتبال از دنيا حذف شود، بخش عمده اي از زندگي من هم حذف مي شود.
* اشتباه جزوي از کار ماست. گزارشگري که در هر نود دقيقه بازي چند هزار کلمه به کار مي برد بايد اشتباه داشته باشد، پس بايد اشتباهش را بپذيرد.
* چند سال است که ازدواج کردم، فوتبال نقشي در شکل گرفتن زندگي ام ندارد، در واقع اصلا ربطي به فوتبال نداشت.
* من کار خود را مي کنم، فوتبال خيل برايم جدي و مهم است. هر اتفاقي که بيفتد من بايد فوتبال را ببينم، همه هم مي دانند، وقتي من فوتبال مي بينم نبايد کاري به کارم داشته باشند.
* اصلا براي من مهم نيست آبي باشم يا قرمز، واقعا مهم نيست.
* گزارشگر اگر يک ذره هم به تيمي گرايش داشته باشد در کارش تاثير مي گذارد و غير قابل انکار است.
* حال و حوصله فيلم و سينما را ندارم، من جشنواره تا جشنواره فيلم مي بينم.
*تجربه به من آموخته که از حس فاصله بگيرم.
* در ورزشگاه انقلاب فوتبال بازي مي کنم، با دوست هاي قديمي، هم کلاسي هاي دبيرستان ، بچه هاي دانشگاه صنعتي شريف و ديگر دوستان.
* در هنگام گزارش بازي هاي تيم ملي، استرس زيادي دارم، مسئوليت در آن لحظه بسيار سنگين است. گرچه بايد بي طرف باشم، اما آن احساس که در مورد کشور خودمان داريم، مانع اصلي کارمان است.خانواده سبز

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:19 | 
بیوگرافی حامد هاكان DJ hamed hakan

مشخصات دي جي حامد هاكان:

نام اصلی : حامد ذاکری نسب


لقب: حامد حاکان ، DJ حامد حاکان


سال تولد: 17 مرداد 1362


سن: 23


محل تولد: شهر ری (تهران
)

علایق
:

رنگ : مشکی، قرمز


تیم فوتبال: رئال مادرید


ورزش: کشتی کج


موسیقی: ترکی استانبولی

حامد حاکان هستم. متولد 17 مرداد ماه 1362 در شهر ری (تهران) و در خانواده ای کاملا مذهبی به دنیا اومدم.
تحصیلاتم در رشته رایانه بوده و در زمینه شعر ، آهنگ سازی ، تنظیم و صدابرداری فعالیت دارم. موسیقی رو از حدود 10 یا 12 سال پیش آغاز کردم و 5 سالی هست که به طور جدی به این امر پرداختم
.

مشوق اصلی من در زمینه آهنگ سازی و خوانندگی داییِ خوب و عزیزم بوده که همیشه خودم رو مدیون راهنمایی ها و کمک های بی دریغش می دونم و دستشون رو می بوسم
.

تا به امروز حدود 40 آهنگ و ترانه ساختم که تقریبا تمام اشعار کارهام هم از سروده های خودم بوده
.

علاقه شدیدی به خواندن ترانه های همراه با خشونت دارم مثل کار قاتل حرفه ای که شعر و آهنگ این کار هم برای خودمه و تقریبا سه سال پیش این کار رو ساختم و خوندم
.

اما امسال این آهنگ رو باز سازی کردم و به همراهی دوست خوبم محسن چاوشی در آلبومی که ارائه دادم با تنظیمی که رضا فوادیان روی این کار انجام داده کار بسیار عالی شده باشد
.

آشنایی من و محسن چاوشی شاید به این دلیل صورت گرفت که هردوی ما تقریبا دارای یک حس مشترک هستیم و روزی که من به دیدن محسن رفتم و با ایشان در باره آلبوم قاتل حرفه ای صحبت کردم مورد استقبال گرم وصمیمانه آقای چاوشی قرار گرفتم و ایشان هم با شور و اشتیاق در ساخت این آلبوم من را یاری کردند
.



باید اینجا به این مورد هم اشاره بکنم که در آلبوم قاتل حرفه ای یکی از ساخته های محسن چاوشی هم قرار داره با نام شهد مصموم که صدای محسن چاوشی رو هم در این تراک (آهنگ) خواهید شنید و ترانه سرای این کار هم خودم هستم ، با تنظیم زیبای رضا فوادیان
.

من فکر میکنم به همراه محسن چاوشی و رضا فوادیان تونسته باشیم گروه خوبی رو تشکیل بدیم. Dj در زمینه موسیقی . علاقه زیادی به سازهای الیکترونیک دارم و ساز تخصصی من هم البته در حال حاضر حرفه صدابرداری رو هم به صورت حرفه ای دنبال می کنم
.

رنگهای مورد علاقم سیاه و قرمز هستند
.

ورزش مورد علاقم کشتي کج است
.

تیم فوتبال مورد علاقم در بین تیم های ملی تیمهای ایتالیا و فرانسه هست و در بین تیم های باشگاهی علاقه زیادی به رئال مادرید دارم. میتونم بگم پسری هستم فوق العاده احساسی کمی عصبی هستم .همیشه به دنبال یه دوست و شوخ طبع هستم اما نمیدونم چرا همه بهم میگن خیلی اخمویی
.
علاقه زیادی به موسیقی ترکی استانبولی دارم. در زمینه موزیک های ایرانی اون طرف آب هم همیشه پیگیر و دنبال کننده کارهای دوستان خوبم کامران و هومن عزیز هستم
.

در آخر هم تشکر می کنم از همه عزیزانی که به هر شکلی تا امروز به من کمک کردند در رسیدن به هدفی که همیشه به دنبال اون بوده و هستم
.

قدر دانی میکنم از دوستان خوبم محسن چاوشی، رضا فوادیان، شهرام طهماسبی ، محسن یگانه،احمد رنجبرز، علی خاوری یگانه ، امیر عرب ، نادر جواهری ، امیر گوهریان وهمچنین قدر دانی میکنم از زحمات دوستان خوبم و شعرای بزرگوار آقایان حسین صفا و امیر ارجینی که بسیار استفاده کردم از راهنمایی های این عزیزان وتشکر می کنم ازکمکهای دوستانه دوست گرامیم سرکار خانم ترانه مکرم به خاطر همه خوبی هاشون .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 3:19 | 
بیوگرافی حميد عسکري

حميد عسگري خواننده محبوب و دوست داشتني پاپ توانست در دنياي موسيقي غوغايي به پا کند . او با احساس و دلش زندگي مي کند .
حميد عسگري متولد 20 مهرماه 1357 است در شيراز به دنيا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش ميلاد ترابي (( که اهنگساز است )) در تهران زندگي مي کند . دو خواهر و يک برادر دارد . تحصيلاتش ربطي به موسيقي ندارد او کارشناس مديريت صنعتي است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پيدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسيدن انسان ها مي شود .

 


اوايل که البوم او به بازار امد خيلي ها به اسم شادمهر عقيلي فروختند در صورتي که او کسي نبود جز حميد عسگري . رنگ و جنس صداي حميد و شادمهر تا حدي به هم شباهت دارد و اين شباهت به نفع او تمام شد . او مي گويد : هيچ کس در توانايي هاي شادمهر شکي ندارد البته شباهت صداي من و شادمهر چيز طبيعي در عالم موسيقي است چرا که صداها در عين تفاوت ها شباهت هاي زيادي به هم دارند .

دو خواهر به نام پریسا (دانشجو) و مریم (پشت کنکوری) و بک برادر به نام سعید که در لوس آنجلس زندگی می کند.

تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است و معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .



از دوران نوجوانی به موسیقی علاقه ی خاصی نشان می داد بعدها با کمک دوستانش گروه کوچک موسیقی به صورت نیمه حرفه ای تشکیل می دهند و کم کم کار به تولد گروه جوان مهرگان می انجامد که بار ها موفق به اجرای کنسرت برای سازمانها و نهادهای مختلف شد بود گردید اما از انجا که حمید عسکری روحیه ای خاص داشت از گروه جدا شد و به تنهایی به آهنگ سازی پرداخت و با استعداد و حس زیبایی که در کارهایش از خود نشان داد جای خود را میان خوانندگان و آهنگ سازان پیدا کرد و توانست با شرکت پویا موزیک قرارداد همکاری ببندد که نتیجه ی زحماتش آلبوم موفق کما بود.البته باید اضافه کرد که او آهنگهای بسیار زیبایی برای خوانندهای مورد توجه و پر طرفدار نیز ساخته است که جزو پروندی درخشان کاری حمید عسکری میباشد.

اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .

صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .



نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود .

برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی دارم .
صداي سياوش شمس را هرگز فراموش نمي کند و صداي محمد عليزاده رو خيلي دوست داره . غذاي مورد علاقه حميد عسگري قيمه هاي مادرش است . او اصلا اهل اشپزي کردن نيست . وقتي غمگين است مي خواند . صميمي ترين دوست حميد عسگري ميلاد ترابي است . يک زماني عاشق بوده است .
با ترانه هايي که خودش گفته ارتباط بيشتري برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرايط روحي خودش گفته است . از ميان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزي که رفتي رو خيلي دوست دارد . در صدايش غم خاصي وجود دارد .
نقطه ضعف حميد عسگري اين است که زود عصباني مي شود البته عصبانيت هاي او 5 دقيقه است بعد چنان ارام مي شود که انگار نه انگار اتفاقي افتاده است . نقطه قوت حميد هم اين است که بي هيچ چشمداشتي احساسش را نثار ديگران مي کند انقدر که طرف بي نياز از محبت مي شود .


ترانه هيچکي مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقديم مي کند . ما هم براي اقاي حميد عسگري ارزوي موفقيت و شادکامي داريم .


مصاحبه با حميد عسگري:

شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نمي‌شود من سال‌هاست كه كار آهنگسازي انجام مي‌دهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم مي‌خواندم آنها به من مي‌گفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نمي‌دهي، من هم مي‌گفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجله‌اي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
_ من معمولا اثري را كه به خواننده‌اي مي‌دهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نمي‌كنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي مي‌كنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.

 _گاهي‌اوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم مي‌كند آنها برداشت نادرستي از حرف‌هايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را ‌نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، توانايي‌‌هاي يك خواننده را زير سوال برد.
_ خودم هم اين حرف‌ها را شنيد‌ه‌ام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر مي‌كنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كرده‌ام از حاشيه‌ها به دور باشم و خيلي در جمع بچه‌هاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم ‌باشم.
_ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك مي‌شويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي‌ خيلي خوب فعاليت مي‌كنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه مي‌دهند.
_ بنيامين يكي از موفق‌ترين خواننده‌هاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفق‌تر از آلبوم قبلي‌اش خواهد بود.
_ هيچ‌وقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت مي‌كنند تا اثري را به ديگري ترجيح ‌دهند.

_ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نمي‌كنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
_ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانه‌سراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار مي‌كنم، اما خط سير اصلي ترانه‌ها را خودم مي‌دهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
_ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني مي‌كنم.
_ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قوي‌تر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
_ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 3:9 | 
بیوگرافی بنيامين

 

بنيامين بهادری
متولد: 1361
محل تولد : تهران - خيابان کارون
محل سکونت : سعادت آباد
آخرین فرزند خانواده هفت نفری با سه برادر ویک خواهر

 

(بنيامين بهادري) خواننده خوبي است كه در همان اوايل سال 85 با آلبوم 85، خود را به دنياي موسيقي معرفي كرد، گرچه پيش از آن، تعدادي از ترانه‌هاي بنيامين بهادري به صورت غيرمجاز روانه بازار شده بود... به هر حال بنيامين با ترانه (دنيا ديگه مثل تو نداره) به اوج شهرت رسيد؛ ترانه‌اي كه حتي پاي او را به كنسرت در اروپا هم باز كرد و او براي ايرانيان مقيم سوئد، كنسرتي چند ساعته در استكلهم برگزار كرد... آلبوم 85 او چنان پرفروش شد كه ما را به ياد سال قبل از آن


و آلبوم (غريبه) فريدون آسرايي انداخت...


    (دنيا ديگه مثل تو نداره) در زمان خود زمزمه تمامي علاقه‌مندان به موسيقي شد... در پايان سال 85 بد نيست كه يك‌بار ديگر گذري به زندگي او داشته بنيامين فعاليت هنري خود را با سرودن شعر آغاز كرد. 14 ساله بود كه اولين شعرش را سرود.

 


 


    19 ساله بود كه نواختن گيتار را آغاز كرد و از اين رو با آهنگ‌سازي آشنا شد. او مي‌‌گويد: آهنگسازي را از خوانندگي بيشتر دوست دارد. آنهايي كه آخرين آلبوم مرحوم ناصر عبداللهي با عنوان ماندگار را شنيده‌اند به‌طور حتم اولين ترانه آن با نام (منو ببخش) را به ياد دارند، آهنگ‌ساز اين ترانه كسي نيست جز بنيامين...بنيامين در رابطه با سال 85 مي‌گويد: در سه، چهار سال اخير، سال 85 يكي از بهترين سال‌هاي زندگي‌ام بود، سالي كه به نظر من خيلي دير گذشت، سالي كه كارهاي هنري‌ام با اقبال عمومي مواجه شد و خدا را شكر كه به من محبوبيتي عاري از غرور داد، اميدوارم در سال 86، اين امانت‌داري را حفظ كنم و خداوند به من كمك كند كه حافظ خوبي باشم و به تلاشم اضافه كنم.
    وي اضافه مي‌كند: اقبال عمومي از من نسبت به تجربه‌اي كه در اختيار داشتم، بسيار قابل توجه بود.وي در رابطه با محسن رجب‌پور مي‌گويد: بدون اغراق وي يكي از موفق‌ترين مديران موسيقي كشور است و خوشحالم كه بخش دردسرساز كار من، برعهده وي است، خيلي هنرمندها دغدغه زيادي دارند، اما محسن رجب‌پور توانست با استفاده از تجربيات گرانبهاي خود، خاطر مرا آسوده كند.


    وي در مورد فعاليت‌هاي خود در سال 86 مي‌گويد: در حال آماده كردن آلبوم جديد خود هستم كه به احتمال زياد در اواسط سال جديد آن را به بازار مي‌فرستم، ترانه‌هاي اين آلبوم كه هشت يا ده قطعه است به مانند آلبوم قبلي‌ام توسط فريد احمدي سروده شده و آهنگسازي آن برعهده خودم و تنظيم آن توسط پيام شمس صورت گرفته است.


    و اما كنسرت... بنيامين مي‌گويد: درسال جديد شركت ترانه شرقي در تدارك كنسرت‌ در چندكشور اروپا يي،امريكا و كانادا براي من به همراه گروه آريان است، توري كه در دبي به پايان خواهد رسيد. بنيامين اميدوار است كه سال 86، براي تمام ملت ايران سال خوبي باش

چرا آهنگسازی را بيشتر دوست داری؟ با خوانندگی که راحت تر شناخته و معروف مي شوی؟
آهنگسازی امنیت کاری بیشتری دارد وقتی که شما آهنگساز هستی کارت ضمانت دارد و دیواره های دفاعی بیشتری را در اطرافت داری ولی وقتی خواننده میشوی بسیاری از اين دیواره های دفاعی را از دست ميدهی. وقتی آهنگسازی ميکنی فرصت انتخاب و فضای ذهنی و کاری بیشتری را در اختیار داری و می توانی خوانندگان و صداهای مورد علاقه ات و در بعضی وقت ها مطرح و تاثير گذار به جامعه موسيقي معرفی کني.ضمن اينکه اگر درخوانندگی موفق شوی دچار استرس زیادی میشوی و اگر موفق نشوی،سرخورده و خسته میشوی و در هر دو صورت ضرر ميکني.



الان با اينکه توانستی موفق نشان بدهی، این اتفاقی که گفتی ، شامل خودت هم شده است؟
من استرس آنچنانی ندارم، یعنی احساس میکنم اصلا استرس ندارم،چون یک مجموعه خوب در کنارم است که کارش را خوب بلد است من تازه مزه کار تیمی را خوب میچشم.



داستان ترانه های مذهبی چه بود؟می گویند مداح بودی و به همين دلیل اين آلبوم را خواندی؟
اينها شايعه است . قبلا مداح نبودم، ولی به سفارش یک شرکت نيمه دولتی يک آلبوم مذهبی به نام(ماه مهربون)ساختم و به صورت ماکت در استودیو شخصی آن شرکت خواندم تا خواننده اصلی از روی آن تمرين کند و بخواند،به هر حال آن آلبوم از وزارت ارشاد به دلیل ضعف خواننده اصلی مجوز نگرفت ولی جالب اينکه من هنوز نميدانم چرا آن آلبوم با هزینه ای که برایش تمام شده بود به اين صورت پخش شد،چون معمولا کارهای اينچنينی و آلبوم هایی که این طور پخش میشوند هیچ سودی برای تهیه کننده و خواننده ندارد.

