***** http://bio4u.blogfa.com آدرس جديد اين وبلاگ===http://bio4u.blogfa.com آدرس جديد اين وبلاگ===http://bio4u.blogfa.com آدرس جديد اين وبلاگ===http://bio4u.blogfa.com آدرس جديد اين وبلاگ *****

بیوگرافی هنرمندان
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بیوگرافی مدونا MADONNA

 

نام كامل: MADONNA LOUISE VERONICA CICCONE
تاريخ تولد: 16 آگست 1958

محل تولد: ميشيگان آمريكا
شغل: بازيگر، خواننده، مدل
تحصيلات:2 سال تحصيل در دانشگاه ميشيگان در رشته رقص

وزن:66 كيلو گرم
قد:162 سانتي متر

نام پدر:SYLVIO CICCONE---شغل:مهندس طراح
.
نام مادر:MADONNA CICCONE--- مدونا در حالي كه تنها 6 سال سن داشت مادرش بر اثر سرطان سینه

درگذشت.
نامادري:
OAN

برادر ها:
1-MARTIN----
شغل: دي جي

2-ANTHONY---
شغل: دستيار تهيه كننده تلويزيون

3-CHRISTOPHER----
شغل: هنرمند

4-
برادر ناتني:ARIO CICCONE

خواهرها:
1-PAULA MAE---
شغل: تهيه كننده

2-MELANIE HENRY---
شغل: بازارياب

3-
خواهر ناتني
:JENNIFER CICCONE

فرزندان:
1-
دختر:
LOURDES MARIA COCCONE LEON---
سن: 9 ساله----نام پدر:
CARLOS LEON

2-
پسر:ROCCO RITCHIE---سن: 5 ساله
----
نام پدرGUY RITCHIE:


شوهران:
1-SEAN PENN----
شغل: بازيگر و كارگردان----تاريخ ازدواج: 1985----تاريخ طلاق: 1989

2-GUY RITCHIE---
شغل: كارگردان---تاريخ ازدواج:2000




افرادي كه با آنها رابطه داشته است
:
1-WARREN BEATTY---
شغل : بازيگر و كارگردان--- طي سالهاي 1989 تا 1990
.
2-DENNIS REDMAN---
شغل: بسكتباليست حرفه اي---در سال 1994(به مدت كوتاه)

3-CARLOS LEON----
شغل: مربي شخصي مدونا---طي سالهاي 1994 الي 1997.
4-ANDY BYRD----
شغل: بازيگر و فيلم ساز---در سال 1998(به مدت كوتاه)


ترانه اي كه توسط آن به شهرت دست يافت:LIKE A VIRGIN
درآمد ساليانه وي: درآمد سال گذشته وي به 50 ميليون دلار بالغ ميگردد
.
شمار آلبومها و ترانه هاي بفروش رفته وي در سراسر جهان: 250 ميليون
.
ثروت مدونا:مدونا ثروتمند ترين هنرمند زن جهان ميباشد. ثروت وي را 600 ميليون دلار برآورد ميكنند
.
كتاب ركوردهاي گينس : بر طبق كتاب ركوردهاي گينس مدونا موفقترين هنرمند زن تاريخ جهان ميباشد
.
تاپ تن: ركورد وي در رده بندي برترين ترانه هاي هفتگي در تاريخ موسيقي بي رغيب ميباشد
.
نويسندگي: مدونا تاكنون 5 عنوان كتاب ويژه كودكان به رشته تحرير درآورده است. پرفروشترين اين كتابها ENGLISH ROSES نام دارد كه به 40 زبان دنيا ترجمه گرديده و 1.5 ميليون نسخه از آن در سراسر جهان بفروش رسيده است
.
جـوايز دريـافـتـي: مدونـا بـالـغ بـر 100 جـايـزه از ســوي

موسسات معتبر بين المللي همچون MTV-GRAMMY
-AMERICAN AWARDS-GOLDEN AWARDS
-MUSIC AWARDS-DANCE AWARDS
ROLLING STONES AWARDS
دريافت كرده است
.

فيلمهايي كه وي در آنها ايفاي نقش كرده است
:
A CERTAIN SACRIFICE(1985)-VISION QUEST(1985)-DESPERATELY SEEKING SUSAN(1985)-SHANGHI SURPRISE(1986)-WHO`S THAT GIRL(1987)_BLOODHOUNDS OF BROADWAY(1989)_DICK TRACY(1990)-MADONA:TRUTH OR DARE(1991)-BLAST THEM(1992)-SHADOWS AND FOG(1992)-A LEAGUE OF THEIR OWN(1992)-BODY OF EVIDENCE(1993)-DANGEROUS GAME(1993)-BLUE IN THE FACE(1995)-FOUR ROOMS(1995)_GIRLS6(1996)-EVITA(1996)-THE NEXT BEST THING(2000)-THE HIRE:STAR(2001)-SWEPT AWAY(2002)-REINVENTED PROCESS(2005)-HELLO SUCKERS(2006)(coming soon)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:28 | 
بیوگرافی نیکول کیدمن Nicole Kidman

 

اگر چه او را یک استرالیایی می خوانند ولی در واقع متولد هونولولو در هاوایی است ،

 نیکول در 20 ژوئن 1967 به دنیا آمد ، خانواده اش که در جزیره سکونت داشتند

به خاطر پروژه های تحقیقاتی پدر نیکول که بیوشیمیست بود به واشینگتن دی سی عزیمت می کنند

و سه سال همانجا می مانند . پس از پایان کار پدر، نیکول و خانواده اش شامل مادرش که پرستار و ویراستار بود و برادر کروچکترش به استرالیا می روند. او در حومه لانگ ویل بزرگ می شود ، یک منطقه متوسط ،عشق به هنر و مخصوصا رقص وتئاتر از همان کودکی در وجود کیدمن بود . سه سال داشت که تحت آموزش باله قرار می گیرد و اولین بازی خود را در یک نمایش محلی ارائه می دهد و درحالی که فقط شش سال داشت تا سن ده سالگی به آموزش بازیگری در مدرسه درام می پردازد و برای این کار وارد مدرسه نمایش سنت مارتین در ملبورن می شود و مدرسه تئاتر فیلیپ استریت در سیدنی می شود.

در هر تستی که شرکت می کرد به خاطر قد بلندش او را رد می کردند ولی سرانجام موفق شد

که یک نقش حرفه ای در کریسمس بوش (1983) به دست بیاورد . در حالی که فقط 14 سال داشت . این فیلم تلویزیونی درباره گروهی بچه است که در پی یافتن اسب دزدیده شده اشان یک تیم تشکیل می دهند . این فیلم با نقش دیگری در فیلم ماجراجویانه سارقین بی ام ایکس و چند کار دیگر ادامه پیدا می کند . اولین نقش اصلی او وقتی شکل گرفت که در ویتنام درخشید . یک مینی سریال به کارگردانی جان دویگان و کیدمن می توانست به خاطر جان بخشیدن با کارکتر یک دختر مدرسه ای بازمانده از جنگهای ویتنام سالهای 60 نقدهای مثبتی فراوانی دریافت کند .او موفق می شود تا یک کارگزار آمریکایی پیدا کند و این فرصتی می شود تا درهای پیروزی به سویش باز شود . در 1989 کیدمن نقش محوری دیگری در ساخته فلیپ نویس با عنوان آرامش مرده به عهده می گیرد و یک تریلر روانشناسانه درباره زوجی (نیکول و سام نیل) که توسط بازمانده یک کشتی غرق شده که نقش اش را بیلی زین ایفا می کرد به گروگان گرفته می شوند . فیلم به او کمک می کند تا خود را در سن 19 سالگی به عنوان یک هنرپیشه معروف قابل اعتماد و اعتنا تثبیت کند . همان سال بازی در یک کار تلویزیونی به نام بانکوک هیلتون شهرتی دو برابر پیدا می کند و این بار ایفا گر نقش زن حوانی بود که به خاطر حمل مواد مخدر در زندان تایلند حبس می شود .

 

 تا اینجا کار توانسته بود که در استرالیا رشد قابل توجهی داشته باشد . اما احتیاج داشت تا شهرت خود را به آن سوی اقیانوس نیز برساند، در سال 1989 به عنوان نقش مقابل تام کروز در اولین حضور آمریکایی اش یعنی روزهای تندر به کاگردانی تونی اسکات انتخاب می شود .فلیم درباره یک راننده مسابقات اتومبیل رانی (کروز) که کیدمن در آن نقش پرستاری که عاشق اش می شود را ایفا می کرد. نه تنها کار به موفقیت می رسد بلکه باعث می شود تا او به همسرآینده اش (تام کروز) نیز آشنا شود و سرانجام در دسامبر سال 90 باهم ازدواج کردند. به دنبال آن نقش مقابل داستین هافمن در بیلی باتیگت (91) به دست می آورد و همین طور نقش یک دختر دانشجو در Flitting بازی می کند. که ساخته موفق دیگری از جان دویگان بود. کیدمن و کروز برای دومین بار کار مشترک خود را در دور و دورتر (92) همراه می شوند و علی رغم همه جنجالهای پیرامون زندگی اشان و فیلمبرداری درخشان اثر ، کار شکست می خورد و نیکول به پروژه های کم اهمیت تری چون مالیک و زندگی من (هردو در سال 93) راه پیدا می کند . بتمن برای همیشه در سال 95 که در آن نقش عشق قهرمان اثر را بازی می کرد  یک موفقیت دور از انتظار بود و از اینجا حرفه او و کار کیدمن جدی گرفته می شود . نیکول سرانجام با ساخته زیبای گاس ون سنت در سال 95 با عنوان مردن برای ... آن پرتره همیشگی دختر و یا بهتر بگویم عروسک پشت پرده را می شکند و نقدها و جوایز فراوانی را به خود اختصاص می دهد . بازی اش در نقش ایزابل آرچر در اقتباس سینمایی جین کمپیون از توماس هنری جیمز با نام « پرتره ای از یک بانو» از او تصویری درخشان به عنوان یک هنر پیشه قابل احترام ترسیم می کند . پس از آن مقابل جرج کلونی در فیلم پر هزینه صلح ساز (97) ایفای نقش می کند و همینطور مقابل ساندرا بولاک در کمندی و فانتزی جادوی عمل بازی می کند که هر دو به آثار پر فروش بدل می شوند. در سال 1999 در فیلمی بازی می کند که تا به امروز هیچ اثری نتوانسته بحث و جدل و همپای آن را ایجاد کند . فیلم آخرین ساخته استنلی کوبریک فقید «چشمان کاملا بسته» بود که آخرین حضور مشترک تام و نیکول نیز به شمار می رفت . خارج از دنیای فیلم اما رابطه کروز و کیدمن تیره شده بود و سرانجام اقدامی غیر قابل باور پس از یک دهه از هم جدا می شوند . کیدمن پس از جدایی از کروز در آثار با ارزشی چون دیگران و ساعتها را به کارنامه اش اضافه کرد و در نیمه آخر دهه نود و اوایل سالهای هزاره جدید به یک چهره استثنایی مورد توجه همزمان منتقدین و سینماروها بدل شد. وی در سال 2002 به خاطر بازی در فیلم ساعت‌ها جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول را از آن خود کرد. مترجم (2005) ،‌ دیگران (2000)، از  دیگر فیلم های معروف نیکول کیدمن هستند.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:26 | 
بیوگرافی ساندرا بولوک SANDRA BULLOCK

 نام كامل:SANDRA ANNETTE BULLOCK
اسامي مستعار:SANDY
تاريخ تولد:26 جولاي 1964

محل تولد: ورجينيا امريكا

شغل: بازيگر، تهيه كننده

قد: 171 سانتي متر

تحصيلات: دانشگاه كارولينا در رشته بازيگري (اما ترك تحصيل كرد
(
پدر: JOHN BULLOCK---شغل: مربي آواز

مادر:HELGA BULLOCK---:شغل: خواننده اپرا----در سال 2000 بر اثر سرطان جان باخت
.
خواهر:GESINE PRADO---شغل: وكيل

همسر:
JESSE JAMES
شغل: موتورسيكلت ساز

سال ازدواج: 2005


فيلمها:
Grace (2006) (COMMING SOON)
Every Word Is True (2006) (cOMMING SOON)
Il Mare (2006) (cOMMING SOON)
Crash (2005 movie) (2005)
Miss Congeniality 2: Armed and Fabulous (2005)
Loverboy (2005)
Two Weeks Notice (2002)
The Divine Secrets of the Ya-Ya Sisterhood (2002)
Murder by Numbers (2002)
Miss Congeniality (2000)
Welcome to Hollywood (2000)
Famous (2000)
( Days (200028
Gun Shy (2000)
Forces of Nature (1999)
The Prince of Egypt (1998) (voice)
Practical Magic (1998)
Making Sandwiches (1998)
Hope Floats (1998)
Speed 2: Cruise Control (1997)
In Love and War (1996)
A Time to Kill (1996)
Two If by Sea (1996)
The Net (1995)
While You Were Sleeping (1995)
Speed (1994)
Wrestling Ernest Hemingway (1993)
Demolition Man (1993)
The Thing Called Love (1993)
The Vanishing (1993)
Love Potion No. 9 (1992)
When the Party's Over (1992)
Who Do I Gotta Kill? (1992)
Who Shot Patakango? (1989)
Religion, Inc. (1989)
Hangmen (1987)


جوايز دريافتي:
3
بار نامزد
MTV MOVIE AWARDS-GOLDEN GLOBE.
*
وي به زبان آلماني نيز مسلط ميباشد
.
*
وي به اسبها شديدا حساسيت دارد
.
*
ساندرا در كودكي آموزش رقص و خوانندگي نيز ديده

است.
*
وي پس از واقعه 11 سپتامبر يك ميليون دلار به صليب

سرخ آمريكا اهدا كرد. وي پس از فاجعه سونامي نيز
مجددا يك ميليون دلار ديگر به صليب سرخ كمك مالي كرد.
*
درآمد وي از فيلم MURDER BY NUMBERS در سال

2002: 15
ميليون دلار

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:15 | 
بیوگرافی جنیفر لوپز Jennifer Lopez

 جنیفر لوپز

جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲4 جولای سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک بدنيا آمد. او کارش را به عنوان رقاص شروع کرد و در صحنه های ويدئوکليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد . در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريال تلويزيونی FOX نقشهايی را به عهده بگيرد و بعد از آن در سريال رنگ زندگی به عنوان يکی از FLY GIRLS و نيز بعد از آن هم يک سری کارهای کوچک هنری را دنبال کرد که شامل نقش هايی در دو سريال ديگر و يک فيلم تلويزيونی به نام پرستاران روی خط و فيلم ديگری به نام سقوط پرواز شماره ۷ بود. او اولين فيلم خود را در سال ۱۹۹۳ به نام (خانواده من) بازی کرد و بعد از آن هم در سال ۱۹۹۵ در فيلم قطار پول ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را (وسلی اسنامپرچر) و (ودی هاريسون) ايفا ميکردندو او در سال ۱۹۹۶ در فيلم جک به کارگردانی ( فرانسيس فورد) و نقش آفرينی رابين ويليامز بود ظاهر شد.

در سال ۱۹۹۷ اولين موفقيت بزرگ لوپز بوجود آمد: به خاطر بازی در نقش سلنا که تصوير زنده ای از خواننده پاپ (‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز ) بود .< خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است >. جنيفر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه GOLDEN GLOBE را از آن خود ساخت و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ شد و با پرداخت يک مليون دلار به وی در همان سال فيلم ANACONDA ( مار وحشت ناک) را بازی کرد و نيزبعد از ان در فيلم خون وشراب که نقش مقابل اورا جک نيکلسون بازی ميکرد و در ادامه ـ بازی کردن در نقش مارشال فدرال(‌ کارن سيسکو) در فيلم کارگردان معروفی چون استيون اسپيلبرگ به نام OUT OF SIGHT که البته بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود و نقش مقابل او را هم جورج کلونی بازی ميکرد جنيفر را به يک هنر پيشه مشهور تبديل کرد
.

کار موسيقی لوپز در سال ۱۹۹۹ با آلبومی به زبان لاتين در ۶ جولای شروع شد و اين آلبوم به خاطر آهنگ IF YOU HAD MY LOVE با موفقيت کم نظيری روبرو شد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد . در اوايل سال ۲۰۰۰ جنيفر کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد به دليل موفقيت در دومين آهنگ موفقش WAITING FOR TONIGHT اما او جايزه را ازدست داد و جايزه بدست CHER رسيد
.

در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم علمی تخيلی و ترسناک سلول بازی کرد که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال او در فيلم ENOUG بازی کرد و در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد. از جمله اين موفقيتها
:

وقتی که آلبوم او در جدول آهنگهای پاپ در رديف ۱ قرار گرفت و يا در فيلم کمدی ـ رومانتيک تصميم گيرنده ازدواج بازی کرد که بيشترين فروش را در هفته اول اکران داشت و نيز در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی MAID IN MANHATTAN بازيکرد و در سال ۲۰۰۳ هم وی با بن افلک در فيلم GIGLI هم بازی شد و نيز در آينده هم يک فيلم ديگر با بن افلک تحت عنوان JERSEY GIRL بازی کرد و نيز فيلم ديگری هم که از وی در مرحله ساخت به سر ميبرد فيلم( زندگی ناتمام ميباشد) که او در آن نقش مادری را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم رابرت فورد برعهده دارد. او همچنين در فيلم ما بايد برقصيم نقش مقابل ريچارد گر را بازی کرده است
.

حالا يکم بحث رو خصوصیترش ميکنم
:

جنيفر در سال ۱۹۹۷ به مدت کوتاهی با اجانی نوا که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با ( SEAN PUFFY COMBS ) رابطه داشت . در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعنی در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با CRIS JUDD آشنا شد
.

CRIS
در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ LOVE DON'T COST ATHING رقاصی ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند . در پاييز سال ۲۰۰۲ جنيفر با بن افلک نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند اما بازم بعد از مدتی تصميم به طلاق گرفتند و سرانجام در اوايل سال ۲۰۰4 از هم جدا شدند
!

و بعد از آن جنيفر در > جوئن سال ۲۰۰4 < با خواننده پاپ مارک آنتونی ازدواج کرد . مراسم عروسی آنها کاملا خصوصی بود و در لوس آنجلس برگذار شد .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:13 | 
بیوگرافی کاترین زتا جونز Catherine Zeta Jones

 

کاترین زتا جونز

کاترین زتا جونز متولد 25 سپتامبر 1969 در سوانسی واقع در گلامورگان غربی در ولز است ..، اولین بازی های خود را روی صحنه به انجام رساند و با بازی در نمایش موزیکال خیابان 24 طعم هنر نمایی را چشید ،اما در اصل حضور در مجموعه کمدی درام شکوفه عزیز ماه می محصول تلویزیونی یور کشایر بود که توانست نام او را روی زبانها بیاندازد ،داستان این مجموعه برداشتی بود از سری نوول های اچ.ای.بیتس که توانست یک موقعیت کم نظیر بشود و کاترین را به یکی از عامه پسندترین هنرپیشه های زن تلویزیون بریتانیا تبدیل کند .

کاترین با موهای تیره و چشمان قهوهای و چهره ای خاص این قابلیت را داشت که در عرصه گوناگونی از نقش ها بازی کند پس از موفق شدن سری اول مجموعه او به صحنه نمایش بازگشت و سپس در مینی سریال کاترین کبیر به بازی پرداخت.

اولین فیلم سینمایی خود را با عنوان شهرزاد با کاگردانی فیلیپ دی بروکا در سال 1990 بازی کرد و این دی بروکا بود که او را روی صحنه نمایش کشف کرد . کاترین در ادامه بازی در نقش های مکمل چندین فیلم را دنبال کرد که از میان آنها می توان به کریستف کلمب کاشف 1992 و نقشی طولانی تر در فیلم شبح 96 اشاره کرد.پس از بازی در نقش النا مقابل آنتونی هاپکینز و آنتینوبانداراس در نقاب زرو (98) به یک چهره بین المللی تبدیل گشت.

او که یک خواننده مستعد نیز هست به طور رسمی یا گروه اپرای ملی انگلستان نیز همکاری دارد . کاترین در اواخر سالهای نود با بازی در آثار قابل توجهی چون دام افکنده در مقابل شان کانری ، روح زدگی ، و ترافیک نام خود را به عنوان بازیگری مطرح تثبیت کرد و توانست با اسکاری که به خاطر حضور در شیکاگو که اقتباسی از نمایش پر زرق و برق در صحنه برادوی بود طرفداران بیشماری داشت ،دریافت کندو تماشاگران راغافلگیر کند. انتخاب "کاترین زتا جونز" برای ایفای نقش "لانا ترنر"، موجب خشم "شارون استون" شده بود. استون اعلام کرد که او اولین انتخاب "ترنر" برای ایفای نقشش بوده و این به هیچوجه درست نیست که استودیو هنرپیشه دیگری را انتخاب کرده است.این بازیگر که بیوگرافی اونو در میل قبلی داشتیم گفت که در سال ۱۹۹۵پیش از مرگ "ترنر" بر اثربیماری سرطانحنجره با وی ملاقات کرده است و هنرپیشه فقید سینما تاکید کرده که تمایل دارد "استون" نقشش را بازی کند. "استون" در این باره گفت: "من با لانا در سال های واپسینعمرش ملاقات کردم و رابطه بسیار خوبی میان ما برقرار شد. او بی تردید ستاره سینمابود و به من گفت که اگر قرار باشد فیلمی بر اساس زندگیش ساخته شود، تمایل دارد مننقشش را بازی کنم. زندگی لانا از جمله جذاب ترین سرگذشت هایی است که من در هالیووددیده ام." "کاترین زتا جونز" و "کیانو ریوز"، هنرپیشگان مطرح سینما چندی پیش موافقتخود را برای بازی در این فیلم تراژدی ـ عاطفی اعلام کرده بود. این اثر که هنوز نامیبرایش اعلام نشده، بر اساس شرح حال زندگی "لانا ترنر"، هنرپیشه نامی هالیوود ونامزدش "جانی استامپاناتو" ساخته می شود و به نحوه مرگ "استامپاناتو" توسط دختر ۱۴ساله ستاره سینما می پردازد. این قتل در تاریخ چهارم آوریل ۱۹۵۸ رخ داد و از آنزمان موضوع ساخت فیلم بر اساس این رویداد مطرح شد. "آدریان لین"، کارگردان انگلیسیکه ساخت این اثر را به عهده دارد، اعلام کرد فیلمبرداری را از ماه ژانویه آغازمیکند. این کارگردان تا به حال فیلم هایی چون "جذابیت مرگبار" محصول سال ۱۹۸۷ و "بیوفا" محصول سال ۲۰۰۲ را در کارنامه هنری اش ثبت کرده است. اگر همه چیز مطابق برنامهپیش برود، نخستین همکاری "کیانو ریوز"، هنرپیشه مطرح مجموعه فیلم های "ماتریکس"، و "کاترین زتا جونز" خواهد بود..

زتا جونز تصمیم داشت که پروژه آینده اش را درسرزمین مادریش کلید بزند اما با کاهش ارزشدلارآمریکا درمقایس با پوند ، ساخت این اثردرپرده ای ازابهام قرارگرفت. این اثرکه " بیرون آمدن " نام دارد درگونه سینمایی موزیکال جای می گیرد ونام " کاترین زتا جونز " وبرادرش " لایندون " را درمقام تهیه کننده دارد.این اثرقراربود که درماه جاریکلید بخورد اما کاهش ارزش دلاربربودجه این پروژه نیزتاثیرگذاشت. این اثرنام "جوئلزوییک " را درمقام کارگردان دارد. این فیلمسازموافقت کرد که صحنه های مربوط به فیلمرا در۴۲ روز فیلمبرداری کند.

زتا جونز بعداز دریافت 20 میلیون دلار برای تبلیغ T-Mobile از تلویزیون فرا ارتباطی انگلستان بهثروتمندترین و پول سازترین زن بریتانا تبدیل شد.

زتا تنها زن انگلیسی ثروتمنددنیا به طرز اعجاب آوری رقبای خود را کنار زد و نیکول کیدمن را در رتبه سوم وپالترو را در رتبه پنجم نشاند.

بر اساس اطلاعاتی که مجله تبلیغات هفتگی دردسترس دارد آنجلیا جولی و براد پیت تنها هنرمندانی هستند که با تبلیغ کالا پولفراوانی به جیب زده اند. گزارش ایسکانیوز می افزاید: 10 هنرمند ثروتمند که با تبلیغبرای شرکت ها امرار معاش می کنند عبارتند از:

1-کاترین زتا جونز

2- آنجلیاجولی

3- نیکول کیدمن

4- جسیکا سیمبسون

5- پالترو

6- چارلز ترون

7- جولیا رابرتز

8- براد پیت

9- اسکارلت جانسون

10-پنلوپه کروز

کاترین در نوامبر 2000 با مایکل داگلاس که اختلاف سنی زیادی هم با بکدیگر دارند ازدواج کرد و دارای 3 فرزند می باشند به اسامی دیلان 6 ساله و کایرس 3 ساله و کامرون فرزند 27 ساله داگلاس از همسر اول خود . این زوج هالیوودی تصمیم گرفتند که مجددا بچه دار نشوند. این دو قصد داشتند که علاوه بر 3 فرزند قبلی خود فرزند دیگری به دنیا بیاورند اما اکنون به این نتیجه رسیده اند که آوردن فرزندی دیگر کار عاقلانه ای نیست. داگلاس گفت : به نظر من کاترین تصمیم درستی گرفت. " او مدتها در این مورد فکر می کرد اما هنگامی که ضبط اثر جدید خود را آغاز کرد به این نتیجه رسید که وجود دو فرزند برای او کافی است. من به او گفتم که میتواند کامرون را به عنوان فرزند سوم خود در نظر بگیرد.

          مایکل داگلاس و کاترین زتا جونز به زوج طلایی در هالیوود معرف میباشند  

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:12 | 
بيوگرافی کتی ويتسلت Kate Winslet

 

نام اصلیکتی ويتسلت

لقب : رز انگلیسی

تاریخ تولد : 5 اکتبر
1975

محل تولد : لندن ، انگلستان


نامزد اسکار : تایتانیک (1998)

شغل : هنرپیشه سینما ، مدل


کیت وینسلت در پنجم اکتبر ا975 در لندن به دنیا آمد . در سن 11 سالگی اولین نقش نمایش خود را در پفکهای شکری تبلیغ نوعی غذای کودک تجربه کرد . او اجرا در مدرسه هنر را ادامه داد و در پی آن نقش هایی در نمایش درام تلویزیونی چروک (1988) ، مجموعه های تلویزیونی تصادف (1989) ، فصل تاریک (1991) ، برگشتن (1992) و رفتارهای انگلوساکسون (1993) بازی کرد . کیت وینسلت به همراه لئوناردو دیکاپریو دو کشف یزرگ فیلم عظیم تایتانیک بودند و از آن هنگام تا به حال شهرت خود را مدیون تایتانیک و جیمز کامرون هستند . کیت وینسلت در نوامبر سال 1998 با جیم تراپتس - دستیار دوم فیلم ( عوضی بدقیافه ) که قبل ار تایتانیک ساخته شده بود ازدواج کرد .

kate winslet
بازیگر محبوب و دوست داشتنی هالیوود مشهورترین اکتور زن خارجی در ایران است . مردم ایران ایران kate را با بازی در فیلم محبوب titanic می شناسند . پخس گسترده این فیلم و استقبال بی ثابقه ایرانیان باعث شد kate winslet شناخته شده ترین اکتور زن خارجی در ایران حداقل در سالهای بعد از انقلاب باشد به طوری که در کوچکترین شهرهای ایران هم رز (نام kate در فیلم تایتانیک) را می شناسند
.

البته این بدان معنی نیست که این فیلم تنها در ایران محبوب باشد titanic غوغایی در دنیا به پا کرد و باعث محبوبیت فراوان kate winslet و leonardo dicaprio بازیگران اصلی این فیلم شد . اما گسترش این فیلم در ایران به این شکل کاملا بی سابقه بود
.

بخشی از فیلم شناسی کیت به شرخ زیر است
:


kate winslet
در 5 اکتبر 1975 پا به جهان گذاشت . فراگیری سریع روخوانی انگلیسی در کودکی باعث شد تا او با تئاتر از زمان کودکی آشنا شود . kate از سن 11 سالگی تحصیل در رشته نمایش (تئاتر) را آغاز کرد . اولین کار حرفه ای او در همین سال در تلویزیون انگلیس به نمایش در آمد . او سپس به دبیرستان هنر های بازیگری رفت و با عزم و اراده به سوی بازیگر حرفه ای شدن گام برداشت . بعد از فارغ التحصیلی در سال 1991 او ورود به دنیای بازیگری حرفه را آغاز کرد . اولین کار جدی او حضور موفقش در فیلم Heavenly creatures در سال 1994 بود . کارگردان این فیلم peter jakson و بازیگر نقش اول آن melanie lynskey بود . وی سپس در فیلم های A kid in king arthur's court , jude و Hamlet ایفای نفش کرد . در تمامی این فیلم ها جز jude ایفاگر نقش های دوم به بعد بود
.

ولی حادثه فراموش نشدنی زندگی kate بازی در فیلم پر خرج پر جایزه و پر طرفدار titanic بود . تایتانیک به کارگردانی james cameron و بازی leonardo dicaprio انقلابی در فستیوالها به پا کرد و تمامی جوایز را یکجا درو کرد . بعد از تایتانیک kate در فیلمهای بسیاری ایفای نقش کرد که از کارهای موفق وی باید یه Hideous Kinky , Murdoch ,The Life of Dvied Gale , J.M Barrie's Neverland اشاره کرد
.

kate
همچنین دوبلوری دو کارتون به نامهای( Faeries2000) و Christmas Carol : The Movie را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده است
.

با نگاهی به زندگینامه وی تفاوت حرفه ای بودن سینما در دنیا و کاملا آماتور بودن آن در ابران مشهود است . البته تفاوت سرسام آور درآمدها و هزینه ها در غرب و شرق را هرگز نباید فراوش کرد


1991 : Dark Season

1994: Heavenly Creatures

1995 : Sense and Sensibility

1995 : A Kid in King Arthur's Court

1996 : Jude

1997 : Titanic

1998 : Hideous Konky

1999 : Fearies

1999 : Holy Smoke

2000 : Quills

2001 : Eniqma

2001 : Christmas Carol : The Movie

2001 : Lris

2003 : The Life of David Gale

2004 : Finding Neverland

2004 : Pride

2004 : Eternal Sunshine of the Spotless Mind

2005 : Romance & Ciqarettes

2005 : All the King's Men

2006 : Flushed Away
  

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:10 | 
بیوگرافی ژان رنو Jean Reno

زندگینامه ژان رنو

ژان رنو بازیگر فرانسوی است که با بازی در فیلم حرفه ای به شهرت رسید . این بازیگر یکی از موفقترین بازیگران فرانسوی تاریخ سینما است . در صورتی که تمایل دارید با این بازیگر آشنا شوید ادامه مطلب را دنبال کنید .
ژان رنو در30 جولای سال 1948 با نام "دون ژوان مورنواي جدريك جيمنز" در كازابلانكای مراكش از والدینی اسپانیایی بدنيا آمد. خانواده اش برای فرار از چنگ حکومت فاشیستی "فرانسيسكوال كاديلوفرانكو" به مراکش در افريقاي شمالي مهاجرت كردند. در آنجا بود که ژان به دنیا آمد و بعدها با دنیای نمایش و سینما آشنا شد.

ژان رنو در 17 سالگي به فرانسه رفت و برای دریافت تابعیت فرانسه مجبور شد تا در ارتش ثبت نام کند، اما تحصیلاتش در زمینه بازیگری باعث شد در بخش نمایشی به کار گرفته شود. پس از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در دهه هفتاد نقش های کوچکی در تئاتر و تلویزیون گرفت ، تا این که در١٩٧١ با ایفای نقش کوچکی در «نور زن اثر کوستا گاوراس» به دنیای سینما راه یافت. این نقش کوچک ستایش فراوانی برای رنو به همراه آورد و باعث شد نقش مناسبی در «قصه ما» - برتران بلیه- به او پیشنهاد شود.

اما فرشته شانس در١٩٨١ به سراغ او آمد. این فرشته لوک بسون نام داشت. نتیجه همکاری بسون و رنو برای هر دو شهرت و موفقیت بود. اولین همکاری شان فیلم کوتاهی به نام«ماقبل آخر» بود. در١٩٨٣ لوک بسون با فیلمنامه ای ٢٠ صفحه ای «آخرین نبرد» به سراغ رنو رفت و به او گفت که تصمیم دارد آن را به صورت سیاه و سفید بسازد. رنو پذیرفت تا در ازای فقط صد دلار نقش منفی فیلم را بازی کند.
پس از «آخرین نبرد» رنو بار دیگر در ١٩٨٥ در کنار بسون قرار می گیرد و نقش کوچکی در «مترو» بازی می کند. در١٩٨٨ موفقیت با بازی در فیلم «آبی بزرگ» ساخته بسون به سراغش می آید. این اولین نقش بزرگ رنو است. پخش جهانی فیلم باعث محبوبیت رنو می شود.

در این هنگام است که او همسرش ژنویو و دو فرزندش سندرا و مایکل را ترک می کند.

پس از «آبی بزرگ» منتقدین او را کشف کردند. رنو در١٩٩١ بار دیگر در فیلمی از بسون- «زنی به نام نیکیا»- نقش کوچکی را بازی کرد، نقش آدم کشی به نام ویکتور که پلی برای رسیدن به نقش بزرگ کارنامه اش «لئون: حرفه ای» در ١٩٩٤ بود. اما قبل از آن در ١٩٩٣ در یک کمدی فرانسوی به نام «ملاقات کنندگان» در کنار کریستین کلاویه ظاهر شد . فیلم موفق ترین و پرفروش ترین محصول تاریخ سینمای فرانسه شد، اما به دلیل خصلت های بومی زیادی که داشت، نتوانست در خارج از فرانسه موفقیت زیادی کسب کند.


نمایش لئون در١٩٩٤ رنو را به میانه جریان فیلمسازی هالیوود پرتاب کرد. رنو در این فیلم بار دیگر نقش آدمکشی کرایه ای، اما حساس را بازی کرد که که از دختری ١٢ ساله(ناتالی پورتمن) محافظت میکرد. ٢٣ دقیقه از فیلم برای نمایش در آمریکا حذف شد، تا خشونت آن تلطیف شود.

هرچند منتقدان به دلیل شباهت های فیلم با «نیکیتا» چندان روی خوشی به فیلم نشان ندادند، اما تماشاگران تلاش بسون و رنو را برای ساختن داستان عاشقانه ای غیر عادی پسندیدند. سرانجام با پخش نسخه کامل فیلم روی دی.وی.دی در ٢٠٠٠ نظر منتقدین نیز عوض شد.

« بوسه فرانسوي (1995)» در كنار مگ ريان و كوين كلين ، « ماموريت غير ممكن ( 1996)»، در كنار تام كروز از جمله فيلم هاي امريكايي هستند که رنو در آنها نقش آفرینی کرده است.
در سال 1996 با همسر دومش ناتالی دسکیوکز (Nathalie Dyszkiewicz) ازدواج میکند و حاصل این ازدواج دو فرزند به نام تام و سرنا میباشد.

وقتی در١٩٩٧ با « قبر روزینا » به آمریکا برگشت و کوشید تا تماشاگران آمریکای را با ذوق و تبحر خود در زمینه نفش های کمدی جلب کند، موفق نشد. تماشاگران آمریکایی و البته بسیاری کشورهای دیگر، او را در گونه اکشن می خواستند.
بنابراین در١٩٩٨ در بازسازی آمریکایی «گودزیلا» بازی کرد، که تنها نقطه قوت فیلم، بازی او بود. در همین سال بخت بازی در کنار اسطوره بازی هالیوود ، رابرت د نیرو در فیلم « رونين» نصیب اش شد.

«رونین» هر چند در گیشه کمتر از«گودزیلا» سودآور بود، اما تبدیل به یکی از فیلم های مهم دهه نود شد . بعد از« گودزیلا» رنو دوباره به فرانسه بازگشت تا در قسمت دوم «ملاقات کنندگان» بازی کند. موفقیت تجاری فیلم و تلاش های رنو برای آشنا کردن تماشاگر آمریکایی با ذوق کمدی اش باعث شد تا در ٢٠٠١ نسخه بازسازی شده آمریکایی فیلم ساخته شود.
رنو در سال ٢٠٠٠ فیلم « رودخانه های سرخ» را بازی کرد، فیلمی پلیسی با استانداردهای هالیوود بر اساس کتابی از ژان کریستف گرانژه، موفق ترین نویسنده کتابیهای پلیس در فرانسه، که بازی رنو در نقش بازرس نیمان سهم عمده ای در موفقیت فیلم داشت.موفقیت فیلم در پخش جهانی باعث شد تا سه سال بعد، قسمت دوم آن با نام « فرشتگان نابودکننده» ساخته شود.

رنو در سال ٢٠٠٢ در کنار ژرار دپاردیو، اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه، قرار گرفت و حاصل آن یکی از بهترین کمدی های فرانسوی به نام «روبی و کوئنتین» بود. همچنین در سال 2005 با بازی در فیلم «ببر و برف» در کنار روبرتو بنینی کمدین ایتالیایی نقش یک شاعر عراقی را ایفا کرده است.

آخرین فیلمی که از رنو به نمایش در آمده است، «امپراتوری گرگ ها» نام دارد که باز هم بر اساس رمانی از گرانژه ساخته شده و رنو برای بازی در آن یک و نیم میلیون یورو دستمزد گرفته است.

رنو به تازگی بازی در نقش ژاندارم ژیلبر پانتون را در نسخه جدید «پلنگ صورتی» به پایان رسانده و سرگرم بازی در نقش بازرس بزو فاش در فیلم «رمز داوینچی» بر اساس کتاب جنجالی و پرفروش دن براون است ،که در سال ٢٠٠٦ به نمایش در خواهد آمد.

او به زبانهای اسپانیایی - فرانسوی - انگلیسی و ایتالیایی صحبت میکند و فرزندان او هم اکنون ۲۲ - ۱۹ - ۳ و ۱ ساله هستند.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:8 | 
بیوگرافی رابرت دنیرو ROBERT DE NIRO

 

نام كامل:ROBERT DE NIRO
تاريخ تولد:
17 آگوست 1943-نيويورك
شغل
: بازيگر، تهيه كننده
قد:
177 سانتي متر

پدر:ROBERT DE NIRO SR---شغل
: نقاش---وي در سال 1993
بر
اثر ابتلا به سرطان فوت كرد

مادر:VIRGINIA ADMIRAL

 همسران:
DIAHNNE ABBOTT -1---
شغل: خواننده---سال ازدواج: 1976---سال طلاق: 1978.
2-GRACE HIGHTOWER---
شغل: مهماندار هواپيما---سال ازدواج: 1997---سال طلاق: 1999---وي مجددا در سال 2004 با وي ازدواج كرد
.
فرزندان:وي صاحب 4 پسر و يك دختر ميباشد
.
تحصيلات:ديپلم متوسط
.

جـوايز دريافتي: دو بار برنده جايزه اسكار بـعـنوان بهترين

بازيگر نقش اول براي بازي در فيلم RAGING BULL و بهترين
بازيگر نقش مكمل براي فيلم THE GODFATHER 2
GOLDEN GLOBE

 

 

جالب و خواندنی در مورد رابرت دنیرو

 

لقب : بابی میلک ( شیربرنج ) این لقب را در کودکی به خاطر رنگ سفید پوستش به او دادند. قد: cm178
رابرت دنیرو که به عنوان یکی از برجسته ترین بازیگران زمان خود شناخته شده است در سال 1943 در نیویورک متولد شد. پدر و مادر او هر دو هنرمند بودند. در هنرستان Stella Adler و همچنین در یک کارکاه هنری آمریکایی آموزش بازیگری دید. در ابتدا به خاطر فیلم طبل را آهسته به صدا در بیاوربه شهرت نسبی رسید ولی شهرت و اعتبار اصلی را به عنوان بازیگر حرفه ای در فیلم کوچه کثیف در سال 1973به دست آورد
.

دنیرو در سال 1974جایزه آکادمی را برای بهترین بازیگر نقش دوم در فیلم پدر خوانده 2احراز نمود ، او برنده جایزه آکادمی به عنوان بهترین بازیگر در فیلم های راننده تاکسی 1976 ، شکاچی آهو1978 ، دماغه وحشت1991 و گاو خشمگین 1980 می باشد. اخیرا ریاست شرکت تولید فیلم خود یعنی استودیوی تربیکا Tribeca را به عهده گرفته است
.

شروع کار وی در سال 1993 به همراه
Bronx Tale, A .
دارای عنوان پنجم در مجله انگلیسی از میان 100 ستاره سینمائی تمام دوران (اکتبر 1997
)
در سال 2002 به عنوان بازیگر آمریکایی ایتالیای معرفی شد. او اغلب در فیلم ها نقش یک آمریکایی – ایتالیایی را ایفا می کند ولی یک تیره ایرلندی نبز دارد
.

او دومین بازیگری است که به خاطر ایفای نقش Vito Corleone برنده جایزه اسکار شد. نفر اول مارلون براندو بود که برای ایفای همین نقش جایزه اسکار را از آن خود کرد. رکورد اضافه وزن او برای ایفای نقش در فیلم گاوخشمگین (1980) 60 پوند (حد ود 27 کیلوگرم ) بود ولی 7سال بعد Vincent D’onofrio با اضافه کردن 70 پوند (حدود 32 کیلوگرم ) رکورد او را برای ایفای نقش در فیلم کت تمام فلزی شکست ( 1987
) .

دنیرو موسس اولین فستیوال Tribeca در ماه می سال 2002می باشد.او تصمیم به احیای دوباره یک فضای تجاری پس از حملات 11سپتامبر داشت که این پروژه نیزاجرا شد
.

برای آموزش زبان سیسیلی به خاطر نقش Vito Corleone در فیلم پدر خوانده ، چهار ماه آموزش دید ، تقریبا تمام دالوگهای ویتو به زبان سیسیلی بود. او به عنوان دومین ستاره تمام دوران در کانال 4 بریتانیا انتخاب شد. بد نیست بدانید که او دراین برنامه رقابت نزدیکی با ال چاچینو داشت
.

همسران
:

Abbott Diahnne ( 1976 – 1988 ) 1
فرزند

Grace hightower (17
ژوئن 1997- تا کنون ) – تقاضای طلاق، 1فرزند

Drena Deniro (
درناد نیرو): دختر خوانده رابرت دنیرو محبوب می شود ، او فرزند Diahnne و همسر سابق او می باشد
.

همچنین دنیرو و Diahnne فرزند پسری به نام رافائل دنیرو دارند که او نیز بازیگر است. دنیرو و همسردومش (گریس) در 18 ماه مارس سال 1998 صاحب فرزندی به نام (الیوت) شدند
.

رافائل دنیرو ، پسر رابرت دنیرو در استودیو بازیگری " استلاادلر" و " لی استرابرگ" آموزش دیده است
.
رابرت دنیرو از ( مریل استریپ ) به عنوان بازیگر مورد علاقه اش برای ایفای نقش در کنارش یاد کرده است
.
QUAYE
در ترانه اش با نام در خشش یکشنبه از او یاد می کند با این مضمون من یک قهرمان هستم ، همانند رابرت دنیرو
.

دنیرو اغلب بازیگر نقشهای خشن و یا شخصیت های روانپریش می باشد
.

او صاحب رستورانهای زیادی در نیویورک است. از قبیل Nobu ،
layla
رستوران Ago در غرب هالیوود. رستوران Rubicon در سانفرانسیسکو با شراکت فرانسیس فورد کا پولا و رابین ویلیانفر
.

دنبرو طبق تشخیص پزشکان مبتلا به سرطان پردستات است. او تحت معالجه می باشد و پزشکان معتقدند که وی به بهبودی کامل خواهد رسید.(اکتبر 2003)


دنیرو و آلپاچینو تنها در یک فیلم با هم بازی کردند که در آن هم تنها در یک پلان دیده می شوند .

در کودکی به خواندن نمایشنامه علاقه نشان می داد. او در جشنواره ای در سال 1981 روبان سبزرنگی را بر یقه اش زده بود که بعدها این به صورت یک سنت درآمد. این روبان یاد بودی بود برای هزاران کودک آفریقایی آمریکایی که در قتلهای زنجیره ای Atlanta, Georgia قربانی شدند (1981-1980). این روبان را یکی از طرفدارانش به او داده بود ، خانواده های قربانیان ماهها این روبان ها را داشتند
.

در فیلم فرانک اشتاین نقش اصلی را ایفا کرد. تبدیل کردن او به یک شخص عظیم الجثه مستلزم مهارت های بسیار زیادی بود چون Kenneth branagh که نقش دکتر فرانک اشتاین را بازی می کرد با او هم قد بود بسیاری از حقه های سینمایی که بعدها در فیلم ارباب حلقه ها برای بزرگ جلوه دادن افراد جادوگرها و غول ها به کار رفت ، قبلا در فیلم فرانک اشتاین برای عظیم الجثه نشان دادن دنیرو در برابر بقیه بازیگران به کار گرفته شده بود
.

نظرات شخصی
:

استعداد و زکاوت در انتخاب ها است
.
تظاهر نکردن چیز مهمی است
.
مردم سعی نمی کنند که احساسات خود را بروزدهند آنها سعی بر پنهان کردن آن دارند
.
دوست ندارم فیلمها ، خودم را تماشا کنم وقتی آنها را می بینم خوابم می گیرد
.
برخی از مردم گمان می کنند که بازی در فیلم آسان است و کمدی دشوار ولی من اینطوری فکر نمی کنم
.

از نظر من هالیوود شبیه یک طایفه است و بازیگران نیز مثل اهالی این طایفه هستند. واقعیت این است که آنها [ تهیه کنندگان ] به دنبال تکیه گاه هستند. باید نظری به ساختار تمام استودیوها بیاندازید تا متوجه منظور من شوید. آنجا اشخاصی هستند که مثل والدین شما می مانند. سرمایه را آنها دارند و به ما بازیگران می گویند ما شما را دوست داریم و نمی توانیم بدون شما فیلم بسازم. من سالها در میان این افراد بودم و فکر می کنم که من می توانم این کار را حتی بهتر از آنها انجام دهم. برای همین هم Tribeca را تاسیس کردم. (8 ژانویه 1998 – شیکاگو)


به پاریس ، لندن و همچنین به روم علاقه دارم و به آنجا سفر میکنم. اما باز هم می گویم هیچ جا نیویورک نمی شه . نیویورک درحال حاضر سرگرم کننده ترین کشورجهان است.

هیچ وقت مثل بازیگرانی نبودم که خودم را به عنوان یک شخص دلفریب جلوه دهم. (من باید زود تصمیم بگیرم که آیا یک بازیگر و یا یک شخصیت هستم)

 

. بازیگری درونگراست و بازیهای تأثیرگذار او منبع الهام بسیاری از جوانان بوده‌است. خیلی زود با تیم مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کاپولا آشنا شد. این کارگردانان که همچون رابرت دنیرو اصل و ریشه‌ای ایتالیایی داشتند تصمیم بر ایجاد موجی از فیلمهای انتقادی از سیستم سرمایه داری و جو بی خیالی حاکم بر آمریکا گرفتند. علمدار این موج کاپولای کبیر بود. اما مارتین اسکورسیسی و رابرت دنیرو تیم هماهنگی از آب در آمدند. فیلم های زیادی نیز تهیه و چند فیلم نیز کارگردانی کرده است مانند داستان یک برانسکی که فیلم بسیار زیبا یی از آب در آمد این فیلم در تلویزیون ایران به نمایش در آمده است .


رابرت دنيرو در كنار آرنولد شوارتزنگر تام كروز و آل پاچينو در سال 1994 براي فيلمي در كنار همديگر آماده ميشدند كه اين فيلم بنا به دلايلي هرگز به پرده نرفت.
راننده تاکسی


مهم‌ترین فیلمهای رابرت دنیرو را اسکورسیسی کارگردانی کرده‌است و شاید ب‌توان بازی دنیرو در نقش تراویس بیکل را الگویی برای کل بازیگری وی در نظر گرفت. عنوان این فیلم راننده تاکسی بود و دنیرو در نقش یک سرباز از جنگ برگشته که بعلت بیداری ذهنی و دیدن زندگی کثیف مردم قادر به خوابیدن نیست در مؤسسه تاکسیرانی مشغول بکار می‌شود و با دردمندی حاضر به مسافرکشی شبانه در محله هارلم نیویورک می‌شود. تراویس (که نقش او را دنیرو بازی می‌کند) پس از اندی متوجه فجایعی که در خیابان‌ها و در بطن مردم در جریان است می‌شود و با وجود حالت انفعالی که دارد تصمیم به برطرف کردن این مشکلات می‌نماید. روشهای او خشونت بار است و نهایتاً تنها قادر به بازگردانیدن جودی فاستر (که در سن ۱۴ سالگی نقش یک فاحشه را بازی می‌کرد) به خانه می‌گردد. حس انزوای تراویس تا مدتهای مدیدی بر بازی دنیرو سنگینی می‌کرد. البته دنیرو بازیگری چیره دست است و با ایفای نقشهای متفاوتی پس از این فیلم سعی در دور شدن از کارکتر تراویس داشت. یکی از بهترین و بیاد ماندنی ترین سکانس های عالم سینما لحظه ایست که دنیرو اسلحه اش را به طرف دوربین می گیرد و با دوبله بسیار زیبای آقای خسرو خسرو شاهی که به نظر من از اصلی هم قشنگ تر شده است می گوید : تو با من حرف زدی ؟ تو با من بودی ؟ پس با کدوم حروم زاده ای بودی ؟
سایر فیلم‌ها

دنیرو برای بازی در نقش جیک لاموتا (بوکسور موفق آمریکایی در دهه ۱۹۴۰ و اواسط ۱۹۵۰)در فیلم گاو خشمگین برنده اسکار بازیگری گردید. او برای ایفای نقش جیک لاموتا ۲۵ کیلوگرم وزن اضافه کرد و ضرب المثل بازیگری گردید. فیلمهای خوب دنیرو بسیارند. روزی روزگاری در آمریکا یک اودیسه بود. شکارچی گوزن یک فیلم انتقادی محشر از جنگ ویتنام بود. بیداری‌ها فیلمی در مورد یک بیمار فلج ذهنی بود که دنیرو نقش او را بخوبی ایفا کرد. تنگه وحشت یک فیلم تکان دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. دنیرو برای این فیلم دندانهای خود را با اورتودنسی بهم ریخت و تنش را با جوهر گیاهی (که بعدها جذب بدن می‌شد) کلاً خالکوبی کرد تا نقش یک جنایت کار جنسی را بازی کند.دنیرو در بیش از 80 فیلم بازی کرده است که در زیر اسم تعدادی از آنها آمده است .
دنیرو همچنان در حال بازی در فیلم‌های مختلف است اما او نیز پیر شده‌است. جدیداً در فیلم‌های اسکورسیسی بازی نکرده‌است و در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری پروستات خود است
.
فیلم‌هایش
:

رابرت دنیرو در فیلم مخمصه

  • ۱۹۶۵:

o        سه اتاق در منهتن

  • ۱۹۶۸:

o        تبریکات

  • ۱۹۷۰:

o        سلام مامان!

o        مامان فشنگی

  • ۱۹۷۳:

o        طبل را آهسته بزن

o        خیابان‌های بی رحم

  • ۱۹۷۴:

o        پدر خوانده ۲

  • ۱۹۷۶:

o        راننده تاکسی

o        ۱۹۰۰

o        آخرین قارون

  • ۱۹۷۷:

o        نیویورک، نیویورک

  • ۱۹۷۸:

o        شکارچی گوزن

  • ۱۹۸۰:

o        گاو خشمگین

  • ۱۹۸۳:

o        سلطان کمدی

  • ۱۹۸۴:

o        روزی روزگاری در آمریکا

  • ۱۹۸۵:

o        برزیل

  • ۱۹۸۶:

o        مأموریت

  • ۱۹۸۷:

o        تسخیرناپذیران

o        قلب فرشته

  • ۱۹۸۸:

o        گریز نیمه شب

  • ۱۹۸۹:

o        ما فرشته نیستیم

  • ۱۹۹۰:

o        رفقای خوب

o        بیداری‌ها

  • ۱۹۹۱:

o        تنگه وحشت

  • ۱۹۹۳:

o        قصه‌ای از برانکس

  • ۱۹۹۴:

o        فرانکشتاین

  • ۱۹۹۵:

o        کازینو

o        مخمصه

  • ۱۹۹۶:

o        هوادار

o        خوابگردها

o        موفق‌های یک شبه

o        اتاق ماروین

  • ۱۹۹۷:

o        جکی براون

  • ۱۹۹۸:

o        رونین

o        دم سگ را بجنبان

  • ۱۹۹۹:

o        این را تحلیل کن

  • ۲۰۰۰:

o        ملاقات با والدین

o        مردان شرافت

o        راکی و بولوینکل

  • 2001:

o        امتياز

o        15 قيقه

  • ۲۰۰۲:

o        تحلیلش کن

o        شهر ساحلی

o        زمان نمایش

  • ۲۰۰۴:

o        پل سان لويس ري

o        فرستاده الهي

o        ملاقات با خانواده فاکرز

o        (داستان کوسه (گوینده

o         

  • ۲۰۰۵:

o        قایم موشک

o         

فيلمها:
Three Rooms in Manhattan (1965)
Greetings (1968)
Sam's Song (1969) '
The Wedding Party (1969)
Bloody Mama (1970)
Hi, Mom! (1970)
Jennifer On My Mind (1971)
Born to Win (1971)
The Gang That Couldn't Shoot Straight (1971)
Bang the Drum Slowly (1973)
Mean Streets (1973)
The Godfather: Part II (1974)
The Cinema According to Bertolucci (1975)
Taxi Driver (1976)
The Last Tycoon (1976)
New York, New York (1977)
The Deer Hunter (1978)
Raging Bull (1980)
True Confessions (1981)
The King of Comedy (1983)
Once Upon a Time in America (1984)
Falling in Love (1984)
Brazil (1985)
The Mission (1986)
Angel Heart (1987)
The Untouchables (1987)
Midnight Run (1988)
Jacknife (1989)
We're No Angels (1989)
Stanley & Iris (1990)
Goodfellas (1990)
Awakenings (1990)
Guilty by Suspicion (1991)
Backdraft (1991)
Heart of Darkness: A Filmmaker's Apocalypse (1991)
Cape Fear (1991)
Mistress (1992)
Night and the City (1992)
Mad Dog and Glory (1993)
This Boy's Life (1993)
A Bronx Tale (1993)
Mary Shelley's Frankenstein (1994)
A Hundred and One Nights of Simon Cinema (1995)
Casino (1995)
Heat (1995)
The Fan (1996)
Sleepers (1996)
Marvin's Room (1996)
Cop Land (1997)
Wag the Dog (1997)
Jackie Brown (1997)
New York City... Come Visit the World (1998)
Great Expectations (1998)
Ronin (1998)
Junket Whore (1998)
Analyze This (1999)
The Book That Wrote Itself (1999)
Flawless (1999)
The Adventures of Rocky & Bullwinkle (2000)
Men of Honor (2000)
Meet the Parents (2000)
(Minutes (2001
The Score (2001)
Showtime (2002)
City by the Sea (2002)
Analyze That (2002)
Godsend (2004)
Shark Tale (2004) (voice)
Meet the Fockers (2004)
The Bridge of San Luis Rey (2004)
Hide and Seek (2005)
The Good Shepherd (2005) (COMMING SOON)
Chaos (2006) (cOMMING SOON)
*
وي براي ايفاي نقش در فيلم RAGING BULL ، 27 كيلو گرم به وزن خود افزود
.
*
وي براي ايفاي نقش در فيلم NEW YORK,NEW YORK نواختن ساكسوفون را آموخت
.
*
درآمد وي از فيلم ANALYSE THAT در سال 2000: 20 ميليون دلار

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:6 | 
بیوگرافی DREW BARRYMORE

 

نام كامل:DREW BLYTHE BARRYMORE
تاريخ تولد: 22 فبريه 1975

محل تولد: كاليفرنيا امريكا

شغل: بازيگر، تهيه كننده
قد: 163 سانتي متر

تحصيلات: ترك تحصيل كرده دوره متوسطه

پدر:JOHN DREW BARRYMORE---بازيگر

مادر:JAID BARRYMORE
برادر
JOHN BLYTHE BARRYMORE:

شوهرها: 1-JEREMY THOMAS----ازدواج: 1994---طلاق: يك ماه بعد
.
2-TOM GREEN--
كمدين----ازدواج: 2001----طلاق: 2002
.
روابط ديگر
:
1-COREY FELDMAN---1989.
2-JAMIE WALTERS----
در سال 1992 نامزد كردند اما

منتفي گشت.
3-ERIC ERLANDSON---1995.
4-FABRIZIO MORETTI--
شغل: نوازنده گروه

THE STROKE--
از سال 2003 تاكنون نامزد هستند.


فيلمهاي وي:
Altered States (1980)
E.T. the Extra-Terrestrial (1982)
Firestarter (1984)
Irreconcilable Differences (1984)
Cat's Eye (1985)
See You in the Morning (1989)
Far from Home (1989)
Motorama (1991)
Poison Ivy (1992)
Waxwork II: Lost in Time (1992)
Guncrazy (1992
No Place to Hide (1993)
Doppelganger (1993)
Wayne's World 2 (1993)
Inside the Goldmine (1994)
Bad Girls (1994)
Boys on the Side (1995)
Mad Love (1995)
Batman Forever (1995)
Like a Lady (1996)
Everyone Says I Love You (1996)
Scream (1996)
Wishful Thinking (1997)
Best Men (1997)
The Wedding Singer (1998)
Ever After (1998)
Home Fries (1998)
Never Been Kissed (1999)
Skipped Parts (2000)
Titan A.E. (2000) (voice)
Charlie's Angels (2000) (also producer)
Donnie Darko (2001)
Freddy Got Fingered (2001)
Riding in Cars with Boys (2001)
Confessions of a Dangerous Mind (2002)
Charlie's Angels: Full Throttle (2003) (also producer)
Duplex (2003) (also producer)
( First Dates (2004
Ramones Raw (2004) (documentary)
Fever Pitch (2005) (also producer)
Lucky You (2005) (currently filming)
Curious George (2006)


بيوگرافي:
وي از سن 7 سالگي فعاليت خود را در ايفاي نقش در فيلم E.T آغاز كرد. درو حتي از 11 ماهگي در تبليغات غذاي سگ حضور مي يافت. وي با ايفاي نقش در فيلم CHARLIES`ANGELS به شهرت دست يافت.
* استيون اسپيلبرگ پدر خوانده وي ميباشد.
*درو به سير، عطر و آلرژي آلرژي دارد.
*در آمد سال گذشته وي: 22 ميليون دلار.
* نام كتاب اتوبيوگرافي وي LITTLE GIRL LOST نام دارد.
* درو در سن 10 سالگي به ماريجوآنا و الكل اعتياد پيدا كرد كه پس از چند سال موفق به ترك آن دو گشت.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:4 | 
بیوگرافی کتی هولمز Katie Holmes

 

کتی هولمز

تاریخ تولد: 18 دسامبر1978

محل تولد: تولیدو،اوهایو،آمریکا

نام تولد: کاترین نویل هولمز


او در همان اوهایود رشد کرد و بازیگری را تولیدات نمایشی دبیرستان آغاز کرد تا اینکه با یک بازیگر یاب آشنا شد و همین شخص او را تشویق می کند تا به لوس آنجلس برود و در یک نمایش فصلی تلویزون تست داده و بازی می کند پس از آن موفق می شود تا نقشی در فیلم تحسین شده طوفان یخ در سال 1997 از آن خود کرده و مورد توجه همگان قرار گیرد اما کتی هولمز به این ها راضی نبود و یک نوار ویدیویی از بازی خود را به سازندگان مجموعه تلویزیونی موفق داوسون کریک فرستاد و همین باعث پیشرفت او شد.


سازندگان مجموعه او پسندیده و انتخابش کردند تا در آن بازی کند و او شانس می آورد که نویسنده ای دانا چون کوین ویلیامسون(نویسنده فیلم نامه هایی مانند جیغ و میدانم تابستان گذشته چه کردید؟) نوشتن کار را بر عهده می گیرد. داستان قوی به انضمام بازی خوب هولمز او را مطرح می کند و هولمز از آن پس به سراسری شهرت گام می گذارد. آشنایی او با تام کروز ابر ستاره سینمای هالیوود بختهایی جدیدی را به رویش بازی کرد که از آن جمله می توان به صدر آمدنش به عنوان چهره خبر ساز سینمایی اشاره کرد. این مساله همچنین باعث شد تا بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و در آثار مطرح تری به ایفای نقش بپردازد.

سر آغاز بتمن نقطه شروع شدن کتی هولمز در هالیوود است. این هم گفته شود بد نیست در هنگام اکران این فیلم که کتی مشغول تدارک ازدواجش با تام کروز بود قصد دارد تا پروژهای مشترک ایفای نقش کند. تهیه کننده این فیلم خود کروز است و می گویند او فیلنامه را شخصا به خاطر بازی هولمز در آن خریداری کرده است از آن سو مجموعه جدید داوسون کریک را در دست دارد و این بار نقش محوری تری به او واگذار شده است

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:1 | 
بیوگرافی سلما هایک SALMA HAYEK

 نام كامل: SALMA HAYEK JIMENEZ
تاريخ تولد: 2 سپتامبر 1966-مكزيك

شغل:بازيگر

قد: 157 سانتي متر

وزن: 47 كيلو گرم
تحصيلات:روابط بين الملل و بازيگري

پدر: SAMI HAYEK DOMINGUEZ---لبنـاني تبار---شغل: مدير
عامل شركت نفتي.
مادر:DIANA JIMENEZ HAYEK---شغل:خواننده اپرا
.
برادر: SAMI. روابط
:
1-EDWARD NORTON---
شغل:بازيگر---از سال 1999 تـا

2003
دوست بوده اند.
2-JOSH LUCAS---
شغل:بـازيگر---2004--نامزد كردند اما

نامزديشان منتفي گشت.

جوايز دريافتي: نامزد دريافت اسكار بهترين بازيگر نقش اول در فيلم
FRIDA.
فيلمها
:
Murphy's Law (2005)
Bandidas (2005)
Paint (2004)
Sian Ka'an (2005)
Ask the Dust (2004)
After the Sunset (2004)
Once Upon A Time In Mexico (2003)
Spy Kids 3-D: Game Over (2003)
Frida (2002)
In The Time Of The Butterflies (2001)
Hotel (2001)
Traffic (2000)
La Gran Vida (2000)
Chain Of Fools (2000)
Time Code (2000)
Wild Wild West (1999)
El Coronel No Tiene Quien le Escriba (1999)
Dogma (1999)
The Faculty (1998)
The Velocity Of Gary (1998)
Sistole Diastole (1997)
Breaking Up (1997)
The Hunchback (1997)
Fools Rush In (1997)
El Vuelo del Aguila (1996)
Fled (1996)
Follow Me Home (1996)
From Dusk Till Dawn (1996)
Fair Game (1995)
Desperado (1995)
El Callejon de los Milagros (1995)
Roadracers (1994)
The Sinbad Show (1993)
Mi Vida Loca (1993)
Teresa (1989)
Un Nuevo Amanecer (1988)
*
وي اسپانيايي تبار ميباشد
.
*
سلما بزبانهاي انگليسي، عربي، اسپانيايي و پرتغالي

مسلط ميباشد.
*
نام وي ريشه عربي داشته و به معني "صلح" ميباشد
.
*
وي عاشق سگها ميباشد
.
*
درآمد سال گذشته وي: 20 ميليون دلار


بازیگر مکزیکی‌تباری است که بیشتر به خاطر بازی در فیلم‌های آمریکایی مشهور است. پدر او لبنانی تبار و مدیر یک شرکت نفتی و مادرش اسپانیایی است. او انگلیسی، اسپانیایی، ‌عربی و پرتغالی را به خوبی صحبت می‌کند.معروف‌ترین حضور سینمایی او را شاید بتوان بازی در نقش فریدا کاهلو, نقاش شهیر مکزیکی، در فیلمی که با نام فریدا در سال ۲۰۰۲ از زندگی کاهلو ساخته شد، دانست.وي عاشق سگها ميباشد.

فیلم شناسی سلما هایک
:

1- Desperado
محصول 1995 فکر می کنم این فیلم رو همتون میشناسین مخصوصا با اون گیتاری که میزنه و خیلی هاتون دیدین.. بعضی هاتون مثل من که این فیلم رو ندیدین ..پیشنهاد می کنم یه وقت هوس نکنین سانسور شدش رو ببینین چون از فیلم چیزی عایدتون نمی شه..همانطور که می دونین آنتونیو باندراس در این فیلم بازیگر نقش اول هستش
.
2- Four Rooms
محصول 1995 که نقش کوتاهی رو در این فیلم بازی کرده و معروفترین بازیگر این فیلم مدونا هستش
..
3- Fair Game
محصول 1995 .. در این فیلم هم نقش اول نیست و فیلم جالب از کار در نیامده..از بازیگران اصلی این فیلم میشه به ویلیام بالدوین و سیندی کروفرد اشاره کرد
.
4- From Dusk Till Dawn
محصول 1996 که ساخته کارگردان دسپرادو و شهر گناه یعنی رابرت رودریگز هست و بازیگران معروفی در این فیلم ایفای نقش می کنن مانند..هاروی کیتل – جورج کلونی – کوئینتین ترانتینو و ژولیت لوییس که در این فیلم هم سلما هایک نقش فرعی داره
..
5- The Hunchback
محصول 1997 که فیلم خوبی از کار در اومده و سلما هایک در این فیلم در کنار ریچارد هریس ایفای نقش می کنه
..
6- Breaking Up
محصول 1997 که از راسل کرو بعید بود توی همچین فیلم ضعیفی بازی کنه.. بلمه همونطور که گفتم راسل کرو در کنار سلما هایک نقش های مقابل هم رو به عنوان دو نقس اصلی بازی می کنن
.
7- Dogma
محصول 1999 که بعد از چند فیلم ضعیف و نه چندان خوب که در طی سال های 1997 و 1998 یه فیلم خوب و دیدنی از سلما هایک هستش .. بازیگران معروف و بزرگی هم در این فیلم به همراه سلما هایک بازی می کنن .. بازیگرانی مانند مت دیمون – بن افلک – لیندا فیورنتینو – کریس راک و خود کارگردان فیلم یعنی کوین اسمیت..اگه می تونین گیر بیارین حتما این کارو انجام بدین چون ضرر نمی کنین
..
8- Wild Wild West
محصول 1999 .. با اینکه تو این فیلم ویل اسمیت و کوین کلین هم بازی می کنن ولی فیلم خوبی از کار در نیومده
..
9- Coronel no tiene quien le escriba, El
محصول 1999 که محصول مکزیک هست
.
10- Chain of Fools
محصول 2000 در کنار استیو ژان دو نقش اصلی رو بر عهده دارن
..
11- Traffic
محصول 2000.. فیلم بسیار زیبایی با کارگردانی استیون سودربرگ همان کارگردان سه گانه یاران اوشن که برای این فیلم جایزه اسکار بهترین کارگردانی رو تصاحب کرد .. همچنین این فیلم 3 اسکار دیگه هم بردش..و اما اونایی که این فیلم رو دیدن الان به مخ هاشون فشار بیارن که سلما هایک کجای این فیلم بازی میکرد.. راستش منم سلما هایک رو پیدا نکردم ولی تو فیلم شناسیش این فیلم هم هست.. به قول معروف گشتم نبود نگرد نیست
..
12- Frida
محصول 2002 که یکی از بهترین بازی های سلما هایک تو این فیلم بوده.. و نقش اول این فیلم رو سلما بازی می کنه
..
13- Spy Kids 3-D: Game Over
محصول 2003 که باز هم سلما هایک با آنتونیو باندراس در فیلمی از رابرت رودریگز بازی کردن البته به عنوان نقش های فرعی
..
14- Once Upon a Time in Mexico
محصول 2003 این بار هم رابرت رودریگز به عنوان کارگردان و بازیگران اصلیش بازم مثل همیشه آنتونیو باندراس و سلما هایک..البته ..البته نا گفته نمامد که جانب دپ هم در این فیلم بازی می کنه
..
15- After the Sunset
محصول 2004 این بار سلما هایک در کنار پیتر برازنان ( بازیگر 4 فیلم از سری فیلم های 007
(
16- Bandidas
محصول 2006 در کنار پنلوپه کروز

17- Ask the Dust
محصول 2006 در کنار کالین فارل که درباره این فیلم کامل در همین میل توضیح میدم..
18- Lonely Hearts
محصول 2006 که فیلم واقعا قشنگیه و در کنار اسطوره اکشن یعنی جان تراولتا که بازیگری که تقریبا تمام فیلماش اکشن های جذاب و دیدنی هستن
..
اما از این میل به بعد سعی می کنم به جای بیوگرافی انگلیسی درباره یکی ار فیلم های همون بازیگر توضیح بدم.. امیدوارم خوشتون بیاد
..

از عشق بپرس
Ask the Dust

ژانر: درام، عاشقانه
.

نویسنده و کارگردان: رابرت تاون. موسیقی: رامین جوادی، هیتور پریرا. مدیر فیلمبرداری: کالیب دشانل. تدوین: رابرت کی. لمبرت. طراح صحنه: دنیس گسنر. بازیگران: کالین فارل[آرتورو باندینی]، سلما هایک[کامیلا لوپز]، دانلد ساترلند[هلفریک]، آیلین اتکینز[خانم هارگریوز]. ١١٧ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ آمریکا
.

دهه ١٩٣٠، لس آنجلس. کامیلا زیباروی مکزیکی مرتباً درباره ازدواج با یک آمریکایی ثروتمند و راه یافتن به طبقات بالای اجتماع خیال پردازی می کند. آرتورو باندینی نیز که نویسنده ای ایتالیایی است برای یافتن محبوب آرمانی خود، زنی بلوند و چشم آبی به لس آنجلس می آید و برخورد این دو نفر تمامی نقشه های شان را بر هم می ریزد. کامیلا که به پیشخدمتی مشغول است، با وجود ایجاد رابطه با آرتورو به این که او مرد ایده آل و خیالی اش باشد، شک دارد. اما وابستگی روزافزون آرتورو به وی کارها را سخت می کند
.
چرا باید این فیلم رو ببینیم؟


فیلم درباره گروهی از مهاجران است که اسیر رویای آمریکایی شده اند و از رمان تاریخی جان فانته به همین نام اقتباس شده. نویسنده و کارگردان فیلم که به خاطر فیلمنامه محله چینی ها در دهه ١٩٧٠ شهرتی به سزا کسب کرده و موفق به دریافت جایزه اسکار نیز شده بود در گفتگویی از آشنایی خود با این رمان در سه دهه قبل سخن گفته و این که همواره آرزو داشته آن را بسازد. او که از فضای آن دوران و رفتار انسان های آن دوره- به خصوص مرده ها- متاثر شده بود، فیلمنامه را در سال ١٩٩٠ نوشت. پروژه از سوی جانی دپ جالب تشخیص داده شد، اما مدت ها از این استودیو به آن استودیو در حال رفتن بود. سرانجام ١٦ سال بعد حمایت تام کروز در مقام تهیه کننده کار خودش را کرد و تاون موفق شد چهارمین فیلم خود را با اقتباس از این رمان عاشقانه که به تبعیض نژادی نیز نگاهی انتقاد آمیز دارد، کارگردانی کند. نقش باندینی ابتدا به جانی دپ و وال کیلمر پیشنهاد شده بود، اما فارل آن را نصیب خود کرد. سلما هایک نیز اولین انتخاب برای نقش کامیلا بود، اما ابتدا از پذیرفتن آن- به خاطر کلیشه شدن در نقش دختر مکزیکی- امتناع کرد، اما بالاخره نقش به او رسید. از اسامی جالب در گروه سازنده آن برای ما ایرانی ها رامین جوادی است. همکار آهنگساز برجسته هانس زیمر که در سال های اخیر آثار مشترک و گاه مستقل زیبایی- از جمله موسیقی سریال فرار از زندان و فیلم همه آن کودکان نامرئی- را تصنیف کرده است

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 0:0 | 
بیوگرافی بروس ويليس Bruce Willis

 بروس ويليس

 فرزند بزرگ خانواده ارتشي بروس در يك پايگاه آمريكا در آيدار ابراشتين آلمان در مارس سال 1955 بعد از اينكه پدرش ارتش را در سال 1957 ترك كرد آنها به نيوجرسي آمريكا رفتند بروس در مدرسه بسيار فعال بود و همچنين در چندين برنامه دراماتيك ظاهر شد.

او تصميم نداشت كه بعد از دبيرستان مستقيماً به دانشگاه برود و يك كار رانندگي پيدا كرد اما بعد از اتفاقي كه براي يكي از همقطارانش افتاد اين كار را رها كرد و مدتي در بارهاي محلي سرگردان بود علاقه بروس به موسيقي اقزايش يافته بود همچنين شروع به زدن ساز دهني در يك گروه كه « لوز گوز » نام داشت كرد
.

بروس مطالعاتش را در زمينه تئاتر ادامه داد و دوره هايي را در زمينه درام در كالج مونتكلر آغاز كرد بروس براي چند تست بازيگري به نيويورك نامه هايي فرستاد او بلاخره به منهتن رفت و يك آپارتمان كوچك اجاره كرد
.

بروس براي تأمين مخارج زندگي در رستوران مركزي شروع به كار كرد در سال 1984 يك نقش مهمان در فيلم صداي ميامي بازي كرد كه نقش يك قاچاقچي اسلحه را بازي مي كرد
.

بعد از يك موفقيت در يك شو بروس براي اولين بار در روزنامه ها مطرح شد. سال 1987 هم يك سال خوب و هم يك سال بد براي بروس بود او با دمي مور هنر پيشه زن در لاس وگاس ازدواج كرد و يك كار ضعيف در فيلم « Back Edwards Blin Date » ارائه داد اما در سال 1988 وقتي كه در فيلم «جان سخت » در نقش « مك كلين » يك پليس بي باك بازي كرد منتقدين راساكت كرد تا يسال 1990 در فيلم جالب توجهي بازي نكرد تا اينكه روباره در فيلم « سخت جان 2 » به سمت بچه هاي بد شليك كرد بروس در نقشهاي استالونه اي و شواتزنگري گير كرده بود او سعي كرد قالبي را كه در آن قرار گرفته است در سه فيلم"Bon Fire of THE Vanities" و "Billy Bathgate" و "Hudson Hawk" بشكند
.

در سال 1991 او دوباره با فيلم "The Last Boy Scot" به سبك فيلمهاي اكشن بازگشت تا جاني به باجه بليط ببخشد اما دوباره سه بمب ديگر به نامهاي "Death Becomes" و "Stricking Distance" و "North" منفجر كرد
.

زمانيكه سال 1994 فرا رسيد احتياج به يك تثبيت موقعيت حرفه اي داشت. در فيلمهاي 12 ميمون و سخت جان و انتقام بروس وزنه سنگيني در موفقيت اين فيلمها بود او آنقدر شناخته شده بود كه نمي توان گفت كه فيلم معروف « لوك بسون » يعني « عنصر پنجم » يك موقعيت بزرگ براي معروفيت او بود
.

در سال 1998 بروس ويليس و دمي مور از يكديگر جدا شدند
.

بروس ويليس به نظر مي رسيد كه مانند « جان تراولتا » به حاشيه رانده شده است فيلمهايي مانند "Jackal" و "The Seige" باعث تضعيف او شد. او چندي بعد اين خاطرات را ذهنها پاك كرد البته با فيلم حس ششم كه ركورد فروش را براي چندين هفته در دست داشت در فيلم بعدي « داستان ما » كه با استقبال خوبي روبرو نشد و « صبحانه قهرمانان » كه او در سرمايه گذاري آنها كمك كرده بود خيلي مورد توجه مردم قرار نگرفت او هنوز مي رود كه يك وزنه پر قدرت در فيلمهاي مختلف باشد از آرماگدون تا فيلمهاي تجربي مانند « صبحانه قهرمانان » نشان مي دهد كه بروس مايل به بازي در سبكهاي مختلف است.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 23:58 | 
بیوگرافی کامرون دیاز CAMERON DIAZ

 نام كامل:CAMERON MICHELLE DIAZ
اسامي مستعار:
CAMI
تاريخ تولد: 30 آگوست 1972

محل تولد: سن ديه گو امريكا
شغل: بازيگر، مدل
تحصيلات: ديپلم متوسطه

علت شهرت: فيلم
SOMTHING ABOUT MARY
قد: 175 سانتي متر

نام پدر: EMILIO DIAZ ----سركارگر كمپاني نفت----اهل كوبا
.
نام مادر: BILLIE DIAZ ----تاجر

خواهر:CHIMENE

دوستان پسر :
1- CARLOS DE LA TORRE----
شغل: تهيه كننده----1995-1990

2- MATT DILLON---
شغل: بازيگر:1998-1996

3- JARED LETO---
شغل: بازيگر---2003-1999

4- ROBBIE WILLIAMS---
شغل: خواننده
.
5- JUSTIN TIMBERLAKE----
شغل: خـوانـنـده: 2003 تـا

كنون.

كامرون در سي ام آگوست 1972 در سن ديه گو كاليفرنيا بدنيا آمد او هنرپيشه اي معروف و موفق است. كامرون دختر يك پدر آمريكايي كوبايي از نسل دوم و يك مادر كه مليتي آمريكايي ايتاليايي و آلماني دارد مي باشد
.

استعدادش او را به مجلاتي مانند مادمازل و seventeen و فعاليتهاي تبليغاتي براي كمپانيهايي مانند Calina Klein و كوكاكولا و لويس كشاند. بعد از ترك كردن خانه در سن 16 سالگي او به عنوان مدل به دور دنيا رفت موفقيت حرفه اي او را به ژاپن، استراليا، مراكش و پاريس كشاند كامرون در سن 21 سالگي به كاليفرنيا برگشت
.

در سال 1994 كامرون اولين نقش خود را در فيلم كمدي-اكشن ماسك بدست آورد و ستاره ما با كمدين بزرگ جيم كري روبرو شد. بدون هيچ تجربه قبلي او يك نقش اصلي در اين فيلم بازي كرد. بعد از بازي در فيلم ماسك كامرون دياز درخواستهاي زيادي از طرف چند فيلمساز برجسته براي بازي در فيلمهايشان دريافت كرد
.

در حاليكه كامرون براي ايفاي نقش در نسخه تبديل به فيلم شده بازي معروف مورتال كمبات آموزش مي ديد مچ دستش صدمه ديد كه باعث شد از بازي در اين فيلم صرفنظر كند. در عوض او يكسري فيلمهاي مستقل ساخت كه شامل "the last super" و "Feeling Minnesota" با شركت "Keanu Reeves" و "she's the One" با شركت «اِد بِرنز » و «جنيفر آنيستون» و "Head Above Water" با شركت "Harrey Keitey" مي شد.

در سال 1997 شايعاتي در مقالات از نامزد شدن كامرون براي بازي در برابر جوليا رابرتز در فيلم كمدي پرطرفدار "My Best Friend Wedding" بوجود آمد با وجود اينكه اين درخواست براي كامرون فرستاده شد او به ظاهر شدن در فيلمهاي مستقل با هزينه كم از قبيل « چيزهاي خيلي بد » ، « چيزهايي كه فقط با نگاه كردن به او مي تواني بگويي » ادامه داد.

در پاييز سال 2000 او در « فرشته هاي چارلي » ظاهر شد و پروژه بعدي او فيلمي از مارتين اسكورسيزي است كه در برابر لئوناردو دي كاپريو ايفاي نقش مي كند.


فيلمهاي وي:
The Mask (1994)
The Last Supper (1995)
She's the One (1996)
Feeling Minnesota (1996)
Head Above Water (1996)
Keys to Tulsa (1997)
My Best Friend's Wedding (1997)
A Life Less Ordinary (1997)
Fear and Loathing in Las Vegas (1998)
There's Something About Mary (1998)
Very Bad Things (1998)
Man Woman Film (1999)
Being John Malkovich (1999)
Any Given Sunday (1999)
Things You Can Tell Just by Looking at Her (2000)
Charlie's Angels (movie) (2000)
Welcome to Hollywood (2000) (documentary)
The Invisible Circus (2001)
Shrek (2001) (voice)
Vanilla Sky (2001)
Slackers (2002)
The Sweetest Thing (2002)
Minority Report (2002)
Gangs of New York (2002)
(voice) Shrek 4-D (2003)
Charlie's Angels: Full Throttle (2003)
(voice) Shrek 2 (2004)
In Her Shoes (2005) (COMMING SOON)
In Search of Ted Demme (2005) (COMING SOON)
Shrek 3 (2007) (voice) (COMMING SOON)
*
وي از 16 سالگي مدل بوده است. وي هنگامي كه مدل

بود به ژاپن، استراليا، مكزيك و پاريس مسافرت كرده.
*
وي به خرافات اعتقاد دارد
.
*
در سن 21 سالگي به شغل بازگري گام نهاد. نخستين

فـيلم وي ماسك نام داشت كه نقش مقابل جیم کری را
بازي ميكرد.
*
درآمد وي از فيلم
CHARLIE`S ANGELS:
FULL THROTTLE:
بيست ميليون دلار.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 23:54 | 
بیوگرافی شکیرا SHAKIRA

 

 

نام كامل:SHAKIRA ISABEL MEBARAK RIPOLLI
اسامي مستعار:
SHAKI
تاريخ تولد: 2 فبريه 1977

محل تولد: كلمبيا
شغل: خواننده، ترانه سرا، بازيگر
قد: 157 سانتي متر
تحصيلات: ديپلم متوسطه

نام پدر:WILLIAM MEBARAK CHADID----شغل: نويسنده
نام مادر:
NIDIA DEL CARMEN RIPOLLI TORRADO
برادرها:ALBERTO وكيل
EDWARD-MOISES-TONINO-ROBIN.
خواهرهاLUCY:راحANA-PATRICIA.


دوستان پسر:
1-OSVALDO RIOS----
بازيگر
.
2-ANTONIO DE LA RUE----
پسر رئيس جمهور آرژانتين

از سال 2000 تا كنون نامزد ميباشند.

جوايز دريافتي: GRAMMY بهترين آلبوم پاپ لاتين 2000
.

*
نام او ريشه عربي داشته و مـعــني با وقار و سپاسگزار

مي دهد.
*
شكيرا لبناني تبار ميباشد
.
*
وي به زبانهاي ايتاليايي، انگليسي، عربي و اسپانيايي

مسلط ميباشد.
*
شكيرا از جواهر آلات نفرت دارد.

اگر بخواهیم راجع به موسیقی شکیرا و خود او تعریفی کامل و مختصر ارائه دهیم بدون شک تعریف نویسنده توانای کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبی گابریل گارسیا مارکز بهترین تعریف است:{موسیقی او ویژگی هایی دارد که موسیقی هیچ کس دیگراین ویژگی ها را ندارد.هیچ کس نمی تواند مانند او بخواند وبرقصد}.

SHAKIRA

شکیرا ایزابل مبارک ریپل (shakira Isabel mebarak Ripoll) در دوم فوریه 1977 در روز چهارشنبه  (Barranquilla)  در کلمبیا به دنیا امده است.پدرش ویلیام مبارک (William Mebarak)  یک امریکایی لبنانی تبار است ومادرش نیدیا ریپل (Nidia Ripoll) یک کلمبیایی است.شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده. اون با آلبوم  Magia  که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال   OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم  Peligro   تونست انتقام سختی ازشون بگیره (دمش گرم) یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی زیبا و خوش اندام. در ضمن من شنیدم اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.

شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو  (magia)  که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت  (sony musik Colombia)  امضاء کرد.

او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود  (peligro) یاهمان خطر(danger ) را ضبط کرد.

پس از این البوم (pies descalzos یاهمان پاهای برهنه  (bare feet)  را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او  (donde estan los ladrones)  به بازار های امریکا راه یافت.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 23:53 | 
بیوگرافی آنجلینا جولی Angelina Jolie

Angelina  Jolie

نام : آنجلینا جولی ویت . لقب: آنجی ، زن گربه ای . قد: 173 سانتیمتر. او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد. نام پدرش "جان ویت" ( برنده جایزه آکادمی ) و نام مادرش "مارچلین برتلند" است. او دختر جان وويت بازيگر قديمي سينما است. او فعاليت هنري خود را در انستيتوي تئاتر لي استراسبرگ در سن 12 سالگي آغاز كرد. او در پنج فيلم دانش آموزي كه همگي را برادرش جيمز كارگرداني كرده بازي كرده است. آنجلينا در ماه مه 1996 با جاني لي ميلر ازدواج كرد هرچند كه اكنون طلاق گرفته است. و در حال حاضر همسر بيلي باب تورنتون است. او بخاطر بازي در نقش يك دختر مبتلا به اسكيزوفرني در فيلم دختر از هم گسيخته جايزه اسكار نقش دوم زن را دريافت كرد. آنجلينا جولي در فيلم لاراكرافت: مهاجم مقبره با پدرش، در فيلم سرقت در 6 ثانيه با نيكلاس كيج و در گناه اوليه با آنتونيو باندراس همبازي بوده است

همچنین او خواهرزاده "چیپ تایلور " می باشد. در ضمن "جولی" در زبان فرانسه به معنای "زیبا" است. او در سن 14 سالگی به کار مدلینگ روی آورد و در 16 سالگی از دبیرستان "بورلی هیل" فارغ التحصیل شد.

"
آنجلینا" بعدها در انستیتو تئاتر "لی استرابرگ" آموزش دید. آنجا جایی بود که او در تولیدات کارآموزی متعددی ایفای نقش کرد. او بعدها به عنوان مدل حرفه ای در لندن ، نیویورک و لس آنجلس کار کرد و در ویدئوکلیپهای هنرمندانی همچون : "میت لف" ، "لنی کراویتز" ، آنتنلو وندیتی" و گروه "لمون هدتز" ایفای نقش نمود. در ضمن او در دانشگاه نیویورک در رشته سینما تحصیل کرده است. وی در پنج فیلم دانشجویی برای مدرسه سینمایی Usc که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد
.

"
آنجلینا" در تاریخ سوم فوریه 1995 با "جانی لی میلر" ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با "جانی لی میر" به جای لباس عروس (!) یک شلوار چرم سیاه رنگ و تی شرت سفید رنگ به تن داشت که بر روی آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود
!

"
آنجلینا" یک کلکسیونر چاقو نیز هست و می گوید که به علم غسال خانه بسیار علاقمند است! از آرزوهای دوران کودکی او نویسندگی مراسم آئین کفن و دفن می باشد! او یک اصطلاح لاتین دارد که آن را نیز بر روی بدنش خلکوبی کرده . معنی آن جمله این است : "آنکه مرا می پروراند و به اوج می رساند ، همان مرا تخریب می کند
!"

رابطه او و برادرش بسیار صمیمی و نزدیک است و به طور جدی تحت حمایت برادرش "جیمزهاون" می باشد. برادرش اغلب او را در نمایشهایش همراهی می کند و "آنجلینا" نیز از نام او در نمایشهایش استفاده می کند. مانند : "جیمی کجاست؟ " در پرده "دختر گسیخته" ( 1999)


او خالکوبی حرف H را بر روی مچ دست چپش دارد که آن مربوط می شود به نام دو شخصی که بسیار با او صمیمی و نزدیک هستند. او این خالکوبی را زمانی بر روی دست خود کشید که به "تیموتی هاتون" علاقه داشت ، اما پس از جدائیشان از یکدیگر ، او می گوید که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش "جیمز هاون" کشیده است!

بر روی بازوی چپ او نیز خالکوبی دیگری وجود دارد که نقل قولی است
از "تنسی ویلیامز" : دعا برای قلب سرکش که در قفس زندانی است
!

شخصیت مورد
علاقه او در فیلمهای دیسنی "دومبو" فیل پرنده می باشد. وی عنوان کرده : "زمانیکه دمبو قادر به پرواز شد ، او گریه کرده است
!"

شهرت وی از فیلم "عشق همان است
که هست" ( 1996) آغاز شد. دومین ازدواج "آنجلینا" در تاریخ پنجم می 2000 با "بیلی باب تورنتون" بود که حاصل آن فرزند پسری به نام "مادوگس" است. "جولی" نگهداری از کودکش را زمانیکه برای بازی در فیلم "خارج از مرزها" ( 2003) در افریقا به سر می برد آغاز کرد
.

او در ماه می 2002 به عنوان سفیر خوشبختی ، از کمپ پناهندگان
تام هین در تایلند بازدید کرد. او در تاریخ 27 می 2003 از همسر دومش "بیلی باب تورنتون" جدا شد
.

بر اساس تحقیقات یک مرکز سینمایی مشخص شد که 35 درصد پاسخ
دهندگان می گویند که "آنجلینا" اولین انتخاب آنها برای مراسم شام سال نو می باشد. در این تحقیق "کاترین زتا جونز" رتبه دوم را دارد
.

"جولی" تصمیم گرفته که از
حرفه بازیگری کناره گیری کند و همراه پسرش "مادوگس" در انگلیس اقامت داشته باشد. او می گوید : "می خواهم با دنیای فیلم وداع کنم و یک مادر تمام عیار برای مادوگس باشم و بیشتر در برنامه ها و جلسات مربوط به والدین و مربیان شرکت کنم
!"

آهنگها و
خوانندگان مورد علاقه او : "مدونا" ، "الویس پریسلی" ، "فرانک سیناترا" و گروه "کلش" می باشد. او بیشتر برنامه های مربوط به گیاهان و حیات وحش را از تلویزیون تماشا می کند
.

قبل از جدایی او و همسر دومش ( بیلی باب تورنتون ) ، از
"آنجلینا" پرسیده شده بود که اگر "بیلی" به تو خیانت کند ، با او چه می کنی ؟ پاسخ داده بود که : "او را نمی کشم! چون عاشق فرزندمان هستم و پسرم به پدر احتیاج دارد. ولی او را کتک میزنم! من تمام مصدومیتهای ورزشی او را می شناسم و به آنها ضربه می زنم
!"