خودت ترانه میگویی ،ولی چرا درآلبومت تماما از شعرهای فريد احمدي استفاده کردی؟
فرید احمدی مدتی استاد من بود و از آن زمان رابطه بسیار خوب ونزدیکی باهم داریم.به نظرم کارهای فرید احمدی استانداردهایی دارد که از دیدگاه من خیلی بالاست.الان بیشتر خواننده هایی که در عمرشان یک ترانه هم نگفته اند وقتی قرار میشود که آلبومی را کار کنند،تمامی شعرها را خودشان ميگويند ولی من با وجود اينکه ترانه سرا بودم و کارهای ترانه ام اجرا وپخش شده است چنين کاری نکردم ، چون به فريد بیشتر اعتقاد داشتم وبه همين دلیل انتخابش کردم.

آهنگسازی تمام کارها را خودت انجام دادی برای آهنگسازی دوره خاصی گذراندی؟
نه ، من از 19سالگی آرام آرام گيتار کار کردم و کم کم به آهنگسازی و بعد خوانندگی رسيدم.برای آهنگسازی هيچ دوره ای را نگذارند ام و بیشتر ملودی وکارهایم برپایه احساستم است وبه اضافه آموخته های قبلی از نوازندگی گيتارم.

قبل از اینکه آلبوم به بازار بیاید ، در بخش کارهای غیرمجازت هر روز، بنيامين را با چهره متفاوت مي ديديم خودت از اين موضوع بگو؟
چون چهره من ناشناخته بود به همين دليل این اتفاق افتاد.هیچ کدام از آن عکس ها چهره من نبود.الان در دفتر شرکتهای موسیقی تهیه و پخش اين آلبوم بنيامين را با 15 چهره مختلف از پسر 15 ساله تا مرد 40 ساله داريم که اسمشان را بنيامين را معرفي کردند!! علاوه بر عکس در کليپ ها هم از اسم بنيامين استفاده ميشد و بعضی از افرادی که از من شعروملودی داشتند هنگام معرفی ترانه در کليپ روی اسم من با فونت درشت تر ومدت زمان بيشتر تصویر نگه داشته میشد، مثلا درکليپي اسم خود خواننده حدود3 ثانيه رو تصاوير است.ولی اسم من درحدود10 ثانيه نگه داشته میشد. الان بيشتر کساني که قبلا من را نمي شناختند و به تازگی من را دیده اند،ميگويند فکر کرده اند خواننده آن کليپ ، من(بنيامين) هستم.

 وقتي این اتفاقات را ميدیدي چه حالی بهت دست ميداد؟
روزهای اول برایم غیر قابل تحمل بود ولی رفته رفته برایم یک سرگرمی می شد و هر روز منتظر بودم ببینم امروز چه کسی خودش را به جای من جا ميزند!! ولی وقتی که قرار شد آلبوم را با صدای خودم آماده کنم اين مسئله برایم بی اهميت شد چون چند وقت بعد، خودم با آلبومی که خودم آن را ميخوانم، به بازار مي آمدم و تمام حرف و حديث ها تمام شد.
¼br /> آلبومت اسم دارد؟ روی آلبوم هيچ اسمی به غیر بنيامين 85 نيست؟
قرار شد که هيچ اسمی مثل اسم های مرسوم آلبوم ها برای آن انتخاب نکنيم و اسم آلبوم را 85 بگذاريم که به نظرم، هم کوتاه و جذاب است و تا حدي جديد.



فکر ميکني بازهم اين سبک خواندن برای آلبوم دوم هم جواب بدهد؟
ديگر اين سبک و نوع خواندن را ادامه نميدهم! می خواهم رو به جلو حرکت کنم و ميخواهم مثل آب رودخانه باشم که الان در اینجاست،ولی دوساعت بعد شاید درکرج یا مرزن آبادباشد و در چند روز معلوم نيست در کجاست.نميخواهم آبی باشم که بمانم و مرداب شوم . مثل خوانندگی و آهنگسازی دقیقاً همان رودخانه است. اگر در کاری موفق شدی و همان را مدام تکرار کردی دچاری تکراری میشوی و افت می کنی و بعد از مدتی هم فراموش میشوی. مردم این آلبوم و این سبک یک بار شنيده اندو بابت شنيدن هم وقت وهم هزينه گذاشته اند و دوباره نبايد همان کار را با صرف هزينه و وقت مجدد در سال بعد بشنوند وحق دارند کارجديد تر و بهتري از من داشته باشند.

تصميم نداری کليپ تهيه کني؟
اتفاقا چرا! ولی به دنبال یک فرصت بسیار خوب هستم ، چون نمیخواهم که مردم فقط قيافه من را ببینید و بشناسد. من به فکر اين هستم که من را در يک کلیپ و تصوير خود ببینند.
مثل اینکه اين آلبوم برایت خیلی خوب بوده،چون چندين پيشنهای بازيگری هم داری؟
(با خنده!!) چند پيشنهاد از کارگردان های مطرح دارم،ولی به دلیل اينکه هنوز هيچ کدام را انتخاب نکرده ام،ترجيح ميدهم اسمی نبرم که بعداً مشکلی پيش نياید. بازیگری را دوست دارم،ولی نه به اندازه آهنگسازی ولی بازیگری هم فرصتی است که شاید بعدا به دست نیاید و تجربه نشود.

ظاهرا آهنگی هم برای جام جهاني ساخته اي ؟
سفارش يک آهنگ را گرفت ام وتقريبا ساختنش هم تمام شده است.ملودی را خودم ساخته ام ، شعررا فريد احمدی گفته و تنظيم را نيما وارسته انجام داده است. اين ترانه و آهنگ از آهنگ های آلبوم پر انرژی تر و به دلیل فضايي که دارد،کمی متفاوت تر است ،ولی مطمئنم که از آن استقبال مي شود

قبل از گفتگو میگفتی که در مقايسه با آهنگسازی ،علاقه ایی به خوانندگی نداری ، چه شد که تصمیم گرفتی آلبوم بدهی و خواننده شوی؟
 از اول قرار نبود خواننده باشم ، چون آهنگسازی را خیلی بیشتر دوست دارم ضمن اينکه فکر مي کنم برای خواننده شدنم کمی زود بود. به هر حال اتفاق که نا خواسته افتاد و چند کارمن غير مجاز پخش شد ، باعث شد که به خودم پيشنهاد خوانندگی مجموعه ان ترانه ها را بدهند من آن کارها را برای خودم نساخته بودم و قرار بود خواننده های اصلی از روی آهنگ هایی که من به صورت ماکت خوانده بودم بخوانند، ولی وقتی که کار به آن صورت بيرون آمد و با استقبال مردم روبه رو شد ، شرکتهایی تهیه کننده و بعضی از دوستان پيشنهاد کردند که خودم آنها را بخوانم.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 2:55 | 
بیوگرافی علیرضا اوسیوند

 

سال تولد ۱۳۳۶

فوق لیسانس بازیگری و کارگردانی تاتر از دانشکده تربیت مدرس.
همسر حمیرا ریاضی (بازیگر).
تجربه عملی دوبله زیر نظر ناصر طهماسب.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم

"بازداشتگاه" (کوپال مشکوة) به عنوان بازیگر و دستیار تولید در سال ١٣٦١

مجموعه تلویزیونی "کتابفروشی هد هد" و "بچه های هور" نیز از آثار اوست .

 

فیلم شناسی :

 

1383  غروب شد

1383  پل سیزدهم

1383  پیک نیک در میدان جنگ

1382  قدمگاه

1381  دیوانه ای از قفس پرید

1379  رقص شیطان

1378  زیر پوست شهر

1378  سهراب

1374  تعقیب

1372  پناهنده

1367  آری این چنین بود ...

1364  جستجو در شهر

1361  بازداشتگاه

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 2:19 | 
بیوگرافی جهانگیر الماسی

 

سال تولد ۱۳۳۴

فارغ التحصیل رشته شیمی از دبیرستان صنعتی جندی شاپور. فوق لیسانس حقوق و روابط بین الملل ( 1355 ). بازی در تئاتر در اهواز ( 1348 ). تشکیل گروه تئاتر آژیده با پرویز بشردوست ( 1352 ).

فعالیت در واحد فرهنگی تلویزیون و انتشار نشریه نوشین ( 59 – 1358 ).

شروع فعالیت در سینما با بازی در فیلم ریشه در خون ( سیروس الوند، 1363 ).

 

عمده نمایش ها :

 بن بست ( بازیگر و نویسنده )، وقتی که سربازها حمله می کنند ( بازیگر و نویسنده )، انفارکتوس، سوگلی دره ( نویسنده )، ویلن ساز کره مونا، آن زمان فرا خواهد رسید، از پا نیفتاده ها، از نو شکفتن و مرگ، پرانتزها را ببندید، پلاسیده های قرن یائسه، عمو زنجیرباف، مأموریت حساس، رخش دلم جز بار محبت نخواهد بود ( بازیگر و نویسنده )، چهار صندوق، سلطان مار، عباس آقا آهنگر، هفت نمایش کوتاه، مرگ دستفروش، استنطاق، افسانه ماشاالله خان و سیزیف و مرگ.

 

عمده فیلم های کوتاه :

 نمره انضباط صفر و زمانی برای امیرعلی ( کارگردان ).

 

عمده فیلم ها، نمایش ها و مجموعه های تلویزیونی :

 

عقیق، کلاس اول گیلاس، عباس آقا آهنگر، زندگی استاد

جلال الدین همایی، با شط جاری کوچه ها، هزاردستان، همشهری ( نویسنده، کارگردان و بازیگر )، شب کلنل ( نویسنده، کارگردانی مشترک و بازیگر )، به دنبال سیمرغ، حرف پشت جبهه ( بازیگر، نویسنده پنج قسمت و گوینده یک قسمت )، شعر آفریقای سیاه ( نویسنده برخی از گفتارهای متن و گوینده )، گریبایدوف ( محقق و نویسنده )، سرگذشت قانون در ایران ( نویسنده و محقق )، کوچک جنگلی، شوق ( بازیگر و بازنویسی فیلم نامه )، ماجرا، چشمه زندگی، بخش چهار جراحی، ستارخان ( نویسنده و کارگردان )، معین پزشک، انتظار سرخ، گوهر کمال، پس از باران، جوانی و دیوار شیشه ای.

 

فیلم شناسی :

 

1380 آشیانه مهر

1380بانوی کوچک

1378سهراب

1377  آوار

1377 کمیته مجازات

1377 تابلویی برای عشق

1376  ساغر

1375 عشق گم شده

1374عاشق فقیر

1374بانی چاو

1374هبوط

1372پایان کودکی

1371 آهوی وحشی

1371آذرخش

1370دیگه چه خبر؟

1370جدال بزرگ

1369نقش عشق

1369  افسانه آه

1368نارونی

 

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 1:26 | 
بیوگرافی داریوش ارجمند

 

سال تولد ۱۳۲۳

فارغ التحصیل رشته تاریخ و جامعه شناسی از دانشگاه مشهد در سال ١٣٥١.
فوق لیسانس تاتر و سینما در سال ١٣٥٣.
کارمند وزارت فرهنگ و هنر در سال ١٣٤٩.
فعالیت در سینمای آزاد مشهد در سال ١٣٥٢.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم "گفته به زیر سلطه من آیید" به عنوان نویسنده و کارگردان در سال ١٣٦٢.
با بازی در فیلم "ناخدا خورشید" ساخته ناصر تقوایی به سینما آمد و با دریافت سیمرغ بلورین بهتری بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشنواره فیلم فجر جای خود را به عنوان یک بازیگر خوب و قابل قبول تثبیت کرد.
در دهه شصت بازیهای ماندگاری از خود به جای گذاشت:
در فیلمهای "کشتی آنجلیکا"، "جستجوگر"، "پرده آخر" توانا و قدرتمند ظاهر شد. در دهه هفتاد اما کم کار بود. بازی معرکه اش در سه فیلم ماندگار "آدم برفی"، "اعتراض" و "سگ کشی" نشان از توانایی های او دارد. به شرطی که کارگردانی حرفه ای او را هدایت کند.
دریافت سیمرغ بلورین بهتری بازیگر نقش دوم مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در نقش کوتاهی در فیلم "سگ کشی" آخرین تقدیر از او بود.
داریوش ارجمند در زمینه اجرا هم توانا نشان داده است. اولین بار اجرای نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی "امام علی (ع)" را با مهارت هر جه تمام تر بر عهده گرفت و بعدها در یک برنامه تلویزیونی پای ثابت اجرا شد.
داریوش ارجمند یک سخنور چیره دست نیز هست

 

فیلمشناسی:

 

1384  قاعده بازی

1384  شاهزاده ایرانی

1383  ازدواج به سبک ایرانی

1381  تب

1379  سگ کشی

1379  مسافر ری

1378  اعتراض

1377  شور زندگی

1374  فرار مرگبار

1374  شیخ مفید

1373  آدم برفی

1373  زمین آسمانی

1372  هبوط

1370  قربانی

1370  ناصرالدین شاه آکتور سینما

1369  تیغ آفتاب

1369  پرده آخر

1368  جستجوگر

1367  کشتی آنجلیکا

1367 سفر عشق

1366  پاییزان

1365  ناخدا خورشید

1362  گفت به زیر سلطه من آیید

  جوایز و جشنوارها:

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سگ کشی)  دوره 19 جشنواره فیلم فجر

کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سگ کشی) دوره 5 جشن خانه سینما

دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال (سگ کشی) دوره 16 منتخب نویسندگان و منتقدان

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (اعتراض) دوره 18 جشنواره فیلم فجر

چهارمین بازیگر نقش اول مرد سال (اعتراض) دوره 15 منتخب نویسندگان و منتقدان

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (جستجوگر)  دوره 8 جشنواره فیلم فجر

برنده لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد (ناخدا خورشید) دوره 5 جشنواره فیلم فجر

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 1:24 | 
بیوگرافی جواد رضویان

جواد رضویان یکی از بازیگران معروف و مشهور متولد ۱۳۵۴ است

در مجموعه های متعددی از جمله سیب خنده ،دلبندم و باغچه مینو... شرکت کرد و خودش نیز چند کار را کارگردانی و بازی کرد. ولی با مجموعه طنز پاورچین به کارگردانی مهران مدیری به موفقیت رسید و در جایزه بزرگ این موفقیت را تکرار کرد .

 فیلم شناسی:

1383 شارلاتان

1383 شاخه گلی برای عروس

 مجموعه‌های تلویزیونی

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 1:16 | 
بیوگرافی رضا شفیعی جم

 

نام اصلی: رضا

نام خانوادگی اصلی: شفیعی جم

بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

تاریخ تولد: ۱۳۵۰

محل تولد: تهران

ملیت: ایرانی

مدرک تحصیلی: دیپلم گرافیک

 

 

بیوگرافی

فعالیت در تئاتر در سال ۱۳۶۴. فعالیت در تلویزیون در سال ۱۳۷۰. شروع فعالیت سینمایی در فیلم دو همسفر (اصغر هاشمی) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۷۱.

 

بخشی از فیلم شناسی

۱۳۸۴: زن بدلی (مهرداد میرفلاح) - بازیگر

۱۳۸۴: قلقلک (مسعود نوابی) - بازیگر

۱۳۸۲: عاشق مترسک (مهدی نوربخش) - بازیگر

۱۳۸۱: صورتی (فریدون جیرانی)- بازیگر

۱۳۸۱: جوجه اردک من (امیر فیضی) - بازیگر

۱۳۸۰: ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی‌کیا) - بازیگر

۱۳۷۷: مرد عوضی (محمدرضا هنرمند) - بازیگر

۱۳۷۱: دو همسفر (اصغر هاشمی) - بازیگر

 

جوایز و انتخاب‌ها

·        کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (ارتفاع پست)، دوره ۶ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۱

·        کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (ارتفاع پست)، دوره ۳ منتخب سایت ایران اکتور

 

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 1:2 | 
بیوگرافی یوسف تیموری

یوسف تیموری هستم متولد ۶/۱۰/۱۳۵۸ در تهران . فرزند دوم خانواده محسوب ميشوم . يك برادر و دو خواهر دارم . تحصيلات را تا اخذ مدرك فوق ديپلم هنر ادامه دادم . دانش آموخته ي هنرستان صدا و سيما هستم . پس از آن رفتم سر كلاسهاي استاد سمندريان كه همه چيز براي من از همان كلاسها شروع شد . سال ۷۳ براي اولين بار روي صحنه رفتم . اين اتفاق با نمايش ( اتوبوسي به نام هوس ) به كارگرداني محمود رحيمي افتاد . تجربه ي اولين كار تصويري ام هم برمي گردد به سال ۷۵ كه در هواي تازه ( محمد رحمانيان ) به ايفاي نقش پرداختم . كارهاي برگزيده ام هم عبارتند از : مجيد دلبندم . زير آسمان شهريك ( قابل توجه روزنامه اي كه نوشت : تيموري و غفوريان در زيرآسمان شهر ۲ هم بازي بودند ) . كوچه ي اقاقيا . بوتيك و تئاتر بر كرانه ي باد كار خانم مينا ابراهيم زاده .