"آنجلینا" در جایی دیگر در مورد جدایی از همسر دومش گفته بود :"رابطه
ما یک رابطه واقعی و عمیق بود. برایم آسان نیست که بخواهم بگویم چه چیز باعث ایجاد مشکلات و جدایی ما شد. بیلی شبها با موزیک و شغلش سرگرم می شد و من هم با فرزندم بودم. به هر حال از این مسئله هم عصبی هستم و هم غمگین. این دوران برای من ، سخت ناراحت کننده است.


بد نیست بدانید دستمزد "آنجلینا" در فیلم

"The Cradle of Life" ( 2003 )

دوازده میلیون دلار بوده است
!

توضيحات كاملي در مورد اين بازيگر :



آنجلينا كه در خانه او را آنژي صدا مي كردند از همان كودكي به كلاسهاي تئاتر موسسه لي استراسبرگ مي رفت و به مكتب تئاتر «‌ آكتورز استوديو » علاقمند گشته و در نمايشهاي صحنه بازي كرد.

مادرش ماچلين برتراند نيز به به نوعي در تشويق او براي ورود به عالم سينما نقش داشت.

او در دوران كودكي به مسابقه ماشین سواری و همچنين جمع كردن چاقو علاقه زيادي داشت و روزهاي زيادي را نيز به تماشاي آثار كلاسيك سينما مي گذراند.

شايد باورش دشوار باشد ،اما او در سالهاي كودكي به شدت آرزو داشت كه مسئول مراسم تدفين (!) شود.
خود او در اين باره مي گويد : آرزويم اين بود كه مدير مراسم خاكسپاري باشم.آن آهنگ ها ،تابوت ها ي چوبی زيبا ،انسانهای اندوهگين ، مرده هايي كه گريم شده اند و اخرين ژست و حالت زندگي شان را به خود گرفته اند، همه و همه برايم جذاب بود.


آنژي در سن 16 سالگي از دبیرستان بورلي هيلز فارغ التحصيل شد و پس از مدتي به لندن رفت و در اين شهر به عنوان يك مدل حرفه اي مشغول به كار شد و سپس در شهر هاي نيويورك و لس آنجلس در همين رشته به فعاليت خود ادامه داد.
همچنين به دانشگاه نيويورك رفت و در رشته بازيگري ليسانس گرفت.

آنجلينا بازيگري را ابتدا با حضور در ویدئو كليپ هاي خوانندگاني همچون لني كراويتز و آنتولا و نديني آغاز كرد و به تدريج پله هاي ترقي را پيمود.

كوتاه از آنجلينا جولي :

 

 

در ساعت 09:09 صبح متولد گرديد.

علاقه اش به جمع آوري چاقو و علم تشريح باعث نگراني خانواده اش بود.او كلكسيوني از چلقوهاي مختلف و عكسهايي از بدنهاي مثله شده و جنازه هاي قطعه قطعه شده جمع اوري كرده است.

مادر خوانده اش ژاكلين بيسه بازيگر معروف هاليوودي است.پدر خوانده اش هم ماكسيميليان شل معروف است.

نشان و ريشه هاي او به چك و اسلواكي ، فرانسه و بوميان امريكا باز مي گردد.

سفير سازمان ملل است وتاكنون به مناطق جنگ زده زيادي سفر كرده است.

در يكي از سفرهايش،هنگامي كه در آفريقا در حال بازي در فيلم آنسوي مرزها بود سرپرستي يك كودك پناهجوي كامبوجي را به نام مادوكس بر عهده گرفت.جولي به اين كودك كه متولد سال 2001 است علاقه عجيبي دارد و او را بزرگترين عشق زندگي خود مي داند.

 

خواننده هاي محبوبش عبارتند از:مدونا ، الويس پريسلي ، فرانك سيناترا و گروه Cash

شخصيت كارتوني مورد علاقه اش : دامبو فيل پرنده است و هر وقت كه در پايان فيلم دامبو پرواز مي كند آنجلينا به گريه مي افتد.

اخيرا در مصاحبه اي گفته است كه مي خواهد سينما را كنار بگذارد و يك مادر تمام وقت بشود.او در ماههاي اخير بيشتر با پسر خوانده اش مادوكس ديده مي شود.اين دو تعطيلات سال نو ميلادي را در لبنان گذراندند.

اولين فيلمي كه از او در سال 2000 به نمايش در آمد فيلم اكشن و پرحرارت "سرقت در 60 ثانيه" بود كه در آن آنجلينا در كنار بازيگر بزرگي چون نيكلاس كيج به ايفاي نقش پرداخت

فيلم"لارا كرافت:مهاجم مقبره" جولي را به يك ستاره تمام عيار مبدل كرد.
البته در همان سال فيلم
"گناه اصلي" هم از او به نمايش در امد كه بازيش مقابل آنتونيو باندراس مورد توجه قرار نگرفت.

در تمایلات جنسی وی  علاقه  به هم جنس بازی هم دیده شده و مدتی  به خاطر این خبر در  روزنامه ها جنجال به پا کرد ! و البته وی  این خبر را نیز تکذیب نکرده !! 

به تازگی بعد از  بازی در فیلم خانم و آقای اسمیت با برد پیت رابطه برقرار کرده و برد نیز پدرخوانده فرزندخوانده اش  شده !!! و هم اکنون نیز از بردپیت بار دار است !! 

 جوايز و افتخارات:

 

جايزه اسكار: دختر از هم گسيخته (1999)

جايزه گلدن گلاب: دختر از هم گيسخته (1999)

جايزه آكادمي انجمن بازيگران سينما : دختر از هم گيسخته (1999)

جايزه گلدن گلاب : براي بهترين بازيگر مجموعه و فيلم تلوزيوني براي فيلم جيا(2000)

جايزه آكادمي انجمن بازيگران سينما : براي بهترين بازيگر زن مجموعه و فيلم تلوزيوني براي فيلم جيا(2000)

جايزه گلدن گلاب : براي بهترين بازيگر زن دوم در مجموعه و فيلم تلوزيوني براي فيلم جرج والاك ( 1998)

فيلم شناسي :

سايه شيشه اي (1993)

سايبورگ 2 (1995)

متخصص (1996)

عشق، آنچه كه وجود دارد (1996)

بازي خدا (1997)

آشپزخانه جهنم (1998)

گيا (1998)

بازي با قلب (1998)

دختر از هم گسيخته (1999)

كلكسيونر استخوان (1999)

سرقت در 60 ثانيه (2000)

لاراكرافت: مهاجم مقبره (2001)

گناه اوليه (2001)

زندگي يا چيزي شبيه آن (2002)

اسكندر ( 2003)

آقا و خانم اسميت (2005)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 23:49 | 
بیوگرافی براد پیت Brad Pitt

 

 

Brad  Pitt :

 

ويليام برادلی پيت در ۱۸ دسامبر سال ۱۹۶۳ در شاونی اوکلاهاما به دنيا آمد .پدر او بيل كه در ابتدا راننده کاميون بود و سپس يک شرکت حمل ونقل تاسيس کرد با مادرش جين که يک مربی دبيرستان بود ، نصميم گرفته بودند که پسرشان را در يک محيط مذهبی بزرگ کنند.درست پس از تولد او آنها به اسپرينگ فيلد ميسوری نقل مکان کردند که براد تا زمان دبيرستان در آنجا بود. هنوز هم براد در هر کريسمس به خانه می رود و در آن منطقه صاحب يک قطعه زمين است .او يک برادر ويک خواهر کوچکتر از خود به نام های داگ و جولی دارد که رابطه خوبی هم با آنها دارد.


براد با حضور 15 دقیقه ای درفیلم تلما و لوئیس شهرت را بدست آورد.زندگی خصوصی او بسیار جنجالی است و همواره مورد توجه مطبوعات است.در سال 1989 بنا به گزارش یک نشریه براد پیت در حین بازی فیلم تلما و لوئیس با همبازی خود درگیر روابط عاطفی شده است. دارای پدری بود که مالک وسائل نقلیه بود.براد ابتدا بازیگری را از نمایش های محلی و سریال های تلویزیونی آغاز کرد.در حین بازی در یک فیلم با جولیت لوئیس آشنا شد.با بازی در فیلم جانی سیود مسیر شهرتش هموارتر شد.
در فیلم افسانه پاییزی خوش درخشید.سپس 10 میلیون دلار
گرفت تا در فیلم متعلق به شیطان در نقش مقابل هریسون فورد بازی کند.البته براد پیت پس از پایان این فیلم اظهارات عجیبی راجع به این فیلم کرد و آنرا مزخرف و احمقانه خواند.بعد ها مشخص شد او با هریسون فورد درگیری داشته است.در سال 1996 به گوئینت پالترو پیشنهاد ازدواج داد ولی 7 ماه بعد آنها برای همیشه از هم جدا شدند.او بعد با جنیفر آنیستون ازدواج کرد اما سال گذشته آنها هم از یکدیگر جدا شدند.خیلی ها دلیل این جدایی را ازدواج آینده براد پیت با آنجلینا جولی دانستند.
عد آنجلینا
گفت:براد مرد خوبی است ولی مناسب ازدواج نیست.هنوز وضعیت دقیق این دو مشخص نشده است و اظهار نظرات گوناگونی در این باره گفته می شود.



در سن ۱۴ سالگی برای اولين بار با ديدن جان تراوالتا در فيلم تب شنبه شب به بازيگری علاقمند شد.

براد در دبيرستان کيکاپو مشغول به تحصيل شد او دانش آموز خوبی بود .او در آنجا بيسبال وبسکتبال بازی ميکرد. زخم روی گونه او نيز بر اثر بازی بيسبال است ،با اين وجود اين واقعه اثری روی زيبايی و جذابيتش نگذاشت،چرا که براد خوش لباس ترين فرد بين دوستانش به شمار می آمد .

در سال ۱۹۸۲ براد به دانشگاه ميسوری درکلمبيا رفت و در آنجامشغول به تحصيل در رشته روزنامه نگاری ( شاخه تبليغات ) گرديد ،او قصد داشت کارگردان هنری تبليغات شود. پس از ۴ سال تحصيل در حالی که تنها دو ترم ديگر به فارغ التحصيل شدنش مانده بود دانشگاه را ترک کرد.


وقتي او براي اولين بار تصميم گرفت شانس خود را درهاليوودامتحان کند تنها با۳۲۵ دلاراندوخته و يک نيسان قديمی و كهنه به آنجا سفرکرد. او به والدين ودوستانش گفته بود قصد دارد به کاليفرنيا برود تا در کالج مرکز هنری طراحی درپاساندا مشغول به تحصيل گردد.

(در اين باره مي گويد : اگر می گفتم که می خواهم بازيگر شوم انها فکر می کردند که ديوانه شده ام مردم در اسپرينگ فيلدبه فکر بازيگری نمی افتند لااقل مردم عاقل ) .

 

براد شغلهای عجيب وغريب بسياری برای گذران زندگيش در هاليوود تجربه کرد.او يخچال حمل ونقل ميکرد،لباس خروس برای تبليغ در رستوران ال پولولوکو به تن می کرد.

 


به هر حال شانس به براد رو کرد و کارفرمايش او را روی لندن که يک مربی بازيگری بود معرفی کرد .اولين نقش سينمايی او در فيلم نيمه تاريک خورشيد(۱۹۸۸) بود .او حدود ۱۵۰۰ دلار برای ۷ هفته کار دريافت کرد.

عموما گفته ميشود بيشتر ستارگان سينما با يک خوش شانسی معروف شده اند. قاعده هم بر اين مبنا بوده که با کنار کشيدن هنرپيشه اصلی از يک نقش راه را برای ستاره جوان باز می شد.در مورد براد نيز همين اتفاق افتاد.
در سال ۱۹۹۱ قرار بود ويليام بالدوين درنقش جی.دی درفيلم تلما و لوييز ظاهر شود،اما اين نقش رابخاطر درگير بودن در يک فيلم ديگر نپذيرفت و براد به جای او انتخاب شد،تا اين نقش را که اولين درخشش او درهاليوود بود بپذيرد.حضور کوچک اما تحسين برانگيز او درا ين فيلم به نقس يک جوان جذاب و زيبا توجه همگان را ير انگيخت.و راه او را هموار کرد.

 همون طور که میدونید برد پیت  به تازگی پیمان ازدواج خود را بعد از  چندین سال زندگی  با جنیفر آنیستون  به هم زد و از هم جدا شدند !! به نظر میرسد که دلیل این جدایی اختلاف آنها بر سر بچه دار شدن بوده که جنیفر مخالف این امر بوده ! در هر صورت برد نیز بعد از  طلاق گرفتن از جنیفر با آنجلینا جولی  رابطه بر قرار کرده و آنجلینا هم اکنون از برد پیت باردار است !!

فيلم شناسی براد پيت:

دسته يازده نفره اوشن ـ جاسوس بازی ـ مکزيکی ـ اسنچ ـ باشگاه مشت زنی ـ با جو بلک ملاقات کن ـ متعلق به شيطان ـ هفت سال در تبت ـ خوابگرد ها ـ دوازده ميمون ـ هفت ـ مصاحبه با خون اشام ـ افسانه های پاييزی ـ مهرورزی ـ عشق واقعی ـ کاليفرنيا ـ رودخانه به ان طرف می رود ـ دنيای جالب ـ جانی سود ـ ان سوی ردپاها ـ تلما و لوييز ـ خوشبخت با هم ـ کلاس تکه تکه ـ نيمه تاريک خورشيد ـ دوازده يار اوشن ـ تروآ ـ
آقا و خانم اسميت و ... .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 23:46 | 
بیوگرافی تام كروز Tom Cruise

 

نام : تام كروز ( نام اصلي او : Thomas Mapother IV مي باشد )

متولد : 3 جولاي سال 1962 بوده و در حال حضر 43 سال دارد.

محل تولد: نيويورك

قد : 170 سانتيمتر

همسر سابق: نيكول كيدمن

در حال حاضر با کیتی هولمز نامزد هستش !


او در حال حاضر يكي از موفق ترين ستارگان هاليوود است. او شانس اين را داشت كه به همراه همسرش - نيكول كيدمن - در آخرين فيلم كارگردان فقيد سينماي جهان - استنلي كوبريك - با نام چشمان كاملا بسته بازي كند.
او همچنين علاوه بر بازيگري يك تهيه كننده موفق در هاليوود مي باشد .

بازي او در دومين قسمت از فيلم پرخرج ( 150 ميليون دلار ) و پر سروصداي ماموريت غيرممكن بار ديگر نام او را سر زبانها انداخت.

 

اين بازيگر موفق سينما و سوپراستار هاليوود همچنين اين شانس را هم داشته كه در فيلمي از استيون اسپيلبرگ با نام گزارش اقليت بازي كند ، كه در زمان اكران با استقبال چشمگيري مواجه شد .

اين بازيگر در سال 2005 با ديگر بازيگر هاليوود كتي هولمز نامزد شد.

اين بازيگر بخاطر فيلم متولد چهارم جولاي در سال 1989 كانديد جايزه اسكار شد و لي نتوانست آنرا تصاحب كند و تا كنون نيز عليرغم حضور در پروژه هاي بزرگ و با موضوعات مختلف نتوانسته است تنديس طلايي اسكار را بالاي سر ببرد و آنطور كه گفته مي شود اعضاي آكادمي اسكار تا كنون به او روي خوش نشان نداده اند و او كه بعنوان سوپراستار هاليوود فعاليت مي كند از اين جايزه بي نصيب مانده است.

اما او همچنان اميدوار است و به تلاش خود براي جلب رضايت آكادمي ادامه مي دهد.

جوايز و افتخارات :

جايزه بهترين هنرپيشه مرد براي بازي در ماموريت غيرممكن 2 از MTV Movie در سال 2001

جايزه گلدن گلوب براي بازي در يك نقش پشتيبان سينما براي فيلم ماگنوليا در سال 2000

جايزه گلدن گلوب بهترين بازيگر سينماي كمدي و موزيكال در فيلم جري مگواير در سال 1997

جايزه بهترين ايفاي نقش اول مرد در فيلم جري مگواير از MTV Movie در سال 1997

جايزه گلدن گلوب بهترين بازيگر سينماي درام براي فيلم متولد چهارم جولاي در سال 1990


فيلم شناسي :

عشق بي پايان (1981)شيپور خاموشي (1981)از دست دادن آنها (1983) كسب و كار پرمخاطره (1983)تمامي حركات دست (1983)افسانه (1985)

تاپ گان (1986)رنگ پول (1987)كوكتل (1988)رين من (1988)

متولد چهارم ژوئيه (1989)روزهاي تندر (1990)دور و دورتر (1992)

چند آدم خوب (1992)موسسه (1993)مصاحبه با خون آشام (1994)

ماموريت غير ممكن (1996)جري مگوائر (1996)چشمان كاملا بسته (1988)

ماگنوليا (1999)ماموريت غير ممكن 2 (2000) آسمان وانيلي (2001)گزارش اقليت (2001) و ........!

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 23:44 | 
بیوگرافی رایان گیگز

 

 

 رایان گیگز

 

تولد :  29 نوامبر 1973

نام کامل :  رایان جوزف ویلسون گیگز

محل تولد :  کاردیف ولز

قد :  180  سانتی متر

وزن :  68  کیلوگرم

اولین مربی :  دنیس اسکوفیلد

تفریح :  موسیقی و تمرین فوتبال

وضعیت تاهل :  متاهل دارای همسری به نام استانسی و دختری به نام لیبرتی

افتخارات :

8 عنوان قهرمانی لیگ برتر

3 قهرمانی جام حذفی انگلستان

فتح لیگ قهرمانان اروپا   1999

قهرمانی در جام در جام اروپا   1999

فاتح جام بین قاره ای   1999

 

 

هافبک ویران کننده شیاطین سرخ

 

هنگامی که مردم در تئاتر رویاها به نمایش جادویی شیاطین سرخ چشم دوخته اند ، ناگهان یک نکته زمان را متوقف می کند . توپ به سمت چپ زمین می رسد و یک بازیکن با سرعت دیوانه وار آن را چون موم به این سمت و آن سمت می کشاند .  در این حالت حاضران در تئاتر یک صدا می خوانند : "رایان گیگز از پایین به بالا پرواز کن" ، "رایان خط آبی عشق قرمز" . یا خطاب به حریفان می گویند : "گیگز دوباره تو را می درد " و در ادامه می خوانند : "عشق او قلب ما را به تسخیر در آورده است" . و این همه محبوبیت تقدیم به گیگز بزرگ .

 

 

سکونت در منچستر

 

رایان تنها هفت سال داشت که همراه با خانواده اش از ولز به انگلستان کوچ کرد . او اصول پایه فوتبال خود را را در تیم محلی "دنیس یود" آموخت . وقتی گیگز به طور کامل در منچستر ساکن شد ، تیمهای حرفه ای ، چندان توجهی نسبت به پدیده جدید نداشتند . چندی بعد در غفلت تیم اول شهر ، آبی های سیتی ماهی درشت خود را صید کردند . رایان به جهت آن که سن بسیار کمی داشت ، راهی مدرسه فوتبال منچسترسیتی شد . بر خلاف انتظارها گیگز درخشش چندانی از خود بروز نداد اما تجربیات زیادی آموخت . در همین شرایط باشگاه رقیب  غوغایی به پا کرده بود . شیاطین سرخ با حضور فردی به نام سر آلکس فرگوسن روی نیمکت رهبری شان قصد داشتند پس از سالها ناکامی و تحمل تمسخرهای لیورپولی ،  به اوج برسند .

فرگوسن برای ساختن یک بنای مستحکم احتیاج به جوانان مستعد داشت . وقتی او برای اولین بار بازی گیگز را دید ،  در انتخاب نوجوان 14 ساله ولزی درنگ نکرد .

 

 

قرارداد با منچستر یونایتد

 

شب 29 نوامبر 1987 فرگوسن برای پرس و جو درباره گیگز به خانه پدر این نوجوان رفت .

فرگوسن از رایان می خواهد فرم مربوط به شرکت در تیمهای پایه یونایتد را خریداری کند . وقتی این خبر به گوش اسکات مدیر وقت منچستر سیتی می رسد اعلام می کند باشگاهش پول لازم برای امضای قرارداد حرفه ای با گیگز را در اختیار ندارد و چندان خواستار او نیست . این صحبت او تاریخ را به سود منچستر یونایتد ورق زد . 2 سال بعد رایان قرارداد آماتوری با باشگاه به امضا می رساند و سال بعد اندکی پس از جشن 17 سالگی اش با با امضای بزرگ به جمع حرفه ای های اولدترافورد می پیوندد . او با بازیهای درخشان و آرایش خاص مدل موهای پر پشت خود ، محبوب هوادارن شد . از آن زمان تا کنون وی با یک سوال کلیدی روبرو بوده است . ولری یا انگلیسی ؟   او در 17 سالگی حق انتخاب داشت ، اما ترجیح داد به کشور کوچکش وفادار بماند و به این ترتیب پیشنهاد انگلیسیها را رد کرد . وی حتی در مقطعی کاپیتان تیم مدرسه فوتبال انگلستان بود اما همواره اعلام می کرد این تنها سمتش در انگلستان است و به هیچ وجه مایل نیست در جمع شیرهای سفید  جایگاهی داشته باشد . رایان به ولزی بودن  خود افتخار می کرد این تعصب زاییده تلقین های پدر و مادر و پدر بزرگ او بود . این جمع 4 نفره تا قبل از کوچ به انگلستان در ولز زندگی می کردند . گیگز کوچک بنا بر نصیحت های آنها هرگز  به کشورش پشت نکرد . او در ابتدای حضور ، یک بازیکن پر حاشیه بود فرگوسن که در تربیت بازیکنان یاغی تخصص دارد ، به گونه ای متفاوت با گیگز برخورد کرد . او به صورت رو در رو با رایان مواجه نمی شد ، بلکه سعی می کرد بطور غیر مستقیم و فقط با ارائه پند و نصیحت به ارشاد وی بپردازد . با این تدابیر فرگوسن ، بازیکن جوانی که می رفت به سرنوشت  جرج بست  دچار شود ، از دام الکل و حواشی مختلف رهایی یافت .

 

 

پرواز گیگز با شیاطین سرخ

 

دقیقاٌ پس از رهایی از حواشی، دوران اوج رایان آغاز شد نخستین بار او با پیراهن یونایتد مقابل اورتون قرار گرفت . ( 2 مارس 1991 ) او در اواسط بازی  به جای  دنی اروین  وارد بازی شد ، اما اولین حضور ثابت او به نحو حماسی شکل گرفت . یونایتد با تک گل گیگز 18 ساله ، دربی شهر را از آن خود کرد تا هم انتفام شکست سال قبل را گرفته باشد و هم جانی دوباره به تیم در حال اوج خود ببخشد .

فصل بعد اتفاقات مطابق میل وی رقم خورد .  لی شارپ   مصدوم گشت و رایان وارد ترکیب اصلی تیم شد از همه بهتر آنکه وی پست هافبک چپ را در اختیار گرفت . زمان پرواز فرا رسیده بود . یونایتد در آستانه تبدیل شدن به بزرگترین باشگاه جزیره بود . شکوفایی گیگز نقش مهمی در ثبات راه باشگاه ایفا نمود . منچستر در وقت های تلف شده هفته آخر لیگ فصل 1993 ،  جام قهرمانی را پس از 26 سال انتظار از آن خود نمود . موقعیت رایان به عنوان یکی از برترین جوانان لیگ تثبیت شده بود . تنها یک سال قبل از قهرمانی یونایتد بود که رایان به عنوان بهترین بازیکن جوان انگلستان انتخاب شده بود .

 

استعداد طلایی ولز

 

رایان در رده ملی قصه پر غصه ای داست . تنها افتخار قابل ذکر او جایزه استعداد طلایی ولز بود . نخستین بازی ملی گیگز در حالی مقابل آلمان غربی انجام شد که یار تعویضی تیم ملی ولز تنها 17 سال و 321 روز سن داست . متاسفانه او در رده ملی هیچ مجالی برای درخشش به دست نیاورد . آنها در یک قدمی حضور در جام جهانی 2002 ، بازی برگشت پلی آف مقابل روسیه را در زمین خود با یک گل واگذار کردند تا  ولزی ها به رغم داشتن بازیکنان بزرگی که اکثر آنها در لیگ برتر بازی می کنند همچنان ناکام باشند .

 

گل تاریخی رایان به آرسنال

 

آن روز شیطان بزرگ توپچی ها را به توپ بست ، اما زمان گذشت رایان به پختگی لازم رسید و منچستر به افتخار بازیکن نشاط آور اولدترافورد همواره گلهای زیبایی به ثمر رساند .

فوق العاده ترین گل دوران ورزشی گیگز در سال 1999 به ثمر رسید . بازی تکراری مرحله نیمه نهایی جام حذفی آن فصل مقابل آرسنال در  ویلا پارک  برگزار شد .

یونایتد تیم بسیار قدرتمندی داشت اما بیم آن می رفت که با شکست مقابل آرسنال دچار تضعیف روحیه شده و لیگ برتر و فینال لیگ قهرمانان را از دست بدهد . در شرایطی که بازی مقابل آرسنال با یک تساوی دیگر در حال اتمام بود ، اشمایکل بزرگ پنالتی حساس آرسنالی ها را مهار کرد تا بازی به وقت اضاف کشیده شود . ظاهراً باید ضربات پنالتی ، فرجام کار را مشخص می کرد . ولی در آخرین ثانیه گیگز دیوانه وار از مرکز زمین ، همه آرسنالی ها دریبل کرد  و وقتی به دروازه بان رسید توپ را از بالای سر وی وارد دروازه نمود تا زیباترین گل تمام ادوار جام حذفی وارد دروازه  دیوید سیمن  شود . شادمانی رایان پس از گل به صحنه ای ماندگار تبدیل شد . او پیراهن و زیر پیراهنی خود را از تن خارج کرد و در میان آرسنالی ها شروع به دویدن کرد تا به نیمکت من یونایتد رسید . چند سال بعد بکهام در کتاب خاطرات خود فاش ساخت که آرسنالی ها هنگام دویدن گیگز رکیک ترین الفاظ را نثار وی کردند .

 

 

اگر شما هم این گل تاریخی را ندیده اید ، درخواست خود را به ایمیل زیر بفرستید تا فایل ویدئویی این گل با حجم  270  کیلو بایت برایتان ارسال شود .

 

utdmaku@Gmail.com

 

تمجید فرگوسن از شماره 11

 

سرانجام من یونایتد به فینال رسید و جام را فتح کرد و در ادامه با فتح لیگ قهرمانان و لبگ برتر ، رویایی ترین فصل خود را به نمایش گذاشت . چهد ماه بعد گیگز دچار مصدومیت شد . اما در فصل 2000 با شکوه هر چه تمام تر به ترکیب بازگشت . بازگشت گیگز با شعار معروف "او مجدداً شما را خواهد درید" همراه شد . 7 گل در 41 بازی سهم رایان از قهرمانی فصل 2000 همراه با شیاطین سرخ بود .

گلهای مرد ولزی به اندازه مهاجمان یونایتد پر تعداد نبود اما همگی در زمره گلهای مهم و 3 امتیازی محسوب می شد . تنها به همین خاطر بود که گیگز در قلب هواداران جای داشت . هنگامی که  او تمرینات طاقت فرسای شروع فصل 2001 را پشت سر می گذاشت فرگی به تمجید از گیگز پرداخت و وی را بهترین هافبک چپ دنیا نامید .

 

 

گیگز وفادار به اولدترافورد

 

در آغاز فصل 2001 برای نخستین و آخرین بار ، زمزمه خروج فرشته طلایی از جمع شیاطین به گوش رسید . گفته می شد لاتزیو با مبلغ بالایی این ستاره را به چنگ خواهد آورد . رایان با ابزار وفاداری نسبت به منچستر یونایتد پیشنهاد ایتالیایی ها را رد کرد . جالب آنکه مربی وقت لاتزیو ، اریکسون بود که تنها جند ماه بعد هدایت تیم ملی انگلستان را به دست گرفت .  حتی همین پیشنهاد تلویحی هم کافی بود تا مدیران یونایتد از خواب بیدار شوند . روز اول ژولیه سال 2001 زمانی بود که رایان پای میز قرارداد نشست و همکاری 5 ساله خود را با  من یو تی دی   متعهد شد .

بدین ترتیب وی تا قبل از آغاز جام جهانی 2006 با پیراهن سرخ  فرشته نجات شیاطین خواهد بود . رایان بهترین خاطره سالهای حرفه ای خود را گلزنی به کاونتری می داند ، گلی که نقش زیادی در شکل گیری یکی از 8 قهرمانی منچستر در عصر درخشان فرگوسن داشت .

 

محبوبیت فراوان گیگز در میان هواداران

 

رایان آنقدر محبوب است که قبل از فرا رسیدن زمان خداحافظی ، به افتخار وی بازی یادبود برگزار شود . در سال 2002 و  به مناسبت آغاز دهمین سالگرد حضور گیگز در یونایتد ، مسئولان باشگاه به پاس تجلیل از زحمات و فداکاری او تصمیم به برگزاری یک رقابت بزرگداشت گرفتند . بازیکنان هم دوره رایان و تعدادی از بازیکنان سال 2002 در این بازی شرکت کردند . او در این بازی نیز دست از حرکات ویران کننده خود بر نداشت . در پیایان عواید بازی یک جا به خانواده گیگز تعلق گرفت . مطبوعات به این امر اعتراض کردند و اعلام نمودند بهتر بود عواید این بازی صرف فقرا و کودکان بی سرپرست می شد .

بازی فوق اول ژولیه 2001 در اولدترافورد مقابل سلتیک انجام گرفت . ظاهراً ماه ژولیه برای وی بسیار خوش یمن است چرا که یک سال و 22 روز بعد او صدمین گل خود را همراه من یونایتد در جریان تساوی 2 بر 2 مقابل چلسی به میزبان تحمیل کرد . پس از بازگشت به اولدترافورد ، استقبال با شکوهی از گیگز به عمل آمد . او به عنوان یک ولزی موفق به انجام کاری شد که فوتبالیستهای انگلیسی عاشق یونایتد در رسیدن به آن یک ناکام بزرگ بودند . روز 10 آوریل 2003 زندگی شخصی آرام گیگز شیرین و او صاحب نخستین فرزند خود شد .

 

رایان جواب منتقدان را می دهد

 

 رایان در پایان فصل مصدوم شد . اما فشار و دلگرمی هوادان من یو  باعث تسریع روند حرکتی گیگز به سمت اوج گیری مجدد شد . اوج اراده رایان در بازی فصل 2003 لیگ قهرمانان مقابل یوونیوس به نمایش درآمد  او طبق معمول مصدوم بود ، اما از سویی دیگر نظر مردم راجع به او کمی سمت و سوی منفی پیدا کرده بود ، بازی با یوونتوس آن هم در  دل آلپی  فرصت مناسبی بود تا بازیکن کم حرف اولدترافورد با بازی خوب ، جواب منتقدان را بدهد . وی به خوبی از عهده این کار برآمد و پس از هر بار گلزنی نام خود را به هواردان حاضر نشان داد . گل فوق العاده گیگز به چلسی در جریان مرحله نیمه نهایی جام اتحادیه هرچند با پیروزی شیاطین سرخ توام نشد ، اما رقم زننده یکی از زیباترین گلهای فوتبال توسط رایان گیگز بود .

 

 

رایان عاشق دیوانه وار منچستر

 

گیگز در خصوص منچستر می گوید : سالهاس زیادی است که در اولدترافورد حضورد دارم و تصور می کنم به بخشی از باشگاه تبدیل شده ام . هنگاهی که من یک نوجوان شرور بودم این سرآلکس بود که با راهنمایی های خود من را از گرداب نجات داد .

منچستر را  با تمام وجود دوست دارم . بهترین سالهای من در خدمت به باشگاهم گذشت . امیدوارم این توفیق را داشته باشم که با پیراهن خوش رنگ یونایتد از میادین فوتبال خداحافظی کنم .

 

نظر سرمربی تیم ملی انگلیس درباره گیگز

 

اسون گوران اریکسون درباره رایان می گوید : فقط در یک تیم جهان هافبک کناری خطرناکی یافت می شود و آن تیم بدون شک منچستر یونایتد است . وقتی توپ در اختیار او قرار دارد نمی توانید به او نزدیک شوید چون به نحو فضاحت باری دریبل خواهید خورد . ای کاش او به بازی در تیم ملی انگلیس می اندیشید . با وجود او شیرهای سفید هیچ کم و کسری احساس نخواهند کرد . گیگز در سالیان اخیر نقش عمده ای در موفقیت های باشگاهش داشته است . برای رایان آرزوی موفقیت می کنم . این همه توانایی و داشتن یک زندگی بی حاشیه تنها لایق رایان گیگز است .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 18:47 | 
بیوگرافی سرآلكس فرگوسن

 

بیستمین سالگرد حضور فرگوسن در اولدترافورد

 

کارنامه فرگوسن پس از ۲۰ سال رهبری شیاطین سرخ

قهرمانی با شیاطین سرخ در سال 99 مقابل بایرن مونیخ در ورزشگاه نیوکمپ بارسلون مهمترین موفقیت سرآلکس فرگوسن به حساب می‌آید. در بیستمین سالگرد حضور سر آلکس فرگوسن در منچستریونایتد، این تیم به یکی از بهترین تیم های انگلستان و اروپا تبدیل شده است.

 

سرآلكس فرگوسن در ۳۱ دسامبر سال ۱۹۴۱ متولد شد. وی را به عنوان رهبر بلامنازع فوتبال انگلستان یاد می كنند .  در مطلب زیر گوشه هایی از زندگی وی را مرور می كنیم :

 

 

او قبل از عزیمت به منچستریونایتد، هدایت مستقیم و غیره مستقیم تیم هایی مثل كوبین اس. تی. جان آستون، دانفر ملاین، گلاسكو رنجرز، فالكیرك و ایریونایتد را به عهده داشته است و البته به عنوان كمك مربی در تیم استرلینگ شایر شرقی، اس. تی میرن و آبردین ( همه از اسكاتلند) نیز فعالیت داشته است.

روزی كه فرگوسن به اولدترافورد آمد، مصادف شده بود با یك بحران جدی در باشگاه منچستریونایتد؛

فرگوسن آن فصل را بدون خرید حتی یك بازیكن جدید به خوبی به پایان رساند و كسب مقام یازدهم جدول برای تیمی كه در آستانه از هم گسیختگی بود، كار دشواری به نظر می رسید. اكنون پیرمرد مجرب انگلستان وقتی به سال های دور آشنایی با منچستریونایتد فكرمی كند، متوجه می شود موفقیت در آن روزها چیزی شبیه به معجزه بوده است.
فرگوسن در ششم ماه نوامبر سال ۱۹۸۶ ، «ران اتكینسون» را به عنوان مربی فنی تیم معرفی می كند. البته ضعف های فیزیكی بازیكنان در آن زمان چیزی نیست كه بتوان انكار كرد و شاید سرآلكس هنوز هم با آن نقطه ضعف های تاریخی دست به گریبان است؛ نقطه ضعف هایی كه لیگ انگلستان هرگز طاقت تحمل آنها را ندارد و منچستریونایتد سال های دور، همیشه از این ضعف قدرت بدنی و توجه زیاد به تاكتیك تیمی ضرر كرده است.

 

سرآلكس فرگوسن در اولین فصل مربیگری جدی و رسمی خود با عقد ۳ قرارداد به یاد ماندنی منچستریونایتد را به یك تیم قدرتمند تبدیل كرد. استیو بروس، بریان مك كلر و ویو آندرسون، به منچستریونایتد ملحق شدند.

كم كم مدیران ارشد باشگاه به این فكر افتادند كه سرآلكس فرگوسن را نه به عنوان یك طراح و برنامه ریز و مدیر فنی، بلكه رسماً به عنوان مربی ارشد باشگاه منچستریونایتد برگزینند.

در همان سال فرگوسن در یك مصاحبه مطبوعاتی ساده ازتلاش های مدیران باشگاه تمجید می كند و به دفاع از آنها علیه شایعات فساد مالی می پردازد. تا اینكه ۱۷ می سال ،۱۹۹۰ سرآغاز دوره شكوهمند پیروزی های منچستریونایتد می گردد.آنها كریستال پالاس را با نتیجه یك بر صفر مغلوب کردند  و فاتح جام اتحادیه می شوند. حالا دیگر طرفداران سراسر خشن منچستری دلیلی برای شادی دارند. كم كم نام آلكس بر روی پلاكاردهای طرفداران دیده می شود. او اكنون فرصت خوبی برای خودنمایی و كسب شهرت دارد.یونایتدی ها اثبات كردند توانایی قهرمانی را دارند و به اذعان بازیكنان مطرح آن وقت، همه چیز را مدیون تلاش های فرگوسن بودند .

 

در سال   ۱۹۹۱  منچستریونایتد فینالیست جام  یوفا  می گردد ؛  آنها در فینال  بارسلونا را با نتیجه ۲ بر یك پشت سر می گذارند و بار دیگرقطعه ای دیگر از نوار پیروزی های انگلستان و شیاطین سرخ رقم می خورد. به هر حال هنوز طرفداران راضی به نظر نمی رسند. آنها موفقیت بزرگتر وحساستری را انتظار دارند؛ قهرمانی لیگ انگلستان، آرزوی دیرینه هواداران منچستریونایتد بود. در فصل ۱۹۹۲- ۱۹۹۱ منچستریونایتد به قهرمانی لیگ انگلستان خیلی نزدیك شد اما لیدز یونایتد جلوی این شادی زودرس را گرفت.

 

در فصل ۱۹۹۳-،۱۹۹۲ تیم سرآلكس فرگوسن پروازی پر انرژی به سوی موفقیت می كند؛ آنها قهرمان انگلستان می شوند. منچستریونایتد ۲۱ سال در انتظار چنین روزی بود و تنها ۶ سال بعد با اقتدار تمام، هم لیگ انگلستان و هم «اف. ای كاپ» را تصاحب می كند.


قهرمانی سال ۱۹۹۳ لیگ برتر انگلستان، بدین معنا بود كه فرگوسن اولین مربی موفق منچستریونایتد است و با توجه به قدرت بی نظیرش در هدایت تیم، باید همچنان باقی بماند.
از طرفی او دومین مربی جهان پس از یوهان كرایف است كه توانسته یونایتدی ها را با تفكر اسكاتلندی به قهرمانی اروپا برساند. در شروع فصل ۱۹۹۵ به نظر می رسید همه چیز به نفع فرگوسن است. در لیست برگزیدگان جایزه C.B.E نام سرآلكس فرگوسن بالاتر از همه اسامی دیده می شد ، او جایزه خود را دریافت كرد ، سرآلكس فرگوسن  مربی برتر دنیا شناخته شد و به گفته خود او این افتخار اوج موفقیت های وی را تشكیل می دهد.

 

در نوامبر ،۱۹۹۶ جشن دهمین سال مربیگری خود را به طور حرفه ای در حالی برگزار كرد كه منچستریونایتد دیگر به یك ابر قدرت در فوتبال باشگاه های اروپا تبدیل شده بود .بیشترین ركورد مربیگری از آن «سرمت بازبی» است اما پس از گذشت این همه سال همه می دانند كه در این ركورد كسی به گرد فرگوسن نمی رسد .

 

              

 

بیستمین سال حضور فرگوسن  در تیم منچستریونایتد است ،  مردی که در انگلستان وجهه یک قهرمان موفق را دارد . او از سال ۱۹۸۶ به این تیم آمد و تاکنون موفقیت‌های زیادی را کسب کرده است.
ورود او به اولدترافورد برابر شد با پایان سا‌ل‌ها بی‌نظمی در این تیم او با ورودش به همه بازیکنان فهماند که نظم و دیسیپلین اولین شرط او برای حضور در تیم است. و با این ایدئولوژی سر الکس فرگوسن توانست نیمی را در لیگ برتر بسازد که اکنون به‌عنوان یکی از مطرح‌ترین تیم‌ها در کنار چلسی، آرسنال و ... به پیش می‌رود
.
فرگوسن هم اکنون ۶۴ سال دارد. او هر روز صبح قبل از سایر بازیکنان در محل کارش در باشگاه حاضر می‌شود. او در پاسخ به این سؤال که چرا تا این حد صبح زود به‌ سر کار می‌آئید می‌گوید "حضور زودهنگام در سر کار، انضباط تیمی را بالا می‌برد
".
فرگوسن در سال ۱۹۹۳ با "شیاطین سرخ" به نخستین عنوان قهرمانی‌اش دست یافت که نخستین عنوان باشگاه پس از ۲۶ سال بود. او تا امروز ۷ بار دیگر به این عنوان دست یافته است. خود او اوج درخشش کاری‌اش را قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۹۹ مقابل بایرن مونیخ عنوان می‌کند
.
او در این‌باره می‌گوید: این پیروزی تأثیر شگرفی بر ما گذاشته بود زیرا هرگز فکر نمی‌کردیم بتوانیم این عنوان را به‌دست آوریم. منچستریونایتد در فصل گذشته برای نخستین بار در فصل مرحله گروهی لیگ قهرمانان از این رقابت‌ها کنار رفت. سپس او در تابستان "رود ون نیستلروی" را زیر قیمت فروخت. او موفق‌ترین گلزن اولدترافورد بود اما، مدت ها بود که با فرگوسن درگیری داشت، همانطور که پیش از آن با بکهام نیز نتوانسته بود بسازد
.
فرگوسن هیچ جایگزینی برای بازیکنان خود نیافت. تنها اوون هارگریوز بایرن مونیخی است که مشتاق کار با فرگوسن است هر چند این اجازه را نیافته است
.
چندی پیش شبکه تلویزیونی از همکاری غیرقانونی فرگوسن با جیسون پسرش که یک مدیر برنامه است پرده برداشته بود و از این رو است که او دیگر در نشست‌های خبری پایان رقابت‌ها حضور نمی‌یابد. مورینیو سرمربی چلسی درباره فرگوسن چنین می‌گوید: فرگوسن نمادی تاریخی فوتبال این کشور است
.
آرسن ونگر سرمربی آرسنال هم می‌گوید: "تنها نقطه‌ضعف فرگوسن آن است که فکر می‌کند هیچ ضعفی ندارد. اگر فرگوسن به‌کار پایان دهد، من دلتنگ رقابت با او می‌شوم
".
البته هیچ‌کس در منچستریونایتد به این موضوع فکر نمی‌کند. آنگونه که گری نول فکر می‌کند، سر آلکس می‌تواند هنوز یک دهه دیگر در اولدترافورد بماند. نوبل می‌گوید: چرا باید به فکر رفتن فرگوسن باشیم؟ او باشگاه را می‌شناسد و می‌داند که چگونه باید بازیکنان را به موفقیت برساند
.
۴ سال پیش فرگوسن به فکر خداحافظی افتاده بود، اما باز آن را فراموش کرد. نوبل در مورد این انصراف می‌گوید: "هر چه زمان خداحافظی طولانی‌تر می‌شود آشکارتر می‌شود که او بدون فوتبال نمی‌تواند بماند
".
فرگوسن اکنون در بیستمین سال حضورش به قهرمانی در لیگ برتر می‌اندیشد. او می‌گوید: "۲۰ سال حضور در یک باشگاه بدون تردید یک زمان طولانی است اما خوشحالم که با این وجود هنوز می‌توانم تیمم را هدایت کنم
".
فرگوسن در بیست سال حضورش در این باشگاه به ۸ عنوان قهرمانی در لیگ برتر دست یافته است. ۵ بار در جام حذفی و ۲ بار در جام اتحادیه همچنین او در سال ۱۹۹۱ قهرمان جام در جام اروپا شد و در سال ۱۹۹۹ هم قهرمان لیگ قهرمانان اروپا در آن بازی مردانش در فاصله ۲ دقیقه پایانی بازی، شکست را به پیروزی مبدل کردند تا از آن دیدار یک فینال افسانه‌ای بسازند
.
قهرمانی با شیاطین سرخ در این سال مقابل بایرن مونیخ در ورزشگاه نیوکمپ بارسلون مهمترین موفقیت سرآلکس فرگوسن به حساب می‌آید. در بیستمین سالگرد حضور سر آلکس فرگوسن در منچستریونایتد، این تیم به یکی از بهترین تیم های انگلستان و اروپا تبدیل شده است
  

 ... افتخارات فرگوسن در لیگ اسکاتلند :


سال ۱۹۸۰ قهرمانی لیگ اسكاتلند
سال ۱۹۸۲ قهرمانی لیگ اسكاتلند

سال ۱۹۸۲ قهرمانی جام حذفی اسكاتلند

سال ۱۹۸۳ قهرمانی جام حذفی اسكاتلند

سال ۱۹۸۴ قهرمانی لیگ اسكاتلند

سال ۱۹۸۴ قهرمانی لیگ و جام حذفی اسكاتلند

سال ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ قهرمانی جام حذفی اسكاتلند

 

... افتخارات سرالکس به همراه شیاطین سرخ در طول 20 سال :

 

سال ۱۹۹1 قهرمانی جام یوفـا


سال ۱۹۹۱ قهرمانی سوپر جام اروپا

 

▪ سال ۱۹۹۹ قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا

 

سال ۱۹۹۹ قهرمانی جام باشگاههای جهان

 

 

 قهرمانی لیگ برتر انگلستان

▪ سال ۱۹۹3

سال ۱۹۹4

سال ۱۹۹6

سال ۱۹۹7

سال ۱۹۹9

سال ۲۰۰۰

سال ۲۰۰1

▪ سال ۲۰۰3

▪ سال ۲۰۰7


 

قهرمانی جام حذفی انگلستان

سال ۱۹۹0

سال ۱۹۹4

سال ۱۹۹6

سال ۱۹۹9

سال 2004

 

قهرمانی جام اتحادیه انگلیس

سال ۱۹۹2

سال 2006

 

قهرمانی جام خیریه انگلیس

سال ۱۹۹0

سال ۱۹۹3

سال ۱۹۹4

سال ۱۹۹6

سال ۱۹۹7

سال 2003

سال 2007

 

لازم هست خدمت همه دشمنان خونی منچستر یونایتد عرض کنم که قهرمانی های ذکر شده در بالا فقط به دوران سرمربیگری فرگوسن  مربوط  است ، حالا چشماتون در میاد اگه ببینید قهرمانی های ثبت شده شیاطین سرخ در تالار افتخارت اولدترافورد  چند برابر این هست ... البته ما از اونهایی نیستیم که فقط به سابقه باشگاه خودمون افتخار کنیم  مثل لیورپولی ها  ؛ شیاطین سرخ همه چیز رو در اولدترافورد به رقیب هاش نشون میده نه در دفترچه یادداشت    

    

فرگوسن، نابغه تاكتیك ها است. او از هیچ چیزی نمی ترسد و همیشه به آینده فكر می كند. وی به شانس خیلی معتقد است و همیشه قبل از بازی دست به یكسری كارهای عجیب می زند كه در رختكن یونایتدی ها به هیچ وجه خنده دار نیست و همه به این سلسله مراتب اعتقاد دارند.او می گوید: «اگر شمابخواهید پیروز شوید باید در دستتان كیفی پر از شانس داشته باشید!»فاكتور مهم او در تیم، مسأله سازگاری همه بازیكنان با باشگاه است.


او این مسأله را دلیل تمام موفقیت ها می داند. سیستم ۲-۴-۴ همیشه سیستم مطلوب و مورد توجه او بوده است و اعتقاد دارد معنی ۲-۴-۴ این نیست كه همیشه طبق قوانین حاكم برآن عمل شود، بلكه تنها شالوده تیم باید بر پایه این سیستم قرار گیرد
.


در لندن وی را به عنوان مربی دقیقه ۹۰ می شناسند. او گاهی با یك تعویض ساده تیم حریف را درهم می كوبد و همیشه به بازیكنانش می گوید: «به خیلی جلوتر نگاه كنید، در آن صورت برداشتن چند قدم كار ساده ای به نظر می رسد.»ضرب المثل معروف اسكاتلندی در قاب مجللی بالای سر فرگوسن در دفتر كارش است:«بدون زحمت، چیزی به دست نمی آید.»حالا فرگوسن صاحب ركوردی است كه به نظر می رسد دیگر دست نیافتنی باشد ۲۰ سال حضور در جمع شیاطین سرخ افتخاری است كه فرگی همواره در این رابطه به خود می بالد.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 18:41 | 
بیوگرافی کریستیانو رونالدو

نام کامل: 

کریستیانو رونالدو داس سنتوز آویرو


نام  مستعار:

کریس ، رون ،رونا، سلطان تکنیک


قد:

184سانتی متر


وزن:

78 کیلو گرم


رنگ مورد علاقه:

سفید


هنر پیشه مورد علاقه:

آنجلینا جولی و جان کلود وندام


فوتبالیست مورد علاقه:

مارادونا ، کلایورت ، فیگو ، هانری و رونالدو

 رو دوست داره


پر کردن  وقت فراقت:

سینما رفتن موسیقی گوش دادن کتاب خواندن و قدم زدن

 

از قرار کریستیانو رونالدو کم سن و سال در 5 فوریه سال 1985 یا همون 16 بهمن سال 1364 در خانواده ای فقیر در مدریا یکی از جزایر کشور پرتغال در نزدیکی شهر لیسبون به دنیا آمد.پدر او مدیر فنی یکی از تیم های مدریا بود.

او دو خواهر بزرگتر از خودش داره.
او ازخردسالی به فوتبال علاقه داشت و اون رو پاتریک کلایورت صدا میزدن به خاطر علاقه ی زیادی که به اون داشت او در تیم های مختلف

 نوجوانان بازی میکرد.او اولین بازی خود را در مقابل تیم موریرنس بازی کرد و برای آن تیم 2 گل به ثمر رسانید این تنها آرزوی کریس بود که به تازگی به آن دست یافته بود او به سوی اینده ای دراز رهسپار شد.
سپس او به همراه خانواده اش به شهر بزرگ لیسبون آمدند.کریس در مدرسهای ثبت نام کرد ولی همکلاسی هایش به خاطر لهجه ای که داشت مسخره می کردند ولی کریس به آنان توجه نمیکرد و کار خود را ادامه می داد.اوبعد از آمدن به لیسبون به تیم اینتر ناسیونال پیوست اولین بازی او در تیم ناسیونال در مقابل تیم بولتون بود.

 

خبری از کریستین و نامزدش 

 

روابط کریستیانو رونالدو و مرکه رومرو به پایان رسید. شبکه TV Mais اعلام کرد که روابط این دو در تاریخ 29 آگوست به پایان رسیده و مرکه رومرو درحال غصه خوردن بوده است. اما ادگار آرایشگر اختصاصی مرکه رومرو اعلام کرده که آنها هنوز با هم هستند. : «پایان عشق آنها یک دروغ بزرگ است . این موضوع به شدت خنده دار است. آنها این مطالب را از خودشان در می آورند . در چند روز گذشته رومرو نزدیک مادرش بوده است. واو فاصله کمی با مادرش داشت چون او بیمار بود. اما با رونالدو همه چیز بسیار خوب است.»

این مطلب هنوز به نقل دوستان رونالدو تایید نشده است.

فاصله ی این دو فقط یک عامل پایان دوستی می تواند باشد. همان منبع خبری اعلام کرد: این یک سیه رویی برای این دو چهره است. هرچند یکی از دوستان رونالدو ضمانت کرد که کریستانو واکنش خوبی نسبت به این خبر داده است و تک و توک با مرکه ارتباط دارد .مرکه رمرو به سختی کار میکند تا به مشکلش با رونالدو فکر نکند.

رومرو گفت: من شاد هستم وقتی کار می کنم.

مصاحبه مجله ی 24horas  با مرکه رومرو در مورد پایان دوستی او با رونالدو.

این مجری برای دفعه اول هیچ توضیحی در مورد این موضوع نداد. در یکی از مراسم مد لباس یا همان فاشن در ویزلا پورتو مرکه دوباره با دوستش والتر کاروالهو ملاقات کرد. به گفته چند مجله این مرد یکی از دلایل شکسته شدن دوستی رونالدو با مرکه است. اما این تنها دلیل نیست. در همان مراسم فاشن مرکه ثریا چاوز را هم ملاقات کرد که مجله های پرتغالی گفته بودند رونالدو به ثریا sms   داده  و او را دعوت به خود کرده است. بر گردیم به مصاحبه مجله با مرکه. مرکه بود در کنار ادگار و مرکه از مردم گلایه می کرد که چه تفسیراتی در مورد زندگی شخصی او شده است. این زندگی من است و می خواهم من ار تنها بگذارند. من نمی خواهم کسی مزاحم زندگیم شود.

به نقل از چند منبع روابط این دو در 29 آگوست به پایان رسیده و اینهایی که قبلا گفته میشد شایعه بود. به هر حال شبکه TV Mais   یک انگیزه ای برای نشر این خبر داشته است. در حقیقت دوست شدن با خانواده آویرو (همان خانواده رونالدو) عاقبت خوشی نداشت. مادر رونالدو می خواست دیگر این دو تا با هم نباشند چون می دانست به فوتبال او ضرر می رسد و وارد حاشیه ها می شود. خواهر بزرگ رونالدو اظهار کره بود که اعتقادی به روابط آنها ندارد و مرکه زنی نیست که بتواند مدتهای زیادی با رونالدو باشد. یکی دیگر از این دلیل ها می تواند ترس رونالدو از  بحث و جدل مداوم با مرکه می تواند باشد.  یکی دیگر از عوامل دوستی رومرو با والتر کاروالهو می تواند باشد. نوریا برمودز دوست اسپانیایی رونالدو در پرتغال بود در همان هتلی که رونالدو بود در همان لحظه مرکه رومرو و رونالدو از هم جدا شدند .

مصاحبه مجلهmatch   با کریستیانو رونالدو ...

امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید

 

وقتی کودک بودی الگویت چه کسی بود؟

 از بازی رونالدو لذت می بردم. چون سبک بازی او را دوست دارم. اما فکر می کنم سبک بازی ام از خودم ابداع شده است. عادت داشتم در ک.چه و خیابان با همسن و سالهای خودم بازی کنم و همیشه این سبک بازی را دوست دارم.

 

آیا دوست داشتی به یک فوق ستاره تبدیل شوی ؟

از وقتی که یادم می آید دوست داشتم فوتبال بازی کتم. اما بارها پیش می آمد که مادرم مرا به خانه فرا می خواند اما من به سرعت از خانه به سمت ادامه بازی می کردم! این همیشه رویای من بود و خدا را شاکرم که اکنون یک فوتبالیست حرفه ای هستم.

 

وقتی در پرتغال بودی بازیهای منچستر یونایتد را پیگیری می کردی؟

بله. در مادیرا که محل خانه مان بود بازیهای منچستر و دیگر تیم های لیگ برتر را تماشا می کردم. در آن زمان اندی کول و دوایت یورک دو مهاجم گلزن منچستر یونایتد بودند که من از قدرت گلزنی آنها خوشم می آمد.

 

تو اکنون مورد توجه همگان هستی. فکر می کنی در این فصل هم پیشرفت قابل توجهی داشته ای؟

بله ، در دوران حضورم در منچستر به عنوان یک بازیکن پیشرفت زیادی کردهام. با تعدادی از بهترین بازیکنان جهان همبازی شده ام و از آنها چیزهای زیادی یاد گرفته ام. در این فصل فرم خوبی داشته ام و دوست دارم این آمادگی را تا جایی که بتوانم حفظ کنم.

 

آیا بهترین بازیکن کناری جهان هستی؟

سعی می کنم بهترین باشم، اما خودم که نباید بگویم! اگر بخواهیم با شما صادق باشم، باید بگویم خودم را با سایر بالهای جهان مقایسه نمی کنم. می خواهم همیشه پیشرفت کنم و صد درصد تلاشم را ارائه کنم. دوست دارم این کار را تا پایان دوران فوتبالم انجام دهم.

 

با تکنیک ترین بازیکن دنیا چه کسی است؟

بازیکنان زیادی هستند که با استعداند و زیبا بازی می کنند، اما بازیکنان سبکهای متفاوتی دارند! بعضی دیگر به جای آن پاسهای دقیقی میدهند. بازیکنان مختلف تکنیک متفاوتی دارند، پس انتخاب فقط یک بازیکن کار دشواری است.

تو یا وین رونی، کدام با تکنیک تر هستید؟

فکر می کنم بازیکنان متفاوتی هستیم. هیچ شکی در این نیست که وین رونی بازیکن بزرگ و با استعدادی است.او تکنیک انفرادی خودش را دارد، من هم مال خودم را. ما سعی می کنیم خودمان باشیم.

                                   

حقه ها و دریبل هایت را خودت طراحی می کنی یا از دیگران الگو می گیری، مثلا رونالدینیو؟

نه.دریبل هایم به وسیله خودم  طراحی می شود نه دیگران . این حرکت ها حاصل سالها تلاش من در جلسات تمرینی اس که حالا در زمین می بینید.سعی میکنم روی آنها کار کنم و در زمین به طور طبیعی و ذاتی آنها را اجرا کنم.اما بعضی از بازیکن ها می بینند که بازیکن دیگری حرکتی خوبی انجام می دهد و سعی می کنند از او تقلید کنند، اما این روش من نیست. من تلاش میکنم خودم را پیدا کنم نه این که تقلید کنم.

 

دریبل هایت را از کی شروع کردی؟

دریبل هایم از زمانی آغاز شد که خیلی کم سن و سال بودم این حرکت ها در طول سال ها تکمیل شده اند. سال به سال پیشرفت می کنم. فقط می خواهم بهتر و بهتر شوم و تکنیک های بیشتری یاد بگیرم.

 

می دانی بهترین زمان بری دریبل زدن در طول بازی چه موقعی است؟

در طول بازی

آیا تو در تمرین روی این حرکت ها تمرین می کنی؟

بعد از تمرین من

می دانی بهترین زمان بری دریبل زدن در طول بازی چه موقعی است؟

در طول بازی

وقتی منچستر قصد خرید تو را داشت چه احساسی داشتی؟

احساس خاصی داشتم، چون علاقه تیمی مثل منچستر یونایتد به من یکی از لحظات فوق العاده دریونایتد برای جذب تو 12 میلیون پوند پرداخت کرد آیا این مبلغ زیاد برای خرید تو اشتباه است؟

نه. من فکر 

تو صاحب پیراهن شماره 7 هستی دقیق مثل دیوید بکام زمانی که اینجا بود...

اگر به گذشته

از ماندن در منچستر چه احساسی داری؟

احساس خوبی دارم

تا کی در یونایتد می مانی؟

دقیقا نمی دانم

آیا از رایان گیگز چیزهایی یاد می گیری؟

بازی کردن کنار گیگز عالی است. او بازیکن بزرگی است و یک انسان بزرگ.او از وقتی

بهترین دفاعی که مقابل او قرار گرفته ای چه کسی است؟

در انگلیس مدافعان بسیار در آرسنال

تماشاگران در اولدترافورد راجع به تو چه می گویند؟

اولدترافورد واقعاً لذّت بخش است و همیشه هم این طور بوده است. به نظرشگاه این و تو از تماشاگران رقیب القاب زیادی می گیری!

این کاملا عادی است. منچستر یونایتد یکی از بهترین و مشهور ترین تیم های جهان

*** اوزه بیو اسطوره فوتبال پرتغال از کریستانو رونالدو به خاطر عملکرد های فوق العاده تمجید کرد.

او در مصاحبه ای گفت: « در مورد رونالدو اولین چیزی که جلب توجه می کند، سرعت و قدرت فوق العاده این بازیکن جوان بوده که به عقیده من کفشهای او دارای یک قدرت جادویی است. او دارای تکنیک بسیار عالی در بازی هاست و مهم تر از همه اینکه اعتماد به نفس بالایی دارد و به این باور رسیده که قادر به انجام هر کاری با توپ بوده و شاید هم همین ویژگی از او یک فوتبالیست منحصر به فرد ساخته است.»

 

*** کارلوس کوئیروز دستیار سر آلکس فرگوسن در منچستر گفت کریستیانو رونالدو می تواند بهترین بازیکن دنیا شود.

او باید مقابل تیمی از کشورش قرار بگیرد و آخرین بازی او در آن جا با فاجعه همراه بود و حالا کوئیروز می گوید:«وقتی با بازیکنان جوان کار می کنید، کارتان این است که به آنه بگویید یا مجبور شان کنید بعضی از کارهای خاص را انجام دهند. مساله این است که باید وادار شان کنید به زندگی، اصول و ارزش ها فکر کنند، به آنها بیاموزید به خودشان فکر کنند و جواب درستی برای تمام این پرسش ها بیابند. می خواهید تعادلی بین نحوه بازی ، حرف هایی که می زنند ، دوستانی که دارند ، هر چیزی درباره ی بازی ، بیرون یا درون زمین ، به وجود بیاورند. در قبال کریستیانو همیشه تلاش کرده ام تا شور و انگیزه ویژه ای در او ایجاد کنم تا نه در میان بهترین های دنیا باشد، بلکه بهترین بازیکن دنیا شود. او می تواند این کار را انجام دهد، و من تردیدی ندارم. »

او در پایان افزود:«او بازیکن با انگیزه و با استعدادی است وجود جوانی او بازی های بسیار خوبی برای منچستر و پرتغال انجام می دهد و امید زیادی به درخشش او در لیگ برتر و لیگ قهرمانان دارم و بدون شک با گلزنی های او  می توانیم افتخارات خوبی به دست آوری .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 18:35 | 
بیوگرافی فابيو کاناوارو

نام کامل : فابیو کاناوارو ** زمان تولد : 13 سپتامبر 1973 ** مکان تولد : ناپل ایتالیا ** فد : 1.76 متر ** پست بازی : هافبک وسط **تیم فعلی : رئال مادرید


سابقه ی باشگاهی در یک نگاه :
1992 تا 1995 : ناپولی (68 بازی و 2 گل) ** 1995 تا2002 : پارما (212 بازی و 5گل) **2002 تا 2004 : اینتر :  (50 بازی و 2گل) ** 2004 تا 2006 : یوونتوس : 76 بازی و 6 گل) **2006 تا ؟ : رئال مادرید ( 32 بازی و یک گل)


سابقه ی ملی در یک نگاه :
1993 - 1996 : جوانان ایتالیا : (21 بازی بدون گل) ** بزرگسالان : 111 بازی و یک گل


عرصه ی باشگاهی :
فابیو کاناوارو در 13 سپتامبر 1973 در شهر ناپل پا جهان گشود .  خانواده ی او فوتبالی بودند . ( پدرش پاسکواله در تیم گویگلیانو بازی می کرد ) . استعداد کاناوارو به سرعت در تیم ناپولی شکوفا شد . تیمی که در آن دوره بهترین دوران تاریخش را با حضور دیگو مارادونا و چیرو فریرا و کسب اسکودوتو طی میکرد .
فابیو به عنوان یک بازیکن جوان و نیمکت نشین در آن تیم بازی میکرد و به مرور زمان یکی از برترین اعضای این تیم شد . اولین بازی او در سری آ در 7 مارچ 1993 در تورین انجام شد . نگه داشتن مارادونا در این تیم به پول زیادی نیاز داشت و مسئولان ناپولی با فروش این بازیکن به پارما این پول را تامین کردند .
او در پارما توانست خود را به عنوان یکی از برترین هافبکهای جهان مطرح کند . هنکاری او با لیلیان تورام و جیانلوئیجی بوفون توانست پارما را به رهبری آنجلوتی صاحب برترین خط دفاعی لیگ کند . آنها در پایان فصل با یک امتیاز نسبت یه تیم صدرنشین یوونتوس دوم شدند . دیگر موفقیت های او با پارما کسب  کوپا ایتالیا و جام یوفا بود . او با این تیم توانست نفر دوم آلبو ده اورو (عنوان برترین هافبک ایتالیا) را نیز کسب کند .فابیو توانست دومین نفری باشد که سه بار پیاپی این موفقیت را کسب می کند ( در سالهای 2000 ، 20001 و 2002) فابیو این عنوان را در سال 2005 نیز کسب کرد .
در تابستان 2002 فابیو با 32 میلیون یورو به اینتر منتقل شد .او دوسال با 10 میلیون یورو به یوونتوس منتقل شد . در پارما او دوباره توانست با هم تیمی های سابقش در پارما لیلیان تورام و جیجی بوفون همراه شود . او دوباره توانست موفقیتهای خود را در خط دفاعی تکرار کند . او اولبن اسکودوتوی خود را با یوونتوس در سال 2005 کسب کرد و دومی را نیز در سال 2006 کسب کرد . او در این فصل توانست برترین بازیکن لیگ شود .
بعد از جام جهانی 2006 ، یوونتوس به دسته ی بی سقوط کرد و او نیز که دیگر خود را در چمپیونز لیگ نمی دید تصمیم گرفت این تیم را ترک کند . او گفت : فکر کردن به این که دیگر در سری آ نباشی و 30 امتیاز را هم از دست داده باشی بسیار مشکل است .
او به همراه هم تیمی اش امرسون و مربی اش فابیو کاپلو راهی سانتیگو برنابئو شد . مبلغ انتقال این دو بازیکن به رئال 20 میلیون یورو اعلام شد .
 از 25 جولای 2006 این بازیکن با سه سال قرارداد و پوشیدن شماره ی پنج شماره ای که سالها بر تن زین الدین زیدان اسطوره ی این تیم بود بازیکن رئال شناخته شد . او اولین گلش را برای این باشگاه در 18 آگوست 2006 در یک بازی دوستانه برابر بتیس به ثمر رساند .
در سی و سومین سال تولد این بازیکن رئال مادرید در برابر لیونبازی کرد و 2 بر صفر شکست خورد . کاناوارو در هر دو گل اشتباه کرد . در 17 جون 2007 ئال مادرید بعد از 4 سال لالیگا را به همراه کاناوارو تصاحب کرد .
عرصه ی ملی :
فابیو کاناوارو اولین بازی های ملی خود را در تیم زیر 21 سال ایتالیا به مربیگری چزاره مالدینی در رقابت های قهرمانی اروپا انجام داد و توانست این جام را در سالهای 1996 و 1994 کسب کند . در سال 1996 او در بازیهای المپیک آتلانتا شرکت کرد .
در رده ی بزرگسالان فابیو کاناوارو و الساندرو به مدت 10 سال زوج خط هافبک این تیم بودند و بهترین خط دفاع جهان را در اختیار داشتند . او در تیم ملی ایتالیا در جام جهانی های 1998 , 2002 و 2006 و یوروهای 2004 و 2000 بازی کرد . کاناورو اولین بازی ملی اش را در ژانویه 1997 در برابر ایرلند شمالی انجام داده است و اکنون دارای 111 بازی ملی است . فقط پائولو مالدینی (126 بازی) و دینو زوف (112 بازی) از او جلوتر هستند .
اولین تورنمنت ملی فابیو جام جهانی 1998 بود . ایتالیا در آن بازیها تا یک چهارم نهایی پیش رفت ما سرانجام در ضربات پنالتی مغلوب هلند شد . کاناوارو در آن بازی های ذخیره ی الدینی بود .
در یورو 2000 آبی ها فقط یک گام با قهرمانی فاصله داشتند در حالی آنها تا زمان های تلف شده بک بر صفر از ایتالیا پیش بودند هنرنمایی سیلوین ویلتورد  و داوید ترزه گه و در نهایت شکست 2 بر یک با گل طلایی آنها را از کسب این جام بازداشت .
در جام جهانی 2002 ابعد از مصدومیت نستا در برابر کرواسی او فیکس شد و در نهایت در مرحله ی یک چهارم نهایی با اشتباهات داوری آنها مغلوب کره جنوبی شدند و در گل طلایی بازی را واگذار کردند .
کاناوارو برای گرفتن جای کاپیتان مالدینی بعد از جام جهانی200 با کار مشکلی مواجه بود . در یورو 2004 به میزبانی پرتغال ، فابیو در برابر دانمارک (0-0) و سوئد (1-1) کارت زرد دریافت کرد و از بازی در بازی پایانی گروه در برابر بلغارستان بازماند . آنها این بازی را 2 بر یک بردند اما از صعود بازماندند.
جام جهانی 2006
کاناوارو کاپیتانی ایتالیا را در جام جهانی 2006 بر عهده داشت و یکی از کلیدی ترین بازیکنان تیمش در برابر آلمان در مرجل ه نیمه نهایی این جام بود .او در این رقابت ها به همراه 6 هم تیمی دیگرش از بزترین بازیکنان این جام شدند . بعد از بردن جام ایتالیایی ها با سرودهایی که بر روی آی پاد این ستاره بود به جشن و پایکوبی پرداختند .
در آن بازی ها او با پیرلو و زیدان فرانسوی برای کسب عنوان برترین بازیکن جام به رقابت پرداخت که کاناوارو نتوانست در برابر زیدان شانسی داشته باشد . زیدان 2012 رای کسب کرد ولی او تنها توانست 1977 رای بدست آورد
او در 9 جولای 2006 در حالی که 100مین بازی ملی خود را پشت سر می گذاشت جام جهانی 2006 را کسب کرد . او در این جام هیچ نوع کارتی دریافت نکرد و 690 دقیقه بازی کرد و تنها دو گل در این جام دریافت کرد که یکی گل به خودی در برابر فرانسه بود و دیگری گل زیدان از روی نقطه پنالتی در فینال .
زندگی شخصی
او به همراه هم تیمی سابقش در پارما چیرو فریرا یک بنگاه خیریه تاسیس کرده اند که نام آن بنیاد کاناوارو فریراست . از در آمد این بنگاه آنها بیمارستانهایی در شهر ناپل تاسیس کرده اند .
او در سال 1999 هنگامی که در جام یوفا به همراه پارما با مارسی روبرو شد هنگامی که در هتل بود با پیشنهاد دوپینگ روبرو شد اما او هیچگاه زیربار دوپینگ نرفت .
برادر کوچکتر او پائولو هم مدافع است و در ناپولی توپ می زند . این دو برادر در سالهای 200 تا 2002 در پارما با هم هم بازی بودند .
نام وکیل این بازیکن گیتانو فدله است .
برترین بازیکن جهان
در 18 دسامبر 2006 کاناوارو جایزه ی برتربن بازیکن جهان را برد . او د این باره گفت : این عادی نبود که بین زیدان ( با سه بار) و رونالدینیو ( با دوبار کسب این عنوان) یک مدافع به این عنوان برسد . فابیو کاناوارو اولین و تنها مدافعی بود که در جهان توانست عنوان برترین بازیکن جهان را کسب کند و همچنین کهن سالترین کسی است که این عنوان را کسب می کند .


افتخارات
داخل باشگاهی :
 1-اسکودوتو - یوونتوس (05-2004) / 2-کوپا ایتالیا - پارما (1999 و 2002) / 3-سوپر کوپا ایتالیا - پارما (2002) / 4-لالیگا - رئال مادرید (06-2007)
اروپایی :
 جام یوفا - پارما (1999)
ملی :
 1- قهرمان زیر 21 سال اروپا (1994 . 1996) / 2-نایب قهرمان اروپا (200) / 3-جام جهانی (2006)
شخصی :
1- برترین تیم جام یوفا(2000) ** 2-نفر دوم برترین مدافع لیگ ایتالیا (2005 - 20006 - 2001 -2000) **3-برتربن بازیکن ایتالیا (2006) ** 4-توپ نقره ای (2006) ** 6-حضور در تیم برتر حهان (2006) ** 7-برتربن بازیکن جهان (2006) **8-برترین بازیکن از دید ورلد ساکر (2006) ** 9-برتربن بازیکن اروپا (2006) ** 10-برتربن تیم اروپا (2006)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 17:11 | 
بیوگرافی پاول ندود

 

 

پاول ندود:

تولد : 30/8/1972 جمهوری چک

قد : 177 سانتیمتر

وزن : 71 کیلوگرم

پست تخصصی : هافبک تهاجمی

 

باشگاهها :

1991-1992 دولکاپراگ جمهوری چک

1992-1996 اسپارتاپراگ جمهوری چک

1996-2001 لاتزیو ایتالیا

2001-2008 یوونتوس ایتالیا

افتخارات:

قهرمانی با اسپارتاپراک در سالهای ۱۹۹۵و ۱۹۹۴

نایب قهرمانی با جمهوری چک در جام ملتهای اروپا 1996

قهرمانی در جام حذفی با لاتزیو درسالهای ۱۹۹۸و ۲۰۰۰

قهرمانی با یوونتوس در سالهای  ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵

عنوان بهترین بازیکن اروپا در سال۲۰۰۳

مرد سال فوتبال جمهورى چك در سالهای  ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ و ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴

پاول ندود از بچگی به فوتبال علاقه بسیاری داشت و با وجود خانواده اي مرفه در مدرسه فوتبال اسپارتاپراک بزرگ شد و در سن 19 سالگی دعوت تیم ته جدولی دولکا در لیگ چک را پذیرفت و با درخشش در این تیم  پس از یک سال به تیم اسپارتاپراگ پیوست در سال 1996 به لاتزیو رفت وی در همان سال نقش موثری در نایب قهرمانی جمهوری چک در جام ملتهای اروپا داشت . پاول ندود در تیم لاتزیو به یک ستاره بدل شد به طوری که  تیم های زیادی خواهان به خدمت گرفتن او شدند بالاخره یوونتوس او را به خدمت گرفت او در یووه به عناوین مختلفی دست یافت از جمله بهترین بازیکن اروپادر سال۲۰۰۳ . بازیهاي او در يورو 2004 مخصوصا در مقابل تيم ملي هلند فراموش نشدنی است. پاول به مدت ۶سال است که همچنان در کنار بازیکنانی نظیر دل پیرو , بوفون , کامورانزی  می درخشد ندود با تیم یونتوس تا تابستان 2008 قرارداد دارد

 

صحبتهای گاتوزو و کاناوارو در مورد ندود قبل از بازی ایتالیا و چک در جام جهانی 2006

گاتوزو: ندود شوت هاى پر قدرتى دارد و ضربات او همچون بمب است. من با او خيلى برخورد كرده ام و گاهى خيلى عصبى، اما اين را خوب مى دانم كه او يك قهرمان است.

فابيو كاناوارو: پاول بازيكن آزاردهنده اى براى مدافعان است . او روحيه  خيلى بالايى دارد و سمبل تعصب تيمى است با جان و دل بازى مى كند و از آن دست بازيكنانى است كه حريف را مى ترساند.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:59 | 
بیوگرافی رونالدو

 رونالدو لوییز نازاریا دلیما یا همان رونالدوی معروف را همگی میشناسیم. مهاجم برزیلی که در طول یک دهه فوتبال حرفه ای خود توانسته به عناوین و افتخارات زیادی دست پیدا کند. گلهای فراوان، آقای گلی ، توپ طلا، قهرمانی جام جهانی و.... او کیست؟
پسرک شیشه ای برزیلی در 22 سپتامبر 1976 در ریودوژانیروی (Rio de Janeiro) برزیل متولد شد و از همان دوران طفولیت به علت علاقه شدید به فوتبال در کوچه پس کوچه های ریو با توپهای پلاستیکی فوتبال بازی مــی کرد. پدر و مـادرش سونـیـا و نلیـو (Sonia and Nelio) در ابتدا با اینکار موافق نبودند ولی رونی با پا فشاری فراوان در سال 1993 فوتبال حرفه ایش را آ غاز کرد. نخستین عنوان قهرمانی بین المللی اش را در 1994 و در آرژانتین به دست آورد
.
رونالدو یکی از با استعدادترین و ماندگارترین فوتبالیستهای دنیاست که تا امروز نامشان در کتاب تاریخ فوتبال ثبت شده، او که فوتبال را از باشگاههای محلی ریو آغاز کرد خیلی زود توانست پله های ترقی را بپیماید و موجبات دعوت خود به تیم ملی نوجوانان برزیل را در سن 14 سالگی فراهم آورد. داشتن 9 مدال در سن 23 سالگی رکورد خوبیست، بازیها و گلهای ملی او نشان دهنده توانایی ها و قابلیتهای بالای این نابغه فوتبال می باشد. مهمترین موفقیت رونی را در زمین چمن باید سرعت و تکنیک بالای بازی او در دریبل کردن و استفاده از فضاهای خالی محوطه 18 قدم دانست و بی شک وی یکی از تکنیکی ترین ستاره های فوتبال جهان است
.
رونالدو در سال 1994 اولین جام جهانی فوتبال حرفه ای خود رابا قهرمانی تجربه کرد و پس از آن در سالهای 96 و 97 توانست توپ طلای بهترین بازیکن جهان را تصاحب کند. وی در سن 17 سالگی با احتساب 60 بازی، توانست 58 گل در کارنامه خود ثبت کند. پس از آن بود که از تیم Cruzeiro به PSV آیندهوون (eindhoven) هلند پیوست، اما فکر می کنید مبلغ قرار داد او برای این جابجایی چقدر بود؟ 4 میلیون دلار برای استعداد خوبی که در جام 94 آمریکا به علت کم سن بودن فقط یک نیمکت نشین بود!با بازیهای درخشانش در آیندهوون عملا" جنگ بزرگی میان بارسلونای اسپانیا و اینتر میلان ایتالیا به راه انداخت. هریک می خواستند با مبلغ بالاتری او را به جمع بازیکنان خود اضافه کنند. او در سال 1996 که جایزه فوتبالیست سال را دریافت کرد، عنوان آقای گلی لالیگا را نیز در کارنامه خود ثبت نمود و در بازی فینال قهرمانی اسپانیا نیز گل پیروزی کاتالانها را به ثمر رساند، در این میان برای برزیلی ها در فینال جام کوپای آمریکا نیز گلزنی کرد. نوار بد شانسی هااما روز فینال جام 98، روز آغاز بد شانسی و ناکامی های گلزن قهار برزیلی بود. شایعات متعدد در خصوص خط خوردن او از تیم ملی برزیل و مصدومیت های پیاپی در رقابت های مختلف باشگاهی باعث شد تا او از ادامه بازیهای باشگاهی سری A باز بماند، پارگی رباط زانو راست در نوامبر همان سال موجب شد تا او به صورت متناوب 2 سال از زمین چمن به دور باشد و سالهای 99 تا 2001 اینتر بدترین فصل های فوتبالش را سپری کند.

خائن بزرگ جوزپه مه آتزا
شاید عده بی شماری از هواداران اینتر او را یک خائن به حساب بیاورند که پس از بهبودی نسبی اش و حضور درخشان در جام جهانی ایتالیا را به مقصد جایی که از آنجا آمده بود (اسپانیا) و سانتیگو برنابئو (Santiago Bernabéu) ترک کرد، اما نکته اصلی این است که هیچوقت آب یک آرژانتینی و یک برزیلی باهم در یک جوب نمی رود و مساله اساسی روابط بین هکتور کوپر و رونالدو بود که مشکل ساز شده و در نتیجه موجب شد تا رونی علیرغم میلش به قوهای مادرید بپیوندد و حضور 5 ساله ناکام او در ایتالیا با عزیمتش به اسپانیا و رئال مادرید real madrid خاتمه یافت. حضور در مادرید هم برای خودش ماجراهای جالبی داشته و دارد که بد نیست از زبان خودش بشنوید.
باید صبور باشیم

او در گفتگویی با خبرنگار روزنامه as در خصوص علل ناکامی فصل پیش رئال میگوید " فصل گذشته به اندازه کافی جاه طلب و با انگیزه نبودیم و با قاطعیت بازی نکردیم. شاید هم به خاطر داشتن عنوان قهرمانی فصل قبل و حضور بازیکنان قدرتمند و ستاره مغرور شده بودیم. تنها چیزی که در حال حاضر می توانم به هواداران بگویم این است باید کمی صبور باشند، آنها هم مثل ما مشتاق و علاقمند به کسب عناوین هستند، چیزی که همه ما در برنابئو میخواهیم".
خبرنگار دیگری از او در مورد شرایط فیزیکی اش پرسید و رونی پاسخ داد "وقوع یکسری از ماجراها و اتفاقات در طول یک فصل اجتناب نا پذیر است و شما نمی توانید با اطمینان از سلامت کامل فیزیکی خود در طول یک فصل صحبت کنید"
انتقاد هواداران
ولی یک نکته اساسی وجود دارد و آن این است که هواداران می گویند او عوض شده و آن رونالدوی با انگیزه سابق نیست. رونی برای این عده نیز جواب خوبی دارد "من برای فوتبال همیشه و همیشه انگیزه داشته ام و اگر نتوانستم در فصل 2004-2005 برای تیم گلزنی های خوبی بکنم در پایان فصل حق دارید مرا سرزنش کنید"
در نهایت رونی در خصوص مشکلات به وجود آمده بر سر راه رئال معتقد است "اینهایی که میگویید اسمش مشکل نیست، ما همگی به شدت تمرین می کنیم تا چیز هایی که از دست دادیم دوباره به دست بیاوریم، اگر بتوانیم این عناوین را کسب کنیم خب از آنچه که فصل پیش بودیم خیلی بهتر خواهیم شد
"
عاشق فوتبال و علاقمند به گلف

شاید جالب باشد بدانید که وی از بازیکنانی است که به ورزش گلف علاقه زیادی دارد، در این باره میگوید " من این ورزش را دوست دارم اما الان زمان کافی برای تمرین گلف ندارم. اینجا یا میدویم یا در رژیم غذایی هستیم و یا استراحت می کنیم. برای آمادگی داشتن در گلف باید تمرین یک روز در میان داشته باشم
."
نام : رونالدو لوییز نازاریا دلیما

قد : ۱۸۳ سانتی متر

وزن : 90کیلوگرم
ماشین مورد علاقه
: BMW
زندگی خانوادگی : همسر قبلی اش میلنه عضو تیم فوتبال زنان اسپانیا بود و از وی یک پسر به نام رونالد دارد. در حال حاضر به یکی از مانکن های اسپانیایی دلبسته و از وی خواستگاری کرده است!

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:55 | 
بیوگرافی رود فان نیستلروی

 

  « رود» درتاریخ اول ژوییه سال 1976 در شهر « اس » هلند به دنیا آمده است ؛ در خانواده ای که هم پدرش « مارتین » و هم مادرش « آن » از ورزشکاران حرفه ای هلند بودند . اسم کامل او « روتجروس یوهانس مارتینیوس فان نیستلروی » است.آقا و خانم « نیستلروی » خیلی زود قهمیدند صاحب کودکی خاص هستند. او بسیار با استعداد بود و علاوه براین در تنیس ، ژیمناستیـــک و فوتبال از خود نبـوغ فوق العاده ای نشان می داد و از شش سالگی به عضویت باشگاه « نوییت گداخت » در آمد .
بعد از جدایی پدر و مادر ؛ « رود » و پدرش در دهکده ای در جنوب هلند ساکن شده بودند ، جایی خوش آب و هوا در نزدیکی شهر کوچک « گفن » که خانه پدربزرگ و مادربزرگ پدری « رود » آنجا بود . هنوز هم پدرش « مارتین » فیلمهای بسیاری را که با دوربین خودش از پسرش گرفته ، در خانه اش نگه داشته است . در این فیلمها « رود » کوچک رامی بینیم که در زمین های اطراف خانه پدری اش با پسرهای بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کند و به راحتی همه را دریبل می زند و کسی به پای او نمی رسد . در یکی از این فیلمها در یک بازی رده نوجوانان ، « رود » ضربه کرنری زده که مستقیم وارد دروازه شده است .
« رود » از چهارده سالگی در باشگاه « مارگریت » هلند عضو شد و بالاخره در شانزده سالگی به باشگاه « دن بوش » هلند پیوست .
در سال 1997 « رود » با پیشنهاد « فاپ دی هان » یکی از شناخته شده ترین مربیان و مدیرفنی سابق تیم ملی هلند که با پدر و مادرش آشنایی داشت ، به باشگاه « هیرنوین » ملحق شد و یادگیری زیر نظر « دی هان » را آغاز کرد. « هیرنوین » شهری است در شمال هلند ، بد آب و هوا و کویر مانندی قطبی ، با مردمی که فقط به زبان محلی خودشان حرف می زنند . « رود » از خانه دور بود ، اما گل زدن را در آنجا به معنای واقعی کلمه یادگرفت .
خودش اینگونه به یاد می آورد : « وقتی وارد باشگاه شدم ، فقط یه بچه خوب بودم .» لبخند کوچکی می زند و ادامه می دهد : « می رفتم سر تمرین ، بازی مو می کردم و کلی هم با بازیم حال می کردم و اصلاً به فکرم هم نمی رسید که می شه پیشرفت هم کرد . » او در آن زمان در پست هافبک بازی می کرد و بالاخره یک روز آقای « دی هان » تصمیم گرفت با او صحبت کند :
- « یه روز « فاپ » اومد سراغم و گفت : « رود ، پس کی می خوای واسه ما گل بزنی ؟ » فکری کردم و گفتم : « بله آقای مربی ، سئوال خوبیه ! » فاپ گفت : « یه هدف برای خودت تعیین کن ، تو واقعاً می خوای به چی برسی ؟ » بعدش هم رفت توی مصاحبه ش قشنگترین حرفی رو که یه مربی می تونه درباره بازیکنش بگه ، درمورد من گفت : « رود کاری رو که همه با دستاشون می کنن ، می تونه با پاش بکنه . » و بعد اومد به من گفت: « رود ، تو می تونی یه بازیکن بزرگ بشی » و اون موقع بود که من فکر کردم شاید هم واقعاً بتونم ..
از آن به بعد « رود » از یک هافبک به یک مهاجم میانی تــبدیل شد و گل زدن را شروع کرد . او چندیـن ساعت تا « آمستردام » رانندگی می کرد تا مهارتهای کنترل توپ را از « دنیس برگ کمپ » یاد بگیرد و حالا دیگر همه « رود فان نیستلروی » می شناختند.
زمانی که « سر بابی رابسون » هدایت « پی اس وی آیندهوون » را برعهده گرفت ، چند روزی بود که باشگاه رکورد نقل و انتقالات هلند را شکسته بود : انتقال « رود » به « آیندهوون » با 2/4 میلیون پوند ، یعنی پنجاه برابر حقوقش در « هیرنوین » .
« رابسون » درباره او می گوید : « از اول معلوم بود که یک ستاره توی تیممون داریم . عادت داشت منو « آقای مربی » صدا کنه ، خیلی مؤدب و محترم بود ، خیلی تلاش می کرد و علاقه زیادی به یادگرفتن همه چیز داشتاما روزی که « رود » به اتاق « رابسون » رفت و از او پرسید : « آیا خیلی عالی نیست که او در کنار « پل اسکولز» بازی کند؟ » ؛ هنوز خبری از پیشنهاد منچستر یونایتد نبود ، و این یعنی رویای شیاطین سرخ از خیلی وقت پیش ذهن « رود » را اشغال کرده بود .
بالاخره رویا به حقیقت پیوست و « سر الکس فرگوسن » علاقه خود را به در اختیار گرفتن « رود » نشان داد .
« رود » خیلی خوشحال به نظر می رسید ، قرارداد 19 میلیون پوندی در مراحل آخر بود و قرار بود یکی دو روز دیگر چمدان کوچکش را ببندد و به انگلستان پرواز کند که آن اتفاق وحشتناک روی داد .
درزمین تمرین « آیندهوون » در روزی که قرار بود آخرین روز تمرین « رود » با آنها باشد ، ناگهان به زمین افتاد . به قول یکی از کمک مربی های باشگاه ، « قابل تحمل نبود که آن پسر پیچیده و فوق العاده را ببینی که بر زمین افتاده و زانویش کاملاً خرد شده است . » دکترها پایش را دیدند و اعلام کردند که دیگرهرگز خوب نخواهد شد . دنیای « رود » فرو ریخته بود .
« رود » به یاد می آورد : « آن موقع احساس می کردم از بالاترین قله کوه پرت شده ام و حالا دارم به اعماق زمین سقوط می کنم
ولی « سر آلکس » بود که دوباره یکی از آن تصمیم های مخصوص خودش را عملی کرد. قرارداد در ناباوری همه امضا شد و منچستریونایتد اجازه داد « رود » یک سال دیگر در هلند بماند وآنقدر معالجه اش را پی گیری کندتا بالاخره معجزه روی دهد . کادر پزشکی منچستر در این یک سال همواره همراه او بودند.
« رود » می گوید : « همه زندگیم در بیمارستان می گذشت و نمی توانستم بیکار هم بمانم . در تمام این یک سال به عنوان فیزیوتراپیست با بیماران ریوی کار می کردم . هم بیمار آن بیمارستان بودم و هم کارمند آنها ، از دوشنبه تا جمعه ، از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر
بالاخره کابوس تمام شد و« رود » به « الد ترافود » قدم گذاشت و« فرگوسن » درباره اش به هواداران منچستر گفت : « او دیگر خوب شده است، نگران قدمهایش نباشید . »

· واقعیتهایی درباره « رود فان نیستلروی »

رود » با پای راست فوتبال بازی می کند ، ولی چپ دست است .
- او در ژوییه سال 2004 با « لئونتین اسلات » ازدواج کرده است . « لئونتین » در سالهای کودکی « رود » دخترکی بود ساکن همان دهکده کوچک در جنوب هلند و حالا دانشجوی رشته عکاسی دانشگاه « منچستر» است .
- پدر و مادر « رود » حالا دوباره با هم زندگی می کنند .
- « رود » به چهار زبان هلندی ، انگلیسی ، آلمانی و فرانسوی مسلط است .
- بهترین دوستش در منچستر « اوله گونار سولسکیائر » است .
- « رود » وقتش را با مطالعه زیاد ، گوش کردن موسیقی و فیلم دیدن می گذراند .
- فیلم مورد علاقه او : « پالپ فیکشن » ساخته « کوئنتین تارانتینو » است .
- کتابهای نوشته « جان گریشام » را دوست دارد و کتاب مورد علاقه اش « راز داوینچی » است .
- از بازیگران سینما از « مورگان فریمن » و« نیکول کیدمن » خوشش می آید و ازبین اهالی موسیقی از : « آرتا فرانکلین » و« کرت کوبین ( نیروانا ( » .
- و بالاخره ؛ با اینکه از غروری که نزد اکثر بازیکنان هلندی وجود دارد ، در وجود « رود » خبری نیست، او « عاشق » پیراهن نارنجی « هلند » است .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:49 | 
بیوگرافی آلساندرو دل پیرو

 

آلساندرو دل پیرو  

تاریخ تولد: ۹ نوامبر ۱۹۷۴

محل تولد: کونیلیانو

وضعیت تاهل:متاهل

وزن:73     قد: 173 

غذای مورد علاقه: پیتزا،ماکارونی،کیک

پاواروتی: خواننده محبو ب

موزیک :پاپ

هنرپیشه مورد علاقه: مایکل داگلاس

آهنگ مورد علاقه: با تو یا بدون تو

ماشین:لانچیا

گوش دادن به موسیقی،رانندگی با ماشین، سینما علایق:

الگوی فوتبالی: پلاتینی، مارادونا،زیکو،فان باستن، مالدینی

افتخارات:

6 بار قهرمانی اسکودتو، 1 قهرمانی در جام حذفی، 4  فتح سوپر جام ایتالیا، 1 قهرمانی لیگ قهرمانان، 1 فتح سوپر جام اروپا، 1 قهرمانی جام بین قاره ای، 1 قهرمانی جام جهانی

او برای شرکتهای زیادی مدل تبلیغاتی است

توتی و اینزاگی از منتقدین سرسخت وی هستند

او در 22 سالگی فوتبال حرفه ای را شروع کرد

اولین بازی ملی را در سال 1994 انجام داد که به جای باجو به میدان رفت.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:36 | 
بیوگرافی دیوید بکهام

 

شايد کمتر کسي باشد که ديويد بکهام کاپيتان و ستاره انگليسي را نشناسد. مطمئناً
همگي شما با گوشه هايي از زندگي بکهام و موفقيت اين
بازيکن در دنياي فوتبال آشنا

هستند.