 

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 0:54 | 
بیوگرافی رضا عطاران

 

بیوگرافی:

با حضور در جنگ « ساعت خوش » (مهران مدیری - 1373) فعالیت هنری و بازیگری اش را آغاز کرد. و خیلی زود به جرگه کارگردانان تلویزیونی پیوست. مجموعه های « خانه به دوش » ، « متهم گریخت » و « ترش و شیرین » که عطاران آنها را کارگردانی کرده از مجموعه های پربیننده و برتر تلویزیون است.رضا عطاران در سینما هم موفق بود. او در

مجموعه آثار:

- کلید ازدواج (داود موثقی، 1377)
- سیندرلا (بیژن بیرنگ، مسعود رسام، 1380)
- کلاه قرمزی و سروناز (ایرج طهماسب، 1381)
- هوو (علیرضا داودنژاد، 1384)
- تیغ زن (علیرضا داودنژاد، 1385)
- کلاهی برای باران (مسعود نوابی، 1385)
- توفیق اجباری (محمدحسین لطیفی، 1386)
« هوو » معرکه بود.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 0:45 | 
بیوگرافی رامبد جوان

نام اصلی: رامبد

نام خانوادگی اصلی: جوان

سمت (در بخش های):  بازیگران،فیلمنامه،کارگردانی،

تاریخ تولد: 1350

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

بیوگرافی

شروع بازی در تئاتر: از سال 1370

شروع بازی در تلویزیون: از سال 1373

شروع بازی در سینما: از سال 1376

با بازی در نقش کوتاهی در مجموعه تلویزیونی پرطرفدار همسران شناخته شد و سپس با بازی در مجموعه تلویزیونی خانه سبز به شهرت رسید و خیلی زود توانست نویسندگی و کارگردانی بعضی از نمایشها و مجموعه ها را به عهده بگیرد. بازی او فیلم مومیایی3 و مجموعه تلویزیونی ولایت عشق چهره دیگری از او به نمایش گذاشت.

اولین مجموعه تلویزیونی اش را در سال 1380 با نام گمگشته کارگردانی کرد که این سریال در ماه مبارک رمضان بسیار مورد توجه واقع شد.

اما بهترین و کامل ترین بازی سینمایی اش را در فیلم صورتی ایفا کرد.

او سال 1382 را با کارگردانی دومین مجموعه تلویزیونی اش آغاز کرد.

اولین تجربه کارگردانی در سینما را با ساخت فیلم اسپاگتی در هشت دقیقه از 25 آبان 1383 آغاز کرد.

 

 بخشی از فیلم شناسی:

1384  زن بدلی ( مهرداد میرفلاح )  [بازیگر]

1384  سوغات فرنگ ( )  [بازیگر]

1383  اسپاگتی در هشت دقیقه ( رامبد جوان )  [بازیگر-کارگردان-فیلمنامه نویس]

1382  مکس ( سامان مقدم )  [بازیگر]

1381  صورتی ( فریدون جیرانی )  [بازیگر]

1380  سیندرلا ( بیژن بیرنگ مسعود رسام )  [بازیگر]

1378  مومیایی 3 ( محمدرضا هنرمند )  [بازیگر]

 

1377  پشت دیوار شب ( مهران تاییدی )  [بازیگر]

1376  کمکم کن ( رسول ملاقلی‌پور )  [بازیگر]

1375  ماه و خورشید ( محمدحسین حقیقی )  [بازیگر]

 

جوایز و انتخابها

>>  کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (صورتی)

 [ دوره 4 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1383 ]

.................................................................

>>  کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (سیندرلا)

[ دوره 3 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1382 ]

.................................................................

 

بیشترین همکاری های رامبد جوان با:

>>  بابک اخوان (صدا،) (در 5 فیلم ) ==>

>>  عبدالله اسکندری (تهیه و تولید،فیلمنامه،چهره پردازی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  سیروس ابراهیم زاده (بازیگران،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  احمد احمدی (بازیگران،صدا،عکس،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  مسعود بهنام (صدا،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  محسن قاضی مرادی (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  مهرداد میرکیانی (عکس،چهره پردازی،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  عبدالله علیخانی (تهیه و تولید،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  نازنین مفخم (تدوین،صدا،فیلمنامه،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  بابک برزویه (بازیگران،عکس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  مجید صالحی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  محسن روزبهانی (جلوه های ویژه،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  مهوش وقاری (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  فرهاد آییش (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  آناهیتا نعمتی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  بردیا کیارس (موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  سحر شهامت (صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  احمد اردلان (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  سعید پیردوست (بازیگران،کارگردانی،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  شیلا خداداد (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  شیوا خنیاگر (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  اکبر رحمتی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  ملکه رنجبر (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  محمود سماک باشی (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  رضا شفیعی جم (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  محمدرضا علیقلی (تهیه و تولید،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  حافظ احمدی (عکس،فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  بهمن اردلان (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  حسام نواب صفوی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  ماهایا پطروسیان (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 0:21 | 
بیوگرافی محمدرضا فروتن

محمدرضا فروتن، فارغ‌التحصیل روان‌شناسی بالینی ازدانشگاه آزاد، با آغاز موج جوان‌گرایی در سینمای ایران در نیمه دوم دهه ۱۳۷۹ نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت. او در چند سال اول شروع فعالیتش، پس از آموزش در کلاس‌های آزاد بازیگری زیر نظر حمید سمندریان، در نقش‌های کم اهمیت و درجه دوم و سوم بازی کرد و قابلیت و استعداد زیادی در بازیگری از خود نشان نداد. محمدرضا فروتن در اوایل دهه ۱۳۷۰ به واسطه اکبر اصفهانی، که عکاس فیلم است، به بهرام کاظمی معرفی شد تا نقش کوتاهی در فیلم او با نام هدف (۱۳۷۳) ایفا کند. هدف و چند فیلم بعدی فروتن مثل آخرین بندر (حسن هدایت، ۱۳۷۳)، فاتح (بهرام ری‌پور، ۱۳۷۴)، براده‌های خورشید (۱۳۷۴) و ماه و خورشید (۱۳۷۵)، هر دو از ساخته‌های محمد حسین حقیقی، نام او را مطرح نکردند، اگرچه در کارنامه بازیگری او مرحله‌ای بودند که باید پشت سر می‌گذاشت؛ تا اینکه مسعود کیمیایی با فیلم‌های مرسدس (۱۳۷۶)، فریاد (۱۳۷۷) و اعتراض (۱۳۷۸) او را به مرتبه مطرح‌تری در بازیگری ارتقا داد. کیمیایی در این سه فیلم مثل همه فیلم‌هایش از فروتن نه یک شخصیت با فردیت خود ویژه بلکه یک «تیپ» با خصیصه‌های کلی ساخت و پرداخت. در همین سال‌ها در فیلم‌های دو زن (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷)، قرمز (فریدون جیرانی، ۱۳۷۷) و متولد ماه مهر (احمدرضا درویش، ۱۳۷۸) نیز بازی کرد، که برای قرمز جایزه سیمرغ بلورین هفدهمین جشنواره فیلم فجر (۱۳۷۷) را دریافت داشت. حد فاصل ارتقاء فروتن از بازیگری گمنام و درجه دو سه به بازیگری پر مخاطب حضورش در یکی از قسمت‌های مجموعه تلویزیونی سر نخ (با نام تماشاخانه) بود که کیومرث پوراحمد در سال ۱۳۷۶ ساخته بود. قسمت تماشاخانه درست در لحظه‌ای نمایش داده شد که کیمیایی برای انتخاب بازیگر نقش اصلی فیلم مرسدس دنبال بازیگر مناسبی می‌گشت و نیافته بود. فروتن برای ایفای نقش «اسی» مناسب تشخیص داده شد و با ایفای این نقش در فیلم کیمیایی مسیر بازیگری خود را در راه درست‌تری پیمود، که به ایفای نقش‌های مهم‌تری در فیلم‌های زیرپوست شهر (رخشان بنی‌اعتماد، ۱۳۷۹)، شب یلدا (کیومرث پوراحمد،۱۳۸۰) و رقص با رویا (محمود کلاری،۱۳۸۰) منتهی شد.

فیلمشناسی :

هدف (بهرام کاظمی - 1373)، آخرین بندر (حسن هدایت - 1373)، فاتح (بهرام ری پور - 1374)، ماه و خورشید (محمدحسین حقیقی - 1375)، مرسدس (مسعود کیمیایی - 1376)، قرمز (فریدون جیرانی - 1377)، دوزن (تهمینه میلانی - 1377)، فریاد (مسعود کیمیایی - 1377)، متولد ماه مهر (احمدرضا درویش - 1378)، اعتراض (مسعود کیمیایی - 1378)، زیر پوست شهر (رخشان بنی اعتماد - 1378)، شب یلدا (کیومرث پوراحمد - 1379)، رقص با رویا (محمود کلاری - 1380)، بربادرفته (صدرا عبداللهی - 1381)، ملاقات با طوطی (علیرضا داودنژاد - 1381)، سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی - 1382)، هشت پا (علیرضا داودنژاد - 1383)، بازنده (قاسم جعفری - 1383)، باغ های کندلوس (ایرج کریمی - 1383)، مجردها (اصغر هاشمی - 1383)، به آهستگی (مازیار میری - 1383)، نوک برج (کیومرث پوراحمد، 1384)، خاک سرد (رضا سبحانی، 1384)، اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد ، 1385 )

مجموعه های تلویزیونی:

تماشاخانه (پوراحمد - از مجموعه « سرنخ »، 1375)،روزهای بیادماندنی (مجموعه تلویزیونی - 1381)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 0:19 | 
بیوگرافی مجید صالحی

مجید صالحی متولد 26 شهریور 1354 درتهران است. وی فعالیت هنری خود را با بازی در نمایش "آنتیگونه" آغاز کرد و سپس به تلویزیون رفت و در مجموعه های تلویزیونی مختلف و البته اغلب با مضمون طنز بازی کرد . خیلی زود با شخصیت "مجید دلبندم" مشهور شد و این روند با برنامه های دیگر ادامه پیدا کرد. کنار گیری حمید جبلی از فیلم "یکی بود یکی نبود" باعث شد او جایگزین وی شود و این فیلم هم شد نخستین تلاش او برای ورود به عرصه سینما. وی علاوه بر بازی در برخی از مجموعه های تلویزیونی نویسندگی و کارگردانی را نیز بر عهده داشته است. اغلب فیلم هایی که صالحی تاکنون در آن ها ایفای نقش کرده با فروش بالایی روبه رو شده اند واین نشان می دهد که او بازیگری است قابل اعتماد و البته پرطرفدار، به قول خودش بازیگر خوش شانسی است !

فیلمشناسی :

یکی بود یکی نبود ( ایرج طهماسب، 1378 )، خوابگاه دختران ( محمدحسین لطیفی ، 1382 )، پل سیزدهم ( استیون راش ، 1383 )، مجردها ( اصغر هاشمی ، 1383 )، شاخه گلی برای عروس ( قدرت الله صلح میرزایی ،1383 )، سوغات فرنگ ( کامران قدکچیان ،1384 )، چپ دست ( آرش معیریان ، 1384 ) .

مجموعه های تلویزیونی :

"سیب سرخ" ، "سیب خنده" ، "قطارابدی" ، "جنگ آفتاب" ، "برگ سبز" ، "نماکاریکاتور" ، "سیمای صبحگاهی " ، "درکوچه اقاقی ها" (نویسنده + کارگردان)، "آشتی کنان" (کارگردان)، "پلیس جوان" ، "خوش رکاب" ، "خوش غیرت" ، "مرده متحرک" و "ترش و شیرین" .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 0:11 | 
بیوگرافی حميد لولايی

 

متولد 1334 در محله عشرت‌آباد تهران.
• اصالتا شمالي است اما بزرگ شده محله عشرت‌آباد است متاهل و دو دختر به نام‌هاي مريم و سارا دارد.
• از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبه‌هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي بچه‌هاي محل را دور خود جمع مي‌كرد.
• با پول‌هاي عيدي خود به سينما مي‌رفت. بهترين تفريح زمان كودكي‌اش سينما رفتن بود.
• عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاس‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند.
• دوره كلاس‌هاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند.
• كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث شروع كرد.
• «پيكرتراش» فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد مي‌كند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد.
• در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از شروع جنگ تحميلي بود.
• با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
• در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچه‌ها» تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچه‌ها اجرا مي‌كرد.
• در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما عصر جديد را به عهده گرفت.
• مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمي‌اش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد.
• «فراموشخانه» مجموعه‌اي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد.
• بهترين فيلمي كه در هنگام مديريتش در سينما اكران شد «مادر» بود كه هميشه از آن به خوبي ياد مي‌كند.
• سال 1372 از مديريت سينما آزادي استعفا داد و دقيقا يك سال و نيم بعد، سينما آزادي دچار آتش‌سوزي شد.
• عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظه‌اي او را رها نمي‌كرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست مي‌آورد زود جيم مي‌زد و خود را به سر صحنه مي‌رساند.
• با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليت‌هاي او را در اين وادي كشف كرد.
• در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه بهتري داشت.


• مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش مي‌شد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد.
• با خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد.
• در بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي مي‌كند و هميشه به خاطر صداقت و روراستي‌اش زبانزد خاص و عام است.
• نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك مي‌داند او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
• صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كم‌حرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نمي‌گيرد.
• خودش معتقد است حميد لولايي آدم بي‌آزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.
• بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
• عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
• عاشق بازي چارلي چاپلين است. در بچگي براي ديگران اداي چارلي چاپلين را در مي‌آورد.
• به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسيار فروتن ياد مي‌كند.
• از تلخ‌ترين خاطره‌هاي زندگي‌اش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت.
• تعصب خاصي روي دو تيم پرسپوليس و استقلال ندارد اما به بازي مهدي مهدوي‌كيا در تيم ملي علاقه‌مند است

 

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 23:59 | 
بیوگرافی پوریا پورسرخ
 ۱.متولد تیرماه 1356

2.اولین استادش آقای تارخ بود ولی به وسیله ی آقای لطیفی کشف شد(بقول خودش هر چه دارد از محمد حسین لطیفی است)

3.کارش را با بازی کوتاهی در سریال فرار بزرگ آغاز کرد

4.بعد از بازی در وفا تمامی کارگردانها به او روی آوردن(بقول خودش بعد از وفا 90% فیلمنامه های عشقی در خانه ی من بود)

5.برای اینکه به همه ثابت کند که فقط نمیتواند ژوبیین سریال وفا باشد در صاحب دلان بازی کرد ولی اخلاق و رفتار او در زندگی شخصی اش هیچ تناسبی با نقشش در صاحب دلان نداشت و ندارد

6.مجرد است

7.به نقش اش در روز سوم بیش از تمام نقش هایش که تاکنون بازی کرده است علاقه دارد

8.عاشق پاترول مشکی(والبته ماشین خودش هم است)

9.خبر های ازدواج و بچه دار شدنش همگی شایعه بود

10.باران کوثری را بهترین بازیگر نقش مقابلش میداند که تا کنون با او همبازی بوده است

11.بعضی ها می گویند صدایش شبیه به محمدرضا فروتن است

12.به نظر خودش محمدرضا گلزار برای بازی در فیلم جدید محمد حسین لطیفی(توفیق اجباری) شایسته تر بود

13.پوریا پور سرخ می گوید: ما از قديم گفتيم كه جنوبي ها خيلي آدمهاي خون گرمي هستند و خرمشهري ها هم همينطور آنها خيلي ضربه خوردند در جنگ

14.دوست صمیمی محمدرضا گلزار وخانواده اش

15.بخودش در اخلاق نمره5/18 میدهد

16.فیلم روز سوم آخرین فیلم اوست که بر روی پرده های سینما هست

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 18:1 | 
بیوگرافی محمد رضا شجریان

 

تاریخ تولد: مهر 1319

محل تولد: 1319

استاد محمدرضا شجريان ، در مهر سال 1319 شمسي در شهر مشهد متولد شد. او ، از چهارسالگي به خوانندگي علاقه مند بود و گاهگاهي در منزل زمزمه هايي مي كرد. وي آواز را به صورت حرفه اي از سن پنج سالگي نزد پدر خويش شروع كرد. كار او در ابتدا متمركز بر آواز بوميِ زادگاهش يعني خراسان بود ، اما بعدها و در سن بيست سالگي به رديف آوازي روي آورد. شجريان از محضر استادان بزرگ آن زمان سودجست ، نواختن سنتور را شروع كرد و به فراگيري تصنيف هاي قديمي روي آورد.در سال 1337 ، راديو خراسان شجريان را به همكاري در رشته  آواز دعوت كرد و او در آغازِ كار بدون همراهيِ ساز با خواندن اشعار لطيف عارفانه ، توجه هنردوستان را جلب نموده ، ديري نپاييد كه آوازه شهرت او به تهران رسيد و براي اجراي برنامه هايي در « گلها » توسط « داوود پيرنيا »دعوت شد. استاد از اواخر سال 1357 تا تيرماه سال 1358 مجموعا پنج سرود ميهني خواند كه از طريق نوار كاست عرضه شد و از اين تاريخ به بعد همكاريِ خود را با هيچ سازمان دولتي ادامه نداد و در خانه به تحقيق و تدوين رديف هاي آواز و گاهي هم تدريس هنرجويان قديمي اش ادامه داد.

 پدر شجريان ، داراي صدايي خوب و صاحب آواز بود. لطف پدر محمدرضا درزمينه موسيقي به ويژه آواز ، كودكي شجريان را با حال و هواي خاص همراه ساخت . او همواره مورد تشويق پدر بود و هرگاه فرصتي مي يافت از وي مي خواست كه براي او بخواند و او با لحن كودكانه اش براي پدر مي خواند. شجريان ، از چهارسالگي به خوانندگي علاقه مند بود و گاهگاهي در منزل زمزمه هايي مي كرد.

 شجريان مقدمات آواز را نزد پدرش آموخت. آنگاه در سن بيست سالگي از محضر استادان بزرگي چون : احمد عبادي ( 1345 ) ، اسماعيل مهرتاش ( 1346 ) ، ميرزاي ظلي ، قمرالملوك وزيري و اقبال آذر سودجست. سپس نواختن سنتور و رديف هاي آواز استاد صبا را زيرنظر جلال اخباري و استاد فرامرز پايور ( 1350 ) آغاز كرد. وي همچنين زيرنظر عبدالله دوامي ( 1352 ) كليه ي رديف هاي موسيقي كلاسيك و اصيل ايراني و تصنيف هاي قديمي و شيوه  تصنيف خواني را فراگرفت و در سال 1354 نزد استاد نورعلي خان برومند ، سبك و روش خوانندگيِ سيدحسين طاهرزاده را دنبال نموده و در خلال اين ايام نيز شيوه خوانندگي : اقبال السلطان ، تاج اصفهاني ، ظلي ، اديب خوانساري ، قوامي و بنان را از روي صفحات و نوارها به دقت مطالعه كرده و با رمز و راز و شيوه هاي خاص هريك از آنان آشنا گرديد. وي علاوه بر آواز بي بديلش ، خطاطي زبردست نيز مي باشد و زيرنظر دو استاد بزرگ خوشنويسي ايران ، « ميرخاني » و « بودري » به تحصيل اين هنر پرداخت. شجريان از سال 1354 تدريس هنرجويان را در رشته  آواز در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به عهده داشته و تا سال 1358 كه اين رشته تعطيل شد ، به تعليم دانشجويان مشغول بوده است.

 او تقريباً 75 تصنيف جديد و قديم را كه اكثر آنها توسط موسيقي دان هاي معروف بازسازي شده اجرا نمود كه هريك از آنها از لطافت و شيوايي خاصي بهره مند است. شجريان از اواخر سال 1357 تا تيرماه سال 1358 مجموعاً پنج سرود ميهني خواند كه از طريق نوار كاست عرضه شده و از اين تاريخ به بعد همكاريِ خود را با هيچ سازمان دولتي ادامه نداده و در خانه به تحقيق و تدوين رديف هاي آواز و گاهي هم تدريس هنرجويان قديمي اش ادامه داد. آواز شجريان ، بي نقص ، قدرتمند و فوق العاده احساسي است. او در سال 1339 ، نوع جديدي از آواز را كه منحصر به خودش بود ، پايه گذاري نمود.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 17:0 | 
بیوگرافی شهره آغداشلو

نام اصلی: شهره وزیری تبار
 
 تاریخ تولد: ۱۳۲۱ - تهران 

 
 تحصیلات: دانش‌آموخته روابط بین الملل - لندن
 
 نام: شهره آغداشلو
 
 همسر پیشین: آیدین آغداشلو (نقاش و گرافیست)
 
 همسر کنونی: هوشنگ توزیع (نویسنده، کارگردان و بازیگر)
 
 آغاز فعالیت سینمایی: شطرنج باد (محمدرضا اصلانی، ۱۳۵۵)
 
 آغاز فعالیت تئاتر: از سال ۱۳۵۶
 
 عمده فیلمها: گزارش (۱۳۵۶)، سوته دلان (۱۳۵۶)، میهمانان هتل آستوریا، مریم (۲۰۰۱)، خانه‌ای از شن و مه (۲۰۰۳)
 
 عمده نمایشها در ایران: قوی تر، چرخ فلک، گلدونه خانم، بانویی می میرد، موضوع جدی نیست، شبی خون و ...
 
 عمده نمایشها در امریکا: هفت رنگ، کافه اکبر آقا نوستالژی، بوی خوش عشق، سهم ما از خانه پدری، امیر ارسلان ۲۰۰۰ و ... 

 
 تهیه برنامه «زیر آسمان کبود» در تلویزیون ایران.
 
 تهیه برنامه رادیویی «صدا و نوای ایران» (پخش از کانال بین المللی سراسری امریکا)
 
 شهره آ‎غداشلو بازیگر قدیمی سینمای ایران که سالهاست مقیم امریکاست و همچنان فعالیتهای هنری اش را با شور و اشتیاق فراوانی ادامه می دهد، در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اولین ساخته وادیم پرلمن در کنار بزرگانی چون بن کینگزلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «گاندی» در سال ۱۹۸۲) و جنیفر کانلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «یک ذهن زیبا» در سال ۲۰۰۱) نقش آفرینی کرده است.


 
 شهره آغداشلو که کاندید جایزه اسکار بهترین بایگر نقش مکمل زن برای فیلم «خانه‌ای از شن و مه» شده، چهار جایزه منتخب انجمن منتقدین لوس آنجلس، نیویورک، سین سیناتی و آن‌لایم را از آن خود کرده است. آغداشلو که پیش از انقلاب در سه فیلم مطرح آن زمان بازی کرد و با سه کارگردان بزرگ سینمای ایران: عباس کیارستمی، علی حاتمی و محمدرضا اصلانی همکاری داشت، بازیهای ماندگاری از خود به جای گذاشت. او پس از انقلاب به امریکا رفت و به اتفاق همسرش (هوشنگ توزیع) در نمایشهای متعددی بازی کرد.
 
 آغداشلو در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» در نقش «نادی» زنی ایرانی و افسرده را بازی می‌کند که به اتفاق همسرش - بن کینگزلی، سرهنگ مهاجر ایرانی - در شمال کالیفرنیا زندگی می‌کنند.به امریکا می آیند و بر سر تصاحب خانه‌ای با صاحب قبلی خانه (جنیفر کانلی) درگیر می‌شوند. آغداشلو ز چگونگی حضور در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اینچنین می گوید: «کتاب «خانه‌ای از شن و مه» - نوشته آندره دوبوس - را می خواندم که به همسرم گفتم: غیرعادلانه است که اگر روزی از این کتاب فیلمی تهیه شود و به من این نقش نادی را ندهند. پس از بازی در نقش یک زن تروریست ایرانی در سریال تلویزیونی 24 از سوی هموطنانش مورد سرزنش قرار گرفت. همچنین اظهارات وی درباره گوگوش خواننده و هنرپیشه نامدار ایرانی که کمی بوی حسادت میداد منجر به اعتراضات شدید هموطنانش در اینترنت گردید.
 
 شهره آغداشلو در سال ۱۳۵۷ عنوان محبوب‌ترین بازیگر زن سینما را به خود اختصاص داد.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 12:45 | 
بیوگرافی آناهيتا همتي

تاريخ تولد: 1352
 
 داراي مدرك تحصيلي ديپلم.

 در سال 1372 با نمايش تنبورنوازان (هادي مرزبان) بازي در تئاتر را آغاز كرد. و در سال 1374 با بازي در مجموعه تلويزيوني دبيرستان خضراء (اكبر خواجويي) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه هاي بسياري بازي كرده است.
 
 آناهيتا همتي بازي در سينما را در سال 1375 و با فيلم به نمايش درنيامده افسانه پوپك طلايي (خسرو شجاعي) آغاز كرد و الين فيلمي كه از او بر پرده سينماها به نمايش درآمد در سال 1378 و با نام عشق كافي نيست (مهدي صباغزاده) بود.
 
 آناهيتا همتي هيچگاه ندرخشيد. هيچگاه آنطور كه بايد ديده نشد، اما حضور فعالش در تلويزيون و بازيهاي روان و راحت او باعث شده تا همچنان پركارترين بازيگر تلويزيوني باشد.
 
 شايد بهترين و ماندگارترين حضورش در تلويويون مربوط به بازي مجموعه تلويزيوني « كلانتر (محسن شامحمدي)» بود.
 
 فیلم شناسی:
 
 افسانه پوپك طلايي (خسرو شجاعي، 1375)
 
 عشق كافي نيست (مهدي صباغزاده، 1377)
 
 دختري به نام تندر (حميدرضا آشتياني پور، 1379)
 
 قلبهاي نا‌آرام (مجيد مظفري، 1380)
 
 
 
 بخشي از مجموعه هاي تلويزيوني:
 
 دبيرستان خضراء (اكبر خواجويي، 1374)
 
 بهشت گمشده (كامران قدكچيان، 1375)
 
 كهنه سوار (اكبر خواجويي، 1376)
 
 چراغ جادو (يك قسمت، همايون اسعديان، 1379)
 
 برگبار (اكبر خواجويي، 1379)
 
 روزهاي مهتابي (سپهر محمدي، 1379)
 
 خانه آرزوها (سيامك سهيلي زاده، 1380)
 
 نسيم رويا (1381)
 
 كلانتر (محسن شاه محمدي، 1381)
 
 كلانتر (محسن شاه محمدي، 1385)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 12:40 | 
بیوگرافی شیلا خداداد

شیلا خداداد در چهاردهم آبان ماه سال 1359 دریک خانواده کوچک و در شهر تهران به دنیا آمد.
 
 او دوران تحصیل خود را با موفقیت سپری کرد و در سال 75 وارد دبیرستان شد . در دبیرستان در رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصیل شد و به دانشگاه راه یافت . در دانشگاه رشته مهندسی فیزیک را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد.
 
 شیلا خداداد به طور کاملا اتفاقی توسط مسعود کیمیایی وارد عرصه سینما شد و در کنار بزرگان این رشته شروع به کار کرد.او تاکنون در فیمهای« اعتراض ، آبی ، عیسی می آید ، قلبهای ناآرام » و مجموعه تلویزیونی « مسافری از هند » ایفای نقش نموده . وی همچنین در رشته موسیقی نیز فعالیت دارد و در چند گروه موسیقی مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و والیبال ، وتیم مورد علاقه اش استقلال است


 
 در سینما ما معروف است که مسعود کمیایی به نوعی کاشف استعدادهای جوان است . این نکته جهت حضور ستارگان صاحب نامی که امروزه در سینمای ما جایگاه خاصی پیدا کرده اند ،کاملا هویدا است . تنها هدیه تهرانی و محمدرضا فروتن دو نمونه از این سوپر استار های دهه اخیر سینمای ما بوده اند که با کلید طلایی کمیایی وارد دنیای اعجاب انگیز سینما شدند و هر چند استارت اولیه همراه توسط یک کارگردان و یا تهیه کننده زده می شود اما مسئله اصلی نوع و نگاه بازیگر به هنر و مقوله بازیگری است که خود باعث ماندگاری و یا اوفل او می شود . یکی از این استعدادهایی که نخستین بار در یکی از کارهای در خود توجه مسعود کمیایی فرصت حضور یافت شیلا خداد است . بازیگر جوان و مستعدی که بر خلاف ادعای بسیاری که علاقه مندی صرفشان به تئاتر قلمداد می کنند و مدعی خوردن خاک صحنه هستند ،کارش را بازی در فیلم های سینمایی شروع کرد ،بدون آن که پرونده ای از نقش های کوتاه از اپیزودهای تلویزیونی داشته باشد . 

 شیلا خداداد در 14 آبان ماه سال 1359 در تهران متولد شده و دارای مدرک مهندسی شیمی می باشد .
 
 او اولین بار بازیگری را با بازی در فیلم اعتراض کیمیایی شروع کرد . اعتراض جولانگاه خوبی برای یک جوان با استعداد کم تجربه مانند شیلا بود و بازی در کنار کسانی چون داریوش ارجمند ،میترا حجار و محمد رضا فروتن تجربه خوبی برای او به شمار می رفت. مدتی بعد حمید لبخنده کارگردان معروف سریال در پناه تو که خود بازیگرانی چون پارسا پیروز فر و لیعا زنگنه را به سینمای ایران شناسانده بود برای فیلم جدیدش یعنی آبی در کنار هدیه تهرانی ،بهرام رادان و حسن جوهرچی از وجود شیلا خداداد بهره جست . شیلا در آبی نقش یک مادر جوان و بارداررا علی رغم سکانسهای محدود به خوبی ایفا کرد و همین مقدمه خوبی برای شناخته شدن وی در فیلم عیسی می آید علی ژکان تا در این فیلم هنرپیشه نقش اول زن باشد.
 
 او در سال 82 در فیلم قلبهای نا آرام در نقش یک عروس به کارگردانی مجید مظفری و تهیه کنندگی امید نجیب زاده در نقش مقابل حمید خندان (خواننده) ظاهر شد اما فیلم به موفقیتی چندانی نرسید.
 
 قاسم جعفری کاگردان خوش سلیقه صدا و سیما در یک اقدام بی سابقه در در تاریخ تلویزیون در دهه اخیر ،طرح یک سریال دو زبانه را به مرحله اجرا در آورد. سریال که از جذابیتهای خاص مردم هندوستان که همواره در کشور ما محبوبیت خاصی دارند استفاده کرد. ترکیب و تلفیق دو ملیت ،دو خانواده ،دو فرهنگ و دو زبان و تکرار همان داستانهای قدیمی فیلم های هندی که دختر و پسری عاشق هم می شوند و خانواده ها مخالفند و ساز ناکوک می زنند و با سنگ اندازی مشکلات فراوانی بر سر راه دو دلدار ایجاد می کنند تولید شد.
 
 نکته قابل توجه و در خور تحسین این سریال فرو رفتن ماهرانه و حرفه ای شیلا خداداد در قالب یک دختر نجیب زاده هندی است.ضمن این که با کوشش های مستمر و خالصانه زبان شناسی چون ایرج نوذری ،شیلا خداداد کاملا لهجه و گویشی هندی وار دارد می توان او را به عنوان یک دختر هندی تلقی کرد.
 
 و اما بازی آخر او در فیلم ازدواج به سبک ایرانی به کارگردانی حسین فتحی در کنار بازیگرانی مطرحی چون داریوش ارجمند فاطمه گودرزی ،دانیل هولمز،لادن طباطبایی ،محمد رضا شریفی نیا و حسام نواب صفوی نقش شرین را ایفا کرده است.
 
 داستان از این قرار است که یک جوان آمریکایی برای شرکت در توری برای دیدن نقاط تاریخی ایران به آژانسی می رود که شیرین خانم (شیلا خداداد)در آن کار می کند و در همان نگاه اول ،مثل قصه های شاه پریان یک دل نه صد دل عاشق شیرین خانم می شود و دل به او می بازد . اما ماجرا به همین سادگی ها نیست حاج ابراهیم(داریوش ارجمند ) دختر به خارجی نمی دهد به خصوص از نوع آمریکایی اش باشد و حالا تازه کشمکش ها آغاز شده است.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 12:36 | 
بیوگرافی پرستو صالحی

وي از سال 1377 وارد عرصه ی سینما و تئاتر شده است او از دوران کودکی علاقه ی وافری به بازیگری داشته و این باعت شده بود که در مدرسه فعالیت هنری داشته باشد .
 
 او به موسیقی علاقه دارد و در این کلاسها ثبت نام کرده و هنوزه در این کلاسها شرکت می کند.


 
 اولین فیلمی که به آن علاقه پیدا کرد سلطان قلبها بوده و اولین فعالیت او در حرفه ی تئاتر با نام نغمه های خورشید است و بعد از این کار در سریالی با نام محاکمه بازی کرده که یک کار تاریخی به کارگردانی حسن هدایت و بعد از آن در سه فیلم نود دقیقه ای که توسط سیما فیلم ساخته شده با نام های یک روز طولانی آبی و بعد از آن در سریال های عشق سالهای جنگ در کنار فرها جم ،تب ، مهر پنهان، همسفر، این زمینی ها، چشم هایش و در سری دوم زیر آسمان شهر ایفای نقش کرده .
 
 در فیلم سینمایی خانه ای بر روی آپ نقش کوتاهی را در ابتدای فیلم در صحنه ی ماشین بر عهده داشت .
 
 او بازی نیکی کریمی و پرسنو صالحی را الگویی برای خود می داند و دوست دارد روزی مانند آنها بازی کند
 

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 12:30 | 
بیوگرافی ليلا اوتادي
 

ليلا اوتادي متولد سال 1362 و فارغ التحصيل رشته معماري از دانشگاه تهران است. بازيگري در عرصه تئاتر نقطه شروع كار هنري او بوده و چند سالی است كه در اين عرصه فعاليت مي كند.