نام کامل: ديويد رابرت جوزف بکهام، متولد: 2/5/1975، مليت: انگليسي، محل تولد:
ليتون استون،
وزن: 92/73 کيلوگرم، قد: 180سانتي متر، اولين بازي ملي
:
1996/6/1


باشگاه فعلي: رثال مادريد
ديويد بکهام فوتبال حرفه اي خود را از جوانان منچستر آغاز مي کند چند ماه پس از
حضوراو در تيم جوانان منچستر يونايتد وي براي بازي در جام اتحاديه انگليس به تيم

بزرگسالان دعوت شد. هر چند در اولين حضورش در تيم بزرگسالان منچستر يوناتيد

نيمکت نشين بود ولي دو سال و نيم بعد بکهام به همراه تيم بزرگسالان براي اولين بار

حضور در ليگ برتر را تجربه کرد. فصل 96/1995اولين حضور بکهام در ليگ برتر

بود.سرانجام ديويد بکهام دوم آوريل 1995 اولين بازي اش را در ليگ برتر مقابل ليدز

يونايتد تجربه کرد و در واقع فصل 96- 95 آغازي بود بر درخشش اين بازيکن در فوتبال انگليس

ديويد ابتدا در پست هافبک راست مشغول به بازي شد که سابق بر آن پست آندري

کانچلسکيس در منچستر محسوب مي شد و گلهاي زيباي خود را از همين جا آغاز

کرد. مخصوصاً گل به يادماندني اش در مرحله نيمه نهايي جام حذفي باشگاههاي

انگليس در مقابل چلسي و اين فصل با قهرماني در دو جام براي شياطين سرخ به پايان رسيد

فصل 97/1996 دومين فصل حضوروي در ليگ برتر بود. او مشهورترين گل خود را
در اين فصل و در مقابل تيم ويمبلدون به ثمر رساند و با ضربه اي زيبا از وسط زمين

دروازه ويمبلدون را در سل هارست پارک باز کرد. او اولين حضورش در تيم ملي

انگليس را در اول سپتامبر 1996 تجربه کرد و به همراه اين تيم به مصاف مولداوي

در کيشنف رفت پيش از آن ديدار، بکهام سابقه بازي در تيم ملي زيرا 21 سال انگليس

را در کارنامه خود داشت

بکهام سال 1997 به همراه منچستر به عنوان قهرماني ليگ برتر انگليس دست يافت
او بدون شک نقشه به سزايي در اين قهرماني ايفا کرد و به عنوان بازيکن برتر

انگليس در اين سال برگزيده شد

گلن هادل سرمربي وقت تيم ملي انگليس بکهام را براي حضور در رقابتهاي جام

جهاني 1998 فرانسه دعوت کرد. او در دو بازي نخست انگليس نيمکت نشين بود. اما

در سومين بازي تيم ملي انگليس مقابل کلمبيا به ميدان رفت و گلي زيبا روي يک

ضربه آزاد در اين ديدار به ثمر رساند

در جام جهاني 1998 فرانسه و ديدار انگليس و آرژانتين درگيري بکهام
با ديگوسيمونه منجر به اخراج اين بازيکن شد و شايد همين امر نقشه زيادي در

شکست تيم ملي انگليس در اين بازي حيثيتي داشت. اما بکهام همچنان به پيشرفت

ادامه داد و درخشش او در سال 1999 وي را در کنار ريوالدو کانديداي دريافت عنوان

بهترين بازيکن اروپا وجهان کرد

بکهام در نخستين بازي فصل 99-1998 منچستر يوناتيد برابر لسترسيتي باز هم منجي
شياطين سرخ شد و با گلي زيبا از روي يک ضربه کاشته منچستر را از شکست نجات

داد. سال 1999 براي بکهام سالي پر از افتخار بود. قهرماني در ليگ برتر انگليس،

قهرماني در جام حذفي و سرانجام قهرماني ليگ قهرمانان اروپا کلکسيون افتخارات

اين بازيکن را کامل کرد. بروتلين فرزند اول ديويد بکهام نيز سال 1999 چشم به

جهان گشود و بکهام در اين سال طعم پدرشون را چشيد

سال 2000 آغازتنشهاي ديويد بکهام و سرآلکس فرگوسن سرمربي منچستر بود. تا
جايي که او به فکر جدايي از اولترافورد افتاد اما پس از چندي از تصميم خود صرفنظر

کرد تا آينده اي درخشان را در منچستر بسازد، بدون شک بکهام نقش به سزايي در

قهرماني شياطين سرخ در فصل 2000 داشت و او به مشهورترين بازيکن تاريخ

انگليس تبديل شد. شوتها، ضربات آزاد و پاسهاي ديدني او حاکي از استعداد سرشار

اين بازيکن است. اين فاکتورهاي بکهام همگان را به ياد روزهاي جواني و اوج پل

گاسکوئين ديگر بازيکن بزرگ انگليس مي انداخت

در نوامبر سال 2000 پيتر تيلور سرمربي وقت تيم ملي انگليس بازوبند کاپيتاني را
براي اولين بار در بازي دوستانه انگليس مقابل ايتاليا بر بازوي ديويد بکهام بست. پس

از بازنشستگي آلن شيرر و به دنبال او توني آدامز حالا نوبت به ديويد رسيده بود تا در

داخل زمين هدايت بازيکنان تيم ملي انگليس را بر عهده بگيريد

اسون گوران اريکسون نيز در اولين حضورش به عنوان سرمربي جديد تيم ملي
انگليس در يک بازي دوستانه در استاديوم ويلا پارک به مصاف اسپانيا رفت و سه بر

صفر حريف خود را مغلوب کرد
.
بکهام در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2002 عنوان کاپيتاني خود را در تيم ملي

انگليس حفظ کرد در اه مارس سال 2001 انگليس در آنفيلد ميزبان فنلاند بود و

کاپيتان بکهام اولين گل ملي خود را براي انگليس در همين بازي به ثمر رساند که

منجر به پيروزي 2 بر 1 انگليسي ها بر فنلاند شد

بکهام در فصل 2001 هم آغاز بسيار خوبي در تيم منچستر داشت و دستورات الکس
فرگوسن را به خوبي در زمين پياده مي کرد اما پس از کريسمس تيم منچستر فرم ايده

آل خود را از دست داد و حذف از رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه مونيخ

خاطره تلخي را از اين رقابتها براي بکهام به جاي گذارد.- بکهام در سال 2001نقشه

ارزنده و بسيار موثري در تيم ملي انگليس و همچنين منچستر ايفا کرد. بازي درخشان

او مقابل تيم ملي يونان و گلهاي به ياد ماندني اش در منچستر همواره در خاطره ها

خواهد ماند. او فصل بسيار پرکاري را پشت سر گذاشت والکس فرگوسن ترجيح داد تا

براي جلوگيري از خستگي بيش از حد بکهام او چند بازي آخر را نيمکت نيش باشد

اما بازگشت دوباره بکهام پس از استراحتي کوتاه مدت با مصدمميت شديدش همراه

شد و او در بازي مقابل دپورتيو دچار آسيب ديدگي شد

13-
فصل 2003- 2002 همراه با تولد دومين پسر ديويد بکهام همراه بود. رومئو در
سپتامبر2002 متولد شد. در اين فصل بکهام شش گل براي يوناتيد به ثمر رساند و9بار

با پاسهاي اين هافبک ارزشمند منچستر به گل رسيد تا اين تيم جام قهرماني را در اين

فصل نصيب خود کند و آرسنال ديگر مدعي جدي اين فصل را پشت سر بگذارد. همراه

با قهرماني منچستر در اين فصل ديويد بکهام نيز جايزه بهترين بازيکن سال انگليس

را از سوي هواداران فوتبال در اين کشور به خود اختصاص داد

14-
بکهام در ادامه فصل 2003- 2002 بازيهاي درخشاني از خود در منچستر به
نمايش گذاشت اما اين فصل آغاز درگيري هاي جدي او و سرآلکس فرگوسن مربي

منچستر بود. بکهام با کوتاه کردن موهايش و تغيير فرم آرايش آن توجه مطبوعات و

رسانه هاي ورزشي را به خراشي که بر روي پيشاني اش در اثر پرتاب کفش توسط

فرگوسن درختکن منچستر ايجاد شده بود جلب کرد و شايد همين موضوع بکهام را به

جدايي از اين تيم را سخ تر از پيش کرد

15-
کشمش ها بين بکهام و فرگي در منچستر همچنان در فصل 2003- 2002 ادامه
داشت. در اين فصل بکهام اولين پيشنهاد رسمي را از سوي باشگاه رئال مادريد

دريافت کرد، پيشنهاد معادل 35 ميليون پوند

در مرحله يک چهارم نهايي رقابتهاي ليگ قهرماني اروپا در همان فصل منچستر در
اولترافورد ميزبان رئال بود و توانست4 بر3 ميزبان خود را شکست دهد بکهام زننده

دو گل شياطين سرخ در اين بازي بود. او با درخشش خود وفاداري اش را به تيم

منچستر اثبات کرد. اما پس از آن همچنان پيشنهاد هاي و سوم سه برانگيز

باشگاههاي بزرگ اروپايي ادامه يافت

16-
کاپيتان تيم ملي انگليس در بازيهاي مقدماتي يورو2004هم براي تيم کشورش
درخشيد و در چهار بازي نخست تيم ملي انگليس در مرحله مقدماتي رقابتهاي يورو

2004
گلزني کرد. اما بکهام در ديدار جنجالي انگليس مقابل ترکيه از بازي اخراج شد

و به دنبال آن بازي ماه ژوئن مقابل تيم اسلواکي را از دست داد. در پايان آن فصل تمام

توجه مطبوعات معطوف به آينده بکهام بود. بازيکني که مورد توجه رم، ميلان، رئال

مادريد و بارسلونا قرار گرفته بود و همه اين تيم ها خواهان جذب او بودند

17-
بارسلونا اولين باشگاهي بود که رسماً درخواست خود را مبني بر تمايلش جهت
جذب ديويد بکهام تقديم منچستر يوناتيد کرد اما در اين بين تنها يک تيم بود که توانست

گوي سبقت را براي جذب اين ستاره انگليسي بربايد. در ژوئن سال 2003 ديويد بکهام

باعقد يک قرار داد چهار ساله به تيم رئال مادريد قهرمان باشگاههاي اسپانيا پيوست

منچستر در ابتداي قراردادش با رئال مبلغ 5/17 ميليون پوند بابت فروش بکهام

دريافت کرد که اين مبلغ با توجه به حضور بکهام در رقابتهاي ليگ قهرمانان و

نمايش او در رئال تا 25 ميليون پوند قابل افزايش بود

18-
سرانجام بکهام راهي رئال شد و جدايي او از منچستر يوناتيد خلاء بزرگي در خط
مياني اين تيم بوجود آورد. سرخپوشان اولترافورد با از دست دادن کاپيتان تيم ملي

انگليس شايد توجه بسياري از رسانه ها و محافل ورزشي را که معطوف به بکهام

بود از دست دادند. بکهام طي سال هاي حضورش در منچستر در 397 بازي که براي

اين تيم انجام داد 86 گل به ثمر رساند

19-
شروع کار بکهام در رئال با انتقادات زيادي همراه بود. بسياري معتقد بودند که او
نمي تواند در تيم رئال شرايط آرماني خود را باز يابد و همانند گذشته بازيهاي خوبي از

خود ارائه دهد. اما اين هافبک ارزشمند پاسخ هواداران را به گونه اي ديگر داد و در

سه بازي مختلفي که براي رئال به ميدان رفت دو بار گلزني کرد. هر چند پس از آن

ادعايي بر ارتباط نا مشروع بکهام علاوه بر زندگي خصوصي بر فوتبال او تاثير زيادي

گذاشت فصلي که بکهام به همراه رئال بدون کسب هيچ عنواني پشت سر گذاشت. و

بالاخره در تابستان سال 2004 بکهام بازيهاي بسيار ضعيفي را در رقابتهايي يورو

2004
از خود به نمايش گذاشت و با از دست دادن دو پنالتي حساس موجبات حذف تيم
ملي انگلستان را از گردونه اين رقابتها فراهم کرد. فصل 2005- 2004 نيز ديويد

موفق به کسب مقامي به همراه رئال نشد. فصل 2006- 2005 نيز فرصت مناسبي

براي ديويد بکهام خواهد بود. تا مجدداً به روزهاي اوج خود باز گردد خصوصاً اينکه

او اکنون به همراه تيم ملي انگليس در جام جهاني حضور دارند و همچنين به همراه

رئال به مرحله بعدي رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا راه يافته است

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:34 | 
بیوگرافی توتی

 

 

فرانچسکو توتی متولد 27 سپتامبر 1976 در شهر رم می باشد . در حال حاضر در تیم آ.س رم در سری آ ایتالیا بازی می کند . او توانایی بازی در پست های حمله و یا مدافع میانی رو به جلو را دارد . و بهترین زمانی که استعداد و توانایی او بطور کامل مورد استفاده قرار می گیرد هنگامی است که او بین بازیکنان میانی و حمله نقش رابط را داشته باشد . به همان خوبی که او یک گلزن است یک بازیکن خلاقو بازی ساز برای تیم ملی ایتالیا و همچنین باشگاه خود به حساب می رود . توتی در تیم ملی ایتالیا بعنوان یک مهره اصلی و اسطوره ایی به حساب می رود که در زمان های حساس با خلاقیت خود به کمک تیم آمده است و خیلی از کارشناسان عقیده دارند که او پدیده فوتبال اینالیا در سالهای اخیر است . او همچنین سمبل باشگاه و شهر رم هم به حساب می آید زیرا که هیچ وقت این شهر را با وجود پیشنهاداتی به مراتب بهتر ترک نکرده است و بهترین گلزن تاریخ باشگاه رم به حساب می آید .

دوران کودکی

او در شهر رم متولد شد و رشد کرد . پدر و مادرش – انزو و فیورلا – توتی هستند . بر خلاف همه کودکان که دوست دارند برنامه های کودک و کارتون ببینند او همیشه علاقه داشت که مسابقات فوتبال را تماشا کند . و از همان ابتدا با پسران بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کرد . مادرش علاقه بسیار زیادی داشت که او به باشگاه معروف میلان بپیوندد ولی او تیم محبوب خود یعنی آ.س رم را انتخاب کرد. و او در سال 1989 به باشگاه میلان پیوست .

تیم ملی

توتی جوان و با استعداد در فینال مسابقات جام یوفا زیر هجده سال 4 گل برای تیم ایتالیا در مقابل اسپانیا در جولای 1995 به ارمغان آورد . و در فینال مسابقات زیر 21 سال او توانست گل تساوی تیمش را مقابل اسپانیا قبل کشیدن بازی به ضربات پنالتی وارد دروازه کند . او در مسابقات یورو 2000 شرکت کرد و یکی از کلیدی ترین بازیکنان تیم ایتالیا در این مسابقات بود . حتی در فینال که لاجوردی پوشان بازی را به فرانسوی ها باختنند او بهترین بازیکن میدان شد . و این ناکامی ها در مسابقات جام جهانی 2002 هم ادامه داشت و تیم ایتالیا با تمام شایستگی هایی که داشت به کره جنوبی میزبان بازی را واگذار کرد و قربانی شد


FIFA World Cup Korea/Japan 2002


Date
Venue
Match
MP
GF
AS
FC
FS
YC
RC
03/06
Sapporo Dome, Sapporo
ITA 2:0 ECU
73
0
0
2
3
0
0
08/06
Kashima Stadium, Ibaraki
ITA 1:2 CRO
90
0
0
6
8
0
0
13/06
Stadium Big Eye, Oita
MEX 1:1 ITA
77
0
0
2
3
1
0
18/06
Purple Arena, Daejeon
KOR 2:1 ITA


aet



102

0

0
3
4
2
1
Competition Totals:
342
0
0
13
18
3
1
Competition Average:
85.5
0
0
3.25
4.5
0.75
0.25



در یورو 2004 او چهره ایی کاملا منفی و خشن داشت و با حرکتی که نسبت به کریستین پاولسن دانمارکی انجام داد شانس حضور در ادامه مسابقات رو از دست داد .

UEFA European Championship Portugal 2004


Date
Venue
Match
MP
GF
AS
FC
FS
YC
RC
14/06
Estadio D. Afonso Henriques, Guimaraes
DEN 0:0 ITA
90
0
0
3
6
1
0
Competition Totals:
90
0
0
3
6
1
0
Competition Average:
90
0
0
3
6
1
0


در مسابقات جام جهانی 2006 آلمان با وجودی که توتی از بند مصدومیت بطور کامل رها نشده بود و احتمال مصدوم شدن را داشت خودش را ه تیم ملی و آلمان رساند . در حالیکه در حالت ایده آل خود قرار نداشت . در مقابل استرالیا او یک پنالتی حساس در دقایق پایانی را تبدیل به گل کرد و ایتالیا به مرحله بعد رساند . بعد از گل او انگشت شست خود را مانند پسرش مکید و جشن پیروزی ایتالیا را گرفت . بعد از آن تیم ایتالیا به مصاف با تیم های اوکراین و آلمان رفت و با شکست دادن این تیم ها به فینال رسید . که مجدد با تیم فرانسه روبرو شد ولی اینبار نوبت توتی و یارانش بود که جشن پیروزی بگیرند و قهرمان جهان شوند . بعد از این مسابقه توتی بعنوان یکی از اعضای تیم ستارگان جهان انتخاب شد


FIFA World Cup Germany 2006


Date
Venue
Match
MP
GF
AS
FC
FS
YC
RC
12/06
AWD-Arena, Hanover
ITA 2:0 GHA
55
0
1
0
1
0
0
17/06
Fritz-Walter-Stadion, Kaiserslautern
ITA 1:1 USA
34
0
0
1
1
1
0
22/06
AOL Arena, Hamburg
CZE 0:2 ITA
90
0
1
1
5
0
0
26/06
Fritz-Walter-Stadion, Kaiserslautern
ITA 1:0 AUS
16
1
0
0
1
0
0
30/06
AOL Arena, Hamburg
ITA 3:0 UKR
90
0
1
0
2
0
0
04/07
Signal Iduna Park, Dortmund
GER 0:2 ITA


aet



120

0

0
1
3
0
0
09/07
Olympiastadion, Berlin
ITA 1:1 FRA


aet (5:3 PSO)


60

0

0
0
1
0
0
Competition Totals:
465
1
3
3
14
1
0
Competition Average:
66.43
0.14
0.43
0.43
2
0.14
0

در حال حاضر او میان ماندن یا رفتن مردد است . از طرفی او می گوید که می خواهد از فوتبال ملی خداحافظی کند و فقط برای تیم باشگاهش بازی کند و از طرفی کادر تیم ملی امیدوارند که بتوانند او متقاعد کنند که به تیم ملی برگردد . دونادونی سر مربی تیم ملی ایتالیا حتی این امکان را برای او بوجود آورده است که فقط در مسابقات رسمی تیم ملی ایتالیا بازی کند . و تا این لحظه همه چیز بطور مساوی و 50 – 50 پیش می رود .


توتی و باشگاه آ.س رم

توتی فقط شانزده داشت که برای تیم آ.س رم به میدان رفت . او در آن سال 4 گل در 21 مسابقه به ثمر رساند . او لقب بهترین بازیکن ایتالیا را در سال 2000 و 2003 بدست آورد . او در فصل 1/2000 نقش به سرایی در قهرمانی تیم رم داشت و بهترین گلزن سری آ شد . در فصل 2/2001 سری آ با قهرمانی یونتوس به پایان رسید ولی توتی باز هم بهترین بازیکن سری آ شد با 14 گل زده .

4/2003
نقش کلیدی تر و موثر تری را نسبت سالهای قبل داشت و تیم رم با 20 گل زده توتی در رده دوم بعد از تیم میلان قرار گرفت

5/2004
یک فصل کاملا نا امید کننده بود. در این فصل تیم رم چهار مربی عوض کرد و در این سال او فقط 14 گل به ثمر رساند . که در تاریخ 19 دسامبر 2004 او به رکورد جاودانه 107 گل در باشگاه رم دست یافت . گل 107 رو در مقابل تیم پارما به ثمر رساند . رکورد قبلی در اختیار روبرتو پروزو بود .

6/2005
در این فصل او در بازی مقابل امپولی دچار مصدومیت شد و تا 11 می 2006 از میادین فوتبال دور بود. در این فصل تیم رم در رده دوم بعد از تیم اینتر قرار گرفت .

توتی از نگاه آمار در باشگاه آ.س رم


Season
Club
Country
Level
GP
GS
2005-06
Roma
ITA
A
23
15
2004-05
Roma
ITA
A
29
12
2003-04
Roma
ITA
A
31
20
2002-03
Roma
ITA
A
23
13
2001-02
Roma
ITA
A
24
8
2000-01
Roma
ITA
A
30
13
1999-00
Roma
ITA
A
27
7
1998-99
Roma
ITA
A
31
12
1997-98
Roma
ITA
A
30
13
1996-97
Roma
ITA
A
26
5
1995-96
Roma
ITA
A
28
2
1994-95
Roma
ITA
A
21
4
1993-94
Roma
ITA
A
8
0
1992-93
Roma
ITA
A
2
0
Career Totals:
333
124


زندگی شخصی توتی

توتی با ایلاری بلاسی یکی از زیباترین مدل های ایتالیا که در حال حاضر مجری چند برنامه پر طرفدار در شبکه سراسری ایتالیا است ازدواج کرد . اولین فرزند این زوج (پسر ) به نام کریستین در ششم نوامبر 2005 بدنیا آمد. و اکنون بعد از مسابقات جام جهانی همسر او برای دومین باری باردار است و آنها 9 ماه آینده فرزند دومشان را در کانون خانوادگی شان خواهند داشت .

توتی یک مدرسه فوتبال به نام " شماره 10 " دایر کرده است و همچنین صاحب یک باشگاه موتور سواری به نام "توتی تاپ اسپورت " است .

بهترین دوستش برادرش ریکارد است . او همیشه می گوید که برادرش در زمان کودکی بازیکن بهتری بوده است ولی شانس خوبی برای پیشرفت در این مسیر را نداشته است . ریکاردو در حال حاضر مدیر برنامه های توتی می باشد

او همچنین با مربی سابق خود فابیو کاپلو روابط بدی دارد به این دلیل که کاپلو بدون هیچ اخطار قبلی باشگاه رم را ترک کرد و شرایط بدی را برای این تیم بوجود آورد . بنا به رفتار تند و خشن توتی خیلی از بازیکنان از این تیم رفتنند و کمتر بازیکن جوانی است که او را الگوی خود قرار دهد چند ماه بعد از رفتارهای نا بهنجار او کاپلو ، امرسون برزیلی و یوناتان زبینا فرانسوی رم را به مقصد یونتوس ترک کردند . و تا امروز هم باشگاه رم و هم طرفدان این باشگاه این سه نفر را مرود غضب و توهین قرار می دهند .

توتی به عنوان سفیر صلح یونیسف دو کتاب جوک برای کودکان چاپ کرده است که به نفع خیریه های این سازمان به نفع کودکان به فروش رسانده است

او توسط پله جزو 125 بازیکن برت دنیا که اکنون در قید حیات می باشند انتخاب شد. بعضی از این لطیفه ها بصورت کلیپ های کوتاهی با حضور خود او و دل پیرو و بوفون و نستا و کاسانو درست شدند .

قهرمان دوران کودکی توتی جوزپه جیانینی کاپیتان سابق تیم رم بوده است و او همیشه آرزوی این را داشته که با او دست بدهد. سالها بعد او شانس این را داشت که در کنار جیانینی در یک بازی دوستانه برای تیم رم به میدان برود

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:33 | 
بیوگرافی مسی

نام:لیونل مسی
محل تولد:سانتافه(آرژانتین)
تاریخ تولد:24 جون1987
قد: cm 169
وزن: kg 67

لیونل مسی فوتبال را به صورت حرفه ای در سال 1995 در تیم Newell''''''''''''''''s Old Boys آرژانتین آغاز کرد.او بازی در این تیم را تا سال 2000 ادامه داد و سپس به اروپا آمد تا بخت خود را در قاره ی سبز بیازماید.او به تیم زیر 14 سال بارسلونا پیوست و مدارج ترقی را یکی پس از دیگری در تیمهای CوBواصلی بارسلونا با سرعتی فوق العاده طی کرد. در فصل 04-2003 در حالی که تنها 16 ساله بود برای اولین بار با پیراهن مقدس آبی و اناری در دیداری تدارکاتی در برابر F.C Porto به مناسبت افتتاح ورزشگاه جدید Dragao در مستطیل سبز حضور یافت.

اولین بازی رسمی او در دربی کاتالونیا در Stade de Olympico در 16 اکتبر 2004 بود که به پیروزی 1-0 آبی و اناری ها انجامید. در فصل 06-2005 که عده ی زیادی از هم تیمی های لئو آسیب دیده بودند او نیز جزو کسانی بود که باید جای خالی هم تیمی های خود را پر میکرد و بدین ترتیب لئو جزو بازیکنان اصلی آبی و اناری ها شد.در یکم می 2005 او با 17 سال و 10 ماه و 7 روز لقب جوانترین گلزن تاریخ شکوهمند باشگاه بارسلونا را از آن خود کرد،این گل در برابر تیم آلباسته به ثمر رسید.

در جام جهانی زیر 20 سال در هلند او نه تنها به همراه آرژانتین قهرمان جهان شد،بلکه عنوان برترین گلزن و بهترین بازیکن را نیز از آن خود کرد و پس ازمدتی برای اولین بار در یک دیدار ملی در برابر مجارستان به طور کامل بازی کرد.

در فصل 06-2005 لئو با درخشش در دیدار سنتی خوان گمپر در برابر یوونتوس خود را مجددا به جهانیان نمایاند.در فتح به یاد ماندنی سانتیاگو برنابئوتوسط کاتالانها با نتیجه ی 0-3 نقش به سزایی ایفا نمود.او در برابر چلسی نیز فوق العاده بود و میتوان گفت که چلسی را یک تنه از Champions League خارج کرد.در دیدار برگشت در برابر چلسی مصدوم شد و باقی بازیهای فصل را از دست داد.او در این فصل 17 بار در Liga ، و 6 بار در Champions League و 2بار در Copa Del Rey حضور یافته و 8گل به ثمر رسانید.

پس از رهایی از مصدومیت او در جام جهانی در ترکیبAlbi-Celeste نیز حضور یافت و در یک چهارم نهایی با شکست در مقابل میزبان جام جهانی از ادامه ی جام جهانی باز ماند.
در فصل 07-2006 او در حالی که از ستونهای تهاجم بارسا بود در برابر زاراگوزا در Liga مصدوم شد و سه ماه از همراهی تیمش باز ماند.پس از رهایی از مصدومیت و بازی در مقابل والنسیا او،لئو دوست داشتنی و آماده را دوباره به همگان نشان داد ولی به همراه سایر آبی اناری پوشان نتوانست از عنوان قهرمانی بارسلونا در Champions League دفاع کند و با سرهای بالا در آنفیلد با این مسابقات وداع کردند.
در ال کلاسیکو لئو با یک هت تریک رویایی نام خود را در تاریخ این مسابقات در کنار خوان رامون پرا،سزار رودریگز،اواریستو و گری لینه کر(آبی و اناری پوشانی که قبلا در مقابل مادریدی ها هت تریک کرده بودند) جاودان ساخت تا مادریدی ها او را هرگز از یادشان نبرند و از طرفی غیبت خود،در دیدار رفت(به علت مصدومیت)را نیز جبران کرده باشد.حرکت به یاد ماندنی او پس از گل باعث شد که باشگاههایی که به دنبال به در آوردن پیراهن آبی و اناری از تن او بودند،رویای به خدمت گرفتن او را نیز از سر بیرون کنند.

خصوصیات: لئو یک بازیکن غیرعادی است،او به شدت خلاق،و ماهر در پشت سر گذاشتن مدافعان است.او چپ پای فوق العاده ای است که در هر یک از بالها و یا حتی در نوک پیکان تهاجم نیز موفق است.با وجود قد کوتاه،او بسیار سریع و پرقدرت است،و تخصص او زنده کردن موقعیتهای مرده و استفاده از ضربات شروع مجدد است.لئو یک بازیکن استثنایی با توانایی انجام مسئولیتهای مختلف در هنگام نیاز است.سرنوشت لئو با موفقیت مانوس شده است.

افتخارات: -بارسلونا: 06-2005:Champions League 06-2005:Liga 06-2005:Spanish Super Copa 05-2004:Liga -
تیم ملی آرژانتین: 2004:قهرمان جام جهانی زیر 20 سال

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:30 | 
بیوگرافی رائول گونزالس

 رائول تاریخ تکرار نشدنی رئال مادرید

رائول گونزالس

رائول حالا به تاریخ فوتبال اسپانیا پیوسته است. گلزن نامدار لیگ قهرمانان، دارای همسری خوب و مهربان و حساب بانکی ای نجومی، پس چرا او تا این حد زندگی را دشوار میبیند؟

رائول گونزالس (Raul Gonzalez) از مشهورترین مردان قهرمان و ورزشکار در جهان است. او گلهای فراوانی در لیگ قهرمانان به ثمر رسانده و سه بار جام پر افتخار آن را بر بالای سر خود گرفته است. او در اسپانیا از شهرت فراوانی برخوردار است. زمانی که سر آلکس فرگوسن (Sir Alex Ferguson) او را بهترین بازیکن دنیا نامید، خیلی ها در مورد اهانتها و تهمت های عجیب و غریبی که به او نسبت داده میشد، سکوت اختیار کردند.

او خیلی جدی کار
می کند و در سختی ها همواره می خندد. در رئال مادرید یک بازیکن ثابت و حیاتی است. او از 17 سالگی به یکباره در دنیای فوتبال شناخته شده و همگان بازی پا به توپ او را تحسین کردند
.
فلورنتینو پرز هر سال یک ستاره بزرگ خریداری می کند اما کدام ستاره
پس از این همه سال، جای رائول را در قلب هواداران رئال مادرید و اسپانیا گرفته است؟


هرچند زیاد در محافل خبری و ورزشی حاضر نمی شود و دوست ندارد زیاد مصاحبه
کند و از حاشیه متنفر است، اما معتقد است: "احتیاجی به توجه سایرین ندارم. دوستان من مرا به خاطر خودم دوست دارند، نه به خاطر شهرت، ثروت و قیافه
!!"

او خیلی
ساکت است، بسیار مؤدب است، تانگوی او همان قدر زیباست که حرکات پا به توپش. اما برخلاف این همه روحیه مثبت همراه با خنده و شادی که از او شنیده بودم، وقتی وارد دفتر مجله 4-4-2 شد خیلی غمگین به نظر رسید. از او پرسیده شد که آیا مشکلی برایت پیش آمده؟ ولی او فقط سکوت کرد. و کمی خندید
.

ستاره ای که با همه فرق
دارد

او همانطور که توپ را کنترل می کند، زبانش را نیز کنترل می کند. بسیار
منطقی و ساکت است. در زمین لاس روساس که رئال مادرید از فدراسیون فوتبال اسپانیا اجاره کرده است، همیشه آخرین نفری است که از زمین خارج می شود و در حالی که سایر بازیکنان با بی. ام. و. های خود به سرعت و با سر و صدا از میان جمعیت عبور می کنند، او صبر می کند تا هیجانها فروکش کند و سپس از درهای زرد پشتی زمین تمرین به آرامی و غرق در سکوت از آنجا خارج می شود.

رائول با همه فرق دارد. وقتی می خواهم از
کارلوس بنویسم می روم به سراغ صحرای افریقا؟ یا نه...سر بدون موی او و یا داندانهای جالبش، درباره رونالدو از چیزهایی مثل هویج یا زانوی شکسته یا مردی که ماهی یک بار زنش را طلاق می دهد، درباره زیدان، خروسی که گاهی عصبی می شود، درباره بکهام، هواپیمای جتی که او را در عرض سه ثانیه به کره ماه می رساند تا به همه ثابت شود او ثروتمندترین است، اما راستش را بخواهید نمی دانم که باید درباره رائول چه بنویسیم
!

او دوست ندارد فیلم بازی کند یا در برنامه های تبلیغاتی شرکت داشته
باشد. وقتی از او می پرسم که دوست داری اوقات گرانبهایت را چگونه بگذرانی تا شاید سوژه ای به دستم بیاید او می گوید: "دوست دارم پهلوی گرانبهاترین موجود دنیا یعنی همسر زیبایم نشسته باشم و با او صحبت کنم. دیگر هیچ چیزی نمی خواهم"...خوب، با این همه احساسات که نمی شود حاشیه نویسی کرد! سعی می کنم با ترفند های ژورنالیستی او را تحت فشار قرار دهم تا شاید بشود مصاحبه را جنجالی کرد! اما سکوت او ربطی به مظلومیت او ندارد و خیلی هم روانشناسی می داند و اجازه نمی دهد کسی او را تحت فشار قرار دهد
.

یک شلوار جین پوشیده است که رنگ آن تازه در اسپانیا و مخصوصاً مادرید
مد روز شده است و نشان می دهد که رائول به مد هم خیلی اهمیت می دهد
.


او در سال 1977 ماه ژوئن در شهر مادرید به دنیا آمده است. ستاره رئال از آتلتیکو مادرید شروع کرد و خسوس خیل تا زمانی که ریاست آن باشگاه را به عهده داشت، رائول را در تیم جوانان آتلتیکو تمرین میداد.


او به همراه
خانواده اش در سن 15 سالگی مجبور شد به خاطر شغل پدرش به کاستیانا نقل مکان کند. شخصا" در این باره می گوید: "خیلی شانس آوردم. سفر به کاستیانا باعث شد از آتلتیکوی فاصله بگیرم و به رئال مادرید پناه بیاورم. جایی که خانه اول و آخرم شد و برای همیشه آرامش خود را یافتم."

خانواده رائول هنوز هم از هواداران رسمی و بزرگ
آتلتیکو مادرید هستند و در بازیهای بزرگ مادرید، آنها با وجود بازی رائول در رئال، هواداران آتلتیکومادرید هستند
.

رائول در اولین دیدار مادرید و آتلتیکو در
خط حمله مادرید، پیروزی 4 بر 3 رئال را تجربه کرد. او در آن دیدار سه گل زد! و خب سران رئال مادرید را شگفت زده ساخت. رائول از 17 سالگی وارد رئال مادرید شد و اکنون فرزند رئال مادرید لقب گرفته است
.
والدانو که اکنون مدیر فنی یا مدیر بخش ورزشی
رئال مادرید است، درباره رائول می گوید: "با دیدن او و اشتیاقش برای بازی فوتبال به یاد جوانان مشتاق آرژانتینی می افتادم. او عالی کار می کرد و من در تمام بازی ها به او میدان می دادم تا روز به روز پیشرفت کند. آینده روشن و پر فروغ او را از همان سال ها در مقابل چشمانم به وضوح می دیدم
".

والدانو ادامه داد: "من گاهی او
را در ترکیب نمیگذاشتم و او بسیار عصبی و دلگیر می شد. بعدش نزد من می آمد و می گفت که اگر می خواهی پیروز شوی مرا وارد زمین کن. من هم می دانستم که راست می گوید چون به محض ورود به زمین حریف را آنچنان گیج می کرد که اگر خودش در عرض 60 دقیقه گل نمی زد، لااقل باعث گلزنی هم تیم هایش می شد اما برای اینکه نتواند به من دستور بدهد گاهی حرف او را علیرغم شکست تیم گوش نمی کردم. چون باید احترام به مربی را یاد می گرفت
".

رائول در این باره می گوید: "این رفتار کودکانه ام را نمی توانستم
عوض کنم. هر کسی ذات خود را دارد. در فوتبال نقش من گل زدن بود و والدانو هم این می دانست. بله قبول دارم من در نوجوانی گاهی خیلی عصبی می شدم و حتی یادم می آید که چند بار در عالم کودکی خود با والدانو جنگ لفظی هم داشتم
".

رائول 17 ساله در
آن زمان کسانی مثل لادروپ، ردوندو، ، هیه روی جوان! ... و خیلی از بزرگان را ملاقات کرد. او در لالیگا یک گلزن تمام عیار بود تا اینکه با زدن بیش از 200 گل به رائول بزرگ و ستاره تبدیل شد. رائول درباره ورود فلورنتینو پرز به باشگاه رئال مادرید گفت: "وقتی پرز وارد باشگاه شد، خیلی از چیزها عوض شد. مخصوصاً وضعیت اقتصادی باشگاه که به مراتب بهتر شد! به محض ورود او، رئال مادرید یک تور بزرگ آسیایی را برای نخستین بار تجربه کرد. ما در آن سفر پول زیادی به جیب زدیم و بازیکنان کم کم متوجه شدند که جدا از حقوقشان از راه های فراوانی می توانند ثروتمند شوند
."

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:28 | 
بیوگرافی میشل بالاک

 سال تولد:۲۶ سپتامبر۱۹۷۶

محل تولد:گورلینز

ستاره ی بخت:لیبرا

لقب:بالا

وزن:۸۰کیلو گرم

قد:۱۸۹سانتی متر

وضعیت تاهل:متاهل.همسر سیمونه و سه فرزند به نام های لویس-امیلیو-یوردی

تحصیلات:مقطع ابتدایی

علایق:گلف-موزیک-سفر-سینما-تنیس

شعار:زندگی را سخت نگیر

خصوصیات اخلاقی:راست گو-جاه طلب و  شوخ طبع

افتخارات:۳قهرمانی بوندس لیگا-۲جام حذفی-نایب قهرمان جام جهانی ۲۰۰۲-مرد سال فوتبال آلمان۲۰۰۲

بهترین هافبک اروپا۲۰۰۲

نخستین بازی ملی:۲۸ آوریل ۱۹۹۹مقابل اسکاتلند

نخستین گل ملی:۲۸مارس۲۰۰۱برابریونان

تیم های بالاک:چمیناتزر-کایزر سلاترن-بایرن لور کوزن-بایرن مونیخ 

) کاپیتان تیم ملی فوتبال و بازیکن تیم است.
او که معمولاً در پست هافبک وسط بازی می‌کند، سابقه‌ بازی در تیم‌های: و  را دارد و از سال ۲۰۰۴ تا به حال کاپیتان تیم ملی آلمان بوده است
.
سابقه‌ی بازی

تیم ملی آلمان
بالاک در هنگام بازیگری در تیم به تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان دعوت شد و در ۲۱ مارس ۱۹۹۶ اولین بازی ملی خود را در رده زیر 21 سال مقابل به میدان آمد و در مجموع برای آن تیم ۱۹ بازی و 4 گل زد.
اولین دعوت بالاک به تیم ملی بار از سوی بود. هنگامی که در کایزرسلاترن بازی می کرد
.
اولین بازی ملی او در ۲۸ آوریل ۱۹۹۹ و زمان مربیگری انجام شد. در آن روز بالاک مقابل در دقیقه‌ی ۶۰ به جای به بازی آمد
.
در یورو ۲۰۰۰ بالاک جز تیم آلمان بود که بسیار ضعیف نتیجه گرفت و در دور اول حذف شد. بالاک در کل این جام تنها ۶۳ دقیقه به میدان آمد
.
در مسابقات مقدماتی جام جهانی 2002 بالاک با بازیسازی خوبش در مرکز زمین خود را به عنوان ستاره تیم ملی کشورش مطرح کرد. او در بازی تک حذفی مقابل گل به ثمر رساند تا حضور آلمان در این جام تضمین شود
.
در جام جهانی ۲۰۰۲ بالاک بسیار خوش درخشید و نقطه‌ی اوج فوتبال او رقم خورد. او در این مسابقات در یک چهارم نهایی مقابل و در نیمه نهایی مقابل تک گل پیروزی بخش تیمش را به ثمر رساند. در بازی مقابل کره‌ی جنوبی بالاک با یک خطای فنی یک خطر مسلم گلزنی را از کره‌ای‌ها گرفت و به همین علت کارت زردی دریافت کرد که او را از حضور در فینال بازداشت. با این حال بالاک در نایب‌ قهرمانی آلمان نقش بسزایی داشت و از بهترین پاسورهای کل بازی‌ها بود
.
پس از بازی‌های یورو ۲۰۰۴ و با انتخاب به در سمت مربی تیم ملی آلمان، بالاک هم به جای کاپیتان تیم ملی شد
.
بالاک در بازی‌های دوستانه‌ی آماده‌سازی برای جام جهانی ۲۰۰۶ نیز خوب ظاهر شد و در اواخر مارس ۲۰۰۶ گل چهارم را برای آلمان به ثمر رساند تا این تیم آمریکا را ۴-۱ مغلوب کند
.
بالاک با ۶۰ بازی ملی، ۲۹ گل به ثمر رسانده است. او پیراهن شماره‌ی ۱۳ معروف تیم را به تن می‌کند یعنی همان پیراهنی که قبلا به تن داشته‌اند

باشگاهی
آغاز کار و چمنیتزر
میشائیل بالاک فوتبال را با تیم بی.س.ژ موتور کارل-مارکس-اشتادت آغاز کرد. والدینش او را در هفت سالگی به تمرین این تیم فرستادند و او در همان نگاه اول چشم مربی وقت، استفن هانیش، (که خود از بازی‌کنان دسته‌ی دوم آلمان شرقی بود) را گرفت. قابلیت بازی با دوپای بالاک از مهم‌ترین خاصیت‌های چشم‌گیر او بود.
بالاک آرام آرام به تیم اصلی راه یافت و در ۴ اکتبر ۱۹۸۳ به میدان آمد و در پیروزی دو بر یک تیمش مقابل موتور آسکونای کارل-مارکس-اشتادت شرکت داشت. بالاک مدام پیشرفت می‌کرد و مخصوصا به قابلیت گلزنی‌اش اضافه می‌شد. او در فصل سوم حضورش ۵۷ گل در ۱۶ بازی به ثمر رساند. او تنها ده سال داشت که به باشگاه بزرگ‌تری راه پیدا کرد. یعنی باشگاه کارل-مارکس-اشتادت که بعدها به چمنیتزر تغییر نام داد
.
بالاک در تیم جدیدش تحت نظر مربیانی همچون یورگن هابربر و ابرهارد شوستر بود و به همراه این تیم به افتخاراتی نیز نایل آمد از جمله قهرمانی ایالت ساکسونی در ۱۹۹۱ و قهرمانی مسابقات زیر ۱۹ سال کل آلمان در ۱۹۹۴
.
در ۱۹۹۵ بالاک برای اولین بار قراردادی امضا کرد و به خاطر قابلیت‌های خاصش به یاد بکن‌بائر به "قیصر کوچک" معروف شد. او در ۴ آگوست ۱۹۹۵ برای اولین بار در یک بازی حرفه‌ای بزرگسالان در اوبرلیگا(دسته‌ی دوم) مقابل لیپزیگ به میدان آمد اما چمنیتزر در این بازی ۲-۱ شکست خورد. در این فصل بالاک ۱۵ بار برای تیمش به میدان آمد اما چمنیتز نهایتا به دسته‌ی پایین‌تر سقوط کرد. با این حال این فصل برای بالاک فصل موفقی بود زیرا او در ۲۶ مارس ۱۹۹۶ در تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان به میدان آمد
.
در فصل بعدی بالاک جز ترکیب ثابت چمنیتزر شد و در درخشش دوباره‌ی این تیم نقش داشت. او در تمام بازی‌ها به میدان آمد و ده گل به ثمر رساند. چمنیتزر نتوانست به دسته‌ی بالاتر برگردد اما در تابستان ۱۹۹۷ بالاک به کایزرسلاترنی پیوست که تازه به بوندسلیگا برگشته بود
.
کایزرسلاترن