اولين بار چهره او را در يك فيلم سينمايي ديديم كه نقش كوتاهي داشت، در فيلم «چشمان سياه» ، اما ماه رمضانی که گذشت او را در سريال «آخرين گناه» در نقش «آوا» ديديم.
از او مي پرسم: «شما با تجربه يك فيلم سينمايي، كار تصويري را شروع كرديد. كار تلويزيوني نسبت به كار سينمايي چه تفاوتهايي برايتان داشت كه به سريالهاي تلويزيوني روي آورديد؟
مي گويد: «تفاوت كار سينمايي با تلويزيوني خيلي زياد است. سينما وجوه خاص خودش را دارد اما اين كه من بعد از يك فيلم سينمايي به بازي در يك سريال روي آوردم، بيشتر به اين خاطر بود كه مخاطب تلويزيون با مخاطب سينما متفاوت است. سينما مخاطبان محدودي دارد، علاوه بر اين ديدها هم نسبت به سينما و تلويزيون متفاوت است. به عقيده من گاهي سراغ كار تلويزيوني رفتن هم براي بازيگر بد نيست.» مي پرسم چه نظري در مورد نقشهاي منفي و مثبت داري؟ مي گويد: «فكر مي كنم نقشهاي مثبت و منفي تفاوتي با هم ندارد، مهم اين است كه بازيگر از پس نقش، خوب بربيايد و خوب كارش را اجرا كند، اما اين كه مي گويند نقش مثبت و منفي، براي من به شخصه هيچ وقت تفاوتي با هم نداشته اند.» قبول كردن يك نقش با همه فراز و فرودهايش القاي حسي خاص را در بازيگر مي طلبد. وقتي از اوتادي در اين مورد مي پرسم با تأكيد مي گويد: «فكر مي كنم به لحاظ ذهني بازيگر حسي مي تواند با كارش هماهنگ شود، اما من ترجيح مي دهم كه علاوه بر حس، تكنيك را هم در كار در نظر بگيرم. من خيلي از نظر حسي با نقش ارتباط برقرار نمي كنم، بلكه سعي مي كنم نقشم را با منطق در ذهنم تحليل و مسائلي كه به لحاظ روانشناختي در نقش ديده مي شود را براي خودم باز كنم.


در انتخاب نقش هم اين مسأله را لحاظ مي كنم، مي پرسم چطور؟ مي گويد: «بهترين نكته فيلمنامه است، بعد كارگردان و در نهايت نقش كه براي هر نقش هم مطالعه در مورد آدمهايي كه به آن شخصيت و نقش نزديكترند، مي تواند به بازيگر براي رسيدن به آن شخصيت كمك كند و اين مسائل برايم اهميت خاصي دارند». از اوتادي مي پرسم به نقش مقابل و بازيگري كه اين نقش را ايفا مي كند چقدر اعتماد مي كند؟ مي گويد: «سعي مي كنم كه اعتمادم خيلي بالا باشد. هر بازيگري اوايل كار دوست دارد با كساني كار كند كه حرفه اي هستند و تجربه زيادي دارند. من خوشبختانه در اين زمينه شانس بزرگي داشتم و اصولاً كار با حرفه اي ها آرامش بازيگر را تضمين مي كند».


از آنجا كه اوتادي تجربه كار در تئاتر هم داشته از او مي پرسم در مورد تئاتر چطور فكر مي كند. مي گويد: «تئاتر كاري زنده است و كار زنده تمركز رواني زيادي را مي طلبد. چون در اين فضا نه تكرار و نه كات وجود دارد. بازيگر بايد يك بار بازي كند، آن هم خوب و بدون نقص!» اوتادي را در سريال «آخرين گناه» در نقش «آوا» ديده بوديم.
از او در مورد اين نقش مي پرسم، مي گويد: «اولين نكته اي كه بايد بگويم اين است كه براي كارهاي مناسبتي هيچ وقت كل فيلمنامه را آماده نداريم، اما من چكيده اي از كار را خواندم و تقريباً مي دانستم كه چه اتفاقي قرار است براي اين نقش بيفتد. بعدها هم كه حدود نصف فيلمنامه آماده شد، همه بازيگران سريال اين فيلمنامه را خواندند و همه با اعتماد به كار، از اين حيث كه پاياني شايسته خواهد داشت نقشها را قبول كرديم. با توجه به اين كه كارهاي مناسبتي فيلمنامه كاملي ندارند، بازيگر و عوامل سريال استرس زيادي را تحمل مي كنند. ولي با اين وجود ما اين استرس را نداشتيم و از اين بابت خيال همه براي كار كردن راحت بود. تجربه كار با آقاي سهيلي براي همه، خصوصاً براي من بسيار شيرين و لذت بخش بود.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 12:26 | 
بیوگرافی لیلا حاتمی

نام: لیلا حاتمی

تاریخ تولد: مهر1351

فرزند مرحوم علی حاتمی - همسر علی مصفا

لیلا حاتمی در ۹ مهر۱۳۵۱ در تهران متولد شد و از کودکی در فیلمهای پدرش حضور داشت. دیپلم خود را در رشتهٔ ریاضی فیزیک از تهران گرفت و برای ادامهٔ تحصیل به لوزان سوئیس رفت. در دانشگاه پلی تکنیک در رشتهٔ برق شروع به تحصیل کرد و پس از دو سال این رشته را رها کرد و به تحصیل ادبیات فرانسه در دانشگاه لوزان مشغول شد. سال ۱۳۷۵ به علت بیماری پدرش به ایران آمد و از آن پس در تهران اقامت کرد. سال ۱۳۷۵ اولین کار سینمایی خود را در فیلمی غیر از فیلم پدرش انجام داد. لازم به ذکر است بیش از آن در سال ۱۳۷۰ در فیلم دلشدگان کار کرده بود.او همسر علی مصفا (بازیگر سینما و تلویزیون) می‌باشد.



پس از دیپلم، دو سال مهندسی برق را در دانشگاه پلی تکنیک سوییس و دو سال ادبیات مدرن فرانسه را در همین کشور گذراند.

او نخستین بار با بازی در نقش کودکی کمال الملک بازی در سینما را تجربه کرد.

او برای بازی در فیلم لیلا از پانزدهمین جشنواره فیلم فجر دیپلم افتخار گرفت و برای بازی در فیلم آب و آتش از پنجمین دوره جشن خانه سینما برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

لیلا حاتمی اولین جایزه جهانی اش را در سال 1381 از جشنواره مونترال کانادا برای بازی در فیلم ایستگاه متروک گرفت.



لینک مرتبط: بهترین های سال 1380
- کمال الملک (علی حاتمی، 1363)

- دلشدگان (علی حاتمی، 1370)

- لیلا (داریوش مهرجویی، 1376)

- شیدا (کمال تبریزی، 1377)

- میکس (داریوش مهرجویی، 1378)

- کیف انگلیسی (مجموعه، سیدضیاءالدین دری، 1378)

- آب و آتش (فریدون جیرانی، 1379)

- مربای شیرین (مرضیه برومند، 1379)

- ایستگاه متروک (علیرضا رئیسیان، 80 - 1379)

- ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی کیا، 1380)

- سیمای زنی در دور دست (علی مصفا، 1382)

- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)

- حکم (مسعود کیمیایی، 1383)

- شاعر زباله ها (محمد احمدی، 1384)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 0:33 | 
بیوگرافی مریلا زارعی

نام اصلی: مریلا
● نام خانوادگی اصلی: زارعی برزی
● تاریخ تولد: ۲۵ فروردین ۱۳۵۳
● محل تولد: تهران
● مدرك تحصیلی: فارغ التحصیل صنایع غذایی
●نوع فعالیت : بازیگر سینما و تلویزیون
● بیوگرافی
فارغ التحصیل مهندسی صنایع غذایی از دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۵. فعالیت در تلویزیون با بازی در مجموعه تلویزیونی "دبیرستان خضرا" (اکبر خواجویی) در سال ۱۳۷۵. شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "سلام سینما" (محسن مخملباف) در سال ۱۳۷۳. با مجموعه تلویزیونی "کاراگاه" (حسن هدایت) به دنیای بازیگری روی آورد. و با مجموعه تلویزیونی "هوای تازه" (محمد رحمانیان) بیشتر شناخته شد. بازی در فیلم "دوزن" (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷) یکی از شانسهای بزرگ او بود. پس از آن توانایی هایش را در "واکنش پنجم" (تهمینه میلانی، ۱۳۸۱) به رخ همگان کشید و سرانجام با بازی کوتاه اما بسیار تاثیرگذارش در "سربازهای جمعه" (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲) مزد زحماتش را از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر، از هشتمین جشن خانه سینما Â و از نویسندگان و منتقدان دریافت کرد.

● فیلمشناخت
الف) مجموعه های تلویزیونی:
۱) کاراگاه (مجموعه، حسن هدایت، ۱۳۷۴)
۲) مهر خوبان (مجموعه، ۱۳۷۴)
۳) خلبان (مجموعه، ۱۳۷۴)
۴) جهان وارونه (مجموعه، ۱۳۷۴)
۵) دبیرستان خضراء (مجموعه، اکبر خواجویی، ۷۵-۱۳۷۴)
۶) خانه های اجاره ای (تله تئاتر، ۱۳۷۵)
۷) هوای تازه (مجموعه، محمد رحمانیان، ۱۳۷۵)
۸) کهنه سوار (مجموعه، اکبر خواجویی، ۱۳۷۶)
۹) شن های کف رودخانه (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۶)
۱۰) فردا دیر است (مجموعه، حسن فتحی، ۱۳۷۶)
۱۱) ولایت عشق (مجموعه، مهدی فخیم زاده، ۱۳۷۷)
۱۲) داستان یک شهر (مجموعه، اصغر فرهادی، ۱۳۷۸)
۱۳) زمان شوریدگی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۹)
۱۴) پلیس جوان (مجموعه، سیروس مقدم، ۱۳۸۰)
۱۵) دریایی ها (مجموعه، سیروس مقدم، ۱۳۸۱)
ب) بخشی از فیلم شناسی:
۱)۱۳۸۴ زاگرس ( محمدعلی نجفی ) [بازیگر]
۲)۱۳۸۳ زن زیادی ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]
۳)۱۳۸۳ مجردها ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]
۴)۱۳۸۳ حکم ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
۵)۱۳۸۲ سربازهای جمعه ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
۶)۱۳۸۲ معادله ( ابراهیم وحیدزاده ) [بازیگر]
۷)۱۳۸۲ هم ‌نفس ( مهدی فخیم‌زاده ) [بازیگر]
۸)۱۳۸۱ واکنش پنجم ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]
۹)۱۳۸۱ سیزده گربه روی شیروانی ( علی عبدالعلی زاده ) [بازیگر]
۱۰)۱۳۸۰ عشق فیلم ( ابراهیم وحیدزاده ) [بازیگر]
۱۱)۱۳۷۸ تکیه بر باد ( داریوش فرهنگ ) [بازیگر]
۱۲)۱۳۷۷ دو زن ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]
۱۳)۱۳۷۵ روی خط مرگ ( شفیع آقامحمدیان ) [بازیگر]
۱۴)۱۳۷۵ خلبان ( جمال شورجه ) [بازیگر]
● جوایز
الف) کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (زن زیادی)
[ دوره ۲۳ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۳ ]
ب)کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (زن زیادی)
[ دوره ۹ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۴ ]
ج) کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (زن زیادی)
[ دوره ۶ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۴ ]
د) برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (سربازهای جمعه)
[ دوره ۲۲ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۲ ]
و) برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (سربازهای جمعه)
[ دوره ۸ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۳ ]
هـ) برنده لوح زرین بهترین بازیگر زن (سربازهای جمعه)
[ دوره ۵ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۴ ]
ی) سومین بازیگر نقش مکمل زن سال (سربازهای جمعه)
[ دوره ۱۹ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۳ ]
ر) کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (واکنش پنجم)
[ دوره ۴ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۳ ]
ز) پنجمین بازیگر نقش مکمل زن سال (واکنش پنجم)
[ دوره ۱۸ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال ۱۳۸۲ ]
ژ) دومین بازیگر نقش مکمل زن سال (دو زن)
[ دوره ۱۴ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال ۱۳۷۸ ]

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 0:27 | 
بیوگرافی بهاره رهنما

تاريخ تولد: 1352

 همسر پيمان قاسم خاني (نويسنده)
 
 ليسانس ادبيات فارسي و حقوق قضايي از دانشگاه آزاد اسلامي.
 
 براي اولين بار با يك فيلم اكشن - افعي - به سينما‌ آمد. سپس با همسرش در فيلم عاشقانه بازي كرد.
 
 او در سال 1380 بازي در يك فيلم كمدي - نان و عشق و موتور هزار - را تجربه كرد كه نشان از توانايي او در زمينه فيلمهاي كمدي داشت.
 
 اما شايد بازي در فيلم گاوخوني ساخته بهروز افخمي يكي از بهترين فرصتها براي نمايش توانايي هايش باشد.


 
 بهاره رهنما یکی از بازیگران زن ایرانی است که در 10 آذر سال 1352 در هزاوه از توابع استان مرکزی متولد شده.وی لیسانس ادبیات نمایشی و فوق لیسانس حقوق قضایی را از دانشگاه آزاد گرفته. وی همسر پیمان قاسم خانی نویسنده سینما(فیلم‌های دختری با کفشهای کتانی،دیشب باباتو دیدم آیدا،مارمولک و... و مجموعه‌های پاورچین، شبهای برره، کمربندها را ببندیم و خانهٔ ما) همچنین دختری به نام پریا قاسم خانی دارند که تجربه حضور در تئاتر پنجره‌ها و فیلم سینمایی بانو را دارد. بهاره رهنما جاری(زن برادر شوهر) شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون می‌‌باشد. بهاره رهنما از معدود بازیگرهایی است که تحصیلات بالایی در حد دانشگاهی دارد و شاید به همین خاطر در عرصه سینما و تلویزیون کم کار است. وی در عرصه نویسندگی نیز فعالیت دارد و در نشریهٔ چهل چراغ نیز می‌‌نویسد.همچنین وی از معدود هنرمندانی است که وبلاگ می‌‌نویسد

 
 فيلم شناسی:
 
 افعي (محمدرضا اعلامي، 1371)
 
 عاشقانه (عليرضا داودنژاد، 1374)
 
 غزال (مجتبي راعي، 1374)
 
 اي نسيم باران (تله تئاتر، 1375)
 
 بازگشت به خانه (مجموعه تلويزيوني، 1375)
 
 بادام هاي تلخ (كاظم معصومي، 1376)
 
 بچه هاي بد (عليرضا داودنژاد، 1379)
 
 داستان يك شهر2 (مجموعه، اصغر فرهادي، 1379)
 
 ملاصدرا (مجموعه تلويزيوني، 1379)
 
 پيش از آشنايي (تله تئاتر، 1379)
 
 نان و عشق و موتور هزار (ابوالحسن داودي، 1380)
 
 گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)
 
 سریال های تلویزیونی:
 
 ما مستاجریم
 
 زیرزمین 1385

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 0:8 | 
بیوگرافی كتايون رياحي

سمت (در بخش هاي): بازيگران،

تاريخ تولد: 1340محل تولد: تهران

مدرك تحصيلي: ليسانس ادبيات و مردم شناسي

شروع فعاليت سينمايي با فيلم پاييزان (رسول صدرعاملي) در سال 1366.
با نويسندگي براي كودكان شروع كرد و با فيلم خبرچين (مازيار پرتو، نصرالله زمرديان) به سينما آمد. اما فيلم در نيمه راه متوقف شد و او براي بازي در فيلم پاييزان (رسول صدرعاملي) انتخاب شد.
در آن زمان در سينما چندان موفق نبود اما با بازي در مجموعه پدرسالار (اكبر خواجويي) توانست خود را مطرح كند و حضور او در مجموعه هاي روزهاي زندگي (سيروس مقدم) و خصوصا سريال پس از باران از او چهره محبوبي ساخت.
رياحي موفق شد در مجموعه هاي پس از باران و شب دهم (حسن فتحي) بازي بسيار زيبايي ارائه دهد.
او پس از پنج سال دوري از سينما با بازي در شام آخر(فريدون جيراني) مهمترين و زيباترين بازي دوران زندگي خود را به معرض نمايش گذاشت و براي بازي در همين فيلم كانديداي جايزه بهترين بازي نقش اول زن از بيستمين جشنواره فيلم فجر شد.
اين زن حرف نمي زند (احمد اميني) ديگر فيلمي بود كه توانايي هاي كتايون رياحي را به رخ همگان مي كشيد. رياحي براي بازي در اين فيلم هم كانديد جايزه از هفتمين جشن خانه سينما شد.
برنده جايزه بهترين بازيگر زن از بيست و ششمين جشنواره فيلم قاهره براي بازي در فيلم شام آخر در سال ١٣٨١.


1383تارا و تب توت فرنگي ( سعيد سهيلي ) [بازيگر]

1382 اين زن حرف نمي زند ( احمد اميني ) [بازيگر]

1381 بانوي من ( يدالله صمدي ) [بازيگر]

1381 جايي ديگر ( مهدي كرم پور ) [بازيگر]

1380 شام آخر ( فريدون جيراني ) [بازيگر]

1375 لاك پشت ( علي شاه حاتمي ) [بازيگر]

1374 ماه مهربان ( قاسم جعفري ) [بازيگر]

1371 تماس شيطاني ( حسن قلي‌زاده ) [بازيگر]

1371 قافله ( مجيد جوانمرد ) [بازيگر]

1369 آپارتمان شماره 13 ( يدالله صمدي ) [بازيگر]

1369 حكايت آن مرد خوشبخت ( غلامرضا حيدرنژاد ) [بازيگر]

1367 آخرين لحظه ( فرخ انصاري بصير ) [بازيگر]

1367 كشتي آنجليكا ( محمدرضا بزرگ نيا ) [بازيگر]

1366 پاييزان ( رسول صدرعاملي ) [بازيگر]

1366 غريبه ( رحمان رضايي ) [بازيگر]

> كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 7 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1382 ]

.................................................................



>> كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 4 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1383 ]

.................................................................



>> 5 - پنجمين بازيگر نقش اول زن سال (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 18 منتخب نويسندگان و منتقدان (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

.................................................................



>> كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 20 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1380 ]

.................................................................



>> كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................



>> كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (شام آخر)

[ دوره 3 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 0:1 | 
بیوگرافی پژمان بازغی

دوئل که اکران شد نظر بسیاری نسبت به پژمان و بازی او عوض شد ، بسیاری اذعان داشتند که او جوان بااستعدادی است که تا کنون توانایی هایش را نادیده گرفته اند . اما در واقع بازغی پیش از دوئل این فرصت را نیافته بود که خودش را بشناسد و حضور سینمایی و تلویزیونی اش نتوانسته بود مورد توجه واقع شود و به نوعی می توان گفت که دوره های بازیگری او به پیش از دوئل تبدیل شده است.

بازغی متولد 1353 است و با مدرک مهندسی صنایع از دانشگاه امیر کبیر از سال 1373 وارد سینما شد.

بازغی نخستین بار در اعتراف نقش یک بازیگر را ایفا کرد که البته این کار به نمایش در نیامده و بازی او هیچگاه دیده نشد . سپس مدتی سکوت کرد تا اینکه سال 1375 با مجموعه تلویزیونی آژانس دوستی بازیگری را به طور رسمی آغاز کرد .بازی او در این مجموعه تلویزیونی شاید بی شباهت به شخصیت واقعی او نباشد . جوانی که در سر رویای ستاره سینما شدن داشت . محبوبیت مجموعه باعث شد تا سری بعد آن نیز ساخته شود و بازغی خودش را به خوبی مطرح سازد پس از آن در فیلم جوانی به کارگردانی مجید قادری زاده(77) ظاهر شد که نتوانست کمکی به ارتقای بازیگری او بکند.سل 78 همزمان در یک مجموعه و در یک فیلم سینمایی بازی کرد ابتدا در این مجموعه این یک دادگاه نیست نقش منشی دادگاه را بازی کرد و بعد در بلوغ به همراه ویشکا آسایش ساخته مسعود جعفری جوزانی حضور پیدا کرد . هر دوی این کار ها از دور نمایه ای اجتماعیی برخوردار بودند ، اما  نتوانستند پژمان را به سطح مطلوبی برساند.

او همان سال وارد عرصه تبلیغات شد و چهرهاش برای تبلیغ نوعی چای بر روی بیلبورد ها رفت . اما این تجره نا موفق تا به امروز او را از عرضه تبلیغات دور کرد. گروه ویژه مجموعه به سبک سریالهای امدادی خارجی بود که مورد استقبال قرار نگرفت ، اگر چه در مجموعه دریایی ها در همان سال توانست بیشتر خود و توانایی هایش را به نمایش بگذارد . دریایی ها عرصه ای نو در سریال سازی به کارگردانی سیروس مقدم بود که در آن بازغی خود را رویاروی بزرگانی چون حسن فتحی قرار داده بود .

سال 81 سال خوبی برای بازغی به شمار می رفت . بازی همزمان دو کار مجال بیشتر برای خود نمایی این بازیگر به شمار می رفت . دختری در قفس با حضور او و مهناز افشار و کارگردانی قدرت ا.. صلح میرزایی آنطور که انتظار می رفت جلب مخاطب نمی کند، ولی دوئل فرصت بسیار مناسبی بود.

فیلم با هزینه بالایی که صرف ساخت و تبلیغاتش می شود ، سرو صدای فراوانی به راه می اندازد و فروش کم سابقه آن ثابت می کند که با خرج بسیار بالایی می توان درآمد بیشتری داشت ، بازغی در این کار بهترین بازی خود را ارایه می دهد . او در نقش چالش بر انگیز زینال با گریم سنگین دو مقطع جوانی ومیان سالی او را به تصویر می کشد و چنان هئات داوران جشنواره بیست و دوم را تحت تاثیر قرار می دهد که بی درنگ او را کاندیدای دریافت جایزه نقش اول مرد می کنند . دوئل باعث می شود تا پژمان بازغی بهتردیده شود و او هم در این درام جنگی بازی بسیار خوب و دلچسبی را از خود به نمایش می گذارد ، پس از آن نوبت به همکاری با مسعود کمیایی می رسد که درسربازهای جمعه او را به خدمت می گیرد و بازغی در لباس نظامی همراه با فروتن ، رادان و پولاد کمیایی بازی خوبی ارایه می دهد ، اما تارا و تب توت فرنگی یک شکست تمام عیاربود که اصلا در در حد و اندازه های یک کار سینمایی نبود . بعد از این کارها بازغی دوباره به تلویزیوهن بازگشت تا همراه با حامد بهداد و یوسف تیموری در ساخته محمد رضا آهنج با عنوان سایه آفتا ایفای نقش کند.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:59 | 
بیوگرافی فتحعلی اویسی

نام و نام خانوادگی: فتحعلی اویسی

تاریخ تولد:1324

مدرک تحصیلی: ليسانس بازيگری و كارگرداني از دانشگاه ايالتی تگزاس.

پس از اتمام تحصيلات به عضويت سيمای جمهوری اسلامی درآمد و در دهه شصت در فيلمهای بسياري ایفای نقش نمود و چند فيلم را هم كارگرداني كرد.

در اوايل دهه هفتاد دوباره به كارگرداني روي آورد و سومين فيلم بلند و موفق خود(مريم و ميتيل) را کارگردانی نمود اما در چهارمين فيلمش (سربلند) تا حدودی موفق نبود.

در سينما هم بازي ماندگار او در فيلمهاي ناخدا خورشيد (ناصر تقوايي، 1365 )، سرب (مسعود كيميايي، 1367(،هي جو (منوچهر عسگري نسب، 1367(،بانو (داريوش مهرجويي، 1370(،جهان پهلوان تختي (بهروز افخمي، 1376 (،و فيلم موميايي3 (محمدرضا هنرمند، 1378) در يادها مانده است.

فتحعلي اويسي در نيمه دوم دهه هفتاد در تلويزيون فعال بود و بازيهاي زيبايي هم از خود به نمايش گذاشت.او در چند مجموعه تلویزیونی ایفای نقش نمود و با بازی در يك قسمت از مجموعه « تهران11»و مجموعه «چمدانهاي بسته» تحسين همگان را برانگيخت .

اوج هنرنمايي و موفقيت فتحعلي اويسي، ‌بازي در مجموعه تلويزيوني بدون شرح بود. پس از ایفای نقش بیاد ماندنی در بدون شرح در سریالهای فرمان ، باغچه مینو و کمربندها را ببندیم نیز در قالب طنز به هنرنمایی پرداخت . نکته بسیار جالب در مورد اویسی چرخش صدو هشتاد درجه ای از بازیگری منفی به بازیگری طنز بود نکته ای که مطمئنا او را در میان دیگر بازیگران متمایز میسازد  .

فتحعلی اویسی در زمینه خوانندگی هم استعدادهای فراوانی دارد و تیتراژ پایانی سریالهای باغچه مینو و کمربندهارا ببندیم به زیبایی توسط او اجرا شده است .

فتحعلی اویسی مجموعا در سی و پنج فیلم سینمایی(از سال 1357 تا 1382 ) و ده مجموعه تلویزیونی (از سال 1362 تا 1383 ) ایفای نقش نموده.

فیلموگرافی:

قدغن (عليرضا داودنژاد، 1357) -- راهي بسوي خدا (1359) -- ميرزا كوچك خان (امير قويدل، 1363) -- مادر (فقط كارگرداني، 1363) -- ناخدا خورشيد (ناصر تقوايي، 1365)  -- پرنده كوچك خوشبختي (پوران درخشنده، 1366) -- باؤ (فقط كارگردان، 1367) -- سرب (مسعود كيميايي، 1367)  -- هي جو (منوچهر عسگري نسب، 1367) -- گل سرخ (حميد تمجيدي، 1368) -- ريحانه (عليرضا ريسيان، 1368) -- هامون (داريوش مهرجويي، 1368) -- حكايت آن مرد خوشبخت (رضا حيدرنژاد، 1369) -- سايه خيال (حسين دلير، 1369) -- بانو (داريوش مهرجويي، 1370) -- دلشدگان (علي حاتمي، 1370) -- قرق (احمد هاشمي، 1370) -- مسافران دره انار (يدالله نوعصري، 1370) -- پرنده آهنين (علي شاه حاتمي، 1370) -- مريم و ميتيل (فقط كارگرداني، 1371) -- پرواز را بخاطر بسپار (حميد رخشاني، 1371) -- آخرين خون (منوچهر مصيري، 1372) --بدل (جهانگير جهانگيري، 1372) -- سربلند (+ كارگرداني، 1373) -- مرضيه (اسفنديار شهيدي، 1373) -- لژيون (سيدضياءالدين دري، 1373) -- مي خواهم زنده بمانم (ايرج قادري، 1373) -- اعاده امنيت (حميد رخشاني، 1374) -- پاتك (1374) -- حادثه در كندوان (جهانگير جهانگيري، 1374) --  جهان پهلوان تختي (بهروز افخمي، 1376) -- يكقدم تا مرگ (1377)--  موميايي3 (محمدرضا هنرمند، 1378) -- دوشيزه (محمد درمنش، 1381) -- بله برون (داود موثقي، 1382).

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:55 | 
بیوگرافی اکبر عبدی

اکبر عبدی بازیگر ایرانی است. او که ابتدا با بازی در سریال‌های تلویزیونی محبوب شد, به علت ایفای نقش‌های کمدی از معروف‌ترین چهره‌های سینما و تلویزیون ایران است.

زندگی

اکبر عبدی بازیگری را از تلویزیون آغاز کرد و به علت درخشش در مجموعه‌های طنز, محبوب شد.

با بازی در فیلم اجاره نشینها به جهان سینما هم راه یافت و در سال ۱۳۶۸ برای بازی زیبا در فیلم مادر ساخته علی حاتمی برنده سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هجدهمین جشنواره فیلم فجر شد.

از بازی‌های به یادماندنی او می توان به فیلم‌های هنرپیشه (محسن مخملباف) و آدم برفی(داود میرباقری) اشاره کرد.

اکبر عبدی نیمه دوم دهه هفتاد را در سکوت سینمایی سپری کرد و تا حدودی از محبوبیت و شهرت او کاسته شد.

بازی او در چند فیلم کمدی در اواخر دهه هفتاد هم خیلی مورد توجه واقع نشد و با وجوذ اینکه در سال 1380 و در جشنواره بیستم فیلم فجر برای بازی در فیلم نان و عشق و موتور هزار کاندید جایزه شد، اما بسیاری معتقدند که او دیگر به دوران اوج خود , یعنی زمانی که از مشهورترین و پولسازترین بازیگران ایران بود, برنخواهد گشت.

فیلمشناسی

این فهرست ناقص است

مردی که موش شد (1364)

اجاره نشینها(داریوش مهرجویی، 1365)

ماموریت (حسن زندباف، 1365)

گراند سینما (حسن هدایت، 1367)

ای ایران (ناصر تقوایی، 1368)

دزد عروسکها (محمدرضا هنرمند، 1368)

ریحانه (علیرضا رئیسیان، 1368)

مادر (علی حاتمی، 1368)

در آروزی ازدواج (اصغر هاشمی، 1369)

مدرسه پیرمردها (علی سجادی حسینی، 1370)

دلشدگان (علی حاتمی، 1370)

ناصرالدین شاه اکتور سینما (محسن مخملباف، 1370)

امام علی (ع) (مجموعه، داود میرباقری، 1370)

هنرپیشه (محسن مخملباف، 1371)

آرزوی بزرگ (خسرو شجاعی، 1373)

آدم برفی (داود میرباقری 1373)

پاکباخته (غلامحسین لطفی، 1374)

مرد آفتابی (همایون اسعدیان، 1374)

شب روباه (همایون اسعدیان، 1375)

عشق گمشده (سعید اسدی، 76/1375)

افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی، 1376)

جنگجوی پیروز (مجتبی راعی، 1377)

راه سوم (مجموعه، قاسم جعفری، 1377)

تارزن و تارزان (علی عبدالعلی زاده، 1379)

دارا و ندار (فریدون حسن پور، 1379)

نان و عشق و موتور 1000 (ابوالحسن داودی، 1379)

زیر آسمان شهر (سری سوم، مهران غفوریان، 1381)

کفشهای جیرجیرک دار (شاپور قریب، 1381)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:51 | 
بیوگرافی بهروز وثوقی
 

بهروز وثوقی
سال تولد: 1316

زندگینامه
بهروز وثوقی Behrouz Vossoughi با نام اصلی خلیل وثوقی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی برابر سال ۱۹۳۷ میلادی در شهر خوی متولد شد.
وی برادر چنگیز و شهراد وثوقی می باشد و هر دو درایران به کار هنرپیشگی مشغولند . تحصیلات وی در حد دیپلم می باشد و همسرسابق گوگوش می باشد اولین فیلم سینمائی اش فیلم صدکیلوداماد (۱۳۴۱به کارگردانی عباس شباویز) می باشد و فیلمی که درسال ۱۳۴۸ بهروز درآن بازی کرد وهرگز به نمایش عمومی درنیامد (هوکانی .به کارگردانی سیاوش یاسمی)اول بوده است ، از مشهورترین نقش های بهروز وثوقی نقش قیصر در فیلم قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ بود. جوان اول آن سالهای سینمای ایران در بسیاری از فیلمهای فارسی به هنرنمایی پرداخته است که از جمله فیلمهای بهروز وثوقی می‌توان به بازی هنرمندانه او در فیلم (سوته دلان) که از دسته فیلمهای هنری و ماندگار در تاریخ سینمای ایران نیز هستند اشاره کرد ضمن اینکه اثار دیگری چون { کندو ، داش اکل ، همسفر ، ممل آمریکایی ، ماه عسل ، دشنه ، طوقی و گوزنهاوبسیاری دیگر) جزو اثار به جا مانده از وی است.بهروز وثوقی جزو معدود هنرپیشگان سینمای ایران است که توانایی بازی در انواع گونه‌های سینمایی را دارد از کمدی تا تاریخی از عرفانی تا تجاری. البته به ایشان (کلینت ایستوود) ایران لقب داده اند. او پس از آن به آمریكا رفت تا در فیلم « گربه در قفس » ساخته بهمن زرین دست بازی كند كه اقامت او با انقلاب اسلامی مصادف شد. یكی از اتفاقات مهم در حضور هنری وثوقی در سالهای اخیر جایزه ای است كه داوران جشنواره لس آنجلس در سال ۱۹۷۹ به عباس كیارستمی اهدا كردند و او نیز تقدیم وثوقی كرد.