بازی‌های خوب بالاک در چمنیتزر و تیم ملی زیر ۲۱ سال مربی وقت کایزرسلاترن، اتو رهاگل، را بر آن داشت تا او را خریداری کند. کایزرسلاترن تازه به بوندسلیگا برگشته بود و این موقعیت خوبی برای بالاک بود.
در هفتمین بازی فصل در بازی دور از خانه مقابل کارلسروهه،‌رهاگل تصمیم گرفت بالاک جوان را برای اولین بار به میدان بفرستد و این اولین بازی وی در بوندسلیگا بود. گرچه او تنها در پنج دقیقه‌ی آخر بازی به میدان آمد. در ۲۸ مارس ۱۹۹۸ بالاک برای اولین بار در ترکیب ابتدایی تیم قرار گرفت. بازی مقابل بایر لورکوزرن بود و بالاک وظیفه‌ی مهار امرسون را به عهده داشت
.
بالاک در این فصل جمعا ۱۶ بار برای تیم جدیدش به میدان آمد و نقشی هر چند کوچک در مقام بی‌نظیر کایزرسلاترن یعنی فتح بوندسلیگا بلافاصله پس از بالا آمدن از دسته‌ی پایین‌تر،‌بازی کرد. در فصل بعدی بالاک از بازیکنان اصلی تیم شد و در ۳۰ بازی به میدان آمد و چهار گل به ثمر رساند. کایزرسلاترن در آن فصل تا یک چهارم نهایی جام باشگاه‌های اروپا بالا رفت و در آن‌جا توسط بایرن مونیخ حذف شد
.
در ۱ ژولای ۱۹۹۹ دو ماه بعد از اولین بازی بالاک در تیم ملی بزرگسالان، او در سن ۲۲ سالگی به بایر لورکوزن پیوست. هنوز یک سال از قرارداد او با کایزرسلاترن باقی مانده بود و به همین علت بایر لورکوزن مجبور به پرداخت ۸ میلیون مارک آلمان (نزدیک ۵ میلیون یورو) برای انتقال او شد
.
بایر لورکوزن

بالاک در بایرلورکوزن به خوبی درخشید. این آغاز درخشش جدی او بود. مربیان او در این تیم کریستوفر دام و کلاس تاپ‌مولر بودند. او در این تیم هافبک تهاجمی بود و جلوی کارستن راملو بازی می‌کرد.
او جمعا سه فصل برای لورکوزن بازی کرد و ۲۷ گل در بوندسلیگا و ۹ گل در اروپا به ثمر رساند
.
در سال ۲۰۰۰ لورکوزن تنها به یک تساوی مقابل اونترهاخینگ نیاز داشت تا برای اولین بار در تاریخ فاتح بوندسلیگا شود اما با گل به خودی بالاک، آن‌ها شکست خوردند تا باز هم بایرن مونیخ قهرمان شود
.
با این حال بالاک در بایر لورکوزن به یکی از بهترین هافبک‌های اروپا بدل شد. آخرین فصل او در لورکوزن فصل ۲۰۰۱/۰۲ بود که فصلی به یاد ماندنی به شمار می‌آید. او در این سال با لورکوزن مقام نایب قهرمانی بوندسلیگا، جام باشگاه‌های اروپا و جام حذفی آلمان را کسب کرد. چهار تا از بازیکنان لورکوزن در آن سال در تیم ملی آلمان بودند و نایب قهرمان جهان شدند. بالاک در آخرین فصل خود ۱۷ گل به ثمر رساند و بازی‌های خوبش باعث شد به عنوان بازیکن سال آلمان انتخاب شود
.
بایرن مونیخ

در سال ۲۰۰۲ بالاک با قراردادی به ارزش نزدیک ۱۳ میلیون یورو به بایرن مونیخ پیوست. بایرن مونیخ با سیستمی دفاعی تر بازی می‌کرد و بالاک باید با آن تطبیق می‌یافت اما بهرحال او در فصل اول ده گل در قهرمانی بایرن مونیخ در بوندسلیگا به ثمر رساند. همچنین در فینال جام حذفی آلمان به میدان آمد و دو گل به کایزرسلاترن زد تا بایرن ۳-۱ پیروز شود و به قهرمانی برسد.
در سال بعد بالاک بازهم درخشید و با مربی جدید، فلیکس ماگات، نیز رابطه‌ی خوبی داشت
.
بالاک جمعا چهار فصل برای بایرنی‌ها بازی کرد و سه بار قهرمان بوندسلیگا و دوبار قهرمان جام حذفی شد و جمعا در ۱۳۵ بازی به میدان آمد و ۴۷ گل به ثمر رساند. این مجموع گل‌های داخلی بالاک از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ را به ۶۱ می‌رساند
.
عدم وفاداری به بایرن و ابراز علاقه به باشگاه‌های بزرگ‌تر باعث انتقادهایی به او شد و بکن‌بائر و کارل هاینس رومینیگه از او گله کردند و در آخرین بازی‌اش برای بایرن توسط هواداران هو شد
.
چلسی

بالاک در فصل آخر خود در بایرن از منچستر یونایتد،‌چلسی، رئال مادرید و‌ آث میلان پیشنهادهایی دریافت کرد و نهایتا در ۱۵ می ۲۰۰۶ با استفاده از قانون بوسمن با قراردادی سه ساله به چلسی پیوست.
مربی او در چلسی خوزه مورینیو خواهد بود و او در کنار کسانی چون فرانک لمپارد در میانه‌ی میدان بازی خواهد کرد
.
مورینیو در باره‌ی او گفته است: "برای من او از بهترین بازیکنان جهان است. بسیار باهوش است،‌ از نظر تاکتیکی بسیار قوی است و گل‌های بسیاری به ثمر می‌رساند. برای من در اروپا تنها فرانک لمپارد در این سطح بازی می‌کند. این دو زوجی رویایی را تشکیل خواهند داد
."
زندگی شخصی

بالاک ۱۸۹ سانت قد و ۸۰ کیلو وزن و چشمانی آبی و موهایی مشکی دارد. او با دوست دخترش، سیمونه، زندگی می‌کند و از او صاحب سه فرزند به نام‌های لوئیس، امیلیو و جوردی شده است.
در حال حاضر در ساکن است
.
الیور کان (زاده، آلمان) فوتبالیست و دروازه‌بان آلمانی است. او از تا بحال در تیم ملی آلمان و از تا بحال در بایرن مونیخ بازی می‌کند
.
او و هوادارانش کان را «شاه کان» یا «کان تیتان» می‌نامند
.
او از به‌ترین دروازه‌بانان تاریخ جهان بوده است. عملکرد او درو نقش بسزایش در رساندن آلمان به فینال آن بازی‌ها جایزهٔ به‌ترین بازی‌کن آن رقابت‌ها را برایش به ارمغان آورد
.
او همسرش سیمونه -مادر دخترش کاترینا ماریا- را در حالی که هشت ماه باردار و منتظر فرزند دومش یعنی دیوید بود، در بیمارستانی خصوصی حومه مونیخ در روزهای واپسین حاملگی طلاق داد و کمی قبل از تولد پسرش دیوید به دنبال خدمتکار جنجالی میخانه، ورونا کرت رفت که رابطه جنسی اش با او را، تحقیق مفصل روزنامه های آلمان در ماه مارس سال 2003 برملا ساخت
.
یورگن کلینزمن سرمربی موفق و محبوب تیم آلمان، الیور کان را در جام جهانی 2006 آلمان، با ینس لمان جایگزین ساخت و "شماره 1" که نام کتاب خاطرات کان در سال 2004 بود، از پیراهن او برای همیشه گرفت. الیور کان پس از جام جهانی 2006 و تنها با یک بازی کم اهمیت رده بندی، زیر فشار مدیریت تیم آلمان و افکار عمومی کشور و هنوز تحت شعاع افتضاح اخلاقی ماجرای ورونا به ناچار از تیم ملی فوتبال آلمان خداحافظی کرد
.
الیور کان تنها دروازه تاریخ فوتبال جهان است که در جام جهانی به عنوان کاپیتان و دروازه بان تیم ملی آلمان بهترین بازیکن جام جهانی 2002 را از آن خود کرد پیش از آن هیچ دورازه بانی موفق نشده بود بهترین بازیکن جام جهانی لقب گیرد

از افتخارات سلطان الیور کان میتوان به موارد زیر اشاره کرد
بهترین بازیکن جام جهانی 2002 بهترین دورازه بان جام جهانی 2002 بهترین دروازه بان جهان در سالهای 1999, 2001, 2002 بهترین دورازه بان اروپا در سالهای 1999, 2000, 2001, 2002 بهترین بازیکن فوتبالیست آلمان در سالهای 2000, 2001 بهترین دورازه بان آلمان در سالهای 1994, 1997, 1999, 2000, 2001, 2002 نائب قهرمان جام جهانی 2002 قهرمان جام ملت های اروپا در سال 1996 در انگلستان قهرمان جام باشگاهای جهان در سال 2001 قهرمان جام باشگاهای اروپا در سال 2001 قهرمان جام یوفا در سال 1996 قهرمان بوندس لیگای آلمان در سالهای 1997, 1999, 2000, 2001, 2003, 2005, 2006 قهرمان جام حذفی آلمان در سالهای 1998, 2000, 2003, 2005, 2006 قهرمان لیگ کاپ آلمان در سالهای 1997, 1998, 1999, 2000, 2004

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:27 | 
بیوگرافی مایکل اوون

بیوگرافی اوون


سال تولد:۱۴دسامبر ۱۹۷۹
محل تولد:چلستر انگلستان

او فوتبال خود را از ۷سالگي و زير نظر پدرش آغاز کرد.پدر مايکل در تيم اورتون بازي مي کرد و باعث علاقه ي شديد وي به فوتبال شد.او در مدرسه ي دسايب با۹۷ گل آقاي گل شدو رکورد مرد افسانه اي ايان راش را جا به جا کرد.مايکل ۱۷ساله بود که مورد توجه چندين تيم قرارگرقت.منچستر يونايتد-شفيلد ونزدي-وستهام-ليور پول و دورتمند آلمان.او تمار هيتسفيلد مربي وقت بوروسيا دورتمند وي را کشف کرد و از مسوولينليور پول خواست که اوون را به اين باشگاه بفروشد.اما ليور پولي ها پس از تحقيقات گسترده به اين نتيجه رسيدند که هيتسفيل استاد پيدا کردن نخبه ها است و به همين دليل از انتقال اوون که در تيم نوجوانان اين باشگاه بازي ميکردخود داري نمودند.اوون به همراه نوجوانان ليور پولي قهرمان جزيره شدو خيلي زود به تيم بزرگ سالانپيوست.و با۱۸ سال و۵۰ روز به عنوان جوانترين بازيکن تاريخ فوتبال انگلستان تا آن زمان به تيم ملي دعوت شد .او اولين بازي ملي خود را مقابل شيلي انجام داد . هر چند که رکورد او توسط وين روني شکسته شد اما او در جام جهاني۹۸ فرانسه خوش درخشيد.هر چند که انگلستان در مرحله ي يک هشتم نهايي حذف شد.اما گل استثنايي وي به آرژانتين به عنوان زيبا ترين گل جام جهاني انتخاب شد.اوون در سال۱۹۹۸ به عنوان بهترين بازيکن انگلستان و جوانترين بازيکن انگلستان انتخاب شد.او در ۵۴بازي ملي۳۱ گل به ثمر رسانده است.مايکل اوون با ليور قهرمان جام يوفا۲۰۰۱ - جام حذفي و اتحاديه ي انگلستان و همچنين قهرمان سوپر جام اروپادر سال۲۰۰۱ شد.او در سال ۲۰۰۲به عنوان مرد سال فوتبال اروپا انتخاب شد تا آلبو م افتخارات خود را پر رنگ تر کند.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:22 | 
بیوگرافی آندری شوچنکو

 متولد 29 سپتامبر 1976 درروستای ویرکیویشنا در نزدیکی کیف بدنیا آمد.او از کودکی به فوتبال علاقه داشت. پدرش یک نظامی طراح ماشین بودو مادرش یک حسابدار.او شرایطسختی را در کودکی گذراند.علاقه شدید او به فوتبال سبب شد تا آندری به عضویت تیمهای پایه دینامو کیف دراید.قبل از آن و زمانی که شوا در سخت ترین شرایط زندگی بود او در یک تورنمنت فوتبال شرکت کرد وبهترین بازیکن مسابقات لقب گرفت.همین امر موجب توجه لوبانفسکی به شوا شد و او راهی دیناموکیف شد. نخستین مربی شوا در دینامو الکس شپکف بود.آندری 9 ساله در طی1۰سال حضور در مسابقات جوانان آقای گل تمامی دوران شد.او در سال 1994 در سن 18 سالگی به بزرگسالان دیناموکیف پیوست.در طی 5 فصل حضور در دیناموکیف شوا 5 بار لیگ اکراینو 4 بار جام حذفی را فتح کرد.او با دینامو به نیمه نهایی لیگ اروپا هم رسید و در دوران حضورش در این تیم بهترین بازیکن و گلزن دینامو بود.در سال 1999 شوا به پیشنهاد 26 میلیون دلاری میلان پاسخ مثبت داد و راهی سن سیروشد.در همین بین پدر آندری دچار بیماری قلبی شد و شوابا کمک های سیلویو برلوس*********** شاهد بهبود وضعیت پدرش شد.در اولین فصل حضور شوا در میلاناین تیم در لیگ سوم شد اما شوچنکو با 24 گل زده آقای گل لیگ شد.در سال 2001 او با زدن دو گل از شش گل میلان به اینتر صاحب لقب قاتل اینتر شد.فصل 2002/2003 برای شوا بسیار بد بود و او با مصدومیت شدیدی مواجه شد. اما سال بعد او به تمام آرزوهایش رسید و علاوه بر فتح اسکودتو و لیگ قهرمانان اروپا با یک مدل لباس آمریکائی الاصل بنام کریستین پازیک ازدواج کرد.
او این فصل با 24 گل زده باز هم آقای گل لیگ شد. دراواخر سال 2004 شوچنکو عنوان بهترین بازیکن اروپا را از آن خود کرد.در 29 اکتبر 2004 آندری وکریستین صاحب یک پسر شدند و نام اورا یوردان گذاشتند.شوا در این سال سومین بازیکن برتر جهان شد.در فصل بعد میلان نایب قهرمان ایتالیا شد.در روز 6 سپتامبر 2005 در مراسمی باشکوه در کلیسای سن ویچنزو برلوس*********** به عنوان پدرخوانده یوردان معرفی شد.شوا در همین ماه برنده تندیس پای طلایی 2005 شد.در این مراسم جرج بست و ژرژ وه آ هم حضور داشتند.ندود و باجو برندگان دوره های گذشته بودند

 



اطلاعات کلی:

نام کامل : آندری مایکولایویچ شوچنکو Andriy Mykolayovych Shevchenko

قد: ۱.۸۳ متر

القاب : شوا، شواگل، طوفان شرقی و ...

بازی ملی : ۷۱

گل ملی : ۳۳


افتخارات:

۱۹۹۵

قهرمانی لیگ اوکراین

بهترین بازیکن تازه وارد فصل


۱۹۹۶

قهرمانی لیگ اوکراین

قهرمانی جام حذفی اوکراین

بازیکن سال اوکراین


۱۹۹۷

قهرمانی لیگ اوکراین

بازیکن سال اوکراین


۱۹۹۸

قهرمانی لیگ اوکراین

قهرمانی جام حذفی اوکراین

بازیکن سال اوکراین


۱۹۹۹

قهرمانی لیگ اوکراین

قهرمانی جام حذفی اوکراین

آقای گل لیگ اوکراین

بهترین گلزن لیگ قهرمانان

آقای گل لیگ قهرمانان

سومین بازیکن برتر جهان از نظر فیفا

بازیکن سال اوکراین

بهترین ورزشکار سال اوکراین

زننده بهترین گل فصل


۲۰۰۰

آقای گل سری آ ایتالیا

بهترین بازیکن خارجی سری آ

سومین بازیکن برتر جهان از نظر فرانس فوتبال (اهدا کننده توپ طلا)

بازیکن سال اوکراین


۲۰۰۱

بازیکن سال اوکراین

بازیکن سال اروپای شرقی


۲۰۰۲

بازیکن سال اوکراین


۲۰۰۳

قهرمانی لیگ قهرمانان

قهرمانی در جام حذفی ایتالیا

قهرمانی در سوپرجام اروپا

چهارمین بازیکن برتر جهان از نظر فیفا

بازیکن سال اوکراین


۲۰۰۴

قهرمانی سری آ ایتالیا

آقای گل سری آ ایتالیا

قهرمانی در سوپرجام ایتالیا

سومین بازیکن برتر جهان از نظر فیفا

توپ طلای اروپا

بازیکن سال اوکراین




۲۰۰۵

فینالیست لیگ قهرمانان

برنده جایزه "Golden Foot"

جایزه های کشوری


شوا نشان قهرمان اوکراین را در ۳۱ دسامبر ۲۰۰۴ از رئیس جمهور لئونید کوچما برای "سهم خارق العاده اش در پیشرفت فوتبال اوکراین" دریافت کرد.
نشان لیاقت به فرمان رئیس جمهور اوکراین در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۹
نشان شاهزاده ولادیمیر مقدس در۲۵ مارس ۲۰۰۰

 

آندری شوچنکو در کیف در منطقه یاگوتین در ۲۹ سپتامبر ۱۹۷۶ متولد شد.آندری فوتبال را از مدرسه آغاز کرد و هنگامی که تنها نه سال سن داشت مامور استعداد یابی دیناموکیف-الکساندر شاپکوف- در یک تورنمت مدرسه ای استعداد او را دید و وی را به تیم نوجوانان دینامو کیف برد.

والدینش در ابتدا چندان علاقه ای به فوتبال بازی کردن او نداشتند و پدر او نیکلای دوست داشت که پسرش همانند او پس از اتمام مدرسه به ارتش بپیوندد، همچنین برای خود او سخت بود که هر روز برای تمرین از یک سر شهر به سر دیگر آن برود؛ ولی با کمکهای شاپکوف او ادامه داد و فوتبال تمام زندگی او شد.

حادثه انفجار نیروگاه اتمی چرنوبیل به معنی تعطیل شدن موقت تمرین بود.او در بهار ۱۹۸۶ به مدت دو ماه همانند بسیاری دیگر به مدرسه ای دور از محل خطر رفت و پس از بازگشت باز هم به بازی ادامه داد.

شوا با پستهای دفاعی تر شروع کرد و در ۱۹۹۰ تیم جوانان دینامو جام یان راش در ولز را ازان خود کرد. در آن تورنمنت او آقای گل شد و یک جفت کفش از مهاجمی معروف هدیه گرفت. درین دوران طی بازدیدی از سن سیرو آرزوی بازی برای میلان در او شکل گرفت ولی قبل از آن افتخارات بسیاری را با دینامو باید کسب می کرد.

در ۱۹۹۱ تیم آندری آخرین برنده جام نوجوانان USSR شد. (پس از آن شوروی از هم پاشید).

در ۱۹۹۲ شوچنکو به تیم دوم دینامو رسید که در آن هنگام مربی آن ولادیمیر اونیشنکو بود. در آن فصل او با ۱۲ گل بهترین گلزن تیمش لقب گرفت. در ۸ نوامبر ۱۹۹۴، آندری اولین بازی خود برای تیم اصلی دینامو را در مقابل شاختار دونتسک انجام داد و۳۶ دقیقه در زمین حاضر بود همچنین در ۱۱ اکتبر همان سال اولین بار برای تیم ملی زیر ۲۱ سال در بازی با اسلونی به میدان رفت.

نخستین گلی که او در لیگ به ثمر رساند در ۱ دسامبر ۹۴ بود در حالی که ۶ روز بعد از آن تنها گل تیمش و اولین گل خودش را در جام قهرمانان در مقابل بایرن مونیخ به ثمر رساند با این وجود در آن بازی ۴ به ۱ باختند.

در فصل ۹۵-۹۶ او بازیکن ثابت دینامو شد ولی در آن سال با تحریم یوفا تیم نتوانست در لیگ قهرمانان به میدان برود و در سال بعد هم در آغاز بازیهای دور مقدماتی شوا دچار مصدومیت مینیسک شد و دینامو حذف شد.

به خاطر این مشکلات والری لوبانفسکی –مربی افسانه ای دینامو که این تیم را در سالهای ۱۹۷۵و ۱۹۸۶ به موفقیت بین المللی رسانده بود- به تیم بازگشت و توانست موفقیت را با خود به تیم برگرداند به طوری که دینامو کیف توانست بارسلونا را دو بار در لیگ قهرمانان شکست دهد. در بازی مقابل بارسلونا شوا توانست با هت تریک خود اولین بازیکن اکراینی شود که موفق به این کار شده است و با درخشش خیره کننده او دینامو توانست در روز تولد مهاجم کم نظیر اکراینی (اولگ بلوخین مربی تیم ملی اکراین در جام جهانی ۲۰۰۶) بارسلونا را ۴ بر ۱ در هم بکوبد.

شوای جوان مورد توجه تیمهای برتر اروپا قرار گرفت و قیمت او در فصل ۱۹۹۸-۹۹ به ۲۰ میلیون دلار هم رسید چون او توانست با گلزنیهای خود دینامو را به صدر جدول گروه خود در لیگ قهرمانان برساند.

در یک چهارم نهایی شوا ۳ گل در دو بازی مقابل رئال مادرید به ثمر رساند و دو بار هم دروازه بایرن مونیخ را در نیمه نهائی فرو ریخت ولی متاسفانه با کمی بخت و اقبال تیم آلمانی به فینال رسید.

با این حال شوا در روز طلائی باشگاه میلان یعنی ۱ جولای ۱۹۹۹به این تیم ایتالیایی پیوست تا ادعا کند که مارکو فن باستن جدیدی برای این باشگاه است ولی نمی دانست که از او هم فراتر خواهد رفت. میلان با پرداخت ۲۵ میلیون دلار رکورد بیشترین انتقال باشگاه را شکست و شوا را به سن سیرو آورد تا یکی از بهترین خرید های تاریخ خود را نیز انجا م داده باشد!

شوا در اولین بازی خود برای میلان در مقابل لچه گل زد و در همان فصل اول حضور خود در سری آ با ۲۴ گل در ۳۲ مسابقه آقای گل شد تا آلبرتو زاکرونی از این انتقال بسیار خرسند باشد.هر چند نباید فراموش کرد که پیشنهاد آمدن شوا به میلان از طرف فابیو کاپلو مطرح شده بود و خود او بعدها وقتی سرمربی رم بود در مصاحبه ای گفت که یکی از حسرتهای دوران مربی گری اش این است که نتوانسته مربی شوا باشد!

در این سالها (۱۹۹۹ و۲۰۰۰) او در انتخاب بهترین بازیکن سال از طرف مجله فرانس فوتبال (همان توپ طلایی و معتبرترین جایزه برای یک بازیکن) در رده سوم قرار گرفت.

این توانایی ها باعث شد که تیمهای دیگر اروپایی به فکر جذب او بیافتند و در سال ۲۰۰۱ در روزنامه «توتو اسپرت» شایع شد که رئال مادرید پیشنهادی ۹۰ میلیون دلاری مطرح کرده است که در زمان خود رکورد نقل وانتقلات را می شکست.این شایعات با گل شوا در نوامبر ۲۰۰۲ در مقابل رئال مادرید در لیگ قهرمانان از بین رفت. او همچنین در مقابل اینتر در نیمه نهایی همان جام گلزنی کرد تا میلان به فینال برسد. در فینال هم پس از ۱۲۰ دقیقه تلاش کار به ضربات پنالتی کشید که شوا توانست با گل کردن آخرین پنالتی میلان در مقابل گرانترین (و شاید بهترین) دروازه بان جهان یعنی جان لوئیجی بوفون میلان را به ششمین قهرمانی خود در باارزشترین جام باشگاهی جهان برساند ویووه را بار دیگر ناکام کند. شوا جام را به کیف زادگاه خود برد و آن را به جمعیت منتظر در مقبره لوبانفسکی برد تا سپاسگزاری خود را به مربی سابقش نشان دهد.

میلان در آن سال با دو گل دیگر او در مقابل پورتو به سوپرجام اروپا هم رسید. و در فصل ۲۰۰۳-۰۴ با درخشش او که به آقای گلی مجدد او نیز انجامید توانست سری آ را دیگر بار فتح کند. شوا با سه گلی که در مقابل رم به ثمر رساند قهرمان سال پیش را کاملا ناامید کرد!ولی او دست از سر رمی ها برنداشت و در سوپر کاپ هم سه بار دیگرتوپ را از خط دروازه لاتزیو عبور داد تا تبدیل به کابوس پایتخت نشین ها شود!

۲۰۰۴هم سال موفقیتهای او بود چون در این سال سومین فوتبالیست تاریخ اوکراین پس از اولگ بلوخین و ایگور بلانوف شد که توپ طلای اروپا را دریافت کرده است تا بالاخره به حق خود برسد! او این عنوان را نیز به مردم کشورش تقدیم کرد.

این سال در زندگی شخصی او هم بسیار اهمیت یافت. او در ۱۴ جولای با مدل آمریکایی کریستن پازیک ازدواج کرد.جردن در همان سال بدنیا آمد تا او پدر شود. جالب اینکه سیلویو برلوسکونی بعدها پدر خوانده فرزند او شد.

آرزوی ملی آندری در ۳ سپتامبر ۲۰۰۵ با درخشش خود او به حقیقت پیوست. اوکراین توانست با پشت سر گذاشتن ترکیه، یونان (قهرمان اروپا)، دانمارک، آلبانی، گرجستان و قزاقستان تحت رهبری اولگ بلوخین تیم اول گروه خود شود و به جام جهانی آلمان صعود کند تا برای اولین بار شانس خود را در این رفابتها بیازماید. شوا بهترین گلزن در این گروه بود.



شوا در فصل ۲۰۰۵-۰۶ با ۱۹ گل خود در ۲۸ بازی به میلان کمک کرد تا پس از یوونتوس در جایگاه دوم لیگ قرار گیرد. همچنین در این فصل او در غیبت مالدینی بازوبند کاپیتانی را بر بازو می بست. در این فصل او توانست شماره ۱۰ افسانه ای میلان یعنی جانی ریورا را به رده سوم برترین گلزنان تاریخ میلان بفرستد و تنها گونار ناردال را پیش روی خود ببیند!!او در برد ۵ بر صفر برابر ترویسو ۱۶۴ و ۱۶۵ امین گل خود را برای میلان به ثمر رساند تا به این مهم برسد.

در لیگ قهرمانان آن سال او با ۹ گل در ۱۲ بازی بهترین گلزن شد و فقط چهار گل را در یک بازی به فنرباغچه زد! او دیگر به هت تریک هم اکنفا نمی کرد!!میلان در نیمه نهایی مغلوب بارسلونا شد. با وجود گل کاملا صحیح شوا در نوکمپ، مارکوس مرک ۱۰ امین گل شوا را نپذیرفت تا این اتفاق بیافتد.با این حال شوا به رائول بهترین گلزن تاریخ لیگ قهرمانان رسید.او ۵۲ گل در این جام به ثمر رسانده بود!

در ۳۱ می ۲۰۰۶ او با قراردادی چهار ساله به ارزش ۳۰ میلیون پوند(پنجمین ترانسفر بزرگ تاریخ) به چلسی انگلیس پیوست. درین باره خود او گفت :"من برای مبارزه و هیجان لیگ برتراینجا هستم. من از باشگاهی بزرگ به دیگری می پیوندم؛ به تیم قهرمانان!و من فکر می کنم در موقع مناسب به اینجا آمده ام."

جام جهانی ۲۰۰۶ از نقاط مهم دوران حرفه ای اوست. با وجود او بود که اوکراین توانست پس از فروپاشی شوروی برای اول بار به این جام برسد و صدر نشین گروه خود در مرحله مقدماتی باشد. آنها در گروه H با اسپانیا،عربستان سعودی و تونس در یک گروه قرار گرفتند. ولی شوا ابتدا باید از بند مصدومیت لیگامنت خود رها می شد. او قبل از جام جهانی آماده شد و اولین کاپیتان اوکراین در جام جهانی لقب گرفت. متاسفانه این تجربه خوشایند نبود و حضور شوا باعث جلوگیری از شکست ۴-۰ در مقابل اسپانیا نشد. ولی آنها در گرمای هامبورگ همان نتیجه را با گلهای آندری روسول، سرگئی ربروف، شوچنکو و کالینیچنکو به عربستان تحمیل کردند. پاس گل چهارم هم با کار زیبای شوا پس از رد کردن سه بازیکن به کالینیچنکو رسید تا پاس گل او را جبران کرده باشد. در بازی مقابل تونس شماره ۵ تونس پس از دریافت کارت زرد دوم درست قبل از پایان نیمه اول اخراج شد تا اوکراین در نیمه دوم امیوارتر باشد. در دقیقه هفتاد روی شوا پنالتی شد که خود او آن را به گل تبدیل کرد و باعث برد تیم خود وصعود آن به مرحله حذفی شد.

در مرحله حذفی اوکراین به سوئیس برخورد. در این بازی پرفشار آندری با ضربه سری شیرجه ای توپ را به تیر زد همین طور سوئیسی ها ضربه آزادی را به دیرک دروازه کوبیدند تا بازی به پنالتی بکشد و در اتفاقی عجیب اوکراین ۳-۰ ببرد! زیرا سوئیس موفق نشد حتی یک پنالتی را به گل تبدیل کند!

در یک چهارم نهایی ایتالیا رقیب اوکراین شد.ایتالیا قدرت خود را با گل زامبروتا و دو گل تونی ثابت کرد. با این وجود نتیجه بازی می توانست متفاوت باشد چون اوکراینی ها در موقعی که بازی یک – صفر بود دو ضربه زدند که از روی خط برگشت داده شد. بعد از بازی شوا گفت :"برای ما تساوی در مقابل ایتالیا هم بسیار سخت بود چه برسد به برد! ما با یک ایتالیای عالی روبرو شدیم که شایسته برد بود. آنها از موقعیتهایی که ستاره هایشان فراهم کردند سود بردند. ما خوب بازی کردیم و بسیار حمله کردیم و هر چه در توانمان بود انجام دادیم. ما شجاعانه بازی کردیم. برای برد شما نیاز به شانس هم دارید که ما امشب نداشتیم."

فصل۲۰۰۶-۰۷ برای او شروعی خوب در تیم جدیدش نبود. ناآشنا بودن با لیگ برتر، عدم حمایت هم تیمی های جدید،فشار انتقادات روزنامه های حاشیه پرداز انگلیس و... از دلایل افت شوا بود. ولی او به راحتی تسلیم نشد و با وجود تهمتها و انتقادات بسیار توانست روحیه خود را بازیابد و به شرایط سابقش نزدیکتر شود و با چند گل پیاپی که به ثمر رساند مورینیو را مجاب کرد تا او را به ترکیب اصلی تیم بازگرداند. آخرین گل او در مقابل پورتو پرتغال بود که باعث شد چلسی در زمین حریف مساوی کند و با امید بسیار به انتظار بازی برگشت باشد.

آخرین افتخار کسب شده توسط او قهرمانی کارلینگ کاپ انگلستان در مقابل آرسنال است که درآن بازی با وجود عدم گلزنی بازی موثری ارائه داد.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:21 | 
بیوگرافی کاکا

 Position:  Midfielder
Birthdate:  4/22/1982

BirthplaceBrasilia , Brazil

Height:  186 cm

Weight:  73 kg

تولد یک ستاره:اما یک بازیکن برزیلی که پیراهن شماره 8 یاد آور ((سوکراتس)) است کیست؟ریکاردو کاکا مهاجم-هافبک برزیلی در 22 آوریل 1982 در شهر برازیلیا ،پایتخت برزیل چشم به جهان گشود. نام او بر گرفته از زبان پرتغالی است.وقتی ریکاردو کوچک بود صاحب برادری به نام رودریگو شد. رودریگو با زبان کودکانه اش نمی توانست به راحتی نام برادر بزرگ خود را که ریکاردو بود ،خطاب کند، لذا او را kaka می نامد . همین نام بر روی ریکاردو باقی ماند .او می گوید:نام کاکا برای من خوش یمن بوده است.ریکاردوی هفت ساله در کوچه و خیابانها پا به توپ بود. به گفته والدینش هیچ گاه او را بدون توپ نمی توانستند مشاهده کنند. کاکا 12 سال بیشتر نداشت که وارد باشگاه سائوپائولو شد و در یک تورنومنت ،با تیم زیر چهارده ساله ها بازی کرد. مسئولان باشگاه به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به بازی فوتبال کردند .از ابتدای سال 2001 ،عضو تیم بزرگسالان سائوپائولو شد و در 131 بازی رسمی ،48 گل زد و خیلی سریع قدم به دنیای حرفه ای گذاشت . او در سن 21 سالگی پیراهن شماره 22 میلان را بر تن کرد؛ در واقع در سال 2003 تیم خانگی را ترک و وارد میلان شد. او توانست به سرعت خود را در میان بازیکنان مطرح قرار دهد.کاکا در میلان محبوب شد. آمارها نشان می دهند که او هم تراز آندره شوچنکو و پائولو مالدینی هوادار داشته است .

پسری بازیگوش:کاکا از همان دوران نوجوانی پسری بازیگوش بود. او با موهای سیاه و چشمان نافذش خود را در دل همه جا کرد. وقتی سوار بر موتور هارلی دیودیدسن و یا بی ام و 1400 خود می شد توجه همه را جلب می کرد . او به یک نام معروف و جنجالی تبدیل شد.البته نه در زمین فوتبال بلکه در میان دوستانش آن هم به دلیل روحیه شاد و با نشاطی که داشت .یک بار با دوستانش شرط بست که در یک پرش خطرناک در استخرشرکت کند اما سرش به لبه استخر خورد وآسیب جدی دید ،در نتیجه مدتی از صحنه فوتبال دور شد تا بهبود پیدا کرد .وقتی در خیابان های میلان قدم می زد و یا با مادرش سوار بر اتوموبیل لوکس خود می شد ،نگاه های همه به سوی او جلب می شد.کاکا به طور کلی فردی متواضع و مهربان است و همین مسئله همه را به سوی خود جلب کرده است.

ازدواج در سال 2005:وی در 23دسامپر 2005،در حصور ششصد مهمان در یک کلیسا در برازیلیا با کارولین 18 ساله فرزند نماینده شرکت دیور شهر سائوپائولوی برزیل پیمان ازدواج بست، گرچه پیش از این گفته می شد،کارولین دختر صاحب دیور است اما بعد مشخص شد که شایعه ای بیش نبود و کارلوین دختر نماینده شرکت آرایشی و بهداشتی و تولید کننده عطر و ادوکلن دیور در برزیل است، از مهمانان ویژه مراسم ازدواج آنان باید به نام های چون رونالدو،ادریانو،دیدا،باتیستوتا و مربیان تیم ملی برزیل اشاره کرد. کارلوین و کاکا برای اولین بار در سال 2002در یک مهمانی همدیگر را ملاقات کردند و همین آشنایی تبدیل به ازدواج آنان شد.حتی وقتی کاکا از سائوپائولو در سال 2003 به سوی ایتالیا رفت، کارلوین که یک پچه مدرسه ای بود در انتظارش ماند و فقط اوقات تعطیلات رابه همراه خانواده نرد کاکا به میلان می رفت . بالاخره آنان سال گذشته با یکدیگر ازدواج کردند و هر دویشان از ازدواج شان ،احساس خوشحالی و خوشبختی می کنند .

به دنیای دیگری پا گذاشتمکاکا قصد دارد مانند گذشته در تبلیغات محصولات آدیداس شرکت کند و به فعالیت های خود مانند سابق ادامه دهد. او می گوید: مسلمان شدنم تاثیری در شیوه فعالیت من نگذاشته تنها دیدگاه من نسبت به جهان عوض شده و آگاهانه تر و هوشیار تر به دنیا نگاه خواهم کرد. گویا در خواب بودم و اکنون از خواب سنگین بیدار شدم و در دنیای روشن چشم باز کردم.

تهیه و تنظیم: رهبر

ريكاردو ايزاكسون دوس سانتوس ملقب به كاكا در تاريخ 22 آوريل سال 1982 ميلادي در شهر برزيليا در كشور برزيل به دنيا آمد.برادر كوچكش دياگو قادر به تلفظ صحيح نام او نبود و او را كاكا صدا مي كرد كه نامي محلي در زبان پرتغالي است و اين نام از همان موقع براي او انتخاب شد.كاكا بر خلاف اكثر فوتباليستهاي برزيلي كه دوران كودكي سخت و همراه با فقري را پشت سر گذاشتند در خانواده اي مرفه بزرگ شد اما مانند ساير كودكان برزيلي علاقه زيادي به فوتبال داشت و خيلي زود استعدادش نمايان شد.او فوتبال خود را با باشگاه سائوپائولو آغاز كرد و در 17 سالگي و به دنبال درخشش در تيم جوانان اين باشگاه مورد توجه باشگاه كايزريا اسپور تركيه قرار گرفت و تا آستانه عقد قرار داد هم پيش رفت كه در نهايت به خاطر عدم توافق 2 باشگاه بر سر مسائل مالي در برزيل ماندگار شد.در 18 سالگي به تيم بزرگسالان راه يافت ودر نخستين فصل حضورش 12 گل در 27 بازي براي تيمش به ثمر رساند .سال 2000 براي كاكا همراه با يك حادثه وحشتناك بود چرا كه در استخري كه مشغول شنا بود در هنگام شيرجه به شدت با ديواره كنار استخر برخورد و از ناحيه ستون فقرات مصدوم شد.اين آسيب ديدگي به حدي بود كه ادامه فوتبال او را نيز در هاله اي از ابهام فرو برد اما او با اراده اي قوي و با اتكا به عيسي مسيح و كمك هاي روحي خانوادهاش توانست از پس اين مشكل بر آمده و دوباره به ميادين باز گردد.كاكاي جوان در سال 2003 در مسابقاتي كه در آمريكا و مكزيك برگزار مي شد به عنوان كاپيتان همراه تيم كشورش بود و درخشش زيادي آنجا داشت.اين درخشش او را مورد توجه باشگاههاي بزرگ اروپا نظير چلسي و رئال مادريد و ليورپول و در نهايت ميلان قرار داد.از بين اين يشنهادها كاكا به خاطر علاقه خود و به توصيه مادرش كه از هوتداران ميلان به شمار مي رفت اين تيم صاحب نام ايتاليايي را براي ادامه فوتبالش برگزيدو با قرار دادي 5 ساله به ارزش 5/8 ميليون يورو راهي ميلان شد.كاكا از همان بدو حضورش در ميلان با ارائه بازي هاي خوب و درخشش در تركيب ميلان خود را در تركيب اصلي ميلان اثبات كرد و درخشش او زمينه ساز نيمكت نشيني ستارگاني چون ريوالدو و روي كاستا در اين تيم شد.نخستين گلش با پيراهن ميلان هم در دربي شهر ميلان برابر اينتر به ثمر رسيد و محبوبيتي دو چندان به او نزد هواداران داد.در اين سال كاكا به همراه ميلان فاتح اسكودتو و سوپر كاپ اروپا شد.هرچند در بازي پورتو در سوپر كاپ تازه به ميلان آمده بود و مجال بازي نيافت.در فصل دوم حضورش بازي هاي درخشان او يكي از از اركان صعود ميلان به فينال ليگ قهرمانان در استانبول شد هرچند ميلان بازي را در نهايت در ضربات پنالتي به ليورپول واگذار كرد.در اين مسابقات كاكا بعنوان بهترين هافبك از سوي يوفا انتخاب شد.كاكا در عرصه ملي هم سابقه اي درخشان دارد و يكي از 23 برزيلي قهرمان جهان در سال 2002 بود .در آن مسابقات كاكا تنها 19 دقيقه باربر كاستاريكا فرصت بازي پيدا كرد.كاكا توانست در ميان ستارگان زياد فوتبال برزيل خود را در تركيب ثابت اين تيم جا بياندازد و در جام كنفدراسيونهاي سال 2005 يكي از مردان ثابت برزيلي ها بود و در فينال اين بازيها زننده گل نخست برزيل برابر آرژانتين بود.و در نهايت قهرماني اين مسابقات را با تيم كشورش به دست آورد.جام جاني 2006 براي او نيز مانند ساير برزيلي ها به خاطره اي تلخ تبديل شد و برزيلي ها نتوانستند بازي هاي خوبي از خود نشان دهند.هرچند او نسبت به بقيه هم تيمي هايش بازي هاي به مراتب بهتري از خود نشان داد.در 23 دسامبر 2003 در حالي كه 21 سال داشت در كليساي محل تولدش و با حضور 600 مهمان از جمله كافو و ديدا و رونالدو با كارولين سليكو پيوند زناشويي بست.اين دو هنگامي كه كاكا در سائوپائو.لو بازي مي كرد و كارولين دانش آموز بود با هم آشنا شده بودند.

شعار زندگي كاكا اين 2 جمله مي باشد:من متعلق به عيسي مسيح هستم.خدا به من وفادار است.اين جملات معمولا همراه كاكا هستند و در مراسم ازدواج و بازي هاي حساس بر روي پيراهن خود از اين جملات استفاده كرده است.كاكا در سال 2004 بعنوان سفير يونيسف براي كمك به كودكان محروم و گرسنه جهان انتخاب شد.رومن كالدرون رئيس كنوني رئال مادريد او را بعنوان شعار تبليغاتي خود به هواداران رئال معرفي كرده و وعده جذب اين ستاره را به رئاليها داده اما با وجود پيشنهاد هاي وسوسه كننده او كاكا به ميلان وفادار مانده و بارها اعلام كرده كه در ميلان خواهد ماند و در بحبوحه جام جهاني آلمان براي پايان دادن به شايعات قرار دادش با ميلان را تمديد كرد.به اميد ماندن هميشگي اش در ميلان

سابقه حرفه اي

سال حضور

تعداد بازي

گل زده

سائو پائولو

2001-2003

58

23

ميلان

2003 به بعد

116

36

ایمان -  "کاکا" فقط 24 سال دارد. اما آنقدر در فوتبال اروپا جا افتاده و پخته عمل می کند که می توان نام او را در جمع ستاره ها ثبت کرد. این روزها تیمهای زیادی خواهان به خدمت گرفتن "کاکا" هستند. ستاره ای سخت کوش که همیشه در خدمت تیم هست و البته بی حاشیه و تأثیرگذار. او نیروی جوانی خود را تماما وقف فوتبال کرده و به خوبی از آن بهره می برد. همچون یک حرفه ای با تجربه از میلان و شرایط بازی در اروپا می گوید و همچنان به آینده فکر می کند. آینده ای که خودش میلانی می داند و سایرین اسپانیایی. اما "کاکا" هنوز یک میلانی است، با تمام انگیزه ها و هیجانات یک ستاره جوان.

• درخشش میلان با آمدن "رونالدو" همزمان شد. همانطور که رونی دوره جدیدی را شروع کرده. این تو را شگفت زده نکرد؟- نه، به نظر من او همیشه خوب بود. حتی در تیم ملی و زمانی که می گفتند او چاق است و تمام شده. در زندگی انگیزه خیلی مهم است و این در "رونی" خیلی قوی است. اینجا در میلان همه او را دوست دارند. در رختکن هیچکس به او حسودی نمی کند و اگر کسی در جایی که هست راحت و شاد باشد، خیلی بهتر کار می کند.

• الآن یک برزیلی دیگر در اسپانیا است که دچار افت شده. فکر می کنی "رونالدینیو" آماده ترک بارسا باشد؟- هر تیمی یک دوره ای دارد. نمی دانم دوره بارسا امسال تمام می شود یا نه، اما این تیم بزودی افت می کند. آنها 3 سال بهترین تیم اروپا بودند. دوره ها تمام می شود و بازیکنان دوست ندارند منتظر باشند تا دوره جدید آغاز شود. البته مالدینی برای میلان این کار را کرد. اما نمی دانم "رونالدینیو" این کار را می کند یا نه. اگر قصد تغییر تیم را داشته باشد، امیدوارم میلان او را بگیرد.

• در بازار نقل و انتقالات، اسپانیا بسیار فعال است و نام شما هم بسیار به گوش می خورد. از این موضوع احساس غرور می کنی یا ناراحت می شوی؟- من خبر ندارم. بنابراین چیزی نمی گویم.

• بر خلاف شایعات و سکوت ها، "ریکاردو اولیویرا" خیلی مذهبی است یک مبلغ خالص با او چطور کنار می آید؟- او مبلغ نیست، ما مذهبی هستیم. اعتقادات او را می شناسم. ما با هم به کلیسا می رویم و دعا می خوانیم و معمولا در مورد عقایدمان با هم بحث می کنیم. بین ما هیچ اختلافی وجود ندارد.

• درباره گفتگو صحبت کردیم. خیلی ها معتقدند فوتبالیستها بعد از قضیه جنگ کاتانیا آنقدر که لازم بود، عکس العمل نشان ندادند.- گاهی دوست داشتیم وارد بحث شویم اما نمی دانستیم چطور باید نظرات خود را مطرح کنیم. شاید چون دشوار بود که خودمان را پیدا کنیم و تصمیم بگیریم. در برزیل خشونت آنقدر زیاد است که برای تغییر آن باید همه چیز را عوض کرد اما در ایتالیا وضع فرق می کند. اما در عین حال یک مشکل اجتماعی است. خیلی از مردم برای تخلیه عصبانیت خود به ورزشگاه می آیند، باید کاری کرد که جو ورزشگاه ها اینگونه نباشد.

• فکر می کنی نخستین گام چیست؟- باید با افرادی که اشتباه می کنند سخت برخورد کرد. این نخستین گام است.