● عمده فیلمهایش
۱)صد کیلو داماد (۱۳۴۰خ / ۱۹۶۲م)
۲)گل گمشده (۱۳۴۱خ / ۱۹۶۲م)
۳)فرشته ای درخانه من (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م)
۴)دخترولگرد (۱۳۴۳خ / ۱۹۶۴م)
۵)لذت گناه (۱۳۴۳خ / ۱۹۶۴م)
۶)دزد بانک (۱۳۴۴)
۷)عروس دریا (۱۳۴۴خ / ۱۹۶۵م)
۸)امروزوفردا (۱۳۴۵)
۹)بیست سال انتظار (۱۳۴۵)
۱۰)خداحافظ تهران (۱۳۴۵)
۱۱)هاشم خان (۱۳۴۵خ / ۱۹۶۶م)
۱۲)ایمان (۱۳۴۶)
۱۳)دالاهو (۱۳۴۶)
۱۴)زنی به نام شراب (۱۳۴۶)
۱۵)وسوسه شیطان (۱۳۴۶خ / ۱۹۶۷م)
۱۶)برآسمان نوشته (۱۳۴۷)
۱۷)بیگانه بیا (۱۳۴۷خ / ۱۹۶۸م)
۱۸)تنگه اژدها (۱۳۴۷)
۱۹)دشت سرخ (۱۳۴۷)
۲۰)گرداب گناه (۱۳۴۷)
۲۱)من هم گریه کردم (۱۳۴۷)
۲۲)هنگامه (۱۳۴۷)
۲۳)دزدسیاهپوش (۱۳۴۸)
۲۴)دنیای آبی (۱۳۴۸)
۲۵)قیصر (۱۳۴۸خ / ۱۹۶۹م)
۲۶)پنجره (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م)
۲۷)دور دنیا با جیب خالی (۱۳۴۹)
۲۸)رضاموتوری (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۰م)
۲۹)طوقی (۱۳۴۹خ / ۱۹۷۱م)
۳۰)قهرمانان (۱۳۴۹) (The Invincible Six) (مشترکا با ایالات متحده)
۳۱)لیلی و مجنون (۱۳۴۹)
۳۲)داش اکل (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م)
۳۳)رشید (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م)
۳۴)فرارازتله (۱۳۵۰خ / ۱۹۷۱م)
۳۵)یک مرد و یک شهر (۱۳۵۰)
۳۶)بلوچ (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م)
۳۷)دشنه (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م)
۳۸)غریبه (۱۳۵۱خ / ۱۹۷۲م)
۳۹)تنگسیر (۱۳۵۲خ / ۱۹۷۴م)
۴۰)خاک (۱۳۵۲)
۴۱)گرگ بیزار (۱۳۵۲)
۴۲)نفرین (۱۳۵۲خ / ۱۹۷۳م)
۴۳)سازش (۱۳۵۳خ / ۱۹۷۴م)
۴۴)گوزن ها (۱۳۵۱)
۴۵)ممل امریکائی (۱۳۵۳)
۴۶)ذبیح (۱۳۵۴)
۴۷)کندو (۱۳۵۴خ / ۱۹۷۵م)
۴۸)همسفر (۱۳۵۴)
۴۹)بت (۱۳۵۵) (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م)
۵۰)بت شکن (۱۳۵۵) (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م)
۵۱)ماه عسل (۱۳۵۵) (۱۳۴۲خ / ۱۹۶۳م)
۵۲)ملکوت (۱۳۵۵خ / ۱۹۷۶م)
۵۳)سوته دلان (۱۳۵۶خ / ۱۹۷۸م)
۵۴)کاروان ها (۱۳۵۶خ / ۱۹۷۸م) (مشترکا با ایالات متحده)
۵۵)نفس بریده (۱۳۵۷)
۵۶)گربه در قفس (۱۳۵۷خ / ۱۹۷۸م) (در ایالات متحده)
۵۷)دفینه (۱۳۵۹خ / ۱۹۶۳م) (در ایالات متحده)
۵۸)گروگان (۱۳۶۲خ / ۱۹۶۳م) (در آلمان غربی)
۵۹)چشمهایش (۱۳۶۵خ / ۱۹۶۳م) (در آلمان غربی)
۶۰)تهدید (۱۳۶۹خ / ۱۹۶۳م) (در ایالات متحده)
۶۱)وحشت در بورلی هیلز (۱۳۶۹خ / ۱۹۹۱م)
۶۲)(۱۹۹۱) The Crossing
۶۳)(۲۰۰۵م) Zarin

● جوایز
الف) برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره جهانی فیلم هند در دهلی در سال ۱۹۷۳ برای بازی در فیلم تنگسیر
ب) برنده جایزه بهترین بازیگر مرد در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران در سال ۱۳۵۳ برای بازی در فیلم گوزن ها

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:47 | 
بیوگرافی مهران مديري

مهران مديري كارگرداني كه اين شب‌ها با باغ مظفر مهمان خانه‌هاي مردم است يكي از كارگردان‌هاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد،‌چه نبينيد... از او چه مي‌دانيد.

• متولد دي‌ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
• پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
• بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
• از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
• در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
• برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
• اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
• در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده‌اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
• با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.


• مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعه‌هاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
• همزمان با كار راديو از فعاليت‌هاي تئاتر غافل نمي‌شد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
• سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
• در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليماني‌فرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
• گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
• در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبه‌رو شد.
• ساعت خوش يكي از بهترين و پربيننده‌ترين برنامه‌هاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
• با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيه‌ها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعه‌هاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
• از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
• فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
• اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانه‌هاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
• مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهره‌اش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
• در سال 1371 وارد سينماي حرفه‌اي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
• با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
• با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوري‌هاي پايان‌ناپذيرش است.
• علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجري‌گري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به
شيوه تئاتري كار را بدون قطع مي‌گرفت.
• اولين كسي است كه طرح برنامه‌هاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
• هنوز هم خيلي‌ها از سوژه‌ها و ايده‌هاي او كپي‌برداري مي‌كنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي‌ بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شب‌هاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
• او اولين برنامه‌سازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
• صداقت را بزرگ‌ترين صفت آدمي مي‌داند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپق‌هاي ما را ببينند.
• متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
• در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان مي‌گذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر مي‌تواند به خانواده‌اش سر بزند و آنها را ببينند.
• سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
• «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه‌رو شد.
• آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفه‌اي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
• با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
• تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:43 | 
بیوگرافی محمدعلی فردین

محمدعلی فردین
 تولد: 1309خ (1930م)
 
 محمدعلی فردین (زاده: 1309خ (1930م)- تهران - درگذشت 18 فروردین 1379 (6آوریل2000 م)- تهران- با نام هنری فردین از هنرپیشگان برجسته سینمای ایران در دهه سی خورشیدی بود.
 
 علت مرگ : ایست قلبی
 
 تحصیلات : متوسطه
 
 افتخارات : قهرمان کشتی ایران مقام دوم المپیک
 
 
 فعالیت در سینما : با چشمه آب حیات (1338)
 
 
 برخی از فیلم های مطرح وی عبارتند از :میعادگاه خشم(1345)- مردان خشن(1350)- جهنم به اضافه من(1351)- غزل (1355)- سلام بر عشق (1353) قصه شب(1352)- ایوب(1350)- کوچه مردها(1349)- خشم کولی(1347)
 
 گنج قارون،1344 - سلطان قلبها (فیلم)،1346.
 
 
 آخرین فیلمی که فردین در آن ایفای نقش کرده فیلم "برزخی ها"
 
 محصول سال 1361 می باشد.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:39 | 
بیوگرافی پرویز پرستویی

پرویز پرستویی
متولد سال 1334

محل تولد: همدان

پرویز پرستویی متولد سال 1334 در همدان
وی از هنرپیشه‌های مطرح معاصر سینمای ایران است که جوایز بسیاری را در جشنواره‌ها به خود اختصاص داده است.

مدارک تحصیلی او دیپلم طبیعی و لیسانس هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

فعاليت هنري را از سال 1348 با اجراي نمايش در مراكز رفاه، كاخ جوانان و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آغاز كرد.

در سال 1353 براي بازي در نمايش « دكه » و يك سال بعد براي بازي در نمايش « تسليم شدگان » جايزه كاخ جوانان را گرفت.

براي نخستين فيلمش « ديار عاشقان » ديپلم افتخار بازيگر نقش دوم را در دومين جشنواره فجر گرفت.

او همچنين برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول مرد در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « ليلي با من است » و برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « آژانس شيشه اي » شد.

بازي زيباي او در فيلم « موميايي 3 » تحسين همگان را در هجدهمين جشنواره فيلم فجر برانگيخت.

سال 1380 سال خوبي براي او نبود. فيلم « آب و آتش » با بازي نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فيلم تكه پاره شده « موج مرده » با تكرار نقش حاج كاظم « آژانس شيشه اي » چهره موفقي از پرويز پرستويي به جا نگذاشت.

پرويز پرستويي در سال 1381 فيلم نچندان موفق « عزيزم من كوك نيستم » را با بازي خوبش بر پرده سينماها داشت كه در همان سال يكي از دو جايزه بهترين بازيگر مرد را از « جشن ماهنامه دنياي تصوير » دريافت كرد.

پرويز پرستويي در سال 1382 بار ديگر چشمها را به سوي خود خيره كرد. بازي معركه و ماندگار او در نقش « رضا مارمولك » در فيلم « مارمولك » (كمال تبريزي) سيمرغ بلورين ويژه هيئت داوران جشنواره بيست و دوم فيلم فجر (بهمن 1382) و تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد هشتمين جشن خانه سينما (شهريور 1383) را براي او به ارمغان آورد.


--------------------------------------------------------------------------------




مارمولك، به نام پدر، آژانس شیشه ای در سينماي ايران هيچ‌گاه فراموش نمي‌‌شود، همان‌طور كه در تلويزيون مجموعه خاك سرخ هيچ‌گاه فراموش نمي‌‌شود، آن هم با بازي استاد پرويز پرستويي، بازيگري كه در تمامي كاركترهاي سينما به راحتي ايفاي نقش مي‌‌كند و حال مجموعه زير تيغ با بازي او چهارشنبه‌ها از شبكه اول پخش مي‌‌شود، «پرويز پرستويي» اين بازيگر

پرسابقه هنرمند ايران كيست؟
در سال 1334 در روستاي چارلي از توابع بخش كبودر آهنگ يكي از شهرهاي استان همدان است. پدرش كشاورز بود، زماني كه پرويز سه ساله بود، پدرش كشاورزي را رها كرد و به تهران كوچ كرد...
او از يك خانه كوچك اجاره‌اي در محله فقيرنشين دروازه غار در جنوب تهران، خاطرات زيادي دارد، خاطرات كودكي و دوران نوجواني و...

شايد برايتان جالب باشد، بدانيد كه او قبل از اين‌كه به مدرسه برود، ابتدا چند صباحي به مكتب خانه رفت كه هنوز در تهران رفتن به آنجا رواج داشت، بايد عنوان كرد كه منطقه دروازه غار تهران، در حوالي ميدان شوش هر روزه شاهد بزن بزن‌هاي فراوان چوب و چماق‌كشي و جرم و جنايت‌هاي ديگري بود كه در آن محل ديده مي‌‌شود و پرويز پرستويي شاهد تمام اين اتفاقات بود... در محله‌اي كه زندگي مي‌‌كرد، تنها قهوه‌خانه محله تلويزيون داشت كه آن هم به خاطر رايج بودن پخش مواد مخدر در آن از ورود بچه‌ها به آنجا جلوگيري مي‌‌كردند... پرويز سينماي ايران از همان كودكي عاشق بازي و معركه‌گيري بود و با بچه‌ها در كوچه پس كوچه‌هاي دروازه‌ غار شبيه‌خواني راه مي‌‌انداخت، او همچنان عاشق تصوير بود كه از پشت شيشه‌هاي بخار گرفته قهوه‌خانه شاهد ديدن تصاوير تلويزيون مي‌‌شد.

محرم كه مي‌‌شد او به شبيه‌خواني مشغول مي‌‌شد با اين كه سني نداشت، در آن محل معروف بود، بچه‌اي دبستاني كه اهل يك محل را در ايام سوگواري به گريه مي‌‌انداخت.
او آن زمان در مدرسه صالحيه اسلامي در كوچه گمرك تحصيل مي كرد، در دوران دبيرستان آرزويش معلم شدن بود، زماني كه به خدمت عازم شد، دلش مي‌‌خواست، وارد سپاه دانش شود تا مردم بي‌‌سواد، را باسواد كند...

وي پس از فارغ‌ شدن از تحصيل، سركار رفت و پس از اتمام كار روزانه، به خاطر علاقه زيادي كه به بازيگري داشت، شب‌ها را در تئاتر‌هاي لاله‌زار مي‌‌گذراند... گرچه در آن زمان نمي‌‌گذاشت خانواده‌اش متوجه شوند كه او عاشق بازيگري است...


تلاش‌هاي شبانه‌روزي‌اش باعث شد تا يازده هزار تومان پول جمع كند و در حوالي ترمينال جنوب خانه‌اي بخرد... پرويز آن زمان عاشق ورزش هم بود، به ويژه فوتبال، از اينرو باشگاه كارگران و پست دروازه باني را انتخاب كرد و مرحوم مهراب شاهرخي با ديدن او وي را به عنوان دروازه‌بان تيم جوانان انتخاب كرد، اما ورزش هم نتوانست او را از علاقه ذاتي‌اش به هنر غافل كند، همين شد كه به مركز هنري نازي‌آباد رفت و شروع به آموختن كرد، به قول خودش، «در آنجا آموخت كه شهرت زودگذر است».
پرويز پرستويي بسيار خوش‌قول، خوش اخلاق، و پايبند به اصول دوستي است و همواره به موقع سرقرارهايش حاضر مي‌‌شود... تلفن همراهش هميشه در دسترس است و كمتر روي پيام‌گير است، اهل مدير برنامه گرفتن و اين‌جور كارها نيست، كمتر با نشريات مصاحبه مي‌‌كند و هميشه خودش پاسخگوي تلفن‌هايش است، اما با اين‌حال با خبرنگاران ميانه خوبي دارد و از مطبوعات به عنوان پل بين مردم و هنر ياد مي‌‌كند...

در سال 1349 به گروه بهرام بيضايي پيوست و در همان سال سرانجام اولين نقشش در تئاتر ماجراي يك محل را بازي كرد... آشنايي او با بهزاد فراهاني او را به گروه «كوچ» كشاند تا به دنبال كسب تجربه باشد... اوج كاري وي در سال 1352 در نمايش‌هاي چشم برابر چشم، شبي در حلبي‌آباد، پتك و خانه روشن بود كه در آن به بازي پرداخت.
وي در سال 1352 ديپلم گرفت، در سال 53 اولين موفقيت خود را كسب كرد برنده جايزه نقش دوم براي نمايش «دكه» شد.




و در سال 54، جايزه نقش اول خانه‌هاي جوانان به خاطر «نمايش تسليم» شدگان شد. بازي او در نمايش پرطرفدار «ميلاد» در نقش دلال زمين خيلي زود اسم او را در بين طرفداران تئاتر بر سر زبان‌ها انداخت.
پرويز پرستويي به نوعي از شهرت فراري است، اهل كلاس گذاشتن و اين‌جور حرف‌ها نيست، گاهي اصلا فراموش مي‌‌كند كه پرستويي است و از نگاه‌هاي ديگران تعجب مي‌‌كند.

پرويز پرستويي پس از انقلاب و در سال 60، زماني كه 26 ساله بود به عنوان منشي در دادگستري تهران مشغول به كار شد، در سال 62 برادرش شهيد شد و آنجا بود كه پيشنهاد «كار بخش» براي بازي در «ديار عاشقان» را پذيرفت و راهي سرپل ذهاب شد، او با بازي در اين فيلم ديپلم افتخار نقش دوم را از جشنواره دوم فجر دريافت كرد.

در سال 1366 در فيلم «شكار» با خسرو شكيبايي هم بازي شد، در همان اوان بود كه كار در دادگستري را به خاطر همخواني نداشتن با روحيه‌اش رها كرد و به اداره تئاتر رفت و 12 سال كارمند آنجا بود.

او به همراه خانواده‌اش زندگي مي‌‌كند، خانه‌اي دو و نيم طبقه كه پايين مغازه پدر است، در نيم طبقه برادر و همسرش، در طبقه اول والدين و طبقه دوم خودش به همراه همسر و دو فرزندش زندگي مي‌‌كند، او سال 1360 ازدواج كرد... اولين تجربه تلويزيوني پرستويي، سريال «رعنا» در سال 1367 بود، اما فيلم «ليلي با من است» بود كه پرويز را به‌طور كامل به مخاطبان هنر سينما در ايران شناساند، او براي بازي در اين فيلم در دومين ديپلم افتخار خود را كسب كرد.



در سال 82 براي بازي در فيلم «مارمولك» يكي از بهترين و به ياد ماندني‌ترين بازي‌هاي تاريخ هنري خود را به نمايش گذاشت، وي همچنين در مجموعه‌هاي امام علي (ع)، زير چتر خورشيد، آپارتمان، آواي فاخته و خاك سرخ و اين آخري زير تيغ نقش ايفا كرده است، «بيدمجنون» يكي ديگر از شاهكارهاي هنري‌اش بود كه سيمرغ نقش اول جشنواره فجر را برايش در سال 83 به ارمغان آورد، ضمن اين‌كه سال گذشته براي بازي در فيلم «به نام پدر» براي چندمين‌بار سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را از آن مردي كرد كه از شهرت بيزار است از فيلم‌هاي معروف او مي‌‌توان به رواني، مهرمادري، آژانس شيشه‌اي، آدم برفي، عشق شيشه‌اي، مرد عوضي، موميايي، عزيزم من كوك نيستم، روبان قرمز، موج مرده به نام پدر، ديوانه‌اي از قفس پريد و بيدمجنون اشاره داشت.
پرستويي همواره سعي مي‌‌كند اول انسان باشد، سپس هنرمند... او افتخار سينماي ايران است.

فیلم های سینمایی


ديار عاشقان (حسن كاربخش، 1362)


پيشتازان فتح (ناصر مهدي پور ، 1362)


سازمان 4 (حسن جوان بخش ، 1366)


شكار (مجيد جوانمرد، 1366)


حكايت آن مرد خوشبخت (رضا حيدرنژاد، 1369)


مار (مجيد جوانمرد، 1370)


آدم برفي (داود ميرباقري، 1373)


ليلي با من است (كمال تبريزي، 1374)


مهرمادري (كمال تبريزي، 1376)


رواني (داريوش فرهنگ، 1376)


آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي كيا، 1376)


مرد عوضي (محمدرضا هنرمند، 1377)


روبان قرمز (ابراهيم حاتمي كيا، 1377)


شوخي (همايون اسعديان، 1378)


عشق شيشه اي (رضا حيدرنژاد، 1378)


موميايي 3 (محمدرضا هنرمند، 1378)


موج مرده (ابراهيم حاتمي كيا، 79-1378)


آب و آتش (فريدون جيراني، 79-1378)


عزيزم من كوك نيستم (محمدرضا هنرمند، 1380)


ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 1381)


دوئل (احمدرضا درويش، 1381)


بانوي من (يدالله صمدي، 1381)


دوئل (احمدرضا درويش، 1381)


مارمولك (كمال تبريزي، 1382)


بيد مجنون (مجيد مجيدي، 1383)


به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا، 1384)

پاداش سكوت (1386)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:37 | 
بیوگرافی مهدی سلوكی

متولد: سال 1361 اصفهان

متولد اصفهان
    
    مهدی سلوكی در سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنيا آمد، ديپلم خود را در مقطع گرافيك گرفت و در سال ۱۳۷۵ با كليپ سريالی به نام گنجشك و ماه كاری از گروه كودك، فعاليت خود را در تلويزيون آغاز كرد، سپس به دنبال آن در برنامه نيم رخ و آقای رئيس جمهور شركت جست و با سريال «چراغهای خاموش» كاری از كاظم بلوچی چهره شد و در سريال «روشنايی دشت» كاری از عبدالله باكيده هم شركت كرده است كه اين سريال هنوز پخش نشده و به تازگی قرار است در سريالی ۹۰ قسمتی كه هنوز كليد نخورده و كاری است به كارگردانی كيومرث پوراحمد به همراه دكتر عزيزی و حديث فولادوند ايفای نقش كند.
    
    كودكی او
    
    وی در مورد كودكی خود می‌گويد: دوران كودكی ام را خيلی دوست داشتم، همان طور كه می‌دانيد در اصفهان به دنيا آمدم، اما پس از مدتی به تهران آمديم و بزرگ شده محله نارمك هستم و در اين بين چندين مرتبه ديگر به خاطر شغل پدرم به اصفهان رفتيم، البته پيش از به دنيا آمدن من، خانواده ام در تهران زندگی می‌كردند، دوران كودكی ام مثل ساير پسر بچه ها به بازيگوشی می‌گذشت، در كودكی آرزو داشتم خلبان شوم، نقاشی را هم خيلی دوست داشتم، استعداد زيادی داشتم، سعی می‌كردم تحصيلاتم را در اين زمينه ادامه دهم، اما نشد.
    يكی از خاطرات با مزه من در كودكی يا شايد نوجوانی مربوط می‌شود به ۱۲ سالگی ام، كه روی سی و سه پل در حال دوچرخه سواری با يك موتور تصادف كردم و بيهوش شدم، بنده خدا پدر و مادرم تا دو روز از من بی خبر بودند و به تمام بيمارستان های شهر اصفهان سرك كشيدند تا اين كه مرا پيدا كردند. 


    
    بهترين مشوق هايم
    
    بدون اغراق پدر و مادرم اولين مشوق‌های من بودند، آنها با فعاليت من در زمينه هنر هميشه موافق بودند و هيچ گاه مرا منع نكردند. و هميشه دوستان خوبی برای من بودند، در زندگی شخصی ام پدر و مادرم جزو بهترين دوستان من بودند و می‌باشند. هم چنين تنها برادرم محمد... (گفتنی است كه خانواده سلوكی از همين دو پسر تشكيل شده است).
    
    خاطرات
    
    ايفای هنر هميشه دارای خاطرات خوب و بد است، يعنی دنيای هنر بدون خاطره معنايی ندارد، مهدی سلوكی در مورد اين خاطرات می‌گويد: «فكر كنم مربوط به همين سريال چراغ‌های خاموش بود، ما در آن سريال روزی ۷، ۸ ساعت بايد جلوی دوربين بازی می‌كرديم. در آن زمان موتوری زير پايم بود كه با آن به منزل می‌رفتم، يك روز كه از صحنه فيلم برداری برمی‌گشتم، با پژو تصادف كردم و يك هفته كار خوابيد يك بار هم در سه صحنه روشنايی دشت، موتوری به من زد و فيلم برداری نيمه تمام ماند. در همان سريال يك بار هم هنگامی كه هوا بسيار سرد بود، داخل آب افتادم، خاطره‌ای بسيار زيبا بود كه هميشه در ذهن من می‌ماند». 

    
    آرزوهای خوب
    
    «بزرگترين آرزويم در زمينه كاری ام می‌باشد كه دوست دارم آدم موفقی در جامعه شوم، سعی كردم بيشتر خودم الگو باشم تا اين كه الگويی برای خود انتخاب كنم، دوست دارم آدمی باشم كه با بقيه فرق داشته باشم».
    از نگاه مهدی سلوكی رمز موفقيت چيست؟
    «فكر كنم اين بود كه نصيحت ها و راهنمايی های پدر و مادرم را با آغوشی باز پذيرفتم و هم چنين برادر بزرگترم را البته در زمينه هنری هم نبايد راهنمايی های «كاظم بلوچی» كارگردان چراغهای خاموش را ناديده گرفت كه كمك های شايانی به من كرد. اما به طور كلی از نظر من انسانی موفق است كه اطلاعات عمومی‌ بالايی در همه زمينه‌ها داشته باشد.
    
    هنر، استعدادی ذاتی است
    
    هنر، از نگاه مهدی سلوكی چيست؟
    «هنر يك نوع استعداد ذاتی در انسان است، كه در اكثر آدم ها وجود دارد و انسان ها هر يك به نوعی در خود استعدادهايی دارند كه بايد آنها را شناخته و سپس پرورش دهند».
    آيا خود او هم به كارهای هنری می‌پردازد؟
    «همان طور كه گفتم به نقاشی علاقه زيادی دارم، از اين رو بعضی اوقات كارهای گرافيكی انجام می‌دهم، با يكی از دوستانم گالری نقاشی برگزار كرديم، به نام «گالری سحرآميز»، كه انواع و اقسام نقاشی های رنگ روغن، نقاشی روی پوست و هم چنين نقاشی های رئال در آن به نمايش گذاشتيم، البته با كمك دوستان...» فكر می‌كنيد كه مهدی سلوكی به جز هنر بازيگری به كاری می‌پردازد؟
    «با برادرم دفتر مونتاژ فيلم داريم كه از اين كار بسيار راضی هستيم».
    
    پرسپوليسی‌ام
    
    خيلی عجيب است، معمولا" هنرمندان بيشتر نمی‌گويند كه طرفدار چه تيمی‌هستند، اما مهدی سلوكی عكس ديگر همكارانش عمل كرد: «طرفدار دو آتيشه پرسپوليسم، بهترين بازيكنان ايرانی هم به نظر من علی كريمی‌و احمدرضا عابدزاده هستند، از تيم های خارجی هم طرفدار رئال مادريد هستم».
    و حال در زمينه هنر: «بهترين فيلم به نظر من رنگ خدا است و بهترين فيلم خارجي، جنايت و مكافات، بهترين سريال: شب دهم، بهترين بازيگر مرد و زن ايراني: محمدرضا فروتن و كتايون رياحی و از خارجی ها، بايد به تام كروز و نيكول كيدمن اشاره كنم. بهترين كارگردان ايراني، مسعود كيميايی و كارگردان خارجی مارتين اسكورسيزی است».

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 23:34 | 
بیوگرافی ناصر عبداللهي

 

«ناصر عبداللهي» در دهم دي‌ماه سال 1349 در محله «باغ» بندرعباس متولد شد. پدرش «عبدالرحمن عبداللهي» از كارگران بازنشسته شركت نفت و مادرش «مهرنگار بندري نيايي» خانه‌دار است. ‏

اين پدر و مادر پنج پسر و يك دختر داشتند كه ناصر يكي از پسران‌شان بود.‏

‏«محمد طبيب»، «نادر» ، «ناصر»، «عليرضا» و «عقيل» و دختري به نام «نسرين».‏

عشق به موسيقي ناصر با يك «ملوديكا» آغاز شد. او عاشق موسيقي بود. ‏

ناصر در سن 18 سالگي با «فهيمه غفوري» اهل بندرعباس ازدواج كرد كه ثمره‌ي اين پيوند سه فرزند است به نام‌‌هاي «نويد» 17 ساله، «نازنين» 14 ، «نامي» 12 ساله‏ و دختر خردسالي به نام " نينا " .

‏«نازنين» مانند پدر موسيقي را خيلي دوست دارد و حتي در بعضي از كنسرت‌ها به همراه پدر به اجراي برنامه مي‌پرداخت و به عنوان گروه كر در كنار پدر هنرمندش بود.‏

ناصر وقتي به تهران آمد، تلاش كرد جايي را تهيه كند تا خانواده‌اش را نيز به پايتخت منتقل كند. او عاقبت موفق شد با اجاره‌ي خانه‌اي خانواده‌اش را به تهران بياورد. فعاليت‌هاي گسترده‌ي او در موسيقي با اجراي كنسرت‌هاي داخلي آغاز شد.‏

 

 

كنسرت‌هاي اوهمواره با استقبال مواجه مي‌شد.‏

آن اتفاق تلخ ‏

دوم آذرماه 1385 ناصر عبداللهي در بندرعباس ناگهان به حالت كما رفت. معاينات نشان داد كه جفت كليه‌هايش را از دست داده ! بعد از دو هفته او را به بيمارستان هاشمي‌نژاد تهران منتقل كردند تا با امكانات بيشتر او را به زندگي باز گردانند.‏

حرف و حديث‌ها زياد شد، متأسفانه بعضي‌ها كه استعداد فراواني در شايعه‌سازي دارند، حاشيه‌هاي جورواجوري براي او درست كردند.‏

 

 

اما ناصر در همان حال بر بستر بيماري با مرگ مبارزه مي‌كرد. عاقبت او نتوانست در اين مبارزه پيروز شود و صبح چهارشنبه 29 آذرماه 85 ديوان زندگي‌اش بسته شد.‏

حالا ديگر كساني كه از حضور او و موفقيت‌هاي او ناراحت بودند، مي‌توانند راحت باشند چرا كه ناصر عبداللهي : «... پشت پا به رسم دنيا زد و رفت...»‏

در آثار عبداللهي كارهاي خوب زيادي را مي‌توان شنيد.

 

 

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 13:2 | 
بیوگرافی شهره صولتی

نام خوانوادگی:صولتی

شهره يك خواننده فداكار است با يك صداي فريبنده كه هر شنونده را هيپنوتيزم مي

كند ظهور او در موسيقي ايراني يك پديده از فردا بود در 18 دي ماه در يكي از محله

هاي تهران در خانواده اي هنرمند متولّد شد در 7 سالگي متوجّه شد به موسيقي

علاقه بسياري دارد و به هنرستان موسيقي رفت تا با موسيقي آشنايي بيشتري پيدا

كند ، در 15 سالگي وارد دنياي هنر شد و خوانندگي را پيشه خود كرد اوّلين آهنگ او

دختر مشرقي بود و همه متعجب از اين آوازه خوان جديد ِفريبنده زيبا بودند و مدتي

طول نكشيد كه آوازه شهرت و محبوبيت او به همه جا رسيد با اين آواز شهره به جلد

مجله هاي موسيقي نقل مكان كرد و يك چهره برجسته و وسايل ارتباط جمعي ديگر

شد در راديو ، تلويزيون ، تفسيرها كمپاني هاي رقيب و سرسخت شروع به قرارداد

بستن با او كردند و عكسهاي او يك جلد اوّليه براي مجلات هفتگي شد در ابتدا او يك

خواننده عادي بود ولي وقتي جوايز متعدد را از منتقدين وابسته به موسيقي دريافت

كرد به مقام استادي رسيد . شهره يكه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز

گذشته ، او به اوج رسيد و محبوب مردم شد شهره معني جديد موسيقي ايراني را آ

ورد . و به زودي بت جوانان ايراني و موضوع بحث روز شد پوسترهاي او با موي با

شكوه و لباسهاي زيبا همه جا بودند . او خودش بود و از ديگران تقليد نمي كرد براي ا

ينكه او اعتقاد دارد يك هنرمند بايد خودش باشد ، با گذشت روزها شهره در دل

همگان جاي گرفت و آهنگهايش يكي پس از ديگري فروش زيادي كرد و براي اوّلين بار

راهي سينما شد و به همراه داريوش در فيلم فرياد زير آب بازي كرد امّا ديگر زمان

مهلت نداد و در سال 1978 به آمريكا آمد و در نيويورك ماندگار شد شهره پس از يك

سال اقامت در نيويورك ازدواج كرد و ثمره ازدواجش يك دختر به نام طناز بود در سال

1984 به لس آنجلس آمد و اوّلين آهنگهايش را در خارج از كشور در آلبوم طلسم اجرا

كرد.آلبوم سلام اوج شكوفايي او بود ...تولدي دوباره براي ستاره اي كه هميشه

روشنايي را انتخاب مي كند آلبومهاي :

شیطونک
صداي پا
يكي يكدونه
هم نفس
گرفتار
جان جان
شنيدم
مرمر
جمعه به جمعه مهمون
سكه طلا
نمي زارم بري
زن
قصه گو
سايه
حكايت ۵
عطر
سفر
پيشوني
هوس
سر به هوا

از كارهاي بعدي او بود كه تا كنون به بازار ارائه داده است .امروز شهره مطرح تر از

هميشه در جاده هاي شهرت پيش مي رود او كاملا وظيفه شناس

است و تنها با اساتيد كار مي كند شهره بيش از صد كنسرت بزرگ و

پرفروش را در كشورهاي : آمريكا...كانادا...انگليس آلمان... فرانسه...

ايتاليا... بلژيك... هلند... نروژ... سوييس... سوئد... اسرائيل و دبي اجرا

كرده است.

کنسرت با شکوه او در ۲۱ اکتبر ۱۹۹۵ در هالیوود پلیدیوم لس آنجلس مصادف بامنتشر

شدن آلبوم جدید او یعنی (زن) یک موفقیت هنگفت به حساب می آید.

اولین بار بود که دنیا می دید و می شنید یک خواننده زن مورد ستایش قرار گرفت

به او لقب زن آزادی خواه را دادند و ملکه موزیک پاپ ایران شد.

شهره در لس آنجلس در یکی از ساختمان های ویلچر زندگی می کند.

با آرزوی موفقیت برای تمام خوانندگان...

بدرود.

در ابتدا او يك خواننده عادي بود ولي وقتي جوايز متعدد را از منتقدين وابسته به موسيقي دريافت كرد به مقام استادي رسيد . شهره يكه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته ، او به اوج رسيد و محبوب مردم شد شهره معني جديد موسيقي ايراني را آورد . و به زودي بت جوانان ايراني و موضوع بحث روز شد پوسترهاي او با موي با شكوه و لباسهاي زيبا همه جا بودند . او خودش بود و از ديگران تقليد نمي كرد براي اينكه او اعتقاد دارد يك هنرمند بايد خودش باشد ،

امروز شهره مطرح تر از هميشه در جاده هاي شهرت پيش مي رود او كاملا وظيفه شناس است و تنها با اساتيد كار مي كند شهره بيش از صد كنسرت بزرگ و پرفروش را در كشورهاي : آمريكا...كانادا...انگليس آلمان... فرانسه... ايتاليا... بلژيك... هلند... نروژ... سوييس... سوئد... اسرائيل و دبي اجرا كرده است . كنسرت با شكوه او در 21 اكتبر 1995 در هاليوود پليديوم لس آنجلس مصادف با منتشر شدن آلبوم جديد او ( زن ) يك موفقيت هنگفت به حساب مي آمد اوّلين بار بود دنيا مي ديد و مي شنيد يك خواننده زن ايراني مورد ستايش قرار گرفتبه او لقب زن آزادي خواه را دادند و ملكه موزيك پاپ ايران شد

شهره از جمع مردم برخواسته است و ميان مردم زندگي مي كند و به آنها احترام مي گذلرد و علاقه مند است او مي داند كه آنها هستند كه مي توانند يك بت بسازند و بشكنند و به مسئوليت هاي يك ايراني اعتقاد داردشهره در لس آنجلس در يكي از ساختمانهاي ويلچر زندگي مي كند او به راستي ملكه صحنه هاي طلايي است

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 13:0 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">