• زیباترین جایی که در آن بازی کردی کجاست؟- سن سیرو

• نه یه جای دیگر را بگو.- استادیوم جدید آرسنال و ورزشگاه سلتیک پارک. بعد از بازی با سلتیک در رختکن در این باره صحبت کردیم. یک فضای اینگونه برای آنها مهم است اما حریف را هم شارژ می کند. واقعا پر هیجان است.

• قهرمانی اروپا شگفتی بزرگ میلان در این فصل است؟- می تواند باشد. اما قبلا هم بارها اتفاق افتاده که تیمی که خیلی خوب نبوده قهرمان شده.

• موفقیت میلان واقعا شگفتی ساز است؟- برای ما و هوادارانمان نه. در خارج نمی دانم. میلان فصل را بد شروع کرد. اما این تیمی است که تاریخ پر افتخاری دارد یک تیم اسطوره ای. اما باید گفت افتخارات گذشته به میدان نمی روند و قهرمان نمی شوند.

• خیلی ها می گویند سری A آسان است و اینتر یکه تاز است.- این فصل اینتر فوق العاده است. سیستم گردشی اعمال می کنند و اصلا افت نکرده اند. فصل بدون یووه و اتفاقاتی که خیلی از تیمهای بزرگ را از گردونه حذف کرد خیلی به سری A لطمه زد، اما شایستگی های اینتر به قوت خود باقی است.

• برای نخستین بار از روی ضربه کاشته گل زدی می خواهی باز هم تکرار کنی؟- از "پیرلو" خواستم گاهی به من اجازه بدهد این ضربات را امتحان کنم. چون ضربه کاشته در فوتبال امروز خیلی مهم است و من برای یاد گرفتن این ضربات خیلی تمرین می کنم.

• چه احساسی داشتی وقتی دیدی "شوچنکو" دوباره "شوچنکو" شده؟- خیلی خوشحالم. ما هر هفته با هم صحبت می کنیم و خیلی خوشحالم که او دوباره باز گشته.

• برخورد به چلسی و دیدن او در ترکیب این تیم در لیگ قهرمانان خیلی سخت است؟- برای من نه. من عادت دارم که مقابل دوستان و هم تیمانم بازی کنم. این اتفاق در تیم ملی و لیگ ایتالیا بارها روی داده. اما جدال میلان - چلسی در اروپا اگر هر 2 تیم صعود کنند نه برای "شوآ" ایده آل است نه برای هواداران ما. اگر پیش بیاید باید او را تشویق کنند و فکر کنم هواداران این کار را می کنند. او خاطره ای خوش در میلان به جا گذاشته و برای همین به او احترام می گذارند، چون اینجا برخلاف آنچه در سایر کشورها روی می دهد مردم در یادها می مانند.

• خوب شد حداقل یه چیزهای خوبی از فوتبال ایتالیا شنیدیم!- شما ایتالیایی ها عادت دارید از خودتان انتقاد کنید. در فوتبال ایتالیا نکات مثبت بسیار زیادی است.

• "آدریانو" دوباره دچار بحران اخلاقی شده. به نظر می رسد این دو چهره فوتبال برزیل است تو و او، همان سن و سال، در 2 تیم یک شهر، اما یکی حرفه ای مثال زدنی و دیگری یک نابغه بحران زده.- من نمی توانم بگویم نحوه زندگی من درست است و مال دیگران اشتباه. فقط می دانم که من این شیوه زندگی را انتخاب کردم چون محدودیت هایم را می شناسم و کاری را میکنم که از عهده آن بر بیایم. "آدریانو" می خواهد از زندگی لذت ببرد. اما با هوش است. باید شرایط را بررسی کند. البته در جشن تولد بحث برانگیزش او تنها نبوده (عکس های "آدریانو" در یک کلوپ و مصرف بیش از اندازه مشروبات الکلی، باعث جریمه او و خط خوردن نامش از ترکیب اینتر شده) و دیگران هم بودند. اما همه فقط از او صحبت می کنند. در فوتبال پاک کردن اسمی که یک بار به آن محکوم می شوی خیلی دشوار است.

• دونگا "رونالدو" را دعوت می کند؟- امیدوارم. من عادت داشتم او را در تلویزیون ببینم. اما بعد از جام جهانی 2002 با او در یک تیم بودم و الآن دوست دارم هرچه زودتر او را در تیم ملی ببینم.

• اگر بخواهید برای همیشه در میلان بمانید، "برلوسکونی" قول داده که تو کاپیتان آینده میلان هستی.- من آماده ام. فقط فکر می کنم زمان زیادی تا آن روز باقی مانده. من معمولا به بزرگترها احترام می گذارم.

نخستين بازي ملي:ژامويه 2002 برابر بوليويتعداد بازي ملي:47تعداد گل ملي:17قسمتي از افتخارات:برنده اسكودتو با ميلان سال 2004برنده سوپر كاپ اروپا با ميلان سال 2003برنده سوپر كاپ ايتاليا با ميلان سال 2004قهرمان جام كنفدراسونا سال 2005 با برزيلسايت رسمي: http://www.xn--kak-gla.com

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 16:19 | 
بیوگرافی میترا حجار

او هم می توانست یک جوان اول سینما بشود اما انگار تقدیر چیز دیگری می خواست . حجار نقش اول های بسیاری را بازی کرد اما هیچگاه نتوانست باعث فروش فیلمی بشود یا عنوان ستاره را دریافت کند .اگر چه همبازی هدیه تهرانی در غریبانه حضور پیدا می کند  اما نمی تواند درخششی همپای او داشه باشد . میترا متولد 1355 با مدرک دیپلم ریاضی فیزیک از سال 76 و با فیلم غریبانه وارد سینما شد او دوره دوساله کارگردانی را هم در کلاسهای بزرگمهررفیعا گذرانده است . غریبانه جای کار چندانی برای او به نقش دوست هدیه تهرانی نداشت. اما مسعود کمیایی این فرصت را در اختیار او قرار می هد تا در فیلم فریاد (77) بدرخشد و حجار هم از این فرصت استفاده خوبی می کند و بازی قابل توچهی از خود ارایه می دهد پس از آن  بازی در متولد مهر ماه ساخته احمدرضا درویش در سال 78 چنان بازی قدرتمندی را به نمایش در می گذارد که هئیات داوران جشنواره فجر جایزه بهترین بازیگر نقش اول را به او می دهند .

در این فیلم در کنار محمدرضا فروتن یک زوج را جان می بخشیدند که به خاطر برخی مشکلات در دانشگاه سفری نافرجام را آغاز می کنند شبهای تهران یک تریلر جنایی از داریوش فرهنگ بود که در آن با شقایق فراهانی و فرهاد آیئش بازی کرد. سال 81 درهمکاری مجدد با کمیایی نقشی را در اعتراض ایفا می کند که به جنبش های سیاسی دانشجویان در همان سالها می پرداخت . پس از آن در سگ کشی به کارگردانی بیضایی نقشی کاملا متفاوت را ایفا کرد که علی رغم حضور اندک توانست از او بازیگری توانا به نمایش بگذارد.

در رخساره با شهاب حسینی و محمدعلی سپانلو همبازی بود و همزمان دل یک پدر و پسر را می رباید . همان سال برای نخستین بار قاب تلویزیونی را با مجموعه پلیس جوان به کارگردانی سیروس مقدم تجربه می کند که در آن مجدد در مقابل شهاب حسینی قرار می گیرد . مزاحم یک کار جوان پسند دیگر ار الوند بود که در آن با امین حیایی و خسرو ششکیبایی همبازی بود. در این فیلم نقش دختری که عشق بازیگری دارد و از نامزدش جدا می شود و با یک بازیگر مطرح آشنا می شود . فروش فیلم  مناسب بود و حجار اندکی ار جایگاه قبلی اش بالاتر می آید .او در ساخته جنگی متفاوت رسول ملاقلی پور در 1380 با عنوان قارچ سمی در کنار جمشید هاشم پور قرار می گیرد و همزمان در اثر ضعیف و بی ارزش فراری بازی می کند که با دلایلی اکران نمی شود تا سال 83 ، بعد از آن در سال 81 در صورتی ساخته اجتماعی با مایه طنز جیرانی بازی متفاوتی را ارایه می دهد . ملاقات با طوطی ، جنایت رازها و بازنده ها، آخرین بازی های او به شمار میروند و به تازگی ها بازی در این ترانه عاشقانه نیست را به پایان برده است.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 2:29 | 
بیوگرافی نیکلاس کیج Nicolas Cage

 نام: نيكلاس كيج
نام اصلي: نيكلاس كاپولا
سال تولد: 7 ژانويه 1964
محل تولد: لانگ بيج / كاليفرنيا
همسر پاتريشيا آركت بازيگر
برادرزاده فرانسيس فوردكاپولا كارگردان
برنده اسكار:
ترك لاس وگاس (1995)

كانديد گلدن گلاب:
اقتباس 2002

بيوگرافي:
او دوازده سال داشت كه پدر و مادرش از هم جداشدند. او همراه پدرش به سانفرانسيسكو رفت. او عاشق بازيگري بود. تا اين حد كه تحصيل در دوران دبيرستان را رها كرد و وارد كنسرواتوار جوانان سانفرانسيسكو شد و يك سال بعد در سال 1981 بازيگري را از تلويزيون شروع كرد. چندي نگذشت كه وارد عالم سينما شد و خيلي زود به عنوان يك چهره جوان به شهرت رسيد.
او در سال 1995 براي بازي در نقش يك نويسنده دائم الخمر در فيلم ترك لاس وگاس اسكار بهترين بازيگر را دريافت كرد.
او مهارت خود را در اجراي دو نقش كاملا متفاوت و رودررو در فيلم تغيير چهره (جان وو، 1997) به معرض نمايش گذاشت.
پس از سه چهار سال،‌ نيكلاس كيج بار ديگر نام خود را در محافل سينمايي سر زبانها انداخت. بازي قدرتمندانه او در دو نقش - دو برادر دوقولوي نويسنده - در كمدي مبتكرانه اقتباس، نويد دومين اسكار را به او مي دهد.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:48 | 
بیوگرافی مستربين MR.Bean

بیوگرافی مستربين (کمدین بزرگ)

 

نام كامل:ROWAN SEBASTIAN ATKINSON
تاريخ تولد:6 ژانويه
1955.
محل تولد:نيوكاسل انگليس
.
شغل:بازيگر،كمدين،نويسنده
.
تحصيلات:مهندسي الكترونيك از دانشگاه نيوكاسل و آكسفورد
.
علت شهرت:
MR.BEAN
قد:183 سانتي متر
.
پدر:ERIC ATKINSOشغل : كشاورز

مادر
ELLA MAY ATKINSON
برادرها
RYBERT-RODNEY
همسر
SUENTRA SASTRY--
شغل:آرايشگر و گريمور---ازدواج:1990
.
پسر:
BENJAMIN
دختر:LILY

 

(روان آتكينسون) معروف به مستربين كمدين معروفي كه سال‌هاست خنده را بر لبان مردم دنيا مي‌نشاند، در 6 ژانويه 1955 در (نيوكاسل) انگليس در منطقه (تينه) متولد شد. پدرش (اريك آتكينسون) و مادرش (الا مي)‌ نام داشت. او دو برادر بزرگ‌تر به نام‌هاي (روبرت) و (رودني) دارد. پدرش يك مزرعه‌دار ساده بود. (روان) بعد از اتمام تحصيلات ابتدايي و دبيرستان در دانشگاه (نيوكاسل) در رشته مهندسي برق مشغول به تحصيل شد. مدتي بعد دانشگاهش را به
(آكسفورد) منتقل كرد و تحصيلاتش را در همان رشته در دانشگاه (آكسفورد) به پايان رساند.

 

او از نوجواني به بازي در نقش‌هاي كمدي علاقه فراواني داشت. او در اين زمينه از استعداد خاصي برخوردار بود. (روان) در دانشگاه (آكسفورد) با فيلمنامه‌نويس طنز معروف (ريچارد كورتس) آشنا شد و فعاليت‌هايش را در زمينه بازيگري كمدي زيرنظر اين فيلمنامه‌نويس آغاز كرد. او در چند نمايش كوتاه طنز كه در سالن آمفي تئاتر دانشگاه اجرا شد ايفاي نقش كرد و بسيار مورد توجه تماشاچيان قرار گرفت. (روان) كار حرفه‌اي خود را در اين زمينه در سن 23 سالگي و در سال 1978 با ايفاي نقش در يك نمايش كمدي با نام oclock news شروع كرد.

اين نمايش يك تقليد خبر طنزآميز بود كه از شبكه BBC انگليس پخش مي‌شد. اين نمايش كمدي كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقيت چشمگيري به دست آورد و در اين مدت چهار سال (روان) جوايز ملي و بين‌المللي فراواني را از اتحاديه‌هاي مختلف از آن خود كرد. (روان) كه با بازي در اين سريال محبوبيت خاصي در انگليس پيدا كرده بود در سال 1980 به اين ترتيب عنوان بازيگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدير قرار گرفت. (روان) در سال 1981 در يك نمايش تك نفره طنز در تئاتر (وست اندلندن) بازي كرد و بعد از اتمام يك فصل كامل بازي جايزه بازيگر كمدي سال اتحاديه تئاتر (وست اندلندن) را از آن خود كرد. او جوان‌ترين فردي بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازي كرده بود. دومين نمايش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نيويورك، استراليا، نيوزلند و خاورميانه بسيار موفقيت‌آميز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با همكاري فيلمنامه‌نويس (ريچارد كورتيس) نمايش طنز( )Black Adder(افعي سياه) را براي BBC ساخت كه اين سريال نيز برنده جوايز فراواني در سطح بين‌المللي شد و (روان) به واسطه بازي در نقش اول اين سري نمايش‌ها براي دومين بار عنوان بهترين بازيگر سال BBC را از آن خود كرد. اين سريال در چهار دوره متوالي پخش شد.
_ _ _
معروف‌ترين كار تلويزيوني بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. اين سريال كمدي صامت، مجموعه نمايش‌هاي (مستربين) بود كه براي شبكه‌هاي ITV و HBO توسط شركت (تايگر اسپكت) ساخته شد. در اين مجموعه نمايش‌هاي طنز، (روان) نقش يك شهروند انگليسي دست و پا چلفتي را بازي مي‌كرد كه بدون كلام و بيشتر با شكلك‌هاي صورت و حركات خنده‌دار، خنده را بر لبان تماشاگران مي‌نشاند. اين سريال برنده جوايز بين‌المللي فراواني از جمله (رز طلايي مونترايكس) شد و در سال 1995 نيز عنوان بهترين نمايش كمدي را از آن خود كرد.

اين سريال از شروع ساختش بسيار مورد توجه كشورهاي مختلف دنيا قرار گرفت و در بيش از دويست كشور مهم دنيا فروخته شد و از آن به بعد (روان) به عنوان (مستربين) در سطح بين‌الملل معروف شد. اين مجموعه نمايش‌ها از لحاظ اقتصادي براي تلويزيون انگليس پرفروش‌ترين سريال دهه نود به شمار مي‌رفت. اين مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلويزيون بريتانيا ساخته و پخش مي‌شد. در سال ( 1997روان) يك فيلم سينمايي را نيز با اين نقش بازي كرد كه (بين، نمايش واقعه ناگوار) نام داشت و در سطح جهان موفقيت‌هاي فراواني را از آن خود كرد...

 

يك نويسنده

 (روان آتكينسون) نه تنها يك بازيگر بلكه يك نويسنده، تهيه‌كننده و دوبلر معروف فيلم‌هاي كمدي در اروپا به شمار مي‌رود وي مي‌گويد: يك فيلم كمدي خوب علاوه بر بازي خوب يك كمدين نياز به يك موسيقي زيبا، يك كارگرداني خوب و يك فيلمنامه زيبا دارد.
او در مورد مجموعه (مستربين) مي‌گويد: من هرگز دوست ندارم از مستربين كه با آن در سطح دنيا شناخته شده‌ام جدا شوم. من از بازي در اين نقش لذت فراواني مي‌برم.(روان) علاوه بر اين مجموعه‌هاي تلويزيوني، فيلم‌هاي سينمايي بسيار موفقي را هم در كارنامه هنري خود دارد.
(روان) در سال 2006 ساخت دومين مجموعه مستربين را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سينماها آمد. اين مجموعه تعطيلات مستربين نام دارد.

 

ازدواج مستربين

روان در فوريه 1990 با (سانتراسايستي) ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج دو فرزند به نام‌هاي (بنيامين) و (ليلي) مي‌باشد. قابل ذكر است كه مستربين عاشق ماشين‌هاي سريع‌السير از جمله (استون مارتين) است. وي در خصوص ماشين‌هاي تندرو مقالاتي را در مجلات ماشين منتشر كرده است

 
جوايز دريافتي
:
BRIT ACADEMY AWARDS
OLIVIER THEATRE AWARDS
سريالهاي تلويزيوني
:
The Secret Policeman's Ball (1979)
Not the Nine O'Clock News (1979-1982)
Blackadder (1983, 1986-89)
Mr. Bean (1989-1995, 2002)
Funny Business (1992)
The Thin Blue Line (1995-96)
the Comic Relief Red Nose Day telecasts ( 1999)

فيلمهاي سينمايي
:
Never Say Never Again (1983)
The Appointments of Dennis Jennings (1989)
The Tall Guy (1989)
The Witches (1990)
Hot Shots! Part Deux (1993)
Four Weddings and a Funeral (1994)
The Lion King (1994)
Bean (1997)
Rat Race (2001)
Scooby-Doo (2002)
Johnny English (2003)
Love Actually (2003)
* وي در دوران دبستان با توني بلر هم كلاسي بوده است
.
* وي از سال 1979 فعاليت هنري خود را آغاز كرد
.
* وي از كودكي دچار لكنت زبان ميباشد.وي قادر به تلفظ صحيح حرف B نميباشد
.
* وي صاحب چندين اتوموبيل ريسر و اسپورت ميباشد.تفريح و سرگرمي وي مسابقات اتومبيل راني سرعت ميباشد.وي در اين زمينه مهارت زيادي نيز داراست
.
* وي همچنين براي يك مجله ماشين مطلب مينويسد.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:46 | 
بیوگرافی هیلاری داف Hilary Duff

 

نام كامل:HILARY ANN LISA DUFF
اسامي مستعار:HIL
تاريخ تولد: 28 سپتامبر 1987.
محل تولد: تگزاس امريكا.
شغل: بازيگر، خواننده.
قد: 163 سانتي متر.
نام پدر:BOB DUFF----صاحب فروشگاه زنجيره اي.
نام مادر:SUSAN DUFF---تهيه كننده.
خواهر:HAYLIE KATHERINE----رقصنده باله و خواننده.
دوستان پسر:
1-FRANKIE MURIZ---
بازيگر---2003
2-AaRON CARTER---
خواننده--2003
3-JORDAN MASTERSON---2004
4-JOEL MADDEN---
خواننده گروه GOOD CHARLOTTE
دوست فعلي وي.
فيلمهاي وي:
Casper Meets Wendy (1998)
Playing by Heart (1998)
Human Nature (2001)
Agent Cody Banks (2003)
The Lizzie McGuire Movie (2003)
Cheaper by the Dozen (2003)
A Cinderella Story (2004)
Raise Your Voice (2004)
In Search of Santa (2004)
The Perfect Man (2005)
Material Girls (2006, currently filming)
Cheaper by the Dozen 2 (2006, currently filming)
Foodfight! (2006, animated)
فعاليت در تلويزيون:
True Women (1997)
The Soul Collector (1999)
Lizzie McGuire (2001-2004)
Cadet Kelly (2002)

*
هيلري صاحب خط توليد پوشاك با مارك STUFF BY HILARY DUFF ميباشد كه در سال نخست فعاليتش 1 ميليون دلار فروش داشته است.
*
وي به ژيمناستيك، شنا، مطالعه، خوانندگي و نويسندگي علاقه دارد.
*
وي هوادار حقوق حيوانات ميباشد.
*
وي صاحب 4 سگ ميباشد.
*
هيلري در سن 6 سالگي رقصنده باله حرفه اي بوده است.
*
وي نخست در تبليغات تلويزيوني حضور مي يافت.
*
نخستين حضور وي در سريال TRUE WOMENS در سال 1997 بود ه است.
*
درآمد وي از فيلم THE PERFECT MEN در سال 2005: 2 ميليون دلار.

 


هیلاری داف
محل تولد :هوستون – تگزاس - آمریکا
هیلاری دومین بچه باب داف مالک
فروشگاه زنجیره ای هست و سوزان کالین کاب که
خانه دار است .
اسم میانی داف " ارهاد " که اسمی آلمانی-آمریکایی هست که از مادربزرگ پدریش (Mary Erhad ) به ارث برده.
هیلاری همچنین از طرف
مادربزرگ مادری ( Amy Beulah Schlemer )
هم آلمان تبار هست.
مادر هیلاری مشوق اصلی او بود تا به کلاسهای بازیگری برود .
خواهر بزرگتر او هیلی داف به همراه هیلاری در تئاترهای محلی برنده شدند.
هیلاری در 6 سالگی در بالت ( رقص ورزشی هنری ) ناتکرکر در سان آنتنیو شرکت کرد .
هر دو خواهر ( هیلاری – هیلی )
بیشتر و بیشتر علاقه مند به بازیگری حرفه ای شدند.
و سرانجام آنها به همراه
مادرشون به کالیفرنیا نقل مکان کردند ولی پدرشون باب داف همانجا در هوستون ماند تا شغلش را حفظ کند .بعد از اون هیلاری و هیلی چندین برنامه تلویزیونی رو گردوندند.

خوانندگی:
هیلاری اولین آهنگی رو که ضبط کرد آهنگ I Can't Wait نام داشت که در برنامه تلویزیونی Lizzie McGuire در آگوست 2002 پخش شد .
و آهنگ بعدی برای دیسنی مانیا با نام
The Tiki , Tiki ,
Tiki Room .
اولین آلبوم هیلاری در سال 2002 که مجموعه ای
از آهنگهای کریسمس با عنوان Santa Claus Lane که شامل همخوانی Lil' Romeo و
Christian Milian
می شد در اکتبر منتشر شد که این آلبوم درجایگاه پایینی دربیلبورد 200 جدول آلبوم قرار گرفت . به دنبال این آلبوم در
همان سال The Santa Claus 2 رو هم بیرون داد. هیلاری همچنین آهنگهایی رو که در
برنامه تلویزیونی Lizzie McGuire اجرا کرده بود رو درآپریل 2003 وارد بازار کرد . سال بعد از آن هیلاری اولین آلبوم non-holiday رو با نام
Metamorphosis
در آگوست 2003 عرضه کرد که در چارتهای آمریکا و کانادا شماره یک شد.
نویسندگان شعرهاش (Songwriting ) همون تیمی بودند که برای فیلم The Matrix و خواننده هایی همچون Avril Lavigne در آلبوم Let Go
وهمچنین برای Liz Phair شعر نوشته بودند برای هیلاری نیز 3تا از آهنگهای آلبومش رو آماده کردند که یکی از این آهنگها
با نام So Yesterday
در جایگاه دوم Top 40 در استرالیا قرار گرفت.
Metamorphosis
در بالاترین فروش های طولانی مدت رتبه هشتم رو کسب کرد. این آلبوم در 4 ماه بعد
از انتشار در آمریکا 2.4 میلیون کپی شد.
این آلبوم به هیلاری کمک کرد تا یک جایی در لیست 100 تایاول سلبریتی داشته باشه . هیلاری در
2003 Top 100 CelebrityList
در جایگاه 96 قرار
گرفت.
همچنین کاندید برای بهترین آلبوم سال
از Juno Awards of 2004 شد .
در 28 سپتامبر 2004 ( مطابق با روز 17 سالگیش ) دومین آلبوم هیلاری با نام خودش در جایگاه دوم در بیلبورد 200 درآمریکا و در جایگاه
اول در کانادا قرار گرفت .لیریکس آهنگ Haters این آلبوم شایعه شد که در مورد لیندسی لوهان بوده . اغلب از لیندسی لوهان در رسانه ها
به عنوان رقیب هیلاری داف نامبرده میشه .این آلبوم با 1.5میلیون کپی در آمریکا فروخته شد .
داف همچنین دعوتی که از او شد که برای جشن انتخابی رئیس جمهور جورج بوش 2005 بخونه رو قبول کرد .

در 16 آگوست 2005 هیلاری دومین آلبوم خودش رو با نام Most Wanted
که یک گردهم آوری از 2 تا از آهنگهای جدیدش که باکمک دوست پسرش Joel Madden توانست این آهنگها رو به قول معروف راک تر و عصبی تر جلوه بده
آهنگ Wake Up این آلبوم جایگاه 29
در Hot100
به خود اختصاص داد و این آلبوم در هفته اول منتشر شدن200000نسخه کپی شد . همچنین در کانادا شماره
یک شد .
زندگی خصوصی :
داف همچنین با آرون کارتن در سال 2003 دوست بود (هیلاری داف و لیندسی لوهان که برای هم رقیب محسوب می شوند) دیده
شده بود که لیندسی لوهان در بعضی مواقع بیشتر ازهیلاری با آرون کاترن در ارتباط بوده و با هم بودند.
هیلاری داف از اینکه گفته شد شما بیشتر از مدل و استایل آوریل لاوین ( Avril Lavigne ) استفاده می کنید مخالفت کرد و این گفته رو نقض کرد .
هیلاری داف تا به حال زیاد در کارهای خیر شرکت کرده که ازجمله اون ها میشه به " حمایت از حیوانان" اشاره کرد .
هیلاری یکی از عضوهای
Kids With A Cause
در سپتامبر 2005 است و گفته شده که هیلاری 250000 دلار برای کمک به طوفان زدگان کاترینا بخشیده است .

رنگ موهای هیلاری داف به طور طبیعی قهوه ای روشن هست اما بعد از سن 11 سالگی رنگ اون رو به بلوند بی حال تغییر داد.

هیلاری و خواهرش هیلی 6 سگ دارند به نام های لولا - ماسی -چیکووتا که مال هیلاری و سه تای دیگه مال خواهرشه.
هیلاری در 12 مارس 2004 یک خط تولیدی لباس راه انداخت باعنوان " Stuff By Duff " که در آمریکا - استرالیا و کاناداعرضه شد .
Playmates Toys
یک عروسک از هیلاری در سال 2004 درست کرد و وارد بازار کرد.
خواهر هیلاری یعنی هیلی همیشه دوست داشته خواننده خوبی مثل هیلاری بشه . هیلاری در این زمینه در یکی از آهنگاش کمکش
کرده . باخوندن 2 نفری در آهنگ
"Our Lips Are Sealed "
که در
کشورهایی همچون آمریکا و مکزیک و کلمبیا خیلی موفق بود .

گفته می شد که هیلاری نیز با خواننده
" Good Charlotte "
یعنی جول مادن دوست هست . خود هیلاری این قضیه رو بالاخره در ژوئن 2005
با پذیرفتن دوستیشون قبول کرد.و این دو با همدیگه وقتی آشنا شده بودند که هیلاری 16 سالش بوده و جول 24 سالش .شایعه از وقتی شروع شد که
هر دو با هم به
MuchMusic Video Awards
در 2004
تورنتو رفتند. و این دو در نهایت گفتند که بله!!!!!!!!هستیم.
در اواخر 2005 هیلاری یک ماه دست از کار کشید که با جشن تولد 18 سالگیش مصادف شد .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:45 | 
بیوگرافی پيرس برازنان Pierce Brosnan



متولد:۱۶ می ۱۹۵۳ در ناوان کانتی ميث کشور ايرلند

اسم مستعار:پير

قد:۱۸۸


پدر:توماس مادر:می


نشانه خاص:روی گوشه سمت راست لب بالايی اش يک زخم دارد که يادگار ضربه يک مرد تنومند سر ساخت فيلم((فردا هرگز نمی ميرد)) می باشد

در ۱۹۶۴ در از زادگاهش ايرلند می رود
.

کمپانی توليد فيلم به نام خودش با نام((اريش دريم تايم))دارد.اولين فيلمی که در ان توليد شد مربوط به سال ۹۸ با عنوان برادرزاده ها بود
.

از سوی مجله پیپل چاپ امريکا در ۱۹۹۶ به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان شناخته می شود

از سوی مجله پیپل چاپ امريکا در ۱۹۹۱به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان شناخته می شود
.

به عنوان خودش اولين فيلمی که تماشا کرده اثری جيمزباندی با عنوان ((گلدفينگر)) (۱۹۶۴بود
.

از ماهيگيری در رودخانه تووی در کارمارتن شاير جنوب ولز لذت می برد درست همانجا که رئيس جمهور الهای پيش امريکا جيمی کارتر از ماهيگيری در انجا لذت می برد
.

سومين هنرپيشه پس از شون کانری و راجر مور می باشد که در بيش از سه فيلم جيمز باندی ظاهر شده است
.

در اصل در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش ۰۰۷ انتخاب شده بود.اما قراردادش با سريال سازان تلويزيونی برای((رمينگتون استيل))مانع ار انجام اين عمل شد.اين نقش سرانجام به تيموتی دالتون رسيد
.

ماشين تحرير خالق جيمزباند٬ يان فلمينگ را به مبلغ ۵۲ هزار ۸۰۰ دلار خريداری کرد
.

در دو سال اخير بازی در نقش جيمز باند را کنار گذاشته است و در واقع خود را از بازی در اين نقش بازنشست کرده است
.

در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۱يک روز پس از يازدهمين سالگرد ازدواجش با کيسی اين زن در ميان اغوش او می ميرد.علت مرگ سرطان بود
.

در ۲۷ می با کاساندرا هريس ازدواج کرده بود که به کيسی معروف بود
.

وقتی متولد شد مادرش ۱۹ سال داشت
.

از سوی مجله پیپل در سال ۲۰۰۱ به عنوان جذاب ترين مرده زنده لقب گرفت
.

به کلاستروفوبيا(ترس از ماندن در فضای بسته) مبتلاست
.

در کودکی پدر و مادرش از هم جدا شدند.او ان زمان ۱ سال هم نداشت
.

در ساخت فيلم((قلعه دانته))به خاطر نوع بيماريش بسيار با مشکل روبرو بود
.

پيرس برازنان در بررسی های انجام شده درباره بزرگترين هنرپيشه های مرد انگلستان در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت رتبه ششم را بدست اورد
.

او علاوه بر دستمز در فيلمهای جيمزباندماشين هم دريافت می کرد.او برای بازی در چشم طلايی يک بی ام و زد۳ برای بازی در فردا هرگز نمی ميرد يک سری ۸تايی بی ام و برای بازی در دنيا کافی نيست يک زد۸ دريافت نمود.

کارکترش در سريال((رمينگتون استيل)) شخصيتی عجيبی داشت يک کاراگاه خصوصی جنايی که بسيار عاشق فيلمهای کلاسيک بود.در يکی از قسمت ها او عنوان مکی کند دوست داشته در فيلم((حماسه توماس کراين)) با بازی استيو مک کوئين و فی داناوی بازی کند.درست ۱۶ سال بعد در بازسازی اين فيلم با رنه روسو شرکت می کند.

در ۴ اگوست ۲۰۰۱ با روزنامه نگاری به نام کلی شی اسميت ازدواج کرد
.

پس اکران((روز ديگر بمير)) در رستورانی واقع در دوبلين مورد تمسخر چند نفر قرار گرفت که او را بخاطر همبازی شدنش با هالی بری سياهپوست مسخره می کردند
.

در ۱۲ اگوست ۱۹۶۴ پيرس يازده ساله برای اولين باز از ايرلند به انگلستان سفر می کند درست همان روزی يان فلمينگ خالق جيمز باند می ميرد
.

اولين فيلم:نقش بدون نام در (۱۹۷۹
(resting rough

اخرين فيلم:پس از غروب(۲۰۰۴
)

به يادماندنی ترين نقش:نقش جيمز باند در سرس فيلمهای ۰۰۷


از فيلمها:

جمعه خوب طولانی٬پروتکل چهارم٬ خانم دابت فاير٬اينه دورو دارد٬مريخ حمله می کند٬خياط پاناما٬اولين٬ماتادور٬ حماسه توماس کراين و
......

دستمزد


:
چشم طلايی مبلغ ۴ ميليون دلار در سال ۱۹۹۵

دنيا کافی نيست مبلغ ۸ ميليون ۲۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۷

دنيا کافی نيست مبلغ ۱۲ ميليون ۴۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۹

روز ديگر بمير مبلغ ۱۶ ميليون و ۵۰۰ هزار دلار در سال ۲۰۰۲

پس از غروب مبلغ ۲۵ ميليون دلار در سال ۲۰۰۴

هالی بری در مورد او گفته:پيرس چيزی شبيه به مجسمه های ميادين شهر است. پير نمی شود خاطره انگيز تر می شود.

جمله معروف:ازدواج به من اين قدرت را داد تا بتوانم دنيا را فتح کنم.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:42 | 
بیوگرافی استیون سیگال Steven Seagal


استیون سیگال در 10 اوریل 1951 در لانسینگ میشیگان امریکا چشم به جهان گشود .پدرش کنتارو سیگال انگلیسی و مادرش پاتریشیا با اصلیت ایرلندی کاتولیک بودند . پدر استیون معلم ریاضی دبیرستان و مادرش تکنیسین اتاق عمل بود .

استیون کوچک پسری خوش زبان و زیرک و با اعتماد به نفس بود . وقتی هفت سال داشت به تقاضای دوست پدرش در یک فیلم ایفای نقش کرد . او از همان دوران کودکی به ورزشهای رزمی ژاپنی علاقه مند شد .

استیون درعین حال که کم سن و سال بود اما بزرگانه داشت و همچون یک فرد عاقل فکر می کرد و حرف میزد .

او در مدرسه نیز از بهترین شاگردان کلاس به شمار می رفت . مادر و پدرش برای ایجاد یک زندگی بهتر تصمیم گرفتند به لس انجلس کالیفرنیا نقل مکان کنند . از این رو استیون دوران دبیرستانش را در لس انجلس گذراند و همانجا نیز تحت تعلیم استاد هنرهای رزمی رود کوبایاشی قرار گرفت و چند ورزش رزمی ژاپنی از جمله کاراته و ابکیدو را اموخت . در حقیقت با ورود به کلاس این استاد گویی وارد فرهنگ اسیایی شد و تحت تاثیر سنتهای ژاپنی قرار گرفت .


در سال 1974 در حا لیکه 23 سال بیشتر نداشت به درجه حرفه ای در ورزش ابکیدو رسید . پس از فارغ التحصیلی از مدرسه برای یافتن شغل به هر کجا سر زد تا بالاخره در رستوران کینگ برگر کاری پیدا کرد . او به دانشگاه رفت و در رشته تاریخ به تحصیل پرداخت و بعد از پایان تحصیلاتش راهی ژاپن شد . در انجا با دختری به نام ایاکوفوجیتانی اشنا شد . پدر ایاکو مدرسه تعلیم هنرهای رزمی داشت .


ازدواج با ایاکو


استیون با ایاکو ازدواج کرد و صاحب دو دختر و پسر شد . او تحت تعلیم پدر ایاکو قرار گرفت و چند هنر ورزشی ژاپنی را اموخت . متاسفانه پدر همسرش قمارباز و مشروب خوار بود و استیون از رفتار و اخلاق او ناراحت می شد لذا تصمیم گرفت به امریکا باز گردد. ایاکو نیز حاضر به زندگی در امریکا نبود و از استیون جدا شد . او به نیومکزیکو رفت و یک مدرسه هنرهای رزمی ژاپنی در انجا باز کرد .


بعد از مدتی دوباره برای کسب تجربیات بیشتر به اوکازای ژاپن رفت و این بار ورزش های دیگری را از رشته کاراته اموخت . او درباره ان روزگار می گوید : به خود افتخار می کردم که در ژاپن به اموزش هنرهای رزمی می پردازم .


او علاقه زیادی به فرهنگ و سنت ژاپنی ها پیدا کرده بود . سیگال به امریکا بازگشت و در بوربانک کالیفرنیا به بازگشایی یک مدرسه ورزشی اقدام کرد . او اولین فیلمش را با نام فراتر از قانون یا نیکو در همان دوران بازی کرد و مورد توجه کارگردانان مشهور قرار گرفت و به او لقب هنرمند قهرمان دادند . او دستمزدهای بالایی دریافت می کرد زیرا بدل نداشت و خودش کارهای سخت و خطرناک را یک تنه در فیلم ایفا می کرد . پس از مدتی با (( ادریان لاراسا )) هنرپیشه هالیوود ازدواج کرد . اما این ازدواج دوامی نداشت . بعد از مدتی با کلی لبروک هنرپیشه و مدل هالیوود اشنا شد و علیرغم اینکه حاصل این ازدواج سه فرزند بود اما این ازدواج نیز فرجام خوشی نداشت و به جدایی ختم شد . سیگال برای فرزندانش یک پرستار گرفت . اریساولف فقط پرستار فرزندان سیگال نشد بلکه به همسری او درامد و صاحب یک فرزند شدند .دو فرزند سیگال که ثمره ازدواج اول وی بودند بعد از بزرگ شدن تصمیم گرفتند نزد مادرشان به ژاپن بروند .انان دین بودایی را برگزیدند و به ژاپن بازگشتند . اما بقیه فرزندان سیگال در لس انجلس مشغول به زندگی هستند . سیگال در طول سالهای 1998 به بعد در چند فیلم اکشن و پلیسی ایفای نقش کرد . مدتی نیز به تبلیغ چند نوشابه انرژی زا و روغن های مکمل ورزشی پرداخت .


سیگال کم کم بازیگری را کنار گذاشت و وارد تجارت شد . بعد از طوفان مصیبت بار نیواورلئان " استیون سیگال تصمیم به بازسازی این شهر گرفت . او می خواهد یک فیلم در نیواورلئان بازی کند و به این ترتیب موجب بازسازی این سرزمین ظوفان زده شود . پروژه جدید او (( شاهزاده هفت تیر کش )) نام دارد . موضوع فیلم کمی غم انگیز است از این رو استیون سعی دارد از صحنه های غم بار این شهر استفاده کند و فیلم خود را بسازد و در ان ایفای نقش داشته باشد . حتی موسیقی این فیلم هم قرار است توسط سیگال تنظیم شود و عایدی فروش بلیط این فیلم صرف مردم نیواورلئان شود .


کوتاه از زندگی سیگال



او اولین امریکایی بود که ورزش ابکیدوجودو را در ژاپن اموخت .


صاحب کمربند مشکی در کاراته و ابکیدو است .


گیاه خوار است و اصلا گوشت نمی خورد .


او علاقه زیادی به نواختن موسیقی با گیتار دارد و چند سبک موسیقی را با گیتار ابداع کرده است . او یک معلم موسیقی داشته که جامائیکایی بوده و اموزش موسیقی خود را مدیون معلمش است .


خانه ای در سانتاایننر با دویست هکتار مساحت دارد و در حیاط خانه اش به پرورش درخت انگور پرداخته است .


مدتی بادی گارد بوده و به کارهای بدلکاری می پرداخته .


استیون سیگال در حین تمرین با شون کانری مچ دست وی را شکست و به وی اسیب رساند .


از دوستان صمیمی جکی چان و پادشاه کارل گوستاو سوئدی است .


در سال 2005 البوم موسیقی خود با نام (( از دل غارکریستال بخوان )) را وارد بازار کرد .


علاقه زیادی به حیوانات دارد و حامی حقوق حیوانات است . او در گوشه ای از حیاط خانه اش انواع حیوانات خانگی را نگهداری می کند .


چند مدرسه زنجیره ای اموزش هنرهای رزمی در ایالتهای مختلف امریکا برپا کرده است .


علاقه زیادی به جمع اوری گیتار در مدلهای مختلف و شمشیرهای سامورایی دارد .


به او استاد استیون و یا استاد ابکیدو نیز می گویند .


تسلط کامل به زبان ژاپنی دارد .


به نظریه تناسخ بود اییان معتقد است .


کتابی در زمینه
نکته های هنرهای رزمی ژاپن به رشته تحریر دراورده است

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:41 | 
بیوگرافی سیلوستر استالونه Sylvester Stallone

 

 

       محل تولد:امریکا
سال تولد:1946
همسر:جنیفر فلاوین تالیتا شر
فرزندچهارم خانواده
جوایز:کاندیداسکار97
کاندید کره ی طلایی77
کاندید بریتیش
اکادمی87
گزیده ایی از فیلم ها:پلیس اباد97-مورچه ی زی صدش98-روشنایی روز 96-قاضی درد95-ادم کش ها 95-متخصص94-صخره نورد93-اسکار91-راکی(4)90-تانگو کش89-رامبو(3)88-کبرا86-اولین خون(3)85
فیلمه پر فروش بالای 100 ملیون:4   
فیلم های نقش اول:28مجمع فیلم های بازی شده:34
متوسط فیلم فروش هر فیلم :44.279
متوسط فروش 10 فیلم اخر:44.485
مجموع فروش همه ی فیلم ها:1.330.470

                                      

زندگي استالونه


(سيلوستر گاردنز استالونه) متولد ششم جولاي 1946 بازيگر، كارگردان، تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس آمريكايي است كه اغلب با نام مستعار (اسلاي( )آب زيركاه) ناميده مي‌شود. او بيشترين موفقيت خود را مديون سري فيلم‌هاي اكشن (راكي) و (رمبو) مي‌باشد. لبخند استهزاءآميز، چشمان تنبل و گويش خاص او كه برخي حروف را ادا نمي‌نمايد نتيجه فلج شدن سمت چپ صورتش به هنگام تولد مي‌باشد.استالونه در نيويورك‌ ‌سيتي به دنيا آمد. پدرش فرانك استالونه مي‌باشد و مادرش ژاكلين (ژاكي) لابوفيش فالگير است. پدر استالونه يك مهاجر سيسيلي است و مادرش آمريكايي مي‌باشد ولي يكي از مادربزرگ‌هاي مادري استالونه اوكرايني‌تبار است. وقتي پانزده ساله بود هم‌كلاسي‌هايش مي‌گفتند در بين بچه‌ها از همه بيشتر احتمال موفقيت دارد. در دهه شصت وارد دانشگاه ميامي شد و سه سال در آنجا درس خواند ولي پس از آن تحصيل را رها كرد و به بازيگري روي آورد. اولين كار سينمايي او بازي در فيلم (مهماني در خانه كيتي و استاد) بود كه در آن هم صحنه‌هاي اكشني به چشم مي‌خورد. بعدها وقتي استالونه به موفقيت‌هاي زيادي دست يافت و به شهرت رسيد، سازندگان اين فيلم آن را با نام جديد (مرد ايتاليايي( )اشاره به نام مستعار راكي بالبوآ) روانه بازار كردند.

نقش‌هاي اوليه او مختصر و كوتاه بودند. از جمله آنها مي‌توان به فيلم (موزها)1971( ) ساخته (وودي‌آلن)، (كلوت)1971( ) و (مالكان فلت بوش)1974( ) اشاره كرد. در سال 1975 در فيلم‌هاي (خداحافظ كاپون)، (مسابقه مرگ )2000 و سريال‌هاي (داستان‌هاي پليس) و (كوجاك) بازيگر نقش دوم بود. اولين فيلم (راكي) در سال 1976 ساخته و برنده جايزه بهترين فيلم شد.
يك شب براي ديدن مسابقه بوكسور معروف آن زمان (علي چاك ونپر) رفته بود. همان شب به محض رسيدن به خانه قلم و كاغذ برداشت و نوشتن فيلمنامه (راكي) را شروع كرد و آن را سه روزه به پايان رساند. سپس سعي كرد فيلمنامه خود را بفروشد و تصميم داشت خودش نقش اول را بازي نمايد ولي كارگردان و تهيه‌كننده مايل بودند (برت رينولد) و يا (جيمزكان) آن نقش را ايفا نمايند. اما استالونه بالاخره موفق شد آنها را متقاعد كند و نتيجه اين شد كه (راكي) برنده ده جايزه آكادمي فيلم شد كه دو تا از اين جوايز به خود او تعلق گرفت. يكي به عنوان بهترين هنرپيشه و ديگري بهترين فيلمنامه.در ميان بهترين قهرمانان فيلم‌هاي هاليوود نام استالونه در نقش (راكي بالبوآ) پس از گريگوري پك (آتيسوس فينچ)، هريسون فورد (اينديانا جونز)، شون كانري (جيمزباند)، هامفري بوگارت (ريك بلين)، گاري كوپر (ويل كين) و جودي فاستر (كلاريس استارلينگ)، در مقام هفتم قرار دارد.



یک هنرپیشیه جدی


بعد از اين‌كه با اكران فيلم (راكي) محبوبيت استالونه جهاني شد، (روجر ابرت) منتقد سينماي هاليوود اظهار داشت كه او مي‌تواند مارلون براندوي ثاني باشد زيرا هنرپيشه‌اي جدي است. هر چند كه استالونه ديگر چنين لقب‌هايي به دست نياورد ولي هميشه محبوب دوستداران فيلم‌هاي اكشن بود. به جز (راكي) و سه فيلم (رمبو)، استالونه در فيلم (سرزمين پليس) كه در آن با (رابرت دنيرو) و (ري ليوتا) هم بازي بود، مورد تشويق و تحسين همگان قرار گرفت ولي اين فيلم فروش بالايي نداشت. او كارگرداني را با فيلم (كوچه بهشت) در سال 1978 آغاز كرد و فيلمنامه‌نويس و بازيگر آن نيز بود. پس از آن فيلم‌هاي (تب شنبه شب)، (زنده ماندن) و (راكي 2، 3 و)4 و (راكي بالبوآ) را كارگرداني كرد.


زندگي خانوادگي


خانواده استالونه شامل برادرش (فرانك جونيور استالونه) خواننده و بازيگر سابق، مادرش ژاكلين استالونه كه يك فالگير بود و پسرش (سيج استالونه) كه در فيلم (راكي)5 در نقش پسر او بازي كرد، مي‌باشد.استالونه سه بار ازدواج كرده است. همسر اولش (ساشاچاك)1974- 1985( ) بود. او در نگارش فيلمنامه (راكي) كمك‌هاي شاياني به استالونه كرده است و يك عكاس نيز بود. وقتي تست بازيگري داد براي بازي در نقش اول فيلم play it as it lays
انتخاب شد ولي استالونه به او اجازه خروج از نيويورك را نداد و بهانه‌اش هم اين بود كه براي تايپ فيلمنامه‌هايش به او نياز دارد.همسر دوم استالونه (بريجيت نيلسون)1985-1987( ) نام داشت كه در فيلم (راكي )4 با استالونه هم‌بازي بود. ازدواج اول بريجيت با (كاسپر ونيرنيگ) موزيسين دانماركي بود. او پس از جدايي از استالونه نيز با (مارك گاستينو) فوتباليست آمريكايي نامزد شد و يك پسر از او دارد. بريجيت پس از آن با (سباستين گوپلند) كارگردان و عكاس كه پسرعموي (اوراندوبلوم) بود عروسي كرد و در ماه مارس 2005 و در ازدواج پنجم خود با (ماتيا دسي) يك كافهدار 28 ساله ايتاليايي پيوند زناشويي بست. ولي اين ازدواج هيچ‌گاه رسمي قلمداد نشد زيرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
همسر سوم استالونه كه همسر فعلي او نيز مي‌باشد، (جنيفر فليون) نام دارد كه در سال 1997 با وي ازدواج كرد. جنيفر كه بسيار جوان‌تر از سيلوستر استالونه مي‌باشد در چهارده اگوست سال 1968 در شيكاگو به دنيا آمده است. او دو خواهر هنرپيشه به نام‌هاي (جولي و تريشيا فليون) دارد و مدرك دانشگاهي وي در رشته اقيانوس‌شناسي مي‌باشد. استالونه پنج فرزند دارد. پسر ارشد او (سيج استالونه) و پسر دومش (سرجو) فرزندان (ساشا چاك) هستند و در سال‌هاي 1976 و 1979 به دنيا آمدند. دختران استالونه (سوفيا رز) كه بيماري قلبي مادرزادي دارد و يك سوراخ در قلب اوست، (سيستين رز) و (اسكارلت رز) فرزندان مشترك او و جنيفر فليون مي‌باشند كه به ترتيب در سال‌هاي 1996، 1998 و 2002 متولد شدند. او و فليون كه يك آمريكايي ايرلندي است در قصر (بلنهايم) واقع در (آكسفورد شاير) انگلستان ازدواج نمودند. اين قصر محل تولد (وينستون چرچيل) نيز مي‌باشد.
از نكات قابل توجه زندگي خصوصي استالونه اين است كه او به همراه (بروس ويليس) و (آرنولد شوارتزنگر) مالك رستوران‌هاي (پلنت هاليوود) بودند ولي اين اواخر شوارتزنگر سهم خود را فروخت. استالونه فعاليت‌هاي سياسي نيز داشته است ولي براي يك جناح خاص كار نمي‌كند و تاكنون هم به نفع كانديداهاي جناح دموكرات تبليغ كرده است و هم به نفع كانديداهاي جناح جمهوري خواه

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 14:39 | 
بیوگرافی شهاب حسینی

وقتی در برنامه اکسیژن مقابل دوربین بازی و اجرای راحتی را به نمایش گذاشت بسیاری اذعان داشتند که استعدادی خاص در او ودیعه گذاشته شده است. شهاب حسینی یک بازیگر خوب نقش های دوم است اگر چه در معدود نقش های اول خود هم توانا نشان داده است. حسینی در سال 1352 متولد شده و دانشجوی انصرافی روانشناسی از دانشگاه تهران است ، کارش را با گویندگی در رادیو آغاز کرد و سپس در تعدادی از برنامه های تلویزیونی مجری گری کرد.چهره اش با برنامه اکسیژن برای مخاطبان تلویزیون جا افتاد در چند برنامه به طورهمزمان این کار را انجام ،برنامه های رنگ صبح،برپا برپا ،با شما ،افتابگردان و سری دوم اکسیژن از جمله همین برنامه ها بود . بازیگری برای سینما را از سال 1379 با ساخته ای از امیر قویدل با عنوان رخساره آغاز کرد. فیلم یک مثلث عاشقانه بود با حضور محمد علی سپانلو و میترا حجار که در آن حسینی عاشق دختری که شباهت فراوانی به عشق دیرین پدرش دارد و در این میان دختر ناخواسته به ورطه عشق پدر می افتد ،ستیز حسینی در به دست آوردن عنان دختر و جدالش از سوی دیگر با پدر صحنه های دیدنی آفرید و از همان قالب شخصیت عصبی رو به انفجارشکل گرفت،اگر چه اشکال مختلف این شخصیت در نقش های متفاوت با همین اسانس او را از مهلکه یک کلیشه ثابت تجات داد. پس از آن حسینی با پلیس جوان ساخته سیروس مقدم در سال 80 به تلویزیون بازگشت . این دومین بار بود که او در تلویزیون و در یک مجموعه فقط بازی می کرد شخصیت محوری یک پلیس و کنار بازیگرانی بزرگی چون داریوش ارجمند و خوروش او را به سطح مطلوب ارتقا داد. اگر چه بنا به نوع کار ،کارکترها نوعی لوس و بسیار غلو شده بودند  اما حسینی با صورت و ممیک خود توانست توانایی هایش را به رخ بکشد. او پیش از این با مجموعه پس از باران بازی در جعبه کوچک را تجربه کرده بود اما پلیس جوان جای کار بیشتری داشت سال 81 با بازگشت او به سینما مصادف بود . علی قوی تن در ملودرام اجتماعی خود از او بهره می برد و آدمکها ساخته می شود فیلم علی رغم امتیازات ویژه ساختار مناسب از سوی مخاطبین نادیده گرفته می شود، این نادیده گرفتن یک باردیگر هم اتفاق می افتد ،«الهام زیگوات» فیلم قابل تاملی بود که شهاب در آن بسیار صریح و زیبا بازی کرد ،اما به علت عدم برخورداری از جنبه های تجاری به چشم نمی آید و بازی حسینی نیزدور از چشم بینندگان قرار می گیرد.سال 81 نقش کوتاهی در واکنش پنجم در کنار نیکی کریمی و جمشید هاشم پور به شدت مورد تشویق قرار می گیرد و نشان می هد توانایی های بسیاری در آستین دارد که هنوز فرصت ظهور پیدا نکرده است . این زن حرف نمی زند ساخته احمد امینی به او جای کار بیشتری می دهد و حسینی هم در نقش به شدت متفاوت از آن واقعیت سود می برد. زهر عسل به نقش عاشق قدیمی که در پی انتقام بر آمدن حضوری کوتاه اما خوش ساخت داشت و تقریبا همه بازیگران فیلم خصوصا محمد رضا گلزار و مهناز افشار که نقش اصلی بودند ،پشت سر گداشت.سال 82 را می توان سال درخشش حسینی نامید.او در ساخته اجتماعی پوران درخشنده با عنوان شمعی در باد در تقابل با رادان و حسام نواب صفوی بازی دیدنی از خود به یادگار گذاشت و به خاطر ش کاندیدای جایزه بهترین بازیگر نقش دوم از جشنواره بیست و دوم  می شود می شود . از آن سو در بازگشت به تلویزیون ، در مجموعه تب سرد به کارگردانی علی رضا افخمی بازی می کند که جز بازی های به یاد ماندنی او محسوب می شود. این بار هم کارکتر عصبی را شاهد هستیم که در پی نقشه ای شوم برای تلکه کردن پدر زن پولدارش به مسیری سراسر خون و گمراهی می رسد . حسینی در کنار دو بازیگر جوان کار یعنی حمید گودرزی و کامبیز دیرباز شاهکاری دیدنی می آفریند. سیروس الوند در ساخته آخر خود رستگاری در 8:20 دقیقه (83) استفاده ای به شدت متفاوت از او به عمل می آورد حسینی این بار شکل و شمایلی جدید و باز هم  در کنار رادان ایفا گر یک نقش مذهبی با اعتقادات عجیب است که رادان را برای کشتن یک زن روسپی در محله اشان تحریک می کند و باز هم برای نقش این نقش کاندیدای جایزه می شود . اما ناکام می ماند . گر چه ندادن جایزه به او چیزی از ارزش های هنری او کم نکرد و او توانایی هایش را همچنان در کارهای جدید به رخ می کشد . حسینی به تازگی در بازی در نیلوفر آبی را به پایان رسانده دستی هم در خوانندگی دارد و اولین آلبوم خود را احتمالا تحت نام رایا منتشر خواهد شد  در دست تهیه است.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 3:58 | 
بیوگرافی محمد رضا گلزار

بیوگرافی محمد رضا گلزار

 

گلزار اصلا آمده بود که معروف بشود و همین طور هم شد چه زمانی که در گروه آریان به عنوان گیتاریست فعالیت میکرد و چه بعد از آن که به صورت حرفه ای به سینما پیوست.

این قادری بود که گلزار را پسندید و سام و نرگس را براساس فیلمی قدیمی در سال 78 ساخت و از حضور او استفاده گرد.

گلزار در سال 1354 متولد شد و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی است.

پس از سام و نرگس که در آن نقش جوانی را بازی می کرد که در آستانه اعدام مورد عفو قار می گیرد . برای بازی در زمانه به کارگردانی حمید رضا صلاحمند (79) انتخاب می شود که یک اثر فوق العاده ضعیف بود . بالای شهر پایین شهر (80) ساخته اکبر خامین هم یک اثر شکست خورده بود و گلزار همچنان به خاطره چهره و جنجالهای مطبوعاتی اش مورد توجه قرار می گیرد تا بازی هایش در آثار سینمایی ، اما فریدون جیرانی با شام آخر در سال 80 موفقیت بهتری برایش فراهم می کند فیلم با بازی کتایون ریاحی گلزار و هاینه توسلی به فروش فوق العاده ای دست پیدا می کند .در این فیلم بود که بازی گلزار برای اولین بار جدی گرفته می شود. پس از آن در سال 81 همزمان در سه فیلم ظاهر می شود چشمان سیاه همکاری دوباره او با ایرج قادری به شمار می رفت که تنها به صرف گیشه ساخته شده بود و با داشتن مهره ای همچون گلزار که آن سالها در اوج شهرت قرار داشت ، هم به این مهم تا اندکی دست می یابد.

زهر هم عسل هم تجربه جوانی به نام ابرهیم شیبانی بود .اما بر خلاف این دو کارکه جنبه تجاری اشان بر جنبه های هنری می چربید بوتیک حمید نعمت ا... هم بازی می کند . فیلم یک داستان اجتماعی را دنبال می کرد درباره دختری (گلشیفته فراهانی ) که آرزوهای طول و درازی در سر دارد و در این میان با پسری آشنا می شود (گلزار)که در بوتیک کار می کند ، آشنایی آنها باعث می شود تا به درون خواسته های جوانی نقب بزنیم که حق خود را از اجتماع پیرامونشان می خواهند اما تاوانی که می پردازند سنگین است.بازی گلزار در این فیلم پخته تر نشان می دهد او اگر فرصتهایی لازم در اختیارش قرار بگیرد می تواند مهره مو ثری  باشد.

حضور فیزیکی گلزار این بار نه تنها صرف زیبایی نیست بلکه روند داستان کمک شایانی می کند . از طرفی خارج از دنیا  سینما اتفاقاتی چند برای او پیش می آید ، جنجالهای پیرامون کار و زندگی اش دست به نشریات شایعه پرداز بالا می گیرد ، از ادامه فعالیتها ی تبلیغاتی وی جلوگیری به عمل می آید . و در ضمن پس از کش و قوسهایی از گروه آریان جدا  می شود .

سال 82 در دو فیلم کما کنار امین حیایی بازی خوبی ارائه می دهد و اکران  13 گربه روی شیروانی که از مضمون و ساختار بسیار متفاوت در سینمای فانتزی بهره می برد ، همراه می شود با رفتن او از ایران ، شایعاتی قوت می گیرند مبنی بر این که دیگر باز نمی گردد ، اما پس از مدتی می آید ولی دیگر شایعات کار خود را کرده بودند .

از ادامه فعالیتهای بازیگری وی ممانعت به عمل می آید و آخرین بازی اش در گل یخ ساخته کیومرث پور احمدی پس از مدتها توقیف در سال 84 به نمایش در می آید که با استقبال خوبی همراه می شود .

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 3:56 | 
بیوگرافی بهرام رادان

بیوگرافی بهرام رادان

1-متولد 8 اردیبهشت 1358. 2-بچه تهران. 3-فرزند آخر خانواده -4-لیسانس مدیریت بازرگانی -5-تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی -6-دارای یک خواهر و یک برادر. 7-خواهر و برادرش سال هاست که ایران را ترک کرده اند. 8-در 15 سالگی به آمریکا رفت ولی پس از یک سال به ایران بازگشت. 9-منزلش در زعفرانیه است.10-تنها زندگی می کند.11-دوستان محدودی دارد و فقط با آن ها معاشرت می کند.12-سربازی در پادگان 06 تهران-13قبولی در دانشگاه در سال 1378. 14.اولین فیلم او شور عشق بود. 15.شور عشق فروش بالایی داشت و تنها فیلمی بود که زرشک زرین گرفته است. 16-فیلم آواز قو چهارمین فیلمش بود ولی پس از شور عشق اکران شد. 17-با آواز قو ستاره شد. 18-برای آواز قو اولین جایزه عمرش را گرفت.19-فیلم رز زرد را دوست ندارد.20-با گاو خونی طبقه سینمایی خود را تغییر داد.21-اولین بازیگر ایرانی که مدیر برنامه داشت و دارد.22-اولین بازیگر ایرانی که سایت اختصاصی تاسیس کرد.23-برنده سیمرغ بهترین بازیگر مرد در جشنواره 22 فجر.24-بازیگر محبوب افخمی است.25-فیلم ته دنیا را در جنوب فرانسه بازی کرده است.26-در ته دنیا هم بازیگر اصلی بود و هم دستیار و هم برنامه ریز-27-همه کارشناسان او را بهترین بازیگر جوان سینما می دانند.28-گران ترین هنرپیشه مرد اول است.29-در دوران مدرس بسکتبالیست بوده است.30-ازدواج صورتی را بزرگترین اشتباه کارنامه اش می داند.31-هر روز ورزش می کنند.32-ورزش مورد علاقه اش اسکی و تنیس است.33-کاملا مستقل است.34-با هیچ هنرپیشه ای معاشرت نمی کند.35-عاشق چگوارا است.36-جوان برتر سال 1376 به انتخاب سازمان ملی جوانان.37-اگر هنرپیشه نمی شد دوست داشت خبرنگار شود.38-ساز نمی زند.39-مجرد است.40-خواندن فیلمنامه برایش شرط اول است.41-بسیار خوش رو است.42-هفدهمین فیلمش (علی سنتوری)ساخته داریوش مهر جویی است.43-هیچ پاتوقی ندارد.44-اطرافیانش از انرژی فراوان او حیرت می کنند.45-اهل دعوا نیست.46-کتاب های سیاسی و تاریخی را دوست دارد.47-در دبیرستان از مثلثات متنفر بود.48-دو فیلم پشت سر هم را با دو کارگردان زن کار کرده است(شمعی در باد )(گیلانه)49-تنها بازیگر تاریخ جشنواره فجر که در یک دوره با چهار فیلم در بخش مسابقه بوده است.50-اولی سوپر استار ایرانی بود که در کن روی فرش قرمز رفت(فستیوال کن 2004)

اینم ۵۰ نکته از بیوگرافی این هنرپیشه خوب کشورمون

سایت بهرام رادان

که دو زبان انگلیسی و فارسی است

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 3:54 | 
بیوگرافی امین حیایی

بیوگرافی امین حیایی

 

 

شمایلی از یک بچه تخس و بعضا تازه به دوران رسیده تهرانی با چهره او عجین شده است. بازی هایش به اندازه ای روان و زیباست که به راحتی خود را در دل تماشاگر جا می کند ، اما هنوز نتوانسته به عنوان یک ستاره سینما بدرخشد. امین متولد سال 1349 با مدرک دیپلم است. در دوران تحصیلی به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایش عقیدتی سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. اما اولین حضور رسمی اش در مقبل دوربین به سال 1371 و بازی در همسفر ساخته اصغر هاشمی باز می گردد.

همان سال به همراه پور عرب در دو روی سکه ساخته محمد متوسلانی بازی کرد که تا اندازه ای باعث شد چهره اش برای تماشاگران و سینما روها جدی تر شود . پرتگاه ساخته مرحوم بهرام ری پور در سال 72 کار ضعیفی بود و همان سال بازی در مجموعه آپارتمان به کارگردانی اصغر هاشمی را  هم پذیرفت که کمک کرد تا یک «شخصیت بچه تهرون» از حیایی شکل بگیرد و بعد ها در اکثر کارهایش همین تیپ را با نوع و لهجه خاص بیان کلمات ادامه بدهد. سال 73 در حامی بازی می کند که هیچ جای پیشرفتی برایش نداشت و بعد از آن مدتی سکوت کرد. تا اینکه در سال 75 با براده های خورشید ساخته محمد حسین حقیقی نظرها را به سوی خود جلب می کند و در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم مرد می شود . ازاین پس مورد توجه کارگردانان صاحب نام قرار می گیرد و رفته رفته ترقی می کند . هتل کارتن یک درام اجتماعی و جوان پسند از سیروس الوند که مورد رضایت تماشاگران واقع می شود . همکاری با سیروس الوند پس از تجربه ناموفق و ضعیف بادام های تلخ به کارگردانی کاظم معصومی ، در سال 78 و با فیلم دست های آلوده تکرار می شود که بازهم به رشد چهره او کمک فراوانی می کند. این در حالی بود که سال پیش از آن در مجموعه پرطرفدار روزگار جوانی ساخته شاپور قریب اسم و رسمی برای خود به هم زده بود. سرانجانم پس از چند سال تلاش مداوم و تجربه نقش های دوم و کوتاه در سیب سرخ حوا (78) ساخته سعید اسدی اولین نقش اول خود را ایفا می کند که یک کار مناسب و دور از انتظار از وی به شمار می رفت . از علف های هرز و مونس که بگذریم بازی قابل توجه وی در ساخته سال 79 داریوش فرهنگ با عنوان تکیه بر باد اتفاق افتاد و او به نقش جوانی که در پی آمدن به شهر  قول قرارهایی قبلی خود را فراموش می کند و به زیبایی نقش آفرینی می کند. همان سال مجموعه موفق همسایه ها را هم بازی می کند که از یک تیم حرفه ای سود می برد و توانست طرفداران بسیاری پیدا کند. مانی و ندا چندان کار مطرحی نبود، اما سیروس الوند در مزاحم فرصت بسیار خوبی در اختیارش قرار می دهد و او نقش دشوار خود در کنار شکیبایی و میترا حجار می درخشد، اگر چه بازی زیبای او به دلیل ضعف در شخصیت پردازی تا حدودی لطمه می خورد.اثیری یک کار ترسناک بود که در آن حیایی باز هم در کنار شکیبایی قرار می گرفت و بلافاصله پس از آن دوباره در یک کار ترسناک ظاهر شد این بار صحبت از رز زرد بود که اقتباسی کم مایه و کم جان از یک کار هالیوودی به نام می دانم  تابستان گذشته چه کردی ؟ بود . به نوعی سال 81 را می توان سال حیایی خواند،زیرا با بازی درشش فیلم رکوردی بر جای می گذارد. مزاحم ، مانی و ندا، مونس ، اثیری ، رز زرد و بوی بهشت که در این آخری به همراه همسرش نیلوفر خوش خلق ظاهر شده بود. پس از آن در عروس خوش قدم از جنبه بالای کمدی  خود بهره می برد . در تب به درستی خود و نقش را جا نمی اندازد اما شخصیت علی شوتی علی رغم پرداخت خیلی ضعیف در فیلم دختر ایرونی به شدت مورد رضایت تماشاروها قرار می گیرد. او همین مایه کمدی را به شکل متفاوت در دو ساخته مهمان مامان و کما در سال 82 به نمایش می گذارد و فروش بالای هر دو کار در کنار هنر آفرینی قابل ستایش امین حیایی را به صدر اول جدول می آورد. زن زیادی ساخته تهمینه میلادی فرصت کار ویژه ای را برایش فراهم می آورد. در حالی که این روزها دوباره به عنوان یک فرد پرکار باید منتظر رکورد جدیدی از او باشیم، حیایی در حال حاضر فیلم های شارلاتان ،سرود تولد، پوکر، آکواریوم و ستاره ها را در دست دارد.

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 3:53 | 
بیوگرافی افسانه بایگان

  بیوگرافی افسانه بایگان

 

 شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم گمشده (مهدی صباغزاده) در سال ١٣٦٤
با بازی در مجموعه تلویزیونی سربداران (محمدعلی نجفی، 1363) ایفای نقش مقابل دوربین را تجربه کرد و پس از آن بلافاصله به سینما راه یافت. او در دهه شصت پرکارترین بازیگر زن سینما بود.

 نام اصلی: افسانه

نام خانوادگی اصلی: بایگان

سمت (در بخش های):  بازیگران،صحنه و لباس،

......................................

تاریخ تولد: 1340

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

.....................................

 مدرک تحصیلی: پنجم ابتدایی 

 

بیوگرافی

شروع فعالیت هنری با بازی در فیلم کوتاه بوق در سال 1351.

برادرزاده فضل الله بایگان (کارگردان سینما و تاتر).

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم گمشده (مهدی صباغزاده) در سال ١٣٦٤

با بازی در مجموعه تلویزیونی سربداران (محمدعلی نجفی، 1363) ایفای نقش مقابل دوربین را تجربه کرد و پس از آن بلافاصله به سینما راه یافت. او در دهه شصت پرکارترین بازیگر زن سینما بود.

نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن در نهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم دو فیلم با یک بلیط (داریوش فرهنگ، 1369)

- دیپلم افتخار بازیگر نقش اول زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم خواهران غریب (کیومرث پوراحمد، 1374)

  بخشی از فیلم شناسی:

1385  محاکمه ( ایرج قادری )  [بازیگر]

1383  کافه ستاره ( سامان مقدم )  [بازیگر]

1379  خاکستری ( مهرداد میرفلاح )  [بازیگر]

1378  عشق شیشه‌ ای ( غلامرضا حیدرنژاد )  [بازیگر]

1377  زخمی ( کامران قدکچیان )  [بازیگر]

1377  شبیخون ( جمشید آهنگرانی )  [بازیگر]

1377  طوطیا ( ایرج قادری )  [بازیگر]

1377  مرد عوضی ( محمدرضا هنرمند )  [بازیگر]

1376  بدلکاران ( مهدی صباغ زاده )  [بازیگر]

1376  پنجه در خاک ( ایرج قادری )  [بازیگر]

1376  جهان پهلوان تختی ( بهروز افخمی )  [بازیگر]

1376  یاغی ( جهانگیر جهانگیری )  [بازیگر]

1375  نابخشوده ( ایرج قادری )  [بازیگر]

1374  خواهران غریب ( کیومرث پوراحمد )  [بازیگر]

1373  مجازات ( جهانگیر الماسی )  [بازیگر]

1373  روز دیدنی ( فرزین مهدی‌پور )  [بازیگر]

1372  بدل ( جهانگیر جهانگیری )  [بازیگر]

1371  حمله خرچنگ ‌ها ( پرویز تاییدی )  [بازیگر]

1371  شکوه بازگشت ( سیروس مقدم )  [بازیگر-طراح صحنه و لباس]

1371  مریم و میتیل ( فتحعلی اویسی )  [بازیگر]

1371  اتل متل توتوله ( محمد جعفری )  [بازیگر]

1371  آلما ( اکبر صادقی )  [بازیگر]

1371  خوش خیال ( مهران تاییدی )  [بازیگر]

1370  گرگ‌ های گرسنه ( سیروس مقدم )  [بازیگر]

1370  شانس زندگی ( شهریار پارسی پور )  [بازیگر]

1370  قرق ( احمد هاشمی )  [بازیگر]

1369  دو فیلم با یک بلیط ( داریوش فرهنگ )  [بازیگر]

1368  آخرین مهلت ( پرویز تاییدی )  [بازیگر]

1368  فانی ( افشین شرکت )  [بازیگر]

1368  شنگول و منگول ( پرویز صبری )  [بازیگر]

1367  طوبی ( خسرو ملکان )  [بازیگر]

1366  گل مریم ( حسن محمدزاده )  [بازیگر]

1366  مکافات ( منوچهر مصیری )  [بازیگر]

1365  بگذار زندگی کنم ( شاپور قریب )  [بازیگر]

1365  تشکیلات ( منوچهر مصیری )  [بازیگر]

1365  حریم مهرورزی ( ناصر غلامرضایی )  [بازیگر]

1365  دبیرستان ( اکبر صادقی )  [بازیگر]

1364  گمشده ( مهدی صباغ زاده )  [بازیگر]

1362  دادشاه ( حبیب کاوش )  [بازیگر]

1361  کیلومتر پنج ( حجت الله سیفی )  [بازیگر]

 

جوایز و انتخابها

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (دو فیلم با یک بلیط)

[ دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]

.................................................................

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (کافه ستاره)

[ دوره 24 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1384 ]

.................................................................

>>  برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن (خواهران غریب)

[ دوره 14 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1374 ]

................................................................

 

بیشترین همکاری های افسانه بایگان با:

>>  خسرو خسروشاهی (دوبله،صدا،) (در 13 فیلم ) ==>

>>  روبیک منصوری (بازیگران،تدوین،صدا،عنوان بندی،موسیقی،) (در 12 فیلم ) ==>

>>  ایرج گل‌افشان (تدوین،عنوان بندی،) (در 7 فیلم ) ==>

>>  فرج الله حیدری (فیلمبرداری،) (در 7 فیلم ) ==>

>>  جمشید هاشم پور (بازیگران،) (در 7 فیلم )

>>  احمد احمدپور (صدا،) (در 7 فیلم ) ==>

>>  جمشید مشایخی (بازیگران،) (در 6 فیلم ) ==>

>>  اکبر اصفهانی (بازیگران،عکس،) (در 6 فیلم ) ==>

>>  عبدالله اسکندری (تهیه و تولید،فیلمنامه،چهره پردازی،) (در 6 فیلم ) ==>

>>  هوشنگ دیباییان (بازیگران،) (در 6 فیلم ) ==>

>>  عباس شوقی (بازیگران،جلوه های ویژه،موسیقی،) (در 6 فیلم ) ==>

>>  فریبرز لاچینی (موسیقی،) (در 6 فیلم ) ==>

>>  علی نیک رفتار (عکس،موسیقی،) (در 5 فیلم ) ==>

>>  حسین ملکی (بازیگران،عکس،فیلمبرداری،) (در 5 فیلم ) ==>

>>  مسعود ولدبیگی (بازیگران،چهره پردازی،) (در 5 فیلم ) ==>

>>  مرتضی شایسته (تهیه و تولید،) (در 5 فیلم ) ==>

>>  فریدون ژورک (تدوین،تهیه و تولید،صدا،عنوان بندی،فیلمنامه،) (در 5 فیلم ) ==>

>>  حبیب اسماعیلی (بازیگران،تهیه و تولید،) (در 5 فیلم ) ==>

>>  بابک بیات (موسیقی،) (در 5 فیلم ) ==>

>>  حسین صفاریان (بازیگران،) (در 5 فیلم ) ==>

 >>  مصطفی شایسته (تهیه و تولید،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  روح الله امامی (تدوین،عنوان بندی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  فتحعلی اویسی (بازیگران،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  کامبیز روشن روان (موسیقی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  ناصر چشم آذر (بازیگران،موسیقی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  منوچهر حامدی (بازیگران،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  علیرضا زرین دست (صحنه و لباس،فیلمبرداری،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  مهدی صباغ زاده (تدوین،تهیه و تولید،صحنه و لباس،عنوان بندی،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  علی عابدینی (صحنه و لباس،چهره پردازی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  ایرج قادری (بازیگران،تدوین،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 4 فیلم ) ==>

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 3:33 | 
بیوگرافی زیبا بروفه

 بیوگرافی زیبا بروفه

 

 در تلویزیون با مجموعه زیر گنبد کبود (بهمن زرین پور) و سپس با مجموعه دلبندم (رضا عطاران) شناخته شد. اما شاید بهترین نقش آفرینی وی در فیلم پر پرواز (خسرو معصومی) باشد. بازی او در این فیلم شاید یکی از نقاط قوت معدود فیلم باشد که زیبا بروفه به بهترین شکل ممکن از پس آن برآمده است.

 نام اصلی: زیبا

نام خانوادگی اصلی: بروفه

سمت (در بخش های):  بازیگران،

......................................

تاریخ تولد: 1354

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

......................................

 مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل  حقوق قضایی

روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان  

>>  پیام صابری (شوهر)

 

بیوگرافی

فارغ التحصیل حقوق قضایی از دانشگاه آزاد اسلامی در سال ١٣٧٨.

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم شب روباه (همایون اسعدیان) در سال ١٣٧٥.

با سریال خانه شلوغ (علی شوقیان، 1373) بازیگری را آغاز کرد.

در تلویزیون با مجموعه زیر گنبد کبود (بهمن زرین پور) و سپس با مجموعه دلبندم (رضا عطاران) شناخته شد. اما شاید بهترین نقش آفرینی وی در فیلم پر پرواز (خسرو معصومی) باشد. بازی او در این فیلم شاید یکی از نقاط قوت معدود فیلم باشد که زیبا بروفه به بهترین شکل ممکن از پس آن برآمده است.

اگر زیبا بروفه دست به انتخاب درست بزند شاید در سینما بتواند بسیار موفق تر از تلویزیون باشد.

 بخشی از فیلم شناسی:  

1381  دوشیزه ( محمد درمنش )  [بازیگر]

1380  بی همتا ( جهانگیر جهانگیری )  [بازیگر]

1380  مانی و ندا ( پرویز صبری )  [بازیگر]

1379  پر پرواز ( خسرو معصومی )  [بازیگر]

1375  شب روباه ( همایون اسعدیان )  [بازیگر]

 بیشترین همکاری های زیبا بروفه با:

>>  عباس شوقی

(بازیگران،جلوه های ویژه،موسیقی،)

(در 2 فیلم ) ==> [ لیست فیلم های مشترک

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 3:28 | 
بیوگرافی لعیا زنگنه

  بیوگرافیلعیا زنگنه

 

 نخستین کار حرفه ای اش در تئاتر، بازی در نمایش یادگار سال های شن (علی رفیعی، 1371) بود.


بازی زیبای او در مجموعه تلویزیونی در پناه تو (حمید لبخنده، 1373) هنوز در یادها مانده است
.
بازی کوتاه او در فیلم مزاحم (سیروس الوند) شاید بهترین نقش آفرینی او در سینما تا به امروز باشد.

 نام اصلی: لعیا

نام خانوادگی اصلی: زنگنه

سمت (در بخش های):  بازیگران،

......................................

تاریخ تولد: 1344

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

 .....................................  

 مدرک تحصیلی: لیسانس  تاتر

 بیوگرافی  

فارغ التحصیل تاتر از دانشگاه هنر.

یک دوره کلاس نقاشی را گذرانده است.

شروع فعالیت در تاتر در سال 1370.

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم راز مینا (عباس رافعی) در سال 1375.

در دوران دانشجویی در چند نمایش از جمله پارانویا، یادگار، خال خالی (عروسکی) و نیز در فیلم کوتاه دانشجویی در کنج تنهایی بازی کرد.

نخستین کار حرفه ای اش در تئاتر، بازی در نمایش یادگار سال های شن (علی رفیعی، 1371) بود.

بازی زیبای او در مجموعه تلویزیونی در پناه تو (حمید لبخنده، 1373) هنوز در یادها مانده است.

بازی کوتاه او در فیلم مزاحم (سیروس الوند) شاید بهترین نقش آفرینی او در سینما تا به امروز باشد.

  بخشی از فیلم شناسی:  

1385  رئیس ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]

1381  تب ( رضا کریمی )  [بازیگر]

1380  مزاحم ( سیروس الوند )  [بازیگر]

1379  رنگ شب ( محمدعلی سجادی )  [بازیگر]

1379  شیفته ( محمدعلی سجادی )  [بازیگر]

1378  تکیه بر باد ( داریوش فرهنگ )  [بازیگر]

1375  راز مینا ( عباس رافعی )  [بازیگر]

 

بیشترین همکاری های لعیا زنگنه با:

>>  امین حیایی (بازیگران،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  عباس شوقی (بازیگران،جلوه های ویژه،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  حسین ملکی (بازیگران،عکس،فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  جهانگیر میرشکاری (بازیگران،صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  علی اصغر طبسی (بازیگران،تهیه و تولید،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  کارن همایونفر (بازیگران،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  داریوش باباییان (بازیگران،تهیه و تولید،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  داریوش ارجمند (بازیگران،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  فرهاد ارجمندی (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  عبدالله اسکندری (تهیه و تولید،فیلمنامه،چهره پردازی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  داود رسولیان (بازیگران،تهیه و تولید،جلوه های ویژه، (در 2 فیلم ) ==>

>>  عاطفه رضوی (بازیگران،چهره پردازی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  محمدعلی سجادی (تدوین،تهیه و تولید،صحنه و لباس،عنوان بندی،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  شاهرخ سخایی (بازیگران،عکس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  خسرو شکیبایی (بازیگران،فیلمنامه،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  فریبرز عرب نیا (بازیگران،فیلمنامه،) (در 2 فیلم ) ==>

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 3:25 | 
بیوگرافی حدیث فولادوند

 بیوگرافی حدیث فولادوند

 

 با بازی در نقش عروس جوان در فیلم دستهای آلوده (1378) به سینما آمد و یک سال بعد در فیلم مارال (1379) بود که فرصت خودنمایی پیدا کرد اما در تلویزیون با مجموعه تلویزیونی گمگشته (1380) معروف شد.

 نام اصلی: حدیث

نام خانوادگی اصلی: فولادوند

سمت (در بخش های):  بازیگران

......................................

تاریخ تولد: 1356

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

......................................

 مدرک تحصیلی: فوق دیپلم 

 بیوگرافی

با بازی در نقش عروس جوان در فیلم دستهای آلوده (1378) به سینما آمد و یک سال بعد در فیلم مارال (1379) بود که فرصت خودنمایی پیدا کرد اما در تلویزیون با مجموعه تلویزیونی گمگشته (1380) معروف شد.

 بخشی از فیلم شناسی:

1384  عروس کوهستان ( یوسف سیدمهدوی )  [بازیگر]

1383  شاخه گلی برای عروس ( قدرت الله صلح میرزایی )  [بازیگر]

1383  گاهی واقعی ( رامین لباسچی )  [بازیگر]

1382  کما ( آرش معیریان )  [بازیگر]

1381  تب ( رضا کریمی )  [بازیگر]

1381  غزل ( محمدرضا زهتابی )  [بازیگر]

1380  رز زرد ( داریوش فرهنگ )  [بازیگر]

1380  همکلاس ( سعید خورشیدیان )  [بازیگر]

1379  مارال ( مهدی صباغ زاده )  [بازیگر]

1379  مسافر ری ( داود میرباقری )  [بازیگر]

1378  دست‌ های آلوده ( سیروس الوند )  [بازیگر] 

 

بیشترین همکاری های حدیث فولادوند با:

>>  امین حیایی (بازیگران،موسیقی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  عبدالله اسکندری (تهیه و تولید،فیلمنامه،چهره پردازی،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  زهره حمیدی (بازیگران،) (در 4 فیلم ) ==>

>>  بابک اخوان  (صدا،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  احمد احمدی (بازیگران،صدا،عکس،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  جهانگیر میرشکاری (بازیگران،صدا،) (در 3 فیلم ) ==>

>>  عبدالله علیخانی (تهیه و تولید،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  فرهاد ارجمندی (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  داریوش ارجمند (بازیگران،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  علی قربان زاده (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  ساسان باقرپور (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  رضا بانکی (تهیه و تولید،عکس،فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  حسن توکل نیا (بازیگران،تهیه و تولید،کارگردانی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  مهرداد جنابی (موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  مهتاج نجومی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  نیلوفر دوستی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  عظیم محمدی (جلوه های ویژه،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  نیما فلاح (بازیگران،کارگردانی،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  حسین مجد (صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  فرهاد خان محمدی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  فریدون خوشابافرد (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  مجتبی رحیمی (صحنه و لباس،فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  غلامرضا طباطبایی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>>  حسین فرح بخش (تهیه و تولید،صحنه و لباس،عکس،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 2 فیلم )

>>  آرش معیریان (تدوین،کارگردانی،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 3:20 | 
بیوگرافی نیکی کریمی

 متولد سال ۱۳۵۰ در تهران او از دوران دبستان بازی در گروه‌های کوچک تئاتری را آغاز کرد. نخستین نقش سینمایی‌اش را در سال ۱۳۶۸ در فیلم «وسوسه» به کارگردانی جمشید حیدری به دست آورد. اما نخستین حضور جدی‌اش را میتوان در فیلم «عروس» به کارگردانی بهروز افخمی در سال ۱۳۶۹ دانست. او و ابوالفضل پورعرب را اولین جوانان سینمای ایران پس از انقلاب می‌دانند.
‍پس از آن، کریمی در دو فیلم مهم از داریوش مهرجویی به نام‌های «سارا» و «پری» بازی کرد. بازی‌اش در فیلم «سارا» اقتباسی از «خانه عروسک» اثر هنریک ابسن بود، برایش جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره‌های سن سباستین و نانت را به ارمغان آورد
.
در همان سال برای تحصیل در رشته طراحی به آمریکا رفت و تا زمان بازی در فیلم «پری اثر داریوش مهرجویی به ایران بازنگشت. بازی‌اش در این فیلم که اقتباسی از کتاب «فرنی و زویی» اثر سلینجر بود مورد توجه قرار گرفت و برای بار سوم در جشنواره فیلم فجر نامزد سیمرغ بلورین شد
.
پس از بازی در چند فیلم از کارگردانانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، بهروز افخمی و داریوش فرهنگ در سال ۱۳۷۷ در فیلم «دو زن»به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد. او با بازی در این فیلم، به بازیگر ثابت چند فیلم بعدی تهمینه میلانی با مایه‌های فمینیستی تبدیل شد و این همکاری تا فیلم «واکنش پنجم» ادامه یافت. کریمی برای پنجمین بار برای فیلم «دو زن» نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد. و جایزه بهترین بازیگر زن را به خاطر بازی در همین فیلم از جشنواره تائورمینا ایتالیا گرفت
.
پس از اینکه دستیاری عباس کیارستمی‌را در فیلم «A.B.C. Africa» به عهده گرفت، در سال ۱۳۸۰ فیلم کوتاه مستندی با مضمون نازایی با عنوان «داشتن یا نداشتن» ساخت که برنده جایزه باران شد. در سال ۱۳۸۱ در دو فیلم ««دیوانه‌ای از قفس پرید» به کارگردانی احمد‌رضا معتمدی و «واکنش پنجم» به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد که به خاطر بازی در این دو فیلم جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فجر را گرفت
.
او برای اولین بار در فیلم «باج خور» اثر «فرزاد مؤتمن» در یک نقش منفی بازی کرد
.
در سال ۱۳۸۳ اولین فیلم بلندش به نام «یک شب» را کارگردانی کرد.

فعالیت هنری را با بازی در تئاترهای مدرسه ای آغاز کرد و پس از پایان تحصیلات با فیلم وسوسه جلوی دوربین رفت.

- اما نخستین حضور جدی اش بازی در فیلم عروس بود.

- در چهل و یکمین جشنواره سن سباستین (اسپانیا، 1992) برای بازی در سارا جایزه بهترین بازیگر زن را بطور مشترک دریافت کرد و در همین سال برای همین فیلم (باز هم بطور مشترک) از جشنواره سه قاره نانت فرانسه جایزه گرفت.

- در دوره های مختلف جشنواره فجر برای بازی در فیلمهای عروس، سارا، پری، روانی و دوزن کاندید بوده است.

- او به خاطر بازی در فیلم دوزن جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره تائورمینا (ایتالیا، 1999) دریافت کرد.

- او فیلم کوتاه « داشتن و نداشتن » را هم کارگردانی کرده است.

 

 

- او برای بازی در فیلم نیمه پنهان از بیست و پنجمین جشنواره فیلم قاهره جایزه بهترین بازیگر را دریافت کرد.

- پس از ده سال نامزدی برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از دوره های مختلف جشنواره فیلم فجر، سرانجام در بیست و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نیکی کریمی برای بازی در فیلمهای واکنش پنجم و دیوانه ای از قفس پرید این جایزه را دریافت کرد.

سايت شخصي:
www.nikikarimi.ws
پست الكترونيك:
info@nikikarimi.ws

 

به عنوان بازیگر:

وسوسه (جمشید حیدری، 1368)

عروس (بهروز افخمی، 1369)

ردپای گرگ (مسعود کیمیایی، 71 - 1370)

سارا (داریوش مهرجویی، 1371)

پری (داریوش مهرجویی، 1373)

بوی پیراهن یوسف (ابراهیم حاتمی کیا، 1374)

سایه به سایه (علی ژکان، 1374)

برج مینو (ابراهیم حاتمی کیا، 1374)

روانی (داریوش فرهنگ، 1376)

جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، 1376)

بازیگر (محمدعلی سجادی، 1377)

دوزن (تهمینه میلانی، 1377)

سیب سرخ حوا (سعید اسدی، 78 - 1377)

دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)

نسل سوخته (رسول ملاقلی پور، 1378)

هزاران زن مثل من (رضا کریمی، 79 - 1378)

نیمه پنهان (تهمینه میلانی، 1379)

دیوانه ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی، 81 - 1380)

بر باد رفته (صدرا عبداللهی، 1381)

واکنش پنجم (تهمینه میلانی، 1381)

باج خور (فرزاد مؤتمن، 1382)

پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان، 1383)

ستاره ها (فریدون جیرانی، 1384)

- نوک برج (کیومرث پوراحمد، 1384)

به عنوان کارگردان:

داشتن و نداشتن (مستند، 1381)

یک شب (سینمایی، 1383)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 2:54 | 
بیوگرافی فاطمه معتمد آریا

 تاریخ تولد: هفتم آبان 1340 - تهران

مدرک تحصیلی: دیپلم دانش سرای هنر.

...............................................

شروع فعالیت از سال 1352 با شرکت در کلاسهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و فعالیت در نمایشهای عروسکی.

او تا کنون چهار بار سیمرغ بلورین دوره های مختلف جشنواره فیلم فجر را ربوده و پنج بار دیگر هم نامزد دریافت آن شده است.

- نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن از ششمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم جهیزیه برای رباب.

- سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن از هفتمین جشنواره فجر برای فیلم برهوت.

- نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از هشتمین جشنواره فیام فجر برای فیلم ریحانه.

- سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن از دهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم مسافران.

- سیمرغ بلورین بهترین بازیگر تقش اول زن از یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم یکبار برای همیشه.

- سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم همسر.

- نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از سیزدهمین جشنواره فیام فجر برای فیلم روسری آبی.

- نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از هجدهمین جشنواره فیام فجر برای فیلم عشق+۲.

- نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و دومین جشنواره فیام فجر برای فیلم ننه گیلانه.

فيلم‌شناسی:
جدال (
۱۳۶۴)


تحفه‌ها (
۱۳۶۶)


گم‌شدگان (
۱۳۶۶)


جهيزيه براي رباب (
۱۳۶۶)


محموله (
۱۳۶۶)


ياد و ديدار (
۱۳۶۶)


ستاره و الماس (
۱۳۶۷)


برهوت (
۱۳۶۷)


ريحانه (
۱۳۶۸)


ناصرالدين شاه آكتور سينما (
۱۳۷۰)


مسافران (
۱۳۷۰)


هنرپيشه (
۱۳۷۱)


يكبار براي هميشه (
۱۳۷۱)


همسر (
۱۳۷۲)


سفر (
۱۳۷۳)


كلاه قرمزي و پسرخاله (
۱۳۷۳)


روسري آبي (
۱۳۷۳)


مرد آفتابي (
۱۳۷۴)


زندگي (
۱۳۷۴)


مهر مادري (
۱۳۷۶)


مرد عوضي (
۱۳۷۷)


عشق +
۲ (۱۳۷۷)


يكي بود، يكي نبود (
۱۳۷۸)


عينك دودي (
۱۳۷۹)


دختر شيريني فروش (
۱۳۸۰)


کلاه قرمزي و سروناز (
۱۳۸۱)

ننه گیلانه (۱۳۸۲)

کارگران مشغول کارند (۱۳۸۴)

تقاطع (۱۳۸۴)

|+| نوشته شده توسط ایمانیا 999 در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 2:26 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